گنجور

حاشیه‌ها

صالحی در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۲۱ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۲:

ازرق صحیح است. جناب حافظ هم از این کلمه استفاده کرده است معنی آن هم آبی، کبود و نیلگون است.
در حدود العالم آمده است :
و ایشان [مردم اندلس ] مردانی اند سپیدپوست و ازرق چشم [چشم آبی]
حافظ میفرماید:
1- پیر گلرنگ من اندر حق ازرق پوشان
رخصت خبث نداد ارنه حکایت ها بود
اینجا ازرق پوشان، کنایه از صوفیان است که دلق کبود می پوشیده اند.
2- ساغر می بر کفم نه تا ز بر
برکشم این دلق ازرق فام را
در اینجا به معنی دلق کبود رنگ و کنایه از آلوده بودن آن است.

ماهی در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۱۵ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » بهجت آباد خاطره سی:

این شعر رو باصدای "ناهیده باباشلی" دختر آذربایجانی حتما بشنوید. بسیار زیباست

عبدالوهاب نمازی در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۳۶ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد اول » سوزد مرا سازد مرا:

با درود وسپاس
در بیت "وز من رها سازد مرا بیگانه از خویشم کند" در این بیت یک تضاد معنایی هست که با روح چکامه و منش رهی هم خوان نیست چرا؟
برای اینکه هنگامی که هرکس می مینوشه ماسک ها رابکنار میزند وخود خودش را نشان میدهد (از دیدگاه روانشناسی من آن منی را که دوست دارم دیگران ببپنند را نشان میدهم نه خود خودم یعنی بیگانه )پس اگر این برداشت درسته پس این بیت باید اینگونه نوشته شود :
"وز من رها سازد مرا .بیگانه ام خویشم کند"

منصور محمدی در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۵۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۷۲:

گر چه کلیمی همه در اعتراض
کشف کنم خضر زمانت کنم
به نظر من مولانای بزرگ در این شعر حالت انسانها را در مسیر زندگی بیان میکند که انسان از وقت پیدایش الی مرگ در مورد هر چیز در حیرت و در سوال است
تا مرگ به سراغش میاید و چشمش به حقیقت باز میشود

تماشاگه راز در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۱۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۲:

بیت 3 به آیات زیادی از قران اشاره دارد از جمله :
سوره بقره 2: آیه 213
وَاللَّهُ یَهْدِی مَنْ یَشَاءُ إِلَی صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ
و خدا هر که را بخواهد به راه راست هدایت می ‏کند
سوره نحل16: آیه 93
«یُضِلُّ مَنْ یَشاءُ وَ یَهْدِی مَنْ یَشاءُ»

یحیا راستگو در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۰۹ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:

* ار فروشی.

یحیا راستگو در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۰۷ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:

بیت سوم مصراع اول «بفروشی» صحیح است.
نک دیوان سلمان ساوجی به تصحیح ابوالقاسم حالت / ص 366

یحیا راستگو در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۳۳ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۵:

مصراع اول بیت نخست «سواد»(=سیاهی) صحیح است نه «سودا».

یحیا راستگو در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۲۵ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۹:

مصراع آخر قطعاً غلط نقل شده؛ چرا در صورت فعلی جدا از تکرار ناپسند دو کلمه ی آخر، قافیه‌ی بیت غلط است.
احتمالا پیشنهاد آقای حمیدرضا صحیح و «عاشق صاحب دردی» صائب است.

محمد سالمی در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۱۶ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » یوسف و زلیخا » بخش ۱۲ - نخل بیان فضیلت عشق بستن و شاخچه آغاز سبب نظم کتاب به آن پیوستن:

با سلام. به نظر حقیر، بیت زیر اشکال نگارشی دارد:
زیاد عشق عاشق تازگی یافت
ز ذکر او بلند آوازگی یافت
باید "زیاد" با "ز یاد" جایگزین شود.

تماشاگه راز در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۵۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۲:

معانی لغات غزل (222)
ملاملت:دلتنگی ، رنجیدگی ، ملال خاطر
.نرود کارش :کارش پیش نرود ، کارش پیشرفت نمی کند.
خجالت:شرمساری .
سالک:روند راه عشق ، رهرو.
هدایت:راهنمایی کردن .
نور هدایت:فروغ راهنمایی .
ضلالت: گمراهی.
بطالت:بیهودگی ، بی کاری، ومعطل ماندن.
دلیل:راهنما، دلالت کننده.
دلالت : راهنمایی.
نَبَرد ره:راه را پیش نبرد ، بلد راه نباشد ، راه را گم نکند.
مستوری: پرده نشینی ، پرهیزکاری .
مستی: مجازاً به معنای فسق وفجور وانحراف از راه راست.
خاتمت:فرجام ، کار ، پایان کار.
به چه حالت: چه حالتی خواهد داشت .
بدرقه:راهنما، نگهبان .
حفظ: حمایت و نگهداری .
تجمّل:آراستگی ، شوکت.
جلالت:بزرگی ، شکوه ، عظمت .
چشمه حکمت: سرچشمه دانش ، سرچشمه معرفت.
بو…: باشد که ، شاید .
لوح: صفحه .
نقش جهالت: نشان و اثر ندادانی سترده شود .
معانی ابیات غزل(222)
(1) هر کس سر کوی تو را باحالت ربنجیدگی و دلتنگی ترک کند، سرانجام کاری از پیش نبرده شرمسار گردد.
(2) رهرو راه عشق به کمک فروغ هدایت کننده حق ، راه رسیدن به دوست را می جوید . زیرا اگر کورکورانه برود به جایی نمی رسد. (3) در این آخر عمر، از می و معشوقه کامّ دل بگیر . حیف است که تمام وقت یکسره به بیهودگی از دست برود.
(4) ای راهنمای دل سرگشته برای خاطر خدا دستگیری که غریبی اگر راه را بلد نباشد با راهنمایی ، به سر منزل مقصود می رسد. (5) ( تنها) درپایان کار می توان میان پرهیزگاری و گناهکاری کسی به درستی داوری کرد ، زیرا کسی نمی داند که در پایان عمل به چه حالت از این دنیا می رود. (6) کاروانی که لطف و حمایت خداوندی پشتیبان ونگهبان اوست با شوکت و آراستگی در منزل فرود آمده و با بزرگی و شگوه حرکت می کند . (7) حافظ ، از سرچشمه دانش و معرفت کف آبی به دست آورده بنوش . شاید نشان نادانی از صفحه دلت زدوده ومحو شود.
شرح ابیات غزل: (222)
وزن غزل : فعلاتن فعلاتن فعلن
بحر غزل : رمل مثمن مخبون محذوف
*
همانطور که در شر ح غزل 212 به تفصیل بیان شد این غزل نیز مربوط به سالهای آخر دوره شاعری حافظ و در همان شرایط روحی سروده شده است.
حافظ در تمام طول عمر ، دست ارادت به سوی هیچ پیری دراز نکرد. هر چند تمام گفته ها و نوشته های مشایخ صوفیه ، در گذشته و حال زمان خود را به دقت بررسی و سبک سنگین وبدون تعصب سَرَه را از ناسره جدانموده و به مخزن معلومات معرفت خویش بیفزود. و از این بابت حافظ کاملاً با شمس تبریزی مشابهت تامه دارد که در جای دیگر و در مقدمه فصل اول این کتاب بدان اشارت رفت اما از آنجا که هیچ عارف دل آگاهی به سر حد مطلوب رضایت قلبی خود نمی رسد و چه بسیار سؤالهایی دارد که به پاسخ آن دسترسی پیدا نمی کند ، احتمالاً حافظ هم در اواخر عمر در این تردید به سر می برده که : آیا اگر باپیروی از دستورات پیری راه مریدی را در کمال خلوص نیت طی می کردم به سر منزل مقصود می رسیدم یا خیر؟ این گمان نویسنده این سطور است اما دراین غزل که طرف خطاب شاعر معشوق ازلی اوست ، به او می گوید هرکس با آزردگی خاطر و پریشانی از این دار دنیا برود، النهایه در آخر سر، شرمنده وروسیاه بوده کاری از پیش نخواهد برد . این موضوع می رساند که شاعر ، حالت تسلیم ورضا را دریافته و همه کار خود را به خدا حوالت کرده و از بن دندان معتقد به این بوده که :
کاروانی که بود بدرقه اش حفظ خدا به تجمل بنشیند به جلالت برود
شاعر دربیت دوم غزل ، نور هدایت معشوق را راهنما و دلیل راه خود معرّفی می کند . معنی این کلام این است که من مرید کسی نبودم وتمام وجهه همّتم به سوی منبع لایزال نور هدایت متوجه بوده است . بیت سوم این غزل اقوی دلیلی است که این غزل را حافظ در آخر عمر خود سروده است و در بیت چهارم باز، شاعر حالت مناجات به خود گرفته و از خدای خود می خواهد که در این پیرانه سر باز هم او راهنمایی ومدد فرماید تا به سر منزل مقصود برسد و به دنبال آن ، عقیده باطنی خودرا که یک عمر با آن به سر برده و آز آن دفاع کرده در کمال خلوص نیت ، بار دیگر بازگو می کند و می گوید که جوجه را آخر پاییز می شمارند او حکم نهایی در باره سعید و شقی بودن کسی را تنها می توان در پایان زندگانی هر کسی داد و او از جانب خویش با کمال اطمینان سخن گفته ومی فرماید :
کاروانی که بود بدرقه اش حفظ خدا به تجمل بنشیند به جلالت برود
و ما امروزه می بینیم که این شاعر آسمانی چگونه با جلالت و بزرگی و شکوه و عظمت این دنیای خاکی را پشت سر نهاد وروح پاکش به ملکوت اعلی پیوست.
شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی

محمد سالمی در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۵۴ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » سبحة‌الابرار » بخش ۶۴ - عقد نوزدهم در محبت که میل دل است به مطالعه کمال صفات و انجذاب روح به مشاهده جمال ذات:

سلام. به نظر حقیر بیت زیر اشکال نگارشی دارد:
عشق هر جا بود اکسیر گرست
مس ز خاصیت اکسیر زرست
و صحیح آن به این صورت است:
عشق هر جا بود اکسیرگر است
مس ز خاصیت اکسیر زر است

محمد سالمی در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۳۴ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » سبحة‌الابرار » بخش ۶۴ - عقد نوزدهم در محبت که میل دل است به مطالعه کمال صفات و انجذاب روح به مشاهده جمال ذات:

با سلام. به نظر حقیر بیت زیر اشکال نگارشی دارد:
عاشق آن دان که ز خود بازرهد!
نغمهٔ ترک خودی سازدهد
درست آن به صورت زیر است:
عاشق آن دان که ز خود باز رهد!
نغمهٔ ترک خودی ساز دهد

میم در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۵۱ دربارهٔ مولانا » فیه ما فیه » فصل هفتادم - دلدارم گفت کان فلان زنده به چیست‌؟:

شما را به خدا تایپ متن را تصحیح فرمائید. قاطی شده

مریم در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۰۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۱:

جام می و خون دل هر یک به کسی دادند
در دایره قسمت اوضاع چنین باشد
به نظر من این شعر به خصوص بیت
جام می و خون دل هر یک به کسی دادند
در دایره قسمت اوضاع چنین باشد
اشاره به تقدیر و سرنوشت انسانها دارد.جام می کنایه از خوشیها و راحتیها و خون دل کنایه از تیره بختی و غصه ها دارد که اشاره شده به هر کسی یکی از اینها داده شده و این قسمت و تقدیر انسان است.و در بیت
در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود
کاین شاهد بازاری وان پرده نشین باشد
بازهم به این اشاره دارد که زیبا رو و مشهور و دیگری همیشه در پس پرده و ناشناس است

جعفر عسکری در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۴۲ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » ترکیب‌بندها » شمارهٔ ۱ : باز این چه شورش است که در خلق عالم است:

سلام
نسخه ی کامل و بدون غلط این ترکیب بند فاخر رو در فایلی شکیل و درخور این چکامه ی ماندگار به زیور طبع آراسته ام.
رایگان استفاده و برای من دعا کنید
پیوند به وبگاه بیرونی

حنا در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۱۰ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۳ - غوغا می‌کنی:

منظور بیت اول زمانی بوده که شهریار جلوی در عشقش منتظرش میمونده اما هر سری عشقش با کسی میومده بیرون خار منظور اون شخص بوده که همراهش بوده

کمال داودوند در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۴۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۲۳:

7104

محسن.۲ در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۵۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴۱:

زیرا بقا و خرمی زان سوی شش سویی بود
مولوی دنیا و کار دنیا را شش جهت میداند ، درین مانا که از هرطرف بنگری به یکی از این جهات بر میخوری،چه به بالا بنگری ، چه پائین و چپ و راست و یا جلو و عقب همه کار دنیاست ، می گوید همه ی این جهات را رها کن تا بِرَهی
در جای دیگر می گوید:
شش جهت است این وطن قبله در او یکی مجو
بی وطنی است قبله گه در عدم آشیانه کن.
ولی هاتف اصفهانی زیباتر گفته: در آن ترجیع بند معروف :
چشم دل باز کن که جان بینی
آنچه نادیدنی است آن بینی
از مضیق جهات درگذری
وسعت ملک لامکان بینی

فرهاد در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۲۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۵۵:

مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز
ورنه در مجلس رندان خبری نیست که نیست

۱
۲۹۱۶
۲۹۱۷
۲۹۱۸
۲۹۱۹
۲۹۲۰
۵۷۳۰