گنجور

حاشیه‌ها

مجتبی در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۳ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۲۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱۸:

ما زبان را ننگریم قال را ما درون را بنگریم حال را
در وادی حقیقت بزرگترین دیوی که انسان با ان روبروست دیو من است.30 سال که سهل است اگر 3000هزار سال هم درس ادبیات عرفان فلسفه داده باشی و 100000هزار شاگرد تربیت کرده باشی ولی این دیو را از بین نبرده باشی هنوز اسیری.
فریاد که در رهگذر ادم خاکی
بسی دانه فشاندن بسی دام تنیدند
خداوند همه مارا به راه راست هدایت نماید.
السلام علی من التبع الهدی.

احمدآرام نژاد در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۳ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۰۴ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۱۹:

بادرود وعرض ادب:
در مصرع دوم بیت دوم"یعنی که خموش، بیع … که ارزان است"نیاز به تغییر یا افزودن وکاستن یزی نیست
قدما در مواقعی که کلمه ای در آخری حرف خود دارای سکون بود برای خواندن راحت تر حرکتی مانند اِ ویا اٌبه آن حرف ساکن میدادندکه هنوز هم در اکثر مداحی ها رعایت میشودبنابراین مصرع را میتوان اینگونه خواند"یعنی که خموش، بیعٌ … که ارزان است"

سعید کافی انارکی- ساربان در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۳ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۵۳ دربارهٔ حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۲۰:

نخست آنکه ردیف صحیح در این غزل شیکنک است نه سنگنک و علامه دهخدا ذیل شرح واژه شیکنک آن را به غزل حافظ نسبت داده و سنگنک را خطا و عاری از معنا دانسته است
دوم آنکه به نظر می آید برخی از ابیات توسط کاتبان متعصب حذف شده است تا جزئیات واقعه مشروح در غزل بر خواننده مشکوف نباشد
از این رو با امعان نظر در چند نسخه خطی آن ابیات و تفاوتهای موجود با شرح ابیات گنجور به استحضار می رسد
اگر این غزل را حافظ سروده باشد بی گمان اشارتی به روابط مستور او با شاهزاده جهان ملک خاتون در دوران شیخ ابواسحاق اینجو دارد و با جستجوی مطلبی با عنوان حافظ و یک عشق زمینی راز آلود به قلم نگارنده حقیر این سطوردر متور جستجو گر گوگل به قلم نگارنده حقیر این سطور اطلاعات کاملتری در این خصوص را در خواهید یافت
ابیات مربوطه :
دیدم نگار خویش را بر تخت زر در خواب خوش
من از نهیب عشق او چون بید لرزان شیکنک
یک نیمه نرگس باز کرد از خواب و جنبانیدمش
شد بر رخ همجون مهش زلفش پریشان شیگنک
گفتا که هی ای بی ادب گفتم منم مسکین تو
ناگه کسی یابد خبر ای راحت جان سنگنک
بر روی مویش بوسها می دادم و می گفت او
چون کافران غارت مکن آخر مسلمان شیکنک
گفتم همی خواهم بتا کندر برت گیرم همی
گفتا که اول شمع را برخیز و بنشان شیکنگ
باری به کام خویشتن آوردمش اندر کنار
بانگ نوا زد بعد از آن مرغ سحر خوان شیکنگ

همایون در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۳ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۱۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۰۶:

غزل آتش، از غزل های پخته و ناب صلاح دینی که در اوج عرفان شمس و جلالی در دیوان شمس است
هرکسی در کل شناسی در مقامی و جایگاهی متوقف میشود، حتی کسانی که هفت خوان را هم طی میکنند و فنا میشوند و بسمل میشوند تا آتش نشوند و در آتش نروند و از جنس آن نشوند هنوز در خدمت معشوق نیستند، شاید آتش را بشناسند و با آن برخسند و بخوانند و برای همه از آتش بگویند و آتش بپرستند ولی هنوز آتش نشده باشند. این تعریف از کل شدن ویژه جلال دین است و این معنی از معنی های نوین اوست

سعید در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۳ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۱۳ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۵:

متن شعر احتیاج به بازنگری و ویرایش دارد
به جای گربه یحتمل گریه باید باشد
نور معنی از تضع باختیم؟!
به نظر تصنع باشد!
بازنگری کنید لطفاً

امیر در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۳ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۰۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۳:

این شعر رو استاد شجریان در گوشه مخالف سه گاه اجرا کردند که این آهنگ جزو زیرخاکی های استاد هستش و خیلی خیلی هم سخت گیر میاد و خیلی از عاشقای استاد شجریان همه حتی این تصنیف رو گوش ندادن چون آلبوم خاصی برای این تصنیف نبوده و فقط در یک برنامه رادیویی اجرا شده
خواستین؛توی تلگرام به این آیدی پیام بدین تا براتون بفرستم@armic007

فرشید در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰:

قطعا حداقل یکی از اهداف خواجه, به فکر واداشتن هم وطن هاش بوده و این اتفاق در اینجا افتاده. همتون زنده باشین. از نظراتتون بسیار بهرمند شدم و لذت بردم. زیبایی شعر حافظ در همین عمق و بطن های مختلفش هست. دم همتون گرم. و انشاللله همیشه دیوان حافظ یار و مونستون باشه.

محسن در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۴۳ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۵۵ - نکوهش بیجا:

بانو پروین در سنینی کمتر از 30 سالگی این اشعار را اینچنین ساده و‌ دلنشین و اثرگذار سروده اند. اگر عمری طولانی میداشتند چه شاهکارهایی از ایشان در دست میداشتیم
روانش شاد

سئنا در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۳۴ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۱۰۹:

مصراع اخر همان «گذاری» درست است که شکل امروزین آن اینگونه است: تا کی مرا در انتظار میگذاری

فراز در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۳۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۴:

این حاشیه گذاری های گنجور واقعا ملال آوره. همش دارید غلط املایی میگیرید، اگر 4 تا معنی و تفسیر بگذارید بازخورد و استقبال بیشتری نصیبتون میشه.

احمد نیکو در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۳۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۹:

بسیار تحیر است در دور فلک
اوهام شده است عاجز از غور فلک
چون می نرهد هیچ کس از جور فلک
فریاد چه سود از حمل و ثور فلک

کامران در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۵۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:

برداشت این حقیر در مورد بیت اول چنین است ؛
تصور میشود که اعیان و اشراف در رختخواب نفیس بهتر میتوانند بخوابند و از خواب خود چنان لذت می برند که متوجه درازی شب نیمشوند، در حالی که فقرا بر رختخواب بوریا و حصیر، خوابی ناخوش دارند و از خواب خود هیچ لذتی نمیبرند و به کرات در طول شب از خواب بیدار میشوند و آرزو میکنند زودتر صبح شود بلکه از این وضعیت بد رهایی یابند...
اما استاد سخن با ظرافت این مضمون را نقل میکند که نه تنها لحاف ابریشمی بلکه هیج رختخوابی آنقدر راحت نیست که بتوان در شب فراق در آن خوابی راحت داشت و متوجه گذر زمان نشد.
در شب فراق در نفیس ترین رختخواب هم نمیتوان راحت خوابید و نیمه شب به کرات از خواب بیدار شده و آرزو میکند که زودتر صبح شود تا از شر این وضعیت رهایی یابد طوری که آنان که در آن شب بدون درد فراق بر حصیر و بوریا خوابیده اند خوابی راحتتر را تجربه میکنند.
بنابر این هر دو مفهوم شب دراز ، همزمان در این تعبیر صدق میکند.

آباندخت در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۳۵ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۱۴:

چاوشی با یک واو!

کامران در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۳۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:

یا درود... بیت الغزل بلامنازع بیت سوم است :
گرش ببینی و دست از ترنج بشناسی
روا بود که ملامت کنی زلیخا را
.

شاهد در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۲۴ دربارهٔ همام تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۱۷۵:

این شعر را در آهنگش به نام "ای صبا آنچه شنیدی" استاد ناشناس خوانده.

آدریان در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۵۳ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۳۳:

بیتی که تکرار شده لب کلام این شعره...!!!

مهدی در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۴۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۴:

چون عهده نمی‌شود کسی فردا را
حالی خوش دار این دل پر سودا را
می نوش به ماهتاب ای ماه که ماه
بسیار بتابد و نیابد ما را

موسی حقانی در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۴۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۲:

در پاسخ جناب یوسفی که پرسیده است مگردر آن زمان هم قطار بوده، عرض می کنم با توجه به قرینه: ای مهار عاشقان در درست تو،مراد قطار شتران و تشبیه خیل عاشقان به قطار شتران است که در یک صف حرکت می‌کنند.قطار در گذشته به صف و ردیف شتران گفته می‌شد.

M در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۴۵ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۱:

سلام
مفهوم مصراع «اشیان در عالم عنقاست اوهام مرا» چیست؟

محمدرضا در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۲۹ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب پنجم در رضا » بخش ۱ - سر آغاز:

شاید اصطلاح ،،«ذهن سوختن »فعلی از همین زیت سوختن آمده باشد !؟ روغن زیتون را میتوان سوخت اما ذهن را خیر!

۱
۲۰۰۳
۲۰۰۴
۲۰۰۵
۲۰۰۶
۲۰۰۷
۵۷۳۱