محمدحسین در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۶:۵۹ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۹ - در ستایش ملکه ترکان خاتون:
@انصاری @محمود @محسن
گویا چنین باشد: صباح و مساءِ تو عاید بهخیر باشد بدین معنی که روز و شبِ تو به خیر و نیکی آید و رَوَد.
هادی در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۲۳ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب چهارم در فواید خاموشی » حکایت شمارهٔ ۴:
در خواندن متون بزرگان می توان نگاهی انتقادی هم داشت. مقداری از اختلافات بیشمار فعلی در میان مردمان این کره خاکی ناشی از عمل به چنین توصیه هایی است. تصور بفرمایید هر کسی بخواهد علم را محدود به اعتقاداتش بداند. دیگر گفت و گو و مفاهمه ای نخواهد بود. هندو به جان مسلمان خواهد افتاد و مسلمان مسیحی را نادان خواهد خواند. شیعه و سنی ذم یکدگر کرده و کوکلس کلان و نازی و صهیونسیت و داعش پدید خواهد آمد...
محمد طاها کوشان mkushantaha@yahoo.com در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۰۴ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۸۶:
متنی را که من دارم دیوان غزلیات بیدل (رح) چاپ کابل است.
محمد طاها کوشان mkushantaha@yahoo.com در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۰۰ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۸۶:
شور بختانه که همچو کاتبان قلمی هرکسی از ظن خود یار بزرگان میشود اما افسوس در این است جابجایی واژه ها حتی جمله های نغز زنجیره یی تا یک دو دور دیگر بیرون آسیاییم ./ را تا یک دو روز دیگر دستکاری می نمایند و خواننده را سخت ناراحت می سازد. آسیا می چرخد و به هردور خوردن مشت مشت دانه های گندم زیر آمده آرد میگردد. شاید هم بهمان دور نخست دانه آرد گردد
میلاد در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۱۰ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۵:
خطاب به کنکور:
شده انتظارم از حد چه شود ز در درآیی
همه تست ها را زدم ز غمت شب جدایی
در خانه را چو بستم ز رفیق و آشنایی
به امید کسب رتبه نه برای خود نمایی
امیر در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۱۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۳:
متاسفانه بعضی افراد تا حالا یه کتاب 30 صفحه ای در مورد تاریخ اسلام و ایران نخوندن پای منبر چهارتا ادم نشستن میان هم اسلامو میکوبن و هم ایران. اولم اینکه حاکمان ایرانی اکثرا بد نبود بعد از خسرو پرویز و بخاطر دخالت بی مورد رهبران دینی ساسانی به این روز افتادن. اسلام هم تا زمان پیامبر میدیدیم که به سرزمینی حمله نمیکردن و در زمان عمر که همین افراد به ظاهر متدین که فحششم میدن شروع به کشور گشایی کرد.
دوما اگر ایرانیان با اغوش باز به اسلام گرویدند چرا تا 100 سال نمیتونستن طبرستان رو بگیرند چرا تا چندین ماه خوزستان به فرماندهی ابولولو مقاومت کرد چرا مسلمان شدن ایرانی ها 200 سال حداقل به طول انجامید اینا واقعیته تا وقتی واقعیتو نبینین در جهالت کاملید و صدتا ادم عاقلم نمیتونن اصلاح کنن. جهالت دشمن خقیقت و علم اموزی و پیشرفته من از دوستان خواهش دارم قبل اینکه ایران حکومتای ایران و اسلام رو بکوبن حداقل 5 الی 6 تا کتاب در مورد هر دو گروه بخونن تازه بعد خوندن 6 تا کتاب میشه تا حدودی نظر داد.
حسین در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۲۸ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶:
چرا روی اشتباه خودتون پافشاری میکنید؟
اخه کرامت به سجود چه معنایی داره؟
هادی در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۳۷ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب چهارم در فواید خاموشی » حکایت شمارهٔ ۳:
توصیه های اساتید ادب فارسی با توجه به زیبایی و فصاحت به مرور زمان و به تدریج در جان انسانها رسوخ کرده و جزوی از فرهنگ ما شده. با توجه به غنا و وسعت آثار ادبی زبان فارسی می توان در این آثار توصیه های متعدد و گوناگونی را در امور اخلاقی و اجتماعی مشاهده کرد که بعضاً با یکدیگر در مغایرت هستند. در اینجا سعدی توصیه به خاموشی می کند در حالی که ما موجوداتی اجتماعی هستیم و گفت و گو راهی برای یادگیری و پیشرفت ماست. تا زمانی که خموش بمانیم تفکراتمان در معرض نقد قرار نگرفته و محک نخواهند خورد و بر اساس همین تفکرات ناپخته عمل خواهیم کرد که مشکل زا خواهد بود.
ایران در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۰۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۷۸:
دوشینه مرا گذاشتی خوش خفتی
امشب به دغل بهر سوئی میافتی
گفتم که مرا تا به قیامت جفتی
گو آن سخنی که وقت مستی گفتی
دیشب تومراگذاشتی خوش خفتی،امشب چودگردغلشدی،میافتی
ارش در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۵۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۱۸:
خوب ترک بوده بیچاره خودش هم گفته و این نه از مولوی چیزی کم می کند و نه زیاد
بی نام در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۱۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱۱۳ - برخاستن مخالفت و عداوت از میان انصار به برکات رسول علیه السلام:
خطاب به کسانی که دنبال اثبات یا انکار خدا هستند!
خدا همان مرگ است جانم
نکند مرگ را هم قبول نداری؟
دکتراحمدرضانظری چروده در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۰۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:
ناشناس نوشته:
به نظر میرسد بیت چهارم در معنی اشتباه داردودرستش این باشد
به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید
که سالک بی خبر باشد زراه ورسم منزلها
یا به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید
که سالک باخبر نبود زراه ورسم منزلها
باتوجه به معنی سالک و اینکه اگر با خبر بود (بی خبر نبودیعنی با خبر است )زراه ورسم منزلها دیگر چه نیازی به هدایت پیر مغان داشت؟
لطفا” ارشاد فرمائید
دوست عزیزم اولا که سالک در این بیت همان پیر مغان مصراع اول است.یعنی پیرمغان به رسم وراه آشنایی کامل دارد.دوم اینکه ما که سرخود نمی توانیم بیت را عوض کنیم حتما باید براساس نسخه های موجود دریکی از نسخه ها آمده باشد.باسپاس
مسیب شاپوری در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۰:
با کمال احترام به سرکار خانم ملیحه رجایی بنظر اینجانب معنی بیت 7 درستر نوشته نشده است زیرا در جریان کل این غزل حافظ می خواهد یا ریا کاری زاهد را بر ملا کند یا سست اعتقادی زاهد را نشان بدهد لذا در این بیت ایت به معنی نشانه نمی باشد بلکه درس سحر و افسونگری میباشد ودرست درمقابل حلقه اوراد و دعا قرارگرفته و بر ان غالب شده است
مانند بیت ترسم که صرفه ای نبردروز بازخواست
نان حلال شیخ ز اب حرام ما
پس درمعنی بیت 7 ایت افسونگری جهت تکمیل حلقه اوراد نیامده بلکه غلبه به ان و نفی ان
مجتبی والی پور در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۶:۲۶ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۲۳ - پیدا شدن شاپور:
قدمگاهش زمین را خسته دارد
شتابش چرخ را آهسته "داد"
به جای داد، باید از دارد استفاده کرد. به نظر می رسه اشتباه املایی باشه.
آصف در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۵:۳۸ دربارهٔ مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۰ - وصف شب و ستارگان آسمان و ستایش علی الخاص:
با سلام
در بیت وم این قصیده در تصحیح مرحوم رشید یاسمی هم لون انفاس آمده و این ترکیب معنی نمیدهد و مرحوم دهخدا آنرا لون انقاس ضبط کرده که انقاس به معنی رنگ جوهر و مرکب و دوده و سیاهیهای دوات است و در مجموعه معنی بیت صحیح میشود
زهرا در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۵۶ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۱۲:
ادامه غزل از بیت ششم چنین است:
بی امتیاز بودنت از مرگ برتر است
تا کی به قید سکته چو بیمار زیستن
بی دوست، عمرهاست در آتش نشسته ایم
با این تعب نبود سزاوار، زیستن
ذلت کش هزار خیالیم و چاره نیست
لعنت به وضع دور ز دلدار زیستن
آخر به مرگ زاغ و زغن کشته خلق را
در جست و جوی لقمه مردار زیستن
از درد ناقبولی وضع نفس مپرس
بر دل گران شدم ز سبکبار زیستن
با داغ و اشک و آه به سر می برم چو شمع
خوش داردَم به این همه آزار، زیستن
بیدل، من از وجود و عدم کردم انتخاب
بی اختیار مردن و ناچار زیستن
عارف در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۶:
چطور با اطمینان میگی که ایشون لامذهبه؟
منطقی ترین تفاسیر رو از غزلیات ایشون ارائه دادن همیشه. الباقی تو تخیل خودشون سیر می کنن.
اسماء جوان در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۳۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:
باعرض سلام حضور مهران جان .
خواستم بگویم زده آید به کاهدان ولی این جسارت است که راه میخانه را شما نیک میدانید. پس گمان کردم که حقیر را دست انداخته آید که اگر چنین باشد جسم را به هدیه و در غیر اینصورت جان را به فدیه نثار خواهم کرد . بنده در همه حاشیه ها که به ناشیه شبیه تر است خواهش کردم این شاگرد را آموزش دهید که نیازمندم ولی شما چاکر را خجالتزده میکنید . تنها خواهشی که از شما دارم این است که بنده را همین چیزی که هستم بپذیرید نه آنطور که شما قیاس میفرمایید . چون در فضای مجازی اینطور موارد معمول میباشد و در اینصورت اگر این اتفاق بیفتد و روزی در فضای حقیقی باهم روبرو شویم آنوقت .
فردا که پیشگاه حقیقت شود پدید
شرمنده رهرویی که نظر بر مجازکرد
منم که باید از شرمندگی فرار کنم و دیگر امید دسترسی و بر خورداری از علوم و عرفان شما را نداشته باشم .
پای ما لنگ است و مقصد بس طویل
دست ما کوتاه و خرما بر نخیل
ببخشید از تعویض و تحریف بعضی کلمات .
نیازمند شما فریاد.
محمدرضا حسنی در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۴:
استاد شجریان سیاه نامه را سیاه دانه می خواند. نظر دوستان در این باب چیه
محمد در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۲: