گنجور

حاشیه‌ها

امیر ارسلان در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۹۷:

این شعر مرا به یاد مفهوم اثر پروانه‌ای می‌ندازه. کوچکترین اقدامات نیز تاثیر گذارند.

علی در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۱۲ دربارهٔ سنایی » طریق التحقیق » بخش ۱۵ - فی قدوم الخضر:

که بریدی زخرمنی پیوند

مهدی محبوبی در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۱۰ دربارهٔ باباافضل کاشانی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۳:

عشق از ازل هست و تا ابد خواهد بود
جویندهٔ عشق بی عدد خواهد بود
mahdimahboubi@
4 آبان 1399

وهبرز در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۰۹ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰:

سید خلیل عالی‌نژاد در قطعه چهارم آلبوم شوق وصل این غزل رو اجرا کرده

مهدی محبوبی در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۰۵ دربارهٔ باباافضل کاشانی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۶:

آن ها که زمین زیر قدم فرسودند
وندر طلبش هر دو جهان پیمودند
آگاه نمی شوم که ایشان هرگز
زین حال چنانکه هست آگه بودند
mahdimahboubi@
4 آبان 1399

مهدی محبوبی در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۰۱ دربارهٔ باباافضل کاشانی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۰:

صاحب نظران که آینهٔ یک دگرند
چون آینه از هستی خود بی خبرند
4 آبان 1399
mahdimahboubi@

ایمان عبیدی در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴۵:

در این حشیم چو حیوان جو زار میخوایید.
تویه این برنامه معرفت دقیقه 39 از این شهر استفاده شده
پیوند به وبگاه بیرونی/

وحید در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۱۹ دربارهٔ رهی معیری » رباعیها » آیینه صبح:

داریم دلی صاف تراز سینه صبح (دل من مثل آغاز صبح و آسمان پاک، صاف است)
در پاکی و روشنی چو آیینه صبح (مثال در من در پاکی و روشنی همانند انعکاس روشنایی صبح است)
پیکار حسود با من امروزی نیست
خفاش بود دشمن دیرینه صبح
(دشمن من که حسود است و همانند خفاش است نمی‌تواند به من آسیبی برساند، چون من اهل صبح و روشنایی هستم و او همانند خفاش اهل تاریکی است و هیچگاه تاریکی و نور باهم جمع نمی‌شوند)

فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۹:

خطاب به محمود
من مانده ام که شما با این سطح شعور و ذوق هنری! چگونه غزلیات حافظ را متوجه می شوی?
که صدای بانو حمیرا را جیغ وار و شرح ساده و بی نظیر استاد سیدعلی ساقی/رضا ساقی/ساقی گرامی را اظهار فضل! می دانی!
خدا به داد موکلین تان برسد که قرار است همچون شمایی برای شان وکالت کنید!

Kimiya در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۱۴ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۸ - تمثیل در بیان ظهور خورشید حقیقت در آیینه کائنات:

جهان انسان شد وانسان جهانی ....اشاره به کالبد روح جمعی انسان دارد انسان بی نهایت کالبد دارد کالبد فیزیکی وکالبد روانی وکالبد ذهنی وکالبد اختری و...وآخرینش کالبد روح جمعی است وبه این طریق است انسان با کل جهان وهستی میتواند یکی شود وهمه را در خود ببینید وخودرا در تمام هستی متبلور ومتجلی بیندواین میسر نشود مگر با درک تن واحده ودرک اناالحق ...یاحق

احمد رحمت بر در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۰۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۰۰ - بیان این خبر کی کلموا الناس علی قدر عقولهم لا علی قدر عقولکم حتی لا یکذبوا الله و رسوله:

کُتّاب: دبیرستان، دبستان، مکتب، محل تعلیم
طمس: همبستری
بعال: جماع کردن

احمد رحمت بر در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۰۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۰۰ - بیان این خبر کی کلموا الناس علی قدر عقولهم لا علی قدر عقولکم حتی لا یکذبوا الله و رسوله:

آنچنان بگشایدت فر شباب
که گشود آن مژدهٔ عکاشه باب
اشاره بدین روایت است:رُویَ عَن النَّبیِّ (صَلّی اَللّٰهُ عَلَیه وَ آله وَ سَلَّم) من وُجُوهٍ أَنَّهُ قَالَ یَدخُلُ الجَنَّةَ من أُمَتی سَبعُونَ أَلفاً لاَ حسابَ عَلَیهم فَقَالَ عُکَّاشَةُ بنُ محصَنٍ یَا رَسُولَ اللّٰه أُدعُ اللّٰهَ أَن یَجعَلَنی منهُم فَقَالَ أَنتَ منهُم وَ دَعَا لَهُ فَقَامَ رَجُلٌ آخَرُ فَقَالَ یَا رَسُولَ اللّٰه أُدعُ اللّٰهَ لی أَن یَجعَلَنی منهُم فَقَالَ سَبَقَکَ بهَا عُکَّاشَةُ
برگردان: روایت شده است از پیامبر (ص) که فرمود: هفتاد هزار از امت من بدون حساب وارد بهشت می‌شوند. پس عکاشه بن محصن گفت ای رسول خدا از خدا بخواه تا مرا از آنان قرار دهد. پس گفت تو از آنانی و برای او دعا کرد. پس مرد دیگری برخاست و گفت ای رسول خدا از خدا بخواه تا مرا از آنان قرار دهد. پس گفت عکاشه از تو پیشی گرفت.

احمد رحمت بر در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۳۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۰۰ - بیان این خبر کی کلموا الناس علی قدر عقولهم لا علی قدر عقولکم حتی لا یکذبوا الله و رسوله:

خر شباب تن نمی دانی بگیر
این جوانی را بگیر ای خر شعیر.
واژه‌نامه دهخدا ذیل مذخل «شعیر»

نرگس در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۸:

در تمام نسخه های گنچینه ی گنجور بیت هشتم کلمه ی چشم دارد که به معنی بیت هم کاملا می خورد.
اگر به رنگ عقیق شد اشک من چه عجب
که مهر خاتم چشمم لبیست همچو عقیق
چرا در نسخه های چاپی (تصحیح بهاء الدین خرمشاهی) و در نسخه ی گنجور بیت به صورت دیگری نوشته شده است؟

همایون در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۱۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۴:

غزل راز، رازورزی و عرفان جلال دین در این غزل بازگو میشود. در مطلع غزل مستی ستوده میشود حتی از نوع باده انگور که انسان ها در زندگی عادی مینوشند تا از حال معمول و یکنواخت بیرون آیند، ولی این باده جسمانی است و عوارض خود را دارد و بسیار موقتی کار میکند
مستی بهترین حال انسان است که سرخوشی و دوستی و راستی و رخس و شادی با خود همراه دارد.
اما جلال دین باده دیگری را می آموزد که روح را مست میکند، هرچند شراب خوب انگور هم فراوان نیست ولی شراب روح بسیار کمیاب و نادر است
ولی حتی یک جرعه و یک مزه آن کافی است که ابتدا زیرکی و باهوشی ما را کنار بزند و حس طراری و اکتساب و سوداگری و برتری طلبی و خودشیفتگی و منم را دور کند، سپس روح ساقی میشود و می ویژه ای بما میدهد که او بسیار بخشنده و کریم است و هرچه ظرفیت ما بیشتر باشد بیشتر میدهد
خاصیت این می برقراری ارتباط میان ما واسرار است که همه هستی را به وجد در میاورد و هوشی دیگر به میان میاید سد ها برابر کاراتر از این هوش طبیعی، و غلغله در هستی پدید میاید گویی منتظر این رویداد است
تا درهای معنی بازشود و نقش ها بی اثر شوند و دهانی که از نقش ها میگوید بسته شود و آن دهانی باز میشود که از معنی ها سخن میگوید
معنی ها را در هر غزل های جلال دین میتوان یافت که هر کدام همان جرعه اول هستند

آرش در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۴:۵۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۵:

پیوند به وبگاه بیرونی

Ehsan در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳:

در بیت 6 مصرع دوم درستش 《خدایا》هست

ندا در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۲۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۶۲:

یه خانم خواننده فرانسوی به اسم zaz یه ترانه خونده به اسم "من نمی خوام" که یه خواننده ایرانی به اسم ساناز هم اونو خونده. ساناز خیلی بهتر از زاز خونده و محتوای ترانه شون همین شعر مولویه.
پیوند به وبگاه بیرونی/

نگاه در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۳ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۳۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۶:

هر کس کراماتی دارد دیگه ادعا نمیکنه، در عجبم از شعر نعمت الله ولی، حتی اگر حافظ در جواب امثال ایشون نگفته باشد، این ادعا به نوعی خشونت میباشد و خطرناک، هر چیز که دیدید به اسم حق بزرگ شد و وسعت گرفت بدانید، دروغ میباشد، تاریخ نشان داده هر کس حق بود به سرعت کشته شد،

لیلی رابربند در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۳ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۵۴:

@مهدی
حال متکلم از کلامش پیداست
جناب مولانا بر خلاف دیگر شعرا درجه عرفانشون بالاتر از مرتبه ی شاعریست بله ایشون مجذوب بودند با هزاران دلیل خارج از این عالم همونطور که با خواندن اشعارشون خارج میشیم از این عالم ، نوع نگاهشون بیانگر تفکراتشون بوده ، مضاف براینکه شماهم از رقص چیزی نمی دونید و هم از ادب

۱
۲۰۰۱
۲۰۰۲
۲۰۰۳
۲۰۰۴
۲۰۰۵
۵۷۳۱