a.p در ۶ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۱۰ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۹ - در سبب گفتن قصه گوید:
ﮐﻪ ﻓﺮﺩﻭﺳﯽ ﻃﻮﺳﯽ ﭘﺎﮎ ﻣﻐﺰ
ﺑﺪﺍﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩ ﺳﺨﻦ ﻫﺎﯼ ﻧﻐﺰ
ﺑﻪ ﺷﻬﻨﺎﻣﻪ ﮔﯿﺘﯽ ﺑﯿﺎﺭﺍﺳﺘﺴﺖ
ﺑﺪﺍﻥ ﻧﺎﻣﻪ ﻧﺎﻡ ﻧﮑﻮ ﺧﻮﺍﺳﺘﺴﺖ
با خواندن این ابیات بر ما روشن می شود که کتاب شاهنامه فردوسی از همان آغاز سُرایش آن ، در بین ادب دوستان و دانش وران توس محبوبیت و معروفیت داشته و به آنکه فردوسی پاکزاد چنین بیانی خاص و منحصر به فرد در سرودن چنین اشعاری وبه خصوص در توصیف صحنه های رزمی و بزمی داشته همگان(دانش وران توس) معترف بوده اند
محمود در ۶ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸:
جاودان کس نشنیدیم که در کار بماند
چرا من هرجور میخونم به این صورت در ذهنم میچرخه
جاودان کس نشنیدیم که در این کار بماند
وزنش مشکلی نداره یعنی بدون «این»؟
a.p در ۶ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۴۲ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۳ - در ستایش دین گوید:
شور بختانه هر کس در میدان تقلید کردن قدم بنهاد ، ره به جایی نبرد . .
اسدی توسی با آنکه از بزرگان علم و ادب زبان فارسی است اما چون در نوشتن دیباچه گرشاسپ نامه به دیباچه شاهنامه هم شهری اش ، فردوسی پاکزاد نظر داشته ،آن چنان که شایسته اوست نتوانسته است در این میدان اسپ بتازاند ، و این از کلمات به کار برده در دیباچه کتاب گران سنگ اش مشهود است . .
فتوحی رودمعجنی در ۶ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۲۱ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قطعات » قطعه شمارهٔ ۳۶:
ممدوح سلطان ملک عراق است در اوایل قرن هشتم، پس ایلخانی است.
فرهاد ۲ در ۶ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷:
V.R.N عزیز ، پوزش میطلبم . تصحیح میکنم .
از نظر ان شخصی که برای V.R.N نوشته که فکر میکنم جناب سرخی باشند !!!
سپاس در ۶ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۳۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۸۱:
درود
من نمی دانم با این غزل حضرت مولانا باید رقصید یا گریه کرد.ولی بنظرم باید با گریه رقصید.و واقعا گروه شمس حق مطلب را ادا کرده.
خدایا مطربان را انگبین ده برای ضرب دست آهنیین ده
فرهاد ۲ در ۶ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۲۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷:
V.R.N گرامی . در معنی لغوی عارف یعنی دانا !!! فرمودید حافظ عارف نبوده ، از نظر شما یعنی دانا نبوده ؟؟؟!!!
فرهاد ۲ در ۶ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۵:
جناب احسان گرامی . این همان حافظی است که به ارتداد متهم بود و گفته میشود که در قبرستان شهر اجازه به دفنش نمیدادند !! شما ناگهان از راه میرسید و اشعارش را به ایه قران وصل میکنید ! با رای خود ؟
ضمنا چرا باید کثیف را کسیف نوشت ؟ یا از واژه های عربی استفاده نکنیم یا صحیح و دستکاری نشده ان را بکار گیریم . هیچیک از ما مجاز به تغییرات در زبان و تفاسیر با رای خود نیستیم . مطلقا !!!
۸ در ۶ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۴۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱:
جناب خرده گیر ،
ممکن است تعریفی از فعل مرکب اراییه فرمایید؟
مهسا در ۶ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۶:
سلام!
چرا حافظ نمیخواد صبا باخبر بشه؟مگه صبا رازدار نیست تو شعر ها؟
ایمان در ۶ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۱۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۷:
درود
در بیت ششم علاوه بر زیبایی فوق العاده خود بیت، یک آرایه ادبی نیز به کار برده شده که بر زیبایی آن افزوده:
آرایه «رد الصدر علی العجز»، تکرار تخستین واژه مصراع نخست در واژه پایانی مصراع دوم
Mawson Lilehkoohi در ۶ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۰۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۸:
سَبَتْ سَلْمی بِصُدْغَیْها فُؤادِی 1
وَ رُوحی کُلَّ یَوْمٍ لِی یُنادی
نگارا بر منِ بیدل ببخشای 2
وَ واصِلْنی عَلی رَغْمِ اُلاعادِی
حبیبا، در غمِ سودای عشقت
تَوَکَّلْنَا عَلی رَبِّ الْعِبادِ 3
اَمَنْ اَنْکَرْتَنی عَنْ عِشْق سَلْمی 4
تزاوّل آن روی نهکو 5 بوادی 6
که همچون مُت 7 به بوتن 8 دل وَ ای ره 9
غریقُالعشق فی بَحْرِالوَدادِ
به پی¬ماچان 10 غرامت بسپریمن 11
غرت 12 یک وی روشتی 13 از اما 14 دی 15
غم این دل بواتت 16 خورد ناچار
و غر نه 17 او بنی 18 آنچت 19 نشادی 20
دل حافظ شد اندر چین زلفت
بلیْلٍ مُظْلِمٍ وَاللهُ هادی 21
1 (از معشوقگان عرب و کنایه از محبوب شاعر) با دو زلفش مرا اسیر کرد و روان من هر روز مرا ندا می دهد
2 و مرا به رغم دشمنان از وصل خود برخوردار ساز
3 به پروردگار بندگان توکل کردیم
4 ای که عشق سلمی را بر من ناروا دانستی
5 نِهْکو: (به زبان محلی) به معنای نیکو
6 بَوادی: (به زبان محلی) بباید دیده باشی
7 مُتْ: (به زبان محلی) من ترا
8 بِبوتَن: (به زبان محلی) به بودن
9 وَ ای ره: (به زبان محلی) به یکباره
10 پَیْ ماچان: پای ماچان، جایی که کفش ها را از پای درمیآورند، محل کفش کن، پایین ترین و نازلترین محل مجلس، و در اصطلاح درویشان به صف نِعال گفته میشود
11 بِسپَریمَن: (به زبان محلی) بسپاریم
12 غَرَت: (به زبان محلی) گَرَت، اگر تو
13 ویْ رَوِشتی: (به زبان محلی) بی روشی، کار بی رویه ای، گناه یا تقصیری
14 اَما: (به زبان محلی) ما
15 دیْ: (به زبان محلی) دیدی، از امادی: (به زبان محلی) از م دیدی
16 بُواتِت: (به زبان محلی) بباید ترا
17 وَغَرْنه: (به زبان محلی) وگرنه
18 وا بِنی: (به زبان محلی) باز بینی
19 اَنْچِتْ: (به زبان محلی) آنچه تو را
20 نَشادی: (به زبان محلی) نشاید، شایسته تو نیست
21 خداوند در شب تاریک راهنماست
شهریار در ۶ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۴۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱:
با درود به همه دوستان و اساتید گرامی
با آنکه در باره واژه نیما با نظر جناب خرده گیر کاملا همراه هستم در عین حال ادب و متانت جناب کیخا را -که پیشتر چه بسیار از ایشان آموخته ام - می ستایم و برای هر دو نازنین
آرزوی توفیق می کنم
ابوالفضل در ۶ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۶:۲۸ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۸:
سلام.ولی من یادمِ که،گرعاشق ساده دلی زمردن مهراس
تشکر
مرتضی محیر شجاعی در ۶ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۵۶ دربارهٔ صامت بروجردی » غزلیات » شمارهٔ ۷:
در مصرع هشتم با توجه به وزن شعر اینگونه صحیح است "شیوه پرسوختن آموختن پروانه را"
مرتضی محیر شجاعی در ۶ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۴۹ دربارهٔ صامت بروجردی » غزلیات » شمارهٔ ۷:
مصرع اول با توجه به وزن شعر اینگونه صحیح میباشد "آشنا منما به گیسوی پریشان شانه را "
مرتضوی در ۶ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۰۸ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۳۳:
با سلام
مصرع سوم این رباعی اشکال دارد اما مصرع سوم رباعی قبل که فرمودید ایراد وزنی ندارد
یونس در ۶ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۰۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱ - سر آغاز:
سلام دوستان بعد بیت در مدیحت داد معنی دادمی...
بیت: گر نویسم وصف او بیحد شود مثنوی هفتاد من کاغذ شود جا مانده
zohresadr در ۶ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۱۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۱:
رباعی عربی از احمد رامی :
لا توحش النفس بخوف الظنون
واغنم من الحاضر امن الیقین
فقد تساوی فی الثری راحل غدا
وماض من الوف السنین
با شک و گمان های بیهوده بیم به دلت راه نده و آرامش و امنیت بی شک و شبهه را در این لحظه مغتنم شمار '
چرا که در دل خاک، آن که فردا از این دنیا برود با آنکه هزاران سال قبل در گذشته، مساوی هستند.
pedram در ۶ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۳۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴: