گنجور

حاشیه‌ها - صفحهٔ ۳۴۴۷

 

برای اینکه کلمات باز جابجا گرفته نشوند خواسته ام بگویم شما که شوخی می کنید من تنها می خندم و ازرم و پرواداری می کنم زیرا شما حکیم هستید و ما حکمت اموز .( بدین ترتیب تخته بند کردم کلمات را که نلغزند)

امین کیخا در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، سه شنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۴۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱


فن به لری فند می شود یعنی درست انگونه که در ترفند مانده است . اما لغت زیبایی با فن داریم و ان پرفن است که گویا مولانا به کار برده است و معنی کسی است که چاره اندیش است و چارگر ولی نمی خواهیم به او حیله گر بگوییم و نازکی بسیاری در این لغت است . زهی شکر پاره پارسی دوستان زهی !

امین کیخا در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، سه شنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۵۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۰۲


فربهی گرفتن چیزی یعنی رونق یافتن ان

امین کیخا در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، سه شنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۵۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۰۲


کوه زه کوهی برود را با نگاه به تفسیری که مولانا از ایه کوهها چون پشم زده می شوند .... در فیه ما فیه باید گرفت او نوشته هرگز کوه ها در هم کوفته نمی شوند بلکه به لطف می رسند ( در برابر کثافت )

امین کیخا در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، سه شنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۵۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۰۱


در فرهنگ واژه یاب دکتر پرتو گمان کنم گفته شده بود جمع باید جم باشد که در اوستایی وجود داشته است .
اما برای جمعیت و شلوغی لغت انبودگی از انبودن یعنی ازدحام وجود دارد و ناانبودگی یعنی خلوت

امین کیخا در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، سه شنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۴۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۰۱


درست و فاش برای اموزاندن دیگران این شعر سروده شده است .

امین کیخا در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، سه شنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۴۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۰۰


چه بزرگواری و بلند پایگی ای حس می کرده و چه همزمان فروتنی می کند .
مولانا با میر چند لغت زیبا همیشه بکار می برد یکی میراب یعنی مسوول بخشبندی و تقسیم اب در منطقه ! دیگری میر خوان یعنی مسوول سفره داری و اشپز باشی ها ! میر اخور یعنی مسوول نگهداری از اسب ها و ستوران !
همین ظرافت و نازکی را با سالار می توان کرد یعنی اب سالار و خوانسالار و اخورسالار بعضیرا خود مولانا به کار برده است

امین کیخا در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، سه شنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۳۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۹


فاش بنیاد لغت فاحش است

امین کیخا در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، سه شنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۰۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۸


اما راجع به اینکه من شوخی برتاب نیستم من در پیش شما باید استوار و تندرست سخن بگویم زیرا به نزد بزرگواران و استادان چنین شایند . شنیده ام حکیمی می گفت اگر بزرگی با کسی درامیزد و شوخ طبعی کند باید که جز لبخندی نزد و بازی نکند و کار از پیمان بدر نبرد !شما تاج سر مایید بفرمایید من لبخند می زنم هر بار اما دریغا شما نمی بینید .

امین کیخا در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، سه شنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱


با درود به شمس الحق شیرین سخنم
راستش من چنانچه همه مردمزادگان را چون درختی می بینم که در هم تافته و در بافته ! زبانها را هم همین گونه می بینم و نیز من عربی را زبان دقیق و روان و زیبا می بینم .و روزی نیست که عربی هم نخوانم یا نشنوم یا نبینم .اما داستان فارسی نویسی من برای پاک کردن حس تحقیر و حقارتی است که مردم ما حس می کنند اینکه یک ادمی که دبیرستان رفته به جای اینکه بگوید من فارسی نمی دانم به خودش اجازه می دهد بگوید که فارسی که کلمه ای از خود ندارد در حالیکه استاد محمود حسابی ریاضی دان و فیزیک دان و لغوی همروزگار خودمان از بیشماری واژگان فارسی به شگفتی امده است و نامه اش به سازمان ملل برای تغییر زبان بین المللی شناخته همگان است . حسابی کسی نیست که بلافد یا دروغی ببافد .حالا من که در درگاه ان بزرگ مرد روزگار چاکری هستم .می کوشم تا اخرین روز و اخرین دم تا انجا که دیگر کلمه به کار نیاید شاید این خفته دلی و خوابگردی دامن برچیند .

امین کیخا در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، سه شنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۴۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱


کامنت

در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، دو شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۵۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱


بله من متوجه هستم ولی شما در کامنا قبلی نوشتیدو اینکه این مصراع از او هست !که از او است یا از اوست یا از اونه. باید مینوشتید ..

در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، دو شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۵۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱


جناب شمس الحق این مصراع از او است یا این مصراع از اوست. یا این مصراع مال اونه ،نه این مصراع از او هست!جسارتم را ببخشید

در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، دو شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۲۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱


لغت وال به معنی نهنگ امروزی در کتاب لغت فرس اسدی هست. من خودم دیده ام .

امین کیخا در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، دو شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۴۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۷۷


حفره یا سوراخ به فارسی یک لغت شگفت دارد که در فرهنگ نامه جلالی دیده ام و ان خوله است خوله معنی سوراخ می دهد و به لری ما به مشک پاره حوله می گوییم حالا همین لغت با hole انگلیسی همستاک است پس خالی هم مشکوک به فارسی بودن است . به لری به خالی حالی می گوییم .

امین کیخا در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، دو شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۴۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۶


من از باب شوخی سفارش می کنم بجای لجباز واژه ستیهنده را به کار ببریم شاید کارها به سامان شد !
بعد التحریر
دوستان درود به همه شما هر دم از این باغ بری می رسد ، بیا یید بنویسید که بانو الهام هم به فرخی و خرمی به انجمن دوستان افزوده شد .

امین کیخا در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، دو شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۳۳ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۷۱ - موعظه در اجتناب از غرور و کبر و حرص


خداراستی بازار جابجاگیری واژگان گرم است من خیلی ملایم از الهام بانو خواسته ام که نرمشپذیر تر باشند . و نه یک کلمه بیشتر . درود بر همه دوستان اگر ادیبان تاب همدیگر را نیاورند شگفت می نماید .

امین کیخا در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، دو شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۱۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۲۶۸


۱۲سال گذشت و من داغون تر از قبلم پدر/رضا چون پدر داره به ما فخر میفروشه-بابا تو چرا تنهام گذاشتی اخه!!!!!!!!!!!!!!!!

ویدا در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، دو شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۵۵ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » این قطعه را در تعزیت پدر بزرگوار خود سروده‌ام


"ولی بی مروت,چو بی بر درخت"یعنی مثل درخت بی میوه"لطفا بین دو وازه ی" چو "و "بی" فاصله بگذارید تا معنا و وزن شعر درست شود

مهدی رضایی در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، دو شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۱۹:۵۴ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۱۸ - حکایت


سلام آقای امین کیخا!
نمیدانم چه حرفی از من باعث شده مرا تندخو و پند ناشنو بدانید! مثل اینکه حرفی مخالف زدن اینجا حمل بر بی ادبیست!
من اگر مخالفتی کردم به خاطر خودپسندی و خودبرتربینی هرگز نبوده است، فقط میخواستم چند صدایی حاکم باشد تا خوانندگان حاشیه ها فکر، مطالعه و انتخاب کنند. خواهش میکنم همه چنین باشیم و صداهای مخالف را بتابیم. من هم این چند وقت بنا به دلایلی وسوسۀ یادداشت نوشتن داشتم ولی ازین به بعد ترجیح میدهم بیشتر بخوانم تا بنویسم و افسوس فرصتها بخورم.
هیچکس کامل نیست و این مرا به آن میدارد که بخوانم و بخوانم و...
سپاسگزار

الهام در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، دو شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۱۹:۲۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۲۶۸


[صفحهٔ اول] … [۳۴۴۵] [۳۴۴۶] [۳۴۴۷] [۳۴۴۸] [۳۴۴۹] … [صفحهٔ آخر]