HRezaa در ۸ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۰۴:۵۲ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۹ - در نصیحت فرزند خود محمد نظامی:
درود همزبانان
میتونید کمکم کنید خوانش درست این بیت رو پیدا کنم؟!
HRezaa در ۸ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۰۴:۲۸ در پاسخ به هومان دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۹ - در نصیحت فرزند خود محمد نظامی:
درود و سپاس
تعبیر جالبی بود، که هم مراد از دولت و هم مراد از سبب رو متفاوت بیان کردید، سپاسگزارم.
افسانه چراغی در ۸ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۰۱:۰۶ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۶۵ - شنیدن خسرو از اوصاف شِکر خانمِ اسپهانی (اصفهانی):
ویس بر وزن دیس معشوق رامین در داستان ویس و رامین فخرالدین اسعد گرگانی است.
برخی میگویند چون با بلقیس همقافیه آمده، پس تلفظ آن وِیس است:
به بام کوشک شد با سیمتن ویس
نشسته چون سلیمان بود و بلقیس
در حالی که بلقیس بر وزن برجیس است و در این بیت منوچهری با آن همقافیه آمده است:
بچهای دارم در ناف چو برجیسی
با رخ یوسف و بوی خوش بلقیسیهمچنین در این بیت سعدی که با ابلیس همقافیه آمده است:
تو گفتی که عفریت و بلقیس بود
قرین حورزادی به ابلیس بوددر منظومه ویس و رامین هم ویس با ابلیس همقافیه آمده است:
چو دایه این سخنها گفت با ویس
به یاری آمدش با لشکر، ابلیس
افسانه چراغی در ۸ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۰۱:۰۳ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۳۶ - اندرز و سوگند دادن مهینبانو شیرین را:
ویس بر وزن دیس معشوق رامین در داستان ویس و رامین فخرالدین اسعد گرگانی است.
برخی میگویند چون با بلقیس همقافیه آمده، پس تلفظ آن وِیس است:
به بام کوشک شد با سیمتن ویس
نشسته چون سلیمان بود و بلقیس
در حالی که بلقیس بر وزن برجیس است و در این بیت منوچهری با آن همقافیه آمده است:
بچهای دارم در ناف چو برجیسی
با رخ یوسف و بوی خوش بلقیسیهمچنین در این بیت سعدی که با ابلیس همقافیه آمده است:
تو گفتی که عفریت و بلقیس بود
قرین حورزادی به ابلیس بوددر منظومه ویس و رامین هم ویس با ابلیس همقافیه آمده است:
چو دایه این سخنها گفت با ویس
به یاری آمدش با لشکر، ابلیس
افسانه چراغی در ۸ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۰۰:۴۲ دربارهٔ فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۱۰ - گفتاراندر زادن ویس از مادر:
ویس بر وزن دیس است. برخی میگویند چون با بلقیس همقافیه آمده، پس تلفظ آن وِیس است:
به بام کوشک شد با سیمتن ویس
نشسته چون سلیمان بود و بلقیس
در حالی که بلقیس بر وزن برجیس است و در این بیت منوچهری با آن همقافیه آمده است:
بچهای دارم در ناف چو برجیسی
با رخ یوسف و بوی خوش بلقیسیهمچنین در این بیت سعدی که با ابلیس همقافیه آمده است:
تو گفتی که عفریت و بلقیس بود
قرین حورزادی به ابلیس بود
افسانه چراغی در ۸ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۰۰:۳۸ دربارهٔ فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۷ - برون آمدن سلطان از اصفهان و داستان گویندهء کتاب:
ویس بر وزن دیس است. برخی میگویند چون با بلقیس همقافیه آمده، پس تلفظ آن وِیس است:
به بام کوشک شد با سیمتن ویس
نشسته چون سلیمان بود و بلقیس
در حالی که بلقیس بر وزن برجیس است و در این بیت منوچهری با آن همقافیه آمده است:
بچهای دارم در ناف چو برجیسی
با رخ یوسف و بوی خوش بلقیسیهمچنین در این بیت سعدی که با ابلیس همقافیه آمده است:
تو گفتی که عفریت و بلقیس بود
قرین حورزادی به ابلیس بوددر همین منظومه هم ویس با ابلیس همقافیه آمده است:
چو دایه این سخنها گفت با ویس
به یاری آمدش با لشکر، ابلیس
افسانه چراغی در ۸ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۰۰:۲۲ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۶۷ - رفتن خسرو سوی قصر شیرین به بهانهٔ شکار:
ویس بر وزن دیس معشوق رامین در داستان ویس و رامین فخرالدین اسعد گرگانی است.
برخی میگویند چون با بلقیس همقافیه آمده، پس تلفظ آن وِیس است:
به بام کوشک شد با سیمتن ویس
نشسته چون سلیمان بود و بلقیس
در حالی که بلقیس بر وزن برجیس است و در این بیت منوچهری با آن همقافیه آمده است:
بچهای دارم در ناف چو برجیسی
با رخ یوسف و بوی خوش بلقیسیهمچنین در این بیت سعدی که با ابلیس همقافیه آمده است:
تو گفتی که عفریت و بلقیس بود
قرین حورزادی به ابلیس بوددر منظومه ویس و رامین هم ویس با ابلیس همقافیه آمده است:
چو دایه این سخنها گفت با ویس
به یاری آمدش با لشکر، ابلیس
محمد حسن زاده در ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۵۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۹:
درود بر تمام دوستداران ادبیات پارسی
تمام اشعاری که در این وزن هستند وزن دیگری هم به این صورت دارند: مستفعل مستفعل مستفعل مستف
افسانه چراغی در ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۳۶ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۶۶ - تنها ماندن شیرین و زاری کردن وی:
علی الله: پناه بر خدا! به فریادم برسید!
محمدرضا زارعیان در ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۹:۳۲ در پاسخ به نوح دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۲:
همانطور که در شعر با ظهور شعرای جدید همچون نیما یوشیج، ابتهاج و شهریار سبک و سیاق اشعار تغییر کرد و ما انواع سبک های ادبی را در تاریخ ادبیات داریم، موسیقی نیز با ظهور موسیقیدان های جدید و جوان و نیز تعامل با موسیقی جهان، تغییر کرده و ذائقه هم به هر آدمی بستگی دارد، اینکه الان موسیقی سبک جدیدتر با نسل بیشتر ارتباط برقرار کرده و دریچه ای نو برای معرفی اشعار ایرانی به نسل جوان و عموما بیزار از درس ادبیات شده است نه ارزش سبک های دیگر و نه ارزش شعر را پایین نمی آورد، مگر آنکه شما به علت این محبوبیت حسودی کرده باشید یا بخواهید سلیقه خود را به باقی افراد غالب کنید. همانطور که کسی نمیگوید اشعار شهریار یا ابتهاج ضعیف است کسی هم نمیگوید موسیقی چاوشی ضعیف است تنها تفاوت سلیقه شخصی افراد هست که باعث این نظرات بعضا تخریب گرایانه میشود
محمدرضا زارعیان در ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۹:۲۳ در پاسخ به سعید رضایی دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۲:
این بحث اینکه کدام خواننده بهتر خوانده یا مقایسه خوانش ها فقط درخور سلیقه هست و بس، چون کسی از نظر فنی از اجرای شعر و اهنگ ایراد نمیگیرد فقط چون سلایق افراد با یکدیگر به دلایل مختلف متفاوت بوده، برخی همایون و ناظری رو به علت اواز دوست دارند و برخی چاوشی را به دلیل ترکیب موسیقی راک و عناصر موسیقی غربی(درام و گیتار) با اشعار مولانا
فرزاد در ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۹:۰۸ در پاسخ به محمد بخارایی دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۲:
برای اینکه چنین معنایی از شعر بگیریم دستت درست است لطفا چند بار این بیت را بخوانید معنایش را با اضافه کردن یک را میتوان فهمید
تا تو دستت را به خون من نیالایی
منم خرده به سعدی نگرفتم
به نظرم او دستت گفته و در مسیر تاریخ ناقلان کم دقت به دستم تغییرش دادهاند
ابوتراب. عبودی در ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۸:۵۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲:
با سلام و عرض ادب محضر منور جمیع استادان عزیز و فرهیخته
یا الله
هر کو که تورا چو جان خود دارد دوست
خونین جگرش کنی ، ز تن بیرون پوست
بیچاره چـه بایـدش شـده عاشقِ تـــو
جامی که پـُـر از بلا بـُـوَد قسمت اوست؟!
با احترام،رباعی دیوان ابوتراب عبودی
ابوتراب. عبودی در ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۲۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۲۷ - آمدن دوستان به بیمارستان جهت پرسش ذاالنون مصری رحمة الله علیه:
با سلام و عرض ادب محضر جمیع استادان فرهیخته و گرانقدر فعالان عزیزِ جان، در گنجور،
پرسش و پاسخ
دوش پرسیدم من از فرزانه ای
ذوفنون مردی خردمند عالِم جانانه ای
گفتم ای دانای علم ای با تمیز
ای خردمند گرانقدر ای عزیز
در جهان سوزنده تر زآتش بُـوَد؟
گفت: آری ، آتشِ بخل و حسد
گفتمش از حسد سوزنده تر داری سراغ
گفت :حرص، دودش سر برآرد از دماغ
گفتمش ای با خرد دیگر چه می بارد شرر؟
گفت: طمع بر جسم و جان بارد شرر
گفتمش بد چیست ؟ ای پیر طریق
گفت: نفاق ِ بین ِ یارانِ شفیق
گفتمش بدتر از بد چیست ای آرام جان
گفت: بدتر از هر بد منافق در جهان
گفتمش آفت جان چیست ای روشن ضمیر
گفت: نادانـــــــی، بلای بـــــی نظیر
گفتمش در دل انسان چه می آرَد فروغ
گفت: نیکیِ کــردار، پرهیز از دروغ
گفتمش اعتبار و عزت انسان به چیست؟
گفت: در وفای عهد و در خودباوری ست
گفتمش برترین ثروت چه باشد در جهان
گفت: علم و دانش ، دوستی با عالمان
گفتم آموزش بده من را کنون
درسی از حکمت ،حکیم ذوفنون
گفت: در امور زندگی هشیار باش
عاقبت اندیش و مردم دار باش
چشم آسا باش تا نورت دهند
بر بصر نوراً علــــیٰ نورت دهند
هان (( عبودی)) پند پیران را نیوش
باده ی نصح حکیمان را بنوش
با احترام ، بوستان فاطمه ،س،
ابوتراب عبودی
مِهتی در ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۰۱ در پاسخ به احمدرضا نظری چروده دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۳:
درود بر شما
کاملا درسته. اشتباه از بنده بود ممنونم که گوشزد کردید.
فرهود در ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۲:۰۴ در پاسخ به احمدرضا نظری چروده دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۱۵:
وقتی میگوییم: لب و لوچه یارو آویزان شد.
«چه» پسوند در اینجا یا معنی تشبیهساز دارد یعنی اینکه به کنایه گفته میشود چیزی شبیه لب بر صورت یاروست ولی در واقع لب نیست
و یا «چه» تصغیر است که در اینجا هم معنی کنایی دارد و واقعا منظور تحقیر است بهعبارتی منظور برعکس آن است.
«چه» در لفچه هم بهنظر میرسد که همین است.
زبان: زفان: زوان
لب: لف: لو
رامین علیپور در ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۲۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۴:
هنر بیار یا هنر بیاور؟
سوره صادقی در ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۰:۲۱ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۶ - شفیع انگیختن خسرو پیران را پیش پدر:
در این روزگار این داستان برای من معنی سیاست و کیاست همچون پسری را میدهد که پدر را خوب راضی کند.
در دوران قدیم اینجور سر به آستان ساییدن و فروتن بودن پسر برای پدر ارزش بوده و نشان از روح بزرگ و «فر خدایی»؛ ولی همین معنا از رفتار مشابه در این روزگار برنمیآید. توان کسی به اینچنین خود را زار و حقیر ارائه کردن در نظرم نشان از کمبود اعتماد بنفس و ترس زیاد از خشم پدر یا نگرانی مفرط بابت از دست دادن امتیازات فرزند سلطان بودن است تا تمایل به جریان عدالت.
نیما در ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۰:۱۳ دربارهٔ فایز » ترانههای فایز بر اساس نسخهای دیگر » دوبیتیها » شمارهٔ ۱۲۴:
بسیار زیبا...
مهدی صفرزاده mehdi.safarzadeh۵۰۰@gmail.com در ۸ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۰۷:۱۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۹: