محسن حیدرزاده جزی در ۷ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۶:۰۷ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۰۶:
در بیت دوم فریب درست است .
محسن حیدرزاده جزی در ۷ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۶:۰۵ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۰۵:
در بیت پایانی پرسیدن درست است .
محسن حیدرزاده جزی در ۷ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۲۶ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۶:
در بیت نخست خون خود را زان لب شیرین ....درست است .
در بیت 5 نیز ذقن درست است
همایون در ۷ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۳۲:
آخر چگونه میتوان زیبائی و جلالی را که جلال دین به انسان و هستی عرضه میدرد انکار نمود
او راه هر گونه تلخی و بی چارگی و بی باری و بی حاصلی را به هر دلیل و منطقی که باشد میبندد
زیرا باور دارد که هستی همواره نو میشود و انسان نیز همواره با هستی نو و تازه میگردد
آنکه این گونه نمی اندیشد مانند ابری بی باران است که تنها جلوی نور آفتاب را میگیرد بی آنکه ثمری داشته باشد
این بینش را شمس به او ارمغان داده است و این ویژگی حق است و شمس حق است
همایون در ۷ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۳۱:
کیمیا و اکسیر در فرهنگ جلال دین همانا توانایی یکی دیدن است حال آنکه چشم ما همواره تفاوتها را میبیند چون اینگونه طراحی شده است، که نور و تاریکی را تشخیص دهد و کم و زیاد را
این کیمیا همیشه در کار است و مس را زر میکند ولی این پایان کار نیست چون زر باز میتواند زر دیگری شود که گویی در برابر آن مس بوده است، یعنی زر اینجا پایان کار نیست بلکه زر شدن ادامه دارد چون هستی گنجی بی پایان است و زرها بر تر از زرها دارد
این بی پایانی هم خود زیبائی خود را دارد و خود زر است و کسی که با این بی پایانی انس بگیرد دیگر نیازی به اکسیر ندارد چون آن اکسیر گر و کیمیا گر همواره با او همراه و هم خانه میگردد
Amir در ۷ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۰۷ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۸۳:
عالیه
همایون در ۷ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۵۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۳۰:
از رازهای بزرگی که جلال دین با همه در میان میگذارد این است که هر چیزی دو نیمه دارد از دو جنس متفاوت که به دو جای متفاوت وصل اند اما خوش آنکه این دو را یکی ببیند و این را چشمه و معدن آن دیگری
که اگر اینگونه شادی و شیرینی هستی را تجربه کند، نوری در او پیدا میشود که با آن نور آنگونه میبیند که در این غزل زیبا توصیف آن میشود به خصوص شمس را و هم چنین جلال دین را و خود را و یگانگی را
همایون در ۷ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۳۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۲۹:
زود بودن و شتاب در فرهنگ جلال دین جایی ویژه دارد، چون در فرهنگ نویی و نوروزی هستی دارای گنجی نا محدود است و انسان باید هر چه میتواند این گنج را بیرون آورد و به چشم آورد و دیدنی و شنیدنی سازد و به اصطلاح از سینه و درون به چشم و بیرون هدایت کند
عشق، همین آشکار سازی است زیرا عشق، کار است و کار ساز است و معشوق هم در همین عمل آشکار سازی معنی و مفهوم پیدا میکند و در این کار همکار عاشق است
عاشق و معشوق با هم در کار آفریدن زیبائیها و هماهنگیها و هستی سازیها هستند، هر چه بیشتر، با شکوه تر و فرخنده تر
مهدی در ۷ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۵۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۳۵ - انکار کردن موسی علیه السلام بر مناجات شبان:
"گفت موسی با که استت ای فلان "
مریم در ۷ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۳۴ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۸۶:
مگه زیباتر از این شعرم داریم
۸ در ۷ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۴۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۲۰:
همچو شکر بخایمش !
بند قبا گشایمش !
بند کمر بگیرمش!!
گمان می کنید منظورش خداوند بوده است؟؟؟
Mb در ۷ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۱۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۲۰:
به نظرم تو موسیقی ها هرچه از این اشعار کمتر استفاده بهتره. چون این آهنگا عامه یا پاپ هستن و در هر صورت ارزش ین شعر که رساننده عشق عرفانیه پایین میاد. در حالیکه کمتر کسی قدرت درکش رو داره.
دکتر محمد ادیب نیا در ۷ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۴۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۰:
با سلام و احترام
بیت هفتم اصلاح شود؛ تصحیح آن چنین است:
عنان نپیچم که گر میزنی به شمشیرم
سپر کنم سر و دستت ندارم از فتراک
(براساس نسخه دیوان خواجه حافظ شیرازی؛ به اهتمام سید ابوالقاسم انجوی شیرازی 1345و 1358، انتشارت جاویدان) با تشکر فراوان ...
ابن فردوس در ۷ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۳۷ دربارهٔ عطار » مظهر » بخش ۲ - در نعت سلطان سریر ارتضا علی بن موسی الرضا علیه السلام و کسب فیوضات از آستان آن حضرت:
شاید این شعر از عطار تونی باشد
بابک در ۷ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۴۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۳ - گفتار اَندر آفرینشِ عالم:
در برخی نسخ چاپی، در مصرع دوم بیت چهارم جای باد و آب جابجاست که بنظرم با توجه به ترتیب عناصر اربعه باید ابتدا باد و سپس آب باشد .
محمدرضا در ۷ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۲۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۳:
بیت سوم که میگه کفر از شرم یار من مسلمان وار می آید .ینی چی دقیقا؟
هیوا میکائیلی در ۷ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۰۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۹:
توجه فرمایید که این غزل خواجو باید در غزلیات مشابه درج شود:
خواجوی کرمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۸/
یوسف در ۷ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۵۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۳:
این غزل ناب و زیبا رو زنده یاد جواد بدیع زاده به صورت تصنیف به زیبایی تمام اجرا کردن که واقعا بینظیره، توصیه میکنم حتما با دل و جان گوش کنید...
امیربهادر در ۷ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۳۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴:
سیستم فکری وجهانبینی خیام در این رباعی به وضوح مشخصه و جای هیچ شک و شبه ای بر کسی نمیماند. این رباعی سوال پایان ترم ادبیات عمومی ما بود که استاد ما نظریات آزاد میخواست در خصوص جهانبینی خیام.
مصرع اول که کاملاً مشخصه:
این بحر وجود آمده بیرون ز نهفت/ اشاره به این اقیانوس عظیم هستی و کائنات دارد که نحوه تشکیل شدن آن معلوم نیست، از نهفت و پنهان آمده و ما نمیدونیم که منشا آن از کجاست!
مصرع دوم:
کس نیست که این گوهر تحقیق بسفت/ گوهر سفتن یا مروارید سوراخ کردن همان سخن منطقی و قابل قبول زدن هستش، در قدیم کسانی که سخن آراسته و شعر میگفتن، گوهر میسفتن؛ پس هیچ کس و هیچ دانشمندی نیامده است که سخن منطقی و درخور تاملی در خصوص پیدایش هستی بزند! به همین جهت: مصرع سوم
هرکس سخنی از سر سودا گفتند/ هرکسی چه مذهبیون چه دانشمندان علمی چه فیلسوفان و... نظریاتی بر اساس خیال و باور خودشان در خصوص پیدایش هستی مطرح کردند.و در ادامه کصرع چهارم
زان روی که هست کس نمیداند گفت/ آقاجان تمام حرف خیام اینه که ما نمیدونیم چه خبره، به قول سقراط ((دانم که ندانم!))
به طور کاملاً مشخص خیام یک ندانم گرا بوده!
حالا اینکه ندانم گرای خداباور بوده یا خیر، جای بحث دارد.
به نظر من قشنگترین و منطقی ترین دیدگاه نسبت به دنیا همینه. خدا یک حس حضور قلبی است که برخی دارند و بعضی ها ندارند. ولی نه خداوند قابل اثبات است و نه قابل انکار.
ببخشید طولانی شد.
جمال در ۷ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۱۷ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۹: