عرفان ایمانی در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۲۰ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۳۵۳:
گفتا من آن تُرَنجَم، کاندر جهان نگنجم
گفتم به از ترنجی، لیکن به دست نایی
خواجوی کرمانی
مختصری در باب معنی ترنج در این بیت خواجو
این غزل خواجو، از زیباترین غزلیات اوست و با استعارات و ایهامات فراوان، گویا گفتگوی خدا با رهرو طریقت است.
از دو بیت اول:
گفتا تو از کجایی؟ کآشفته مینمایی
گفتم منم غریبی، از شهر آشنایی
گفتا سرِ چه داری؟ کز سر خبر نداری
گفتم بر آستانت، دارم سرِ گدایی
میتوان تصدیق کرد که شخصیت گفتگو کننده با حضرت عشق، همان رهرو طریقت است.
اما تُرَنج را بسیاری از فرهنگها و لغتنامهها، با مصدر ترنجیدن و یا مصدر رنجیدن، هم خانواده گرفتهاند.
شاید بتوان این احتمال ضعیف را در نظر گرفت که خواجو، ترنج را به این سبب که از سایر مرکبات، بزرگتر است، یکی از صفات خداوند در نظر گرفته، اما ترنج به این معنی(یک نوع از مرکبات) در ادامهی بیت(کاندر جهان نگنجم) نمیتواند دارای آن بار معنایی لازم باشد.
اما ترنج را اگر به این معنی که (از تو میرنجم) در نظر بگیریم و نظر لغتشناسانی چون معین و عمید را در هم خانواده دانستنِ ترنج و ترنجیدن و رنجیدن، درست بدانیم میشود معنای بیت رااینگونه تعبیر کرد:
من آن وجودی هستم، که از تو رنجیدم و در جهان نگنجیدم(و تو را به سبب رنجش از خود و بهشتم راندم) و تو به جهان آمدی ولی من و عظمتم(به همان معنای بزرگ بودن ترنج نسبت به سایر مرکبات) در این جهان نمیگنجد.
و جالب اینجاست که خواجو با زیرکی در مصراع دوم، همان معنی حقیقی ترنج را با یک ایهام شگفتانگیز بیان میکند و میگوید تو از ترنج هم بهتری و شاید مقصود او این است که مقام تو و عظمت و رحمتت، بالاتر از اینهاست که از ما بِرَنجی، امّا حق با توست و به دست نمیآیی( تو آن وجود زندهی فراتر از عالَمی که نسبتت قابل فهم و درک نیست).
عرفان ایمانی
هفده اردیبهشت نود و هشت
ایلیا محمدی در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۱۶ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۶۴۳:
درود
اولا بیت اول مصرع دوم درستش هست خیال خوانان نه جوانان
در ثانی اگر اشتباه نکنم وزن شعر اشتباه هست و باید در رکن آخر به فاعلاتن یک هجا اضافه شود
زبردست در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۰۵ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۸۶:
بسیار زیبا و پرمحتوا
امید در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۵۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۵:
از خیام بعید بود:\
جلال در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۳۹ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » گردش دوران [۵۶-۳۵] » رباعی ۵۰:
خیلی دلم میخواست که دوستان دیگر حاشیه نویسی میکردند و من با همان شوق ذوقی (ذوق زدگی ) که حس میکردم این رباعی را درک کرده ام،،!!
به کمک دوستان هدایت میشدم ....
علی مرادنیا در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۰۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۱:
سلام
«تا هیچ نمانی» به دید من و با توجه به پیشینه ی شعر، به معنی. «درگیر و منتظر چیز واهی نشدن» هست. و گمان میکنم بیشتر از باقی تفاسیر با اندیشه ی خیام سازگار باشد.
مازیار در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۰۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۰:
شایستهتر است که کلمات «عدو» و «اید» جدا از هم نوشته شوند.
احمد در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۱۲ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۹۰:
در بیت دوم، عبارت دل بر سر جان را می شود چنین معنی کرد:
بر آرزوی وصل تو، تا کی دل بر جان ریاست کند و جان را آزار دهد؟
جواد در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۴۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۷:
خضرِ خضِرانست و از او هیچ عجب نیست
درست است
اصلاح فرمایید
روحالله در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۵۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۰:
با سلام واحترام. قویترین، دقیقترین و وزینترین نسخهی این غزل، همان است که استاد شجریان در آلبوم دستان خوانده است. همان است که از سعدی انتظار میرود
یک ایرانی در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۵:۰۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد بزهگر » بخش ۱۴:
دوست عزیز اینکه "ایران" را نامی هشتادساله و فکر بکر رضاشاه میدانید فقط از ناآگاهی شما خبر میده. اسم ایران به عنوان نام این سرزمین در ادبیات پیش از اسلام و پس از اسلام بارها و بارها آمده. چشم و گوشتان را باز کنید.برای-مثال-اوستا
مهدی در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۴۴ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۰۶:
همانطور که امام علی (ع) در دعای کمیل میفرمایند ترس ایشان وتمامی عرفای دگر در قیامت آتش نیست بلکه همان دوری از خداست که در همین دنیا هم دوزخ خیلی از افراد میشود
مصیب مهرآشیان مسکنی در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۲:
با سلام در این غزل زیبا حقیر سخن فراوان دارم که باید هدف حضرت حافظ را از تکرار قافیه بیان نمایم و جهت پژو هش با چند تن از اساتید فن غزل مشورت نمایم و در هفته اینده بیت بیت ان را معنی و تفسیر مینمایم ولی در حال حاضر اولین بیت غزل باید اصلاح شود که یک مورا در وزن کم دارد و امکان دارد خود حضرتش متوجه وزن نشده چون سرودن این غزل هدف خاصی داشته و در وزن غزل زیاد توجه ننموده است و عمدا حضرت حافظ در این قافیه که بسیار آسان میباشد چون وفور و فراوان است یک قافیه را سه بار تکرار نموده لذا وزن و تعداد ابیات برایش مهم نبوده و هنر و قدرت و توانایی خواجه در سرودن غزل هم مسجل و مسند است و هم مبین و معین است چون در تمام آرایه هاو صنایع شعری و ادبی خواجه حرف اول را میزند پس سخن مختصر نمایم و وزن بیت اول را جسارتااصلاح نمایم من کمترین شاگرد در مکتب حضرتش بقول پیر مرادم حاج ملا هادی اسرار سبزواری که نهایتا هم شیخ مراد و هم ارباب من و اجدادم می باشد چون املاک زراعی حکیم را من و اجدادم کشت و زرع می نمایم لذا در یک غزل فلسفی می فرماید نزد ما پیر خرد طفل دبستانی است.....فلسفه مقتبسیست از دل دانشور ما...
حال ما در مکتب ادبی حضرت حافظ اگر طفل دبستانی باشیم افتخار بس بزرگی میباشد لذا مصراع دوم مطلع الغزل اگر چنین اصلاح شود آن مورایی که کم دارد مرتفع میگردد.
به آب روشن می عارفی طهارت کرد
علی الصباح که میخانه را زیارت کرد.
حال حقیر چنین اصلاح می نمایم
به آب روشن می عارفی طهارت کرد
علی الصباح که به پیمانه می زیارت کرد
یا بگوییم
به آب روشن می عارفی طهارت کرد
علی الصباح که می و باده را زیارت کرد
یا
به آب روشن می عارفی طهارت کرد
علی الصبوحی و پیمانه را زیارت کرد
اگر بگوییم
به آب روشن می عارفی طهارت کرد
علی الصبوح زد و میخانه را زیارت کرد
بهتر میشود چون صبوحی شرابی است که باده گساران صبح شب باده پیمایی یک دو جام می نوشند تا رفع سر درد و صداعی شود
احسان در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۴۲ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۸:
بسیار عالی! البته علی رضا افتخاری یه کم شعر رو تغییر داده. ایشون می خونه
...پیمانه چشم ساقی باقی همه بهانه...
الکی در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۳۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰:
بیت پنجم درست این است:
چو شهر لوط ویرانم چو چشم لوچ حیرانم
سبب خواهم که واپرسم ندارم زهره و یارا
محسن ، ۲ در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۳۱ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۹ - حراج عشق:
علیرضا جان
خیالت ساده دل تر بود و با ما از تو یک رو تر
من اینها هر دو با آئینه دل روبرو کردم
چیزی با دل شاعر قیاس نمی شود
شاعر نگار و خیال نگار را در مقابل آئینه ی دل خود می گذارد و قضاوت میکند، که یار آنچنان ساده و یکرنگ نبوده که شاعر خیالپروری می کرده.
علی در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۵۵ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » خان ننه:
با سلام
من دوره ابتدایی مادر بزرگم را از دست دادم و حالا مادرم را
دو تاشم برایم خان ننه بودن ... هر وقت این شعر را میخوانم هق هق کنان گریه میکنم و تا دو سه ساعت بعدشم چشمام اشک میریزن
این شعر حال و روز من و خان ننه های منه...
تازه گیا به پیشنهاد همسرم این شعر را در سنگ قبر خان ننه ام مادرم نوشتیم ... بر روح بزرگ استاد شهریار و خان ننه های من صلوات ...
.. در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۲۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۷۳:
پذرُفتن صورت از جمادیاست..
.. در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۱۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۵۲:
گر تازهای نه دوشین،
بنشین بیا بنوش این
دریا تو را نشاید
گر سیل یاد آری..
صنوبر در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۳۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۴: