Gerami در ۵ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۵۰ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۵۶:
زبان قاصر است از زیبایی این شعر عجیب
روزبه در ۵ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۰۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۳۷ - وحی آمدن موسی را علیه السّلام در عذر آن شبان:
سلام بعد از بیت؛
گاه بر خاکی نوشته حال خود
همچو رمالی که رملی بر زند
در منابع دیگر با این بیت مواجهه شدم:
گاه حیران ایستاده گه دوان
گاه غلتان همچو کوی از صولجان
در گنجور این بیت نیست، آیا اشتباهی شده، کدام درست است؟
میلاد پ در ۵ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۴۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۵:
ببینید دوستان شما باید برای درک این رباعی فلسفه تقدیر گرای و جبر گرایی بشناسید.
منظور از" آن "،خداوند می باشد،که تقدیرگرایان سرنوشت و اتفاقات ،علت معلول ها را از جانب خدا میدانند.و به کلمه تاخته اند دقت بفرمائید که منظورش این است که این جماعت تقدیرگرا اینو نسبت داده اند به خداوند. ی بار منفی هم دارد نوعی نقد کردن.
بدون او کارها رفتار ها کرده اند و میکنند ،قصد دارد مختار بودن انسان(تقدیرگرایان) در رفتار و اعمالش را برساند بر خلاف عقیده شان.
صحرای علل ، صحرا منطقه ای وسیع بی آب علف و خشک طاقت فرسات. علل و صحرا کنار هم قرار میدهد برای وسعت علت ها و معلول هاست ،البته این زمانی دک میکنید که جهانبینیتون به ماندد خیام بزرگ و خاص باشد.
امروز بهانه یی در انداخته اند فردا همه آن بود که در ساخته اند . دارد به علت معلول اشاره میکند که معلول فردات نتیجه علت های امروزت است.
در کل تقدیرگرایان را نقد میکند.
انسانها بر آینده خود تاثیر گذار هستند اما چه میزان؟درصد این تاثیر گذاری به گذشته و آینده ب بستگی دارد ، درواقع در محیطی که هستی این محیط که میزان تاثیر گذاری را تعیین میکند. این تقریبا ی تعریف کلی از جبرگرایی است.
وحید در ۵ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۴۱ دربارهٔ حافظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۱:
عشق رخ یار بر من زار مگیر
ظاهرا ابتدا از علت زاری خود سخن می گوید. عشق رخ یار مرا به وضعیتی که می بینی انداخته است. از این رو بر من خرده نگیر و با من مدارا کن. بیت دوم نیز همین معنی را تایید می کند.
Polestar در ۵ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۳۴ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۶۶:
عالیه
اسفندیار در ۵ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۴۹ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » عذر آوردن مرغان » حکایت دو روباه که شکار خسرو شدند:
در جواب آرمین:
اینکه می گوید :گفت اگر ما را بود از عمر بهر ، از جهت افزودن به جنبه کنایی ، اغراق و طنز کلام است دقیقا مثل اینکه امروز می گوییم : اگر خیلی شانس بیاوریم شش گل از آرژانتین می خوریم.اینجا روباه نر می گوید اگر خیلی شانس بیاوریم پوست های کنده شده ما توی دکان پوستین دوزی با هم ملاقات می کنندکنایه از ینکه کارمان زار است و دیگر هیچگونه امید خلاصی وجود ندارد.
محمود در ۵ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۲۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۵:
عزیزان فراموش نکنید که حافظ سرگشته هم از اهل ملامت بوده است...
جعفر مصباح در ۵ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۱۱ دربارهٔ اوحدی مراغهای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷:
طاقت ندارد پای ما
شاعر گمنام در ۵ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۰۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸:
هرگز غم این روز از یاد نگشت..
شاعر گمنام در ۵ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۵۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸:
افسوس غم دو روز از یاد نگشت..
م.م.سپهر در ۵ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۱۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۵:
عرض ادب
توضیح کامل و شاملی از عبارت "شرب الیهود" در جلد دوم کتاب وزین "این کیمیای هستی" به خامه ی آقای شفیعی کدکنی به چشمم خورد، که دیدم ذکرش در اینجا خالی از لطف نتواند بود.
"شُربُ الیهود: ظاهرا یهودیان در شب های ماه رمضان، به گونه ای پنهانی، شراب می خورده اند:" احوال شیخ و قاضی و شرب الیهودشان/ کردم سوال *صبحدم* از پیر میفروش-گفتا: نه گفتنی ست سخن گرچه محرمی/ درکش زبان و پرده نگه دار و می بنوش" (دیوان حافظ 193) و این که حافظ "صبحدم" از پیر میفروش درین باره میپرسد گواهی است بر صحت این حدس و گواهِ استوار در این باره سخن مولاناست:" به ماهِ روزه، جهودانه، می مخور تو به شب/بیا به بزم محمد مدام نوش مدام" (دیوان کبیر، غزل 1732)."
سمیه شکری در ۵ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۷:۳۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۲:
ای همه جای تو خوش که در بیت 7 آمده یک بار دیگر نیز در غزلیات حضرت حافظ آمده است:
ای همه شکل تو مطبوع و همه جای تو خوش ...
سمیه شکری در ۵ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۷:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۲:
در مورد بیت 3 - در کتاب وزین شرح شوق، جلد پنجم صفحه 4091 استاد حمیدیان چنین آورده اند: بخرامد که ... میرمت:
ناگفته پیداست که از نظر دستوری غلط است. از طریق چیزی چون التفات از غایب به حاضر هم نمی توان آن را توجیه کرد. خانلری و سایه ضبط صحیح دارند : گو خرامان شو که ... در بیتهای قبل و بعد خطایی از این لحاظ وجود ندارد.
مجید در ۵ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۶:۳۲ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۰۶:
سلام خدا رحمتش کنه بنده با خوندن و شنیدن این شعر توسط خوانندگان مختلف به وجد میام انگار دارم با پروردگارم حرف میزنم و به رقص در میام و معبودم انگار یه لبخندی ...........
دوستان توصیه میکنم با صدای استاد شجریان و آقای پیام عزیزی بشنوید تو خلوت و حال کنید با پروردگار خودتان
آرزوی بنده که خدا کنه همتون درگیر عشق به معبود بشین حتی برای لحظه ای
فتوحی رودمعجنی در ۵ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۶:۲۷ دربارهٔ امیر معزی » غزلیات » شمارهٔ ۱:
این غزل در دیوان سیف فرغانی هم هست که سیف فرغانی بدان پاسخ داده است.
کشدا با الف اطلاق از ویژگیهای سبک کهن است که از شعر عرب وام گرفته اند.
پیوند به وبگاه بیرونی
۲۷۲۷۴ در ۵ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۵:۳۴ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » ترکیبات » گلهٔ یار دلآزار:
دوازده سال پیش دربند نگاهش شدم.
هشت سال از آخرین باری که دیدمش میگذره، هشت سال تلاش کردم فراموش کنم و نشد و هر روز حسرت بیشتری به دلم نشست، کاش اون روزا برمیگشت و کاش و کاش و کاش ...
تو اون روزهایی که هر روز میتونستم ببینمش این شعر رو خوندم، و هرچی میگذره بیشتر و بیشتر دارم درکش میکنم، حس تلخ نرسیدن و یکی نشدن ...
کاش زمان تو اون سالها برام متوقف میشد و کاش یکبار دیگه میشد ببینمت
افسوس
دوستدار تو تا ابد
42643
بشنو در ۵ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۳:۵۴ دربارهٔ عطار » اشترنامه » بخش ۱۲ - حكایت شهباز و صیاد:
سلام احمد
عطار اهل سفر در ابعاد عالم بود سفر به جهان های دیگر در این ابیات از اسرار چگونه محرم خدا شدن سخن می گوید می فرماید:
باید افکار و احساسات و شهواتت در دربند پادشاه عالم بگذاری تا به هرچه که می خواهی در دنیا و آخرت برسی مادامی که فکر خودت رو داری هیچی نیستی
کامران م ج در ۵ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۲:۱۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۵:
عجایب نقشها بینی خلاف رومی و چینی
اگر با دوست بنشینی ز دنیا و آخرت غافل
وزن مصرع دوم درسته ؟؟
Polestar در ۵ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۲:۰۹ دربارهٔ قاآنی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۲:
خیلی زیباست
فرشید در ۵ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۳۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۱۸: