گنجور

بخش ۳ - گفتار اندر آفرینش عالم

 
ابوالقاسم فردوسی
فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب
 

از آغاز باید که دانی درست

سر مایهٔ گوهران از نخست

که یزدان ز ناچیز چیز آفرید

بدان تا توانایی آرد پدید

سرمایهٔ گوهران این چهار

برآورده بی‌رنج و بی‌روزگار

یکی آتشی برشده تابناک

میان آب و باد از بر تیره خاک

نخستین که آتش به جنبش دمید

ز گرمیش پس خشکی آمد پدید

وزان پس ز آرام سردی نمود

ز سردی همان باز تری فزود

چو این چار گوهر به جای آمدند

ز بهر سپنجی سرای آمدند

گهرها یک اندر دگر ساخته

ز هرگونه گردن برافراخته

پدید آمد این گنبد تیزرو

شگفتی نمایندهٔ نوبه‌نو

ابر ده و دو هفت شد کدخدای

گرفتند هر یک سزاوار جای

در بخشش و دادن آمد پدید

ببخشید دانا چنان چون سزید

فلکها یک اندر دگر بسته شد

بجنبید چون کار پیوسته شد

چو دریا و چون کوه و چون دشت و راغ

زمین شد به کردار روشن چراغ

ببالید کوه آبها بر دمید

سر رستنی سوی بالا کشید

زمین را بلندی نبد جایگاه

یکی مرکزی تیره بود و سیاه

ستاره برو بر شگفتی نمود

به خاک اندرون روشنائی فزود

همی بر شد آتش فرود آمد آب

همی گشت گرد زمین آفتاب

گیا رست با چند گونه درخت

به زیر اندر آمد سرانشان ز بخت

ببالد ندارد جز این نیرویی

نپوید چو پیوندگان هر سویی

وزان پس چو جنبنده آمد پدید

همه رستنی زیر خویش آورید

خور و خواب و آرام جوید همی

وزان زندگی کام جوید همی

نه گویا زبان و نه جویا خرد

ز خاک و ز خاشاک تن پرورد

نداند بد و نیک فرجام کار

نخواهد ازو بندگی کردگار

چو دانا توانا بد و دادگر

از ایرا نکرد ایچ پنهان هنر

چنینست فرجام کار جهان

نداند کسی آشکار و نهان

 

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

شاهنامهٔ فردوسی به خط خلیل الله هفت قلمی » تصویر 26 شاهنامه به خط عبدالقادر ساوجی قزوینی » تصویر 10 شاهنامهٔ فردوسی - چاپ مسکو » تصویر 15

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۳۹ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کیانوش در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، دو شنبه ۲۲ آذر ۱۳۸۹، ساعت ۲۳:۴۴ نوشته:

با درود. به نظر می آید که مصرع نخست بیت دهم باید چنین نوشته شود: ابر ده و دو هفت کدخدای
---
پاسخ: اگر منظورتان جدانویسی بوده، جدا نوشتیم، اما اگر مقصودتان حذف «شد» است اشتباه می‌کنید، مشکل وزنی دارد.

 

کامران در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، یک شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۱۷:۲۵ نوشته:

ابر ده و دو هفت کدخدای یعنی چه؟

 

رسته در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، دو شنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۰۸:۴۲ نوشته:

ابر ده و دو، هفت شد کدخدا
ابر = بر
ده و دو = ده + دو = دوازده، منظور دوارده برج فلکی است
هفت = هفت کوکب و یا هفت سیاره گردنده است

 

جواد در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، یک شنبه ۸ مرداد ۱۳۹۱، ساعت ۲۳:۴۱ نوشته:

در جواب به حسین عزیز: این نیم بیت در بخش هشتم آمده است.

 

م ح ابراهیمی در ‫۹ سال و ۱ ماه قبل، چهار شنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۱، ساعت ۱۵:۱۸ نوشته:

در "ببالید کوه آبها بر دمید" بیت چهاردهم؛
به نظر "ببالید" با به "ببالین" تغییر یابد

 

بهرام مشهور در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، سه شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۱، ساعت ۱۴:۱۰ نوشته:

تمام متن اشعار داستان آفرینش کیهان از انفجار اوّلیه یا بیگ بنگ تا سرد شدن تمام کرات و بترتیب پیدایش آبها و سپس گیاهان و بعد جانداران اوّلیه (جنبنده آمد پدید ) و حتی پیوسته بودن تمام کائنات و کهکشانها ، خیلی عجیب است اینهمه عامل پیش بینی درست ، با هیچ حساب احتمالاتی نمی تواند تصادفی کنار یکدیگر چیده شده باشد !

 

دکتر ترابی در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، پنج شنبه ۱ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۰۵:۰۳ نوشته:

همی بر شد آتش فرو ریخت آب......
داستان سالهای نخستین عمر زمین است، کوه زایی و پیدایی دریاها و در پی ان اندک اندک زندگی است که رخ می نماید و این شگفت نیست نام اوحکیم توس است و او تنها نیست
صدها ایرانی دیگر نامی و گمنام از آن جمله مسکویه که داستان تکامل انواع را به روشنی بیان کرده است دست کم ششصدسال پیش از داروین!!!! تاریخ علم همچون تاریخ عمومی ایران نیاز به بازبینی و باز نویسی دارد.

 

محمد*** در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، چهار شنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۰۴:۵۱ نوشته:

واقعا حیرت انگیزه!!!!!!
فکر کنم داروین هم شاهنامه خون بوده دوستان!!!

 

دکتر ترابی در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۳ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۱۷:۴۳ نوشته:

هم میهن گرامی جناب محمد:
امید که این شگفت نشان ها !!! از روی ریشخند ننهاده باشیدو خواهش دارم مرا
ببخشایید روی سخنم با شما نیست اما ایرانیان خود باخته کم نیستند.

 

محمد در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، سه شنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۱۷:۵۸ نوشته:

با درود خدمت شما جناب دکتر ترابی
واقعا باید صراحتا عرض کنم که این سطح دانش و بینش حکیم فردوسی در قرن ها پیش حتی انسان کم دانشی هم چون من حقیر را هم به شگفتی وا می دارد چه برسد به دیگر بزگواران را

 

مجید در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، دو شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۰۶ نوشته:

کلمه "کدخدا" در بیت "ابر ده و... به که بر میگردد؟ ممکن است مقصود آفریدگار باشد که پس از آفرینش هستی بر همه چیز از جمله دوازده برج فلکی و هفت آسمان یا هفت سیاره فرمانروایی می کند ویا نه مقصود زمین است(با توجه به گنبد تیز رو در بیت قبل) که به سبب وجود انسان در آن و با دانشی که در او تعبیه شده فرمانروای اسمانها و بروج فلکی است یا خواهد بود. اگر اشتباه می گویم لطفا دوستان عزیز اصلاح بفرمایند سپاسگزارم.

 

مجید در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، دو شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۱۷ نوشته:

"به زیر اندر آمد سرانشان ز بخت" را لطفا توضیح دهید.

 

الیما در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، چهار شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۰۰ نوشته:

من نخستین بار که این شعر و می خونم و کاملا شگفت زده شدم. به نظرم میشه این شعر و نمادی از پیوند علم و ادب در اشعار پارسی دانست.

 

Zari در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، یک شنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۳:۴۳ نوشته:

با سلام
در جمله "نپوید چو پیوندگان هر سویی" واژه "پویندگان" درست می باشد که خواهشمند است بررسی و اصلاح فرمایید.

 

کیان در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، چهار شنبه ۵ مهر ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۳۰ نوشته:

اینکه میفرماید زناچیز چیز آفرید,خداوند ازآنچه که ما گمان میکنیم نیستیست هستی را آفریده است.

 

مجتبی در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، پنج شنبه ۶ مهر ۱۳۹۶، ساعت ۰۵:۴۴ نوشته:

در بیت : همی بر شد آتش فرود آمد آب
همی گشت گرد زمین آفتاب ، با توجه به وقوف به دانش و آگاهی فردوسی ، مصراع دوم این بیت نمیتواند از فردوسی باشد. از این رو علمی و منطقی آنست که برای مصراع دوم سروده باشد : « زمین گشت گرد بلند آفتاب » .
با سپاس لز توجهتان.

 

۷ در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، پنج شنبه ۶ مهر ۱۳۹۶، ساعت ۰۸:۴۰ نوشته:

این نظر بالایی درست است تنها با یک تفاوت که به جای زمین باید زمی نوشته شود که همان زمین است و تناسب آن با همی در آغاز مصرع نخست آشکار
همی بر شد آتش فرو آمد آب
زمی گشت گرد بلند آفتاب

 

شیما در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۰۵ نوشته:

500 ساله میگن زمین گرده. هنوز کسانی هستن که به گردی زمین باور ندارند

 

روفیا در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، یک شنبه ۳ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۸:۴۷ نوشته:

که یزدان ز ناچیز چیز آفرید
بدان تا توانایی آرد پدید
روزگاری درک و لمس این سخن دشوار و دور می نمود. اکنون که می بینیم تنها با یک کلیک که از نظر جرم و ماده راستی ناچیز است حوادث بزرگی در جهان رقم تواند خورد چندان دور و فرازمینی نمی نماید.
اگر دو ساحت اصلی وجود آدمی جسم و ذهن را در نظر بگیریم، وقتی در ذهن به دلدار می اندیشیم چه ساز و کاری موجب می شود ضربان قلبمان بالا رود یا اشک شوق در چشمانمان جمع شود یا پاهایمان سست گردد؟
این ذهن کجا و چگونه به جسم متصل می گردد؟
چگونه تنها یک رویا و خیال که ظاهرا ناچیز یا عدم یا هیچ یا غیرمادی است جسم یا ماده را کنترل می کند؟؟
این یکی را بر می خیزاند و آن دگر را می نشاند؟؟
نیست‌وش باشد خیال اندر روان
تو جهانی بر خیالی بین روان
بر خیالی صلحشان و جنگشان
وز خیالی فخرشان و ننگشان

 

حسین مشتاقون در ‫۳ سال و ۶ ماه قبل، پنج شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۰۸:۳۴ نوشته:

ابر ده و دو هفت شد کدخدای گرفتند هر یک سزاوار جای
ابر= بر
ده و دو = منظور ماه‌های سال میباشد
هفت = روزهای هفته
گرفتند هر دو سزاوار جای، می‌تواند روز و شب باشد یا خورشید و ماه

 

حسین مشتاقون در ‫۳ سال و ۶ ماه قبل، پنج شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۰۸:۳۶ نوشته:

زیرا در این شعر فردوسی به آفرینش جهان و چگونگی آن اشاره دارد

 

بابک در ‫۳ سال و ۱ ماه قبل، چهار شنبه ۳ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۴۵ نوشته:

در برخی نسخ چاپی، در مصرع دوم بیت چهارم جای باد و آب جابجاست که بنظرم با توجه به ترتیب عناصر اربعه باید ابتدا باد و سپس آب باشد .

 

علی در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، دو شنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۲۶ نوشته:

دوستانی را شنیدم که داستان آفرینش شاهنامه را ازتفسیر مه بانگی و داروینی به تأویل عرفانی نشسته اند و پر بیراه هم‌نیست. نه اینکه آفریشته شناسی سهروردی اساطیر زردشتی را به روایتی از زال و قاف و سیمرغ می پیوند. و در اساطیر هندو اریایی اوپانیشاد و گیتا ها هم می‌شود مفاهیمی این گونه یافت.
دوستان اگر افاضه فرمایند به ارشاد
سپاسگزار

 

علینقیان در ‫۹ ماه قبل، پنج شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۰۴ نوشته:

پیشنهاد می شود که تمامی ابیات شماره گذاری شوند. وسپس در قسمت توضیحات هر آنچه می آید ذیل شماره همان بیت مربوطه درج گردد.تا خواننده برای مراجعه سریع تر بدان دست یابد.با درود فراوان.

 

کسری در ‫۸ ماه قبل، جمعه ۳ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۰۹ نوشته:

استادان ارجمند،
سلام.
معنی «ابر ده و دو هفت شد ...» رو متوجه نمی‌شم. دو توضیح متفاوت هم خوانندگان نوشته‌ن. معنی درست و دقیق چیه؟
سپاسگزارم

 

nabavar در ‫۸ ماه قبل، شنبه ۴ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۵۹ نوشته:

گرامیان کسری و کامران
ابر ده و دو هفت شد کدخدای
را با چند تعبیر می توان بیان کرد
به گمان من
ابر ده و دو، هفت شد کدخدای
ده +دو = دوازده به مانای دوازده ماه سال [برج ] است
نماینده ی 30 درجه حرکت خورشید بر دائرةالبروج است
و جمع انها 360 درجه نماینده ی دوازده ماه سال خورشیدی ست
صاحب اصلی این دوازده ماه، هفت آسمان است
کَد را به معنای صاحب و در بر دارنده یا نماینده می توان در نظر داشت
مانند کدبانو = صاحب خانه

 

مصطفی قباخلو در ‫۷ ماه قبل، یک شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۱۶ نوشته:

سلام دوستان
چو دانا توانا بد و دادگر * از ایرا نکرد ایچ پنهان هنر از ایرا اشتباه هست ازیرا درسته به معنی به همین دلیل

 

مصطفی قباخلو در ‫۷ ماه قبل، دو شنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۳۸ نوشته:

((ازیرا ))یعنی زیرا یعنی به همین علت

 

محمد در ‫۷ ماه قبل، چهار شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۰۰ نوشته:

بیت فلک ها یک اندر دگر بسته شد .... اشاره به شکل گیری منظومه ها و کهکشانها دارد که حول ستاره یا سیاهچاله واحدی حرکت خود را در طی میلیونها سال اغاز کردند و بصورت امروزی درامدند
دو بیت زمین را بلندی نبود .... و ستاره بر او شگفتی نمود .... اشاره به گرد و هموار بودن زمین درابتدای شکل گیری ان و برخورد شهاب سنگ یا خرده سیاره ها تا رسیدن به فرم امروزی ان دارد و همچنین تاریک بودن در ابتدا بدلیل عدم حرکت وضعی که انهم در نتیجه برخورد سیارک ها بوده وگرنه مانند کره ماه دایما یک سمت روز و یک سمت تاریک بود
با چنان دقت بالایی از نجوم و اخترفیزیک صحبت شده که قدر مسلم فردوسی اشراف بر علمی فراتراز تنها شعر و ادب پارسی را بر ما می نماباند
بنده در رشته های فیزیک و مهندسی تحصیل کردم و اولین باری که این شعر را دیدم خشکم زد و تاسف خوردم که چرا ایشان را صرفا شاعر معرفی میکنند !!!! ایمان راسخ دارم کل شاهنامه عین واقعیت بوده و ما به ازای تاریخی دارد و سرگذشت زنجیر واری از اولیا و خواص می باشد

 

ملکی در ‫۷ ماه قبل، شنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۴۶ نوشته:

که یزدان ز ناچیز چیز آفرید
بدان تا توانایی آرد پدید
من از قانون جاذبه چیز زیادی نمیدونم ولی این بنظرم میتونه عصاره این قضیه باشه. بدان در یک کلام قاطعانه میگه ایمان داشته باش تا توانایی در تو ایجاد بشه.

 

حمید در ‫۷ ماه قبل، چهار شنبه ۶ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۰۲ نوشته:

سلام دوست عزیز مجتبی من فکر میکنم منظور حکیم از مصرع دوم بیت اینه که افتاب به دور زمین میگرده و بیت صحیحه

 

سورنا در ‫۶ ماه قبل، چهار شنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۰۰ نوشته:

با درود بر تمام ایران دوستان و وطن پرستان.
آقا ما داشتیم حاشیه ها رو میخوندیم کف کردیم. چرا انقدر تعصب بیهوده؟؟ چرا انقدر صفر و صد؟ چرا با تفسیر غلط ناخواسته داریم عظمت فردوسی بزرگ رو تخریب میکنیم؟ آقا این به به و چه چه چیه که فردوسی نظریه داروین و گفته یا بینگ بنگ و گفته؟؟؟ طرف اسم خودشم گذاشته دکتر!! آقا واقعیت اینه که علم جهان شناسی فردوسی و بزرگان آن زمان چون ابوعلی سینا و فارابی ، همه در حد همان موقع و پیرو هیئت بطلمیوسی بوده که اعتقاد داشته جهان از 4 عنصر آب و باد و آتش و خاک بوده و زمین مرکز دنیا و خورشید و سیاره ها و ستاره ها هر یک در لایه ای از آسمان بدور زمین میگردند که الان یه بچه 6 ساله هم میدونه این غلطه. حتی نظریات قرآن هم بر پایه هیئت بطلمیوسیه. دیگه این این همه قیل و قال نداره که. بزرگی فردوسی بزرگ و حکمتش در اینا نیست که فیزیک دان باشه یا شیمیدان. در اینه که ایشون با نظمی بسیار زیبا و دلنشین و غرور آمیز بدور از هر تعصب و نژاد پرستی و با کمال احترام حتی با دشمنان؛ و بر پایه خرد گرایی و نه دینی؛ این اثر جاودانه و ملی گرایانه رو خلق کرده که اخلاق و وطن پرستی و خرد گرایی و گرایش به حق و راستی رو به منتهی درجه خودش رسونده. لطفا مانند متدینین متعصب اشتباهاتی که اون زمان نسبت به عقل آدمی درست و معقول بوده رو با بزرگ نمایی و دروغ و ماله کشی جور دیگه تفسیر نکنیم. با تشکر

 

مصطفی قباخلو در ‫۵ ماه قبل، یک شنبه ۱۵ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۷:۵۳ نوشته:

با سلام
در خصوص گفته سورنا ی عزیز که نوشته
(((((((سورنا نوشته:
با درود بر تمام ایران دوستان و وطن پرستان.
آقا ما داشتیم حاشیه ها رو میخوندیم. )))))))
باید بگم شما هم نباید مطلق صحبت کنی
اگر فردوسی گفته زندگی از عناصر شروع شده و سیر تکامل که اول گیاه آمد بعد جانور وبعد آخرش جانوران ،انسان به نظرم خیلی علمیه و تبیین کننده تکامل اما بحث اصلی و در مورد قرآن چرا میگید نگاهش با کائنات بطلمیوسی هست. البته نه چون من قرآن رو قبول دارم میگم . به نظرم قرآن کلی و فرازمانی هست.
مثلا تو موجود فضایی پیدا کنی یا نه یا افقهای تازه ای تو هستی شناسی و کائنات شناسی و علم خدشه ای بر قرآن در این خصوص نیست(هر چند بنده در خصوص مسائل اجتماعی و تعاملات انسانها
و دستورات و احکام قرآن این جزمیت رو ندارم و خود قرآن و سنت الاهی هم نداره ) لذا از شما و دوستان می خواهم اگر مومن به دیدگاهی هستین در درون خودتون اون رو انکار نکنین .
با احترام منتظر جوابم.

 

میثم ططری در ‫۵ ماه قبل، جمعه ۲۰ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۳:۲۳ نوشته:

با درود و مهر.
جناب سورنا ارجمند گفته اند «حتی نظریات قرآن هم بر پایه هیئت بطلمیوسیه». برگردان گفتۀ ایشان این است که پیامبر (ص) با زبان یونانی آشنا بوده، که این سخن برای هر کسی بسی خنده دار است. همۀ اسناد بر امی بودن او هم سخن اند. بهتر بود ایشان داو خودشان را به اُستوانش می رساند، چنان که گفته می شود «البینه علی المدعی».
تا پیش از سده ششم ترسایی، هیچ نپیگی از زبان یونانی به زبان عربی برگردان نشده بود. نخستین بار، نوشته های یونانی را به زبان سریانی برگردانیدند، و در سده های پسین هجری از سریانی به زبان عربی در آمد. این رویداد پس از درگذشت پیامبر (ص) بوده است.
ایشان باز مدعی شده اند که در این باره ابوعلی سینا و فارابی پیرو بطلمیوس بوده است! کاش ما را به کتاب های این دو دانشمند بزرگ ارجاع می دادید. بطلمیوس به زمین مرکزی باور داشت، حال آن که بیش ترین شک ها را ابن هیثم در نپیگ «الشکوک علی بطلمیوس» بر دیدگاه های بطلمیوس وارد کرده است. ابن سینا هم دورۀ ایشان بود. علی بن عمر کاتبی، ابوالفرج و قطب الدین شیرازی بر انگاشتۀ زمین مرکزی خُرده وارد کرده اند، چنان که زمینه ساز کوپرنیکی گردید.
نوشته اند: «شکیاتی که در این آثار عربی بیان شد بی حاصل نبود. اینها همراه با انتقاد مداوم از اخترشناسی بطلمیوسی ... به زمینه سازی اصلاح کوپرنیکی در سال 1543 کمک کرد.»
(مقدمه بر تاریخ علم، پوشینه 3، رویه 832، جُرج سارتن، ترجمه ی صدری افشار، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی؛ تهران: 1389)
این گونه نبوده است که دانشمندان مسلمان سخنان یونانیان را بی چون و چرا بپذیرند. ابوسعید احمد بن عبدالجلیل سِجزِی از حرکت زمین دفاع کرد و ستاره سنجی (= اسطرلاب) ساخت که برپایه چرخش زمین کار می کرد. نپیگ «لأعلاق ‌النفیسه» نوشته ی ابن رسته اصفهانی، 700 سال پیش از کوپرنیک، نظریه های دانشمندان مسلمان ایرانی را گرد آورده است که برخی از آنان بر یک یا دو حرکت وضعی و انتقالی زمین باورمند بوده اند. این نپیگ با ترگمان جناب حسین قره چانلو از سوی انتشارات امیرکبیر منتشر شده است. در برگ 33 آن آمده است: «گردشی که از ستارگان به نظر می رسد، در واقع حرکت زمین است، نه فلک خورشید».
ابوریحان بیرونی در این باره فرمودن: «رد نظریه سجزی کار ساده ای نیست»
(قانون مسعودی، به کوشش عبدالکریم الجندی، بیروت، 2002 میلادی، جلد دوم، فصل ششم، برگ 148)
در جای دیگری از فرمایشاتشان گفته اند: «...خرد گرایی و نه دینی...». چه این که اهمیت خرد در شاهنامه را رد نمی کنم؛ اما جستار دین در جای جای شاهنامه موج می زند و این بر هیچ شاهنامه پژوه و شاهنامه شناسی پوشیده نیست.
ترا دانش و دین رهاند درست / در رستگاری ببایدت جست
وگر دل نخواهی که باشد نژند / نخواهی که دایم بوی مستمند
به گفتار پیغمبرت راه جوی / دل از تیرگی ها بدین آب شوی
***
گرت زین بد آید گناه منست / چنین است و این دین و راه منست
***
همش داد و هم دین و هم فرهی / همش تاج و هم تخت شاهنشهی
***
که فرزند گر سر بپیچید ز دین / پدر را بدو مهر افزون ز کین
***
همم دین و هم فرهٔ ایزدیست / همم بخت نیکی و هم بخردیست
***
همه دست بر روی گریان زنیم / همه داستانها ز یزدان زنیم
کزو تاج و تختست ازویم سپاه / ازویم سپاس و بدویم پناه
براه فریدون فرخ رویم / نیامان کهن بود گر ما نویم
هر آنکس که در هفت کشور زمین / بگردد ز راه و بتابد ز دین
نمایندهٔ رنج درویش را / زبون داشتن مردم خویش را
برافراختن سر به بیشی و گنج / به رنجور مردم نماینده رنج
همه نزد من سر به سر کافرند / وز آهرمن بدکنش بدترند
هر آن کس که او جز برین دین بود / ز یزدان و از منش نفرین بود
***
نگر تا نتابی ز دین خدای / که دین خدای آورد پاک رای
***
اگر دادگر باشی و پاک دین / ز هر کس نیابی به جز آفرین
***
خرد را و دین را رهی دیگرست / سخن های نیکو به بند اندرست
زیاد هست، که من به همین بسنده می کنم. به ضحاک گوید «ناپاک دین»، یعنی کافر و بی دین.
به فرجام آمد این پیام به یاری دادار اورمزد.
بدرود.

 

میثم ططری در ‫۵ ماه قبل، جمعه ۲۰ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۵۴ نوشته:

یک ویرایش برای پیام پیشین:
مقدمه بر تاریخ علم، پوشینه 2 می باشد که به اشتباه 3 نوشته ام.

 

MatinRGI در ‫۵ ماه قبل، یک شنبه ۲۲ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۷:۱۹ نوشته:

درود
پس از بیت وزان پس چو جنبده آمد پدید
همه رستنی زیر خویش آورید
باید بر بنمایه(سند) شاهنامه فلورانس که دقیق ترین گواه برای این بخش از شاهنامه است باید بیت زیر بیاید
ز کان بعد از آن گوهر آمد پدید از آن سان که داد آفرید پرورید
بیک(ولی) چون در اینجا از یک کدواژه تازی(بعد) بهره برده شده است و در شاهنامه لندن(گواه دیگر پس از فلورانس) هم من چنین چیزی ندیده ام این بیت الحاقی گرفته میشود در شاهناخه جلال خالقی مطلق هم این بیت به حاشیه رفته است و به درستی هم در گنجور گذاشته نشده است اگرچه من آن کتاب خالقی مطلق را هم دقیق نمی دانم!
ولی پس از بیت وزان پس چو جنبده آمد پدید...
بر پایه شاهنامه فلورانس باید بیت
سرش زیر نامد بسان درخت
نگه کرد باید بدین کار سخت
این بیت هیچ کاستی و الحاقی ندارد و باید در گنجور آورده میشد در شاهنامه جلالی مطلق هم وجود دارد
شاید به سبب آن فایل شنیداری از شاهنامه آن بیت را برداشته باشید ولی درست نیست که در نوشتار شاهنامه دست برده شود با سپاس یک بیت بالایی که گفتم بیفزایید نگاره شاهنامه خالقی مطلق رو هم در گنجینه گنجور گذاشته ام

 

حمیدرضا در ‫۵ ماه قبل، یک شنبه ۲۲ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۱۶ نوشته:

@mrg
متن گنجور مطابق چاپ مسکو است که تصویر آن ذیل شعر در دسترس است. ابیات بعدی بیتی که فرمودید با تصویر نسخه چاپی همسان است.

 

MatinRGI در ‫۵ ماه قبل، پنج شنبه ۲ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۵۴ نوشته:

گرامی
شاهنامه چاپ مسکو دقیق نیست کاستی های بسیااااار دارد این چاپ بر پایه شاهنامه فلورانس نیست آن بیتی که هم گفتید در این چاپ مسکو یافت نمیشود
در زمان نوشتن چاپ مسکو شاهنامه فلورانس یافت نشده بود چاپ مسکو تنها رونویسی از دستنویس های دگرسان شاهنامه هست به هیچ روی استوار(معتبر) نیست روش نوشتن آن هم نه انتقادی بوده است نه پژوهشی
در زیر این بخش از گنجور در نگاره(عکس) چاپ مسکو آن بیت نیست در یکی دیگر از نگاره ها وجود دارد ولی در نوشتار گنجور دیده نمیشود بهتر است گذاشته شود
 سپاس از شما بدرود

 

manoch redparrot.۳۲@gmail.com در ‫۲ روز قبل، جمعه ۲ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۳۷ نوشته:

در او ده و دو....

ابر ده بی معنی است و احتمالا د در حاشیه ورق پاک یا ناخوانا شده بوده است

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.