میلاد در ۶ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۱۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۰:
بیت 5 نوشته آهن گزان
آهن گزان یعنی چه؟؟
آهن گران نیست؟؟
سید محسن در ۶ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۱۱ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۸۴:
پروانه نمی شکیبد از نور----درست است
عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ۶ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۶:
از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه
با خون دل غلط نیست ولی عمق ماجرا را نشون نمیده و معنیش این می شود که مرکب قلم من خون دل بود. از خون دل نوشتم یعنی با درد و رنج فراوان نوشتم و این حافظانه تر است.
برای این مصرع دو ترجمه می شود در نظر گرفت
إنی رأیتُ دهراً من هجرک القیامه
1- من روزگار را از دوری تو قیامت دیدم: در این صورت دهراً مفعول به است
2- من از دوری تو قیامت را در روزگار دیدم: در این صورت دهراً مفعول فیه است
ترجمه دوم بهتر و حافظانه تر است و شدت درد دوری را بیشتر نشان می دهد. در ترجمه اول روزگار به قیامت تشبیه می شود ولی در ترجمه دوم اصلا روزگار، خودِ قیامت می شود. یعنی من قیامت را در همین دنیا دیدم.
بیت دوم:
دارم من از فراقش در دیده صد علامت
لیست دموع عینی هذا (هذی) لنا العلامه
هذا صحیح نیست و باید مؤنث به کار برود. چون هذه وزن را به هم می ریزد صحیح آن باید «هذی» باشد که مترادف و شکل دیگر هذه می باشد.
و مصرع دوم پرسشی است
من از دوری او در چشمم نشانه های زیادی دارم (صد علامت اغراق) / آیا این اشک های چشمم نشانه ای برایمان نیست؟
در واقع جمله این طور است:
دموع عینی هذی، أ لَیست لنا العلامه
سودابه مهیجی در ۶ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۲۷ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۹۲:
بیت دوازده باید چنین باشد: از بهر رهنَوَردیدن
عارف در ۶ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۰۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۰ - بیان آنک کشتن و زهر دادن مرد زرگر به اشارت الهی بود نه به هوای نفس و تأمّل فاسد:
وای بر آن کسانی که از یک انسان بت ساختند حتی اگر آن انسان مولوی باشد.
دم سید حبیب گرم.
آیا به صرف اینکه یک شاه چنین قتلی را ترتیب می دهد این عمل عین ثواب است؟
آیا بزرگترین جنایتکاران هر عصری شاهان نبوده اند؟
آیا شاه حجتی داشته که آن حکیم مامور از طرف خدا بوده و از سمت شیطان و یا خود او نبوده؟
آیا بیرون کردن مهر آن مرد از دل کنیز و یا مهر کنیز از دل شاه آسان تر و ثواب تر نبود تا قتل فرد بیگناه بیخبر از همه جا؟
وای بر ما بخاطر این همه اوهام و خرافات و بت پرستی
Dariush در ۶ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۵۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۱۳:
در سرودهء حکیم فردوسی در بالا که مشاهده میکنید :
سکندر بخندید و زو شاد شد
ز تیمسار وز درد آزاد شد
به شوانایی بسیار اشتباه نوشتاریست و در میان معانی جدید و باستانی در این جایگاه تیمسار معنایی ندارد و ایجاد سکته در شعر میکند و باید تیمار باشد بویژه اینکه تیمار و درد در سایر سرودگان حکیم فردوسی دیده میشود و در گنجینه واژگان کاربردی حکیم توس جای دارد
.
دلش پر نهیبست و پر خون جگر
ز تیمار وز درد چندان پسر
حکیم فردوسی
جانان در ۶ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۴۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۰:
فدات شم سعدی جان
میم الف در ۶ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۰۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۱۳ - جذب هر عنصری جنس خود را کی در ترکیب آدمی محتبس شده است به غیر جنس:
چو مرغ پای ببسته ست دور می نپرد
صوفی مولانا در ۶ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۰۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » بیست و ششم:
اصلاحیه
آن ترک سلامم کند و دیرد : « سن کیم سن »
گویم که: « خمش کن که نه کندیم بیلم و ن بنی می »
مجید در ۶ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۲۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۹:
این شعر بر نظریه ماتریکسی بودن دنیا تاکید میکند و هیچ توضیحی نیاز ندارد، برای درک بیشتر مطلب در مورد واژه های کوانتوم ، کوارک، استرینگ تحقیق کنید.
مسعود در ۶ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۵۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۱۶:
دورد به فرهیختگان و دوستان عزیز
مطلبی که در اشعار حضرت مولانا میباشد اینست
همانطوریکه همه میدانند مولانا به قافیه بودن شعر اعتنا نمینمود بلکه هدف ایشان برای ما انسانها فهم و درک شعر میباشدکه اگر ملاحظه نمایید در یکایک ابیات شفاف میباشد.
این هدف و اصل و تفکر مولانا بوده و میباشد.
با درود و سپاس فراوان مسعود
Javad در ۶ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۵۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۴۹:
درود و وقت بخیر
در هر مبحثی انسان باید درست و منطقی صحبت کنه براهین بیاورد و آنها را بسنجد
در مورد شاعران پر آوازه ایرانی که بسیار و بسیار گفته شده چیزی که مهم است این است که تقریبا تمامی این شاعران نتوانستند چرایی این جهان را درک کنند و با الفاظ شاعرانه یک جریان فکری و اندیشه رو به نا کجا را ترسیم کردند
شاعری که میتوانیم گفت مکتب درستی را انتخاب کرد تنها خیام بود نوع فکر و اندیشه ایشان بسیار نزدیک به ایده آلیسم هست
صوفی مولانا در ۶ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۵۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » بیست و ششم:
بیت
آن ترک سلامم کند و گوید: « کیسن »
گویم که: « خمش کن که نه کی دانم و نی بی
به صورت
آن ترک سلامم کند و دیرد : « سن کیم سن »
گویم که: « خمش کن که نه کینیدم بیلم و ن بینی می»
چون benim یعنی من ذهنی و بدنی و kendim به معنای خویشتن که بصورت کنیدم خط فارسی و بنیمی به صورت بینی می درست باشه و کیسن و ن کی احتمالا اشتباه (منظور گم شدن و فنا که در این مرحله سالک ن هوشیار ن بیهوش ن در ذهن ن در آگاهی او به فراآگاهی رسیده به همین جهت را حل شده و ن خویشتن میداند ن من ذهنی را
مهرداد پارسا در ۶ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۲۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۵:
تصحیح: در نوشته بالا: ابتدای بیت «آنان که...« باید باشد.
مهرداد پارسا در ۶ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۲۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۵:
به نظرم آقای حسین ذاکری بهتر از همه به اصل موضوع پی برده. این رباعی با این شکل که اینجا درج شده بی معنا و مغشوش به نظر می رسد. در حقیقت شکل درست آن «آناناپ که به صحرای علل تاخته اند» بوده؛ و تاخته اند به معنای اولیه و روشن خود به معنای حمله بردن است. خیام می خواهد بگوید که درنهایت نظم و ماهیت ذاتی جهان فارغ از توصیفاتی ذهنی ما از آن است و در نهایت جهان راه خود را می رود فارغ از خواسته ها و نگرش های مابعدالطبیعی بشر.
Tannaz در ۶ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۰۷ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب ششم در ضعف و پیری » حکایت شمارهٔ ۶:
درودبرسعدی شیرین سخن که اسطوره ادب فارسی است اگربه بچه هامون گلستان سعدی تومدارس درس میدادیم خیلی باسوادتروباهوشترمیشدن ودرآموختن زبان اصیل دری پایشون بسیارقوی میشد باتشکر⚘
م.م در ۶ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۱۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۹:
این مصرع “همه خاکهای شیراز به دیدگان برفتم” ، اندکی سکته داره و از استاد غزل بعیده .
شاید اینگونه بوده باشه :
“همه خاکهای شیراز به دو دیدگان برفتم”
و اما راجع به دو مصرع این بیت :
به امید آنکه جائی قدمی نهاده باشی
همه خاکهای شیراز به دو دیدگان برفتم
من در اسفند 1379 در حج تمتع مشرف بودم .
گاهی در سکوهای مسجدالحرام می نشستم و هر بار یک ساعتی به کعبه نظر میکردم .
در بحر نظر که بودم میرفتم تو این اندیشه که چه شخصیت های بزرگی در طول تاریخ بشریت در این جایگاه قدم نهاده اند . شاید جائی مشابه این مکان پیدا نشود که پیامبران ، ائمه و اولیاء عظام در آن قدم نذاشته باشن .
لذا یک بار رفتم و از درب کعبه تا حدود 15 متر را عمود بر کعبه رُفتم که افتخار نصیبم شود که جای پای آن اعاظم قدم گذاشته ام .
دوستان ایراد نگیرند . دست خود آدم نیست .
م.م در ۶ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۵۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۹:
این مصرع "همه خاکهای شیراز به دیدگان برفتم" ، اندکی سکته داره و از استاد غزل بعیده .
شاید اینگونه بوده باشه :
"همه خاکهای شیراز به دو دیدگان برفتم"
حسن از آباده در ۶ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۴۳ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۵:
آیا درمصراع 2 بیت سوم « یا آینه ی روشن » درست تر نیست؟
( ی+ا)
احمد در ۶ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۳۹ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۷۱: