گنجور

 
سعدی شیرازی
 

بر سر آنم که پای صبر در دامن کشم

نفس را چون مار خط نهی پیرامن کشم

بس که بودم چون گل و نرگس دو روی و شوخ چشم

باز یکچندی زبان در کام چون سوسن کشم

بس که دنیا را کمر بستم چو مور دانه کش

مدتی چون موریانه روی در آهن کشم

روح پاکم چند باشم منزوی در کنج خاک

حور عینم تا کی آخر بار اهریمن کشم

لاله در غنچه‌ست تا کی خار در پهلو نهم

دوست در خانه‌ست تا کی رطل بر دشمن کشم

وه که گر با دوست دریابم زمان ماجرا

خرده‌ای دیگر حریفان را غرامت من کشم

سعدی گردن کشم پیش سخن‌دانان ولیک

جاودان این سر نخواهد ماند تا گردن کشم

 
حاشیه‌ها

تا به حال ۸ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

مسعود مقدس در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، سه شنبه ۵ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۲۹ نوشته:

با سلام مصرع دوم بیت را نمی توانم درست بخوانم لطفا راهنمایم باشید.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
رسته در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، چهار شنبه ۶ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۴۱ نوشته:

بس که بودم چون گل و نرگس دوروی و شوخ‌چشم
باز بک جندی زبان در کام چون سوسن کشم
در این بیت به چند نکتهٔ کوچک باید توجه کرد:
گل = گل‌سرخ
رنگ پشت و روی گلبرگ‌‌های گل سرخ با هم متفاوت است در ادبیات فارسی از آن دورویی کنایه شده است.
گل نرگس در ادبیات فارسی نماد چشم است. شیپور میان گل نرگس پررنگ‌تر است. از همین دورنگی نرگس دورویی کنایه شده است.
شوخ چشم = گستاخ، بی‌ادب، بی‌حیا، بی‌شرم
حافظ راست:
شوخی نرگس نگر که پیش تو بشکفت // چشم دریده ادب نگاه ندارد
اوحدی مراغه‌ای راست:
نشوم با تو چو سوسن دو زبان گر تو نباشی // باز چون گل به دورویی و چو نرگس به دو رنگی
سوسن = ساکت، خاموش، زبان خاموش.
در زمان سعدی گل اسم خاص بوده است ولی امروزه اسم عام شده است.
در ادبیات فارسی از قرن‌های قبل از سعدی سوسن نماد خاموشی و زبان سکوت بوده است.
با این توضیحات امیدوارم کمکی در فهم بیت کرده باشم.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
فرخ در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، پنج شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۳۴ نوشته:

@رسته:
دوست گرامی از توضیح بسامانِ شما ممنونم. ای کاش که کسی هم راجع به رابطه موریانه و آهن توضیحی میداد. شاید عقیده ای در قدبم بوده راجع به موریانه؟
و ای کاش که آن بزرگوار مفروض توضیحاتی هم راجع به دو بیت آخر میداد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مهناز ، س در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، پنج شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۳۷ نوشته:

گرامی فرخ
موریانه به دو معناست ، درین جا ، نه آن حشره ایست که چوب میخورد .
زنگاری باشد که آهن و فولاد را ضایع کند.(برهان ). زنگاری که آهن و فولاد را ضایع می کند به طوری که از صیقل کردن برطرف نشود. (ناظم الاطباء). :
بس که دنیارا کمر بستم چو مور دانه کش
مدتی چون موریانه روی در آهن کشم .
آهنی را که موریانه بخورد
نتوان برد از او به صیقل زنگ.
سعدی
مانا باشید

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
فرخ در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۳۰ نوشته:

@مهناز
درود بر تو.اصلا به ذهنم نرسیده بود که ممکنه موریانه معنی دیگه ای هم داشته باشه! الان بیت واضح شد. سنخیت آهن و روی هم جالبه.
دربیت آخر هم نمی دونم چرا من "سَر" رو " سِرّ" میخوندم که خیلی عجیب غریب میشد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
فرخ در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۳۶ نوشته:

@مهناز:
پی نوشت: شاید جدی فکر میکردن که موریانه آهن رو میخوره؟! و این منشأ معنی دوم موریانست؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مهناز ، س در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۴۵ نوشته:

گرامی فرخ
گمانم بر این است : نام آن حشره ای که چوب می خورد را ، چون مانند مورچه می جَوَد ، موریانه گذاشته اند ، زنگاری که آهن را نیز می خورد ، چون مانند همان کار را با آهن می کند که مور با طعمه اش ، موریانه نامیده اند . این حشره ربطی به زنگار آهن ندارد ،
لفظ { آنه } نشانه ی عملکرد اسم است
مثل مست {مستانه}
بزرگوار { بزرگوارانه }
مانا باشید

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
فرخ در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، دو شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۴۶ نوشته:

@مهناز س:
ممنون از توضیحتون. ابنهم در توضیح مطلب جالبه:
[لغت‌نامه دهخدا ذیل مورچانه:]
مورچانه . [ ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) موریانه . زنگار آهن و فولاد. (ناظم الاطباء). موریانه است و آن زنگاری باشد که در آهن و فولاد به هم می رسد. (برهان ). زنگاری که در ذات آهن دررود و به صیقل دور و کم نشود. از مور به معنی معروف و چانه حرف نسبت ، مفید معنی تشبیه به معنی زنگ آهن . (از غیاث ) (از آنندراج ). و رجوع به موریانه و مورانه شود.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.