گنجور

حاشیه‌ها

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۵۶ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » ترجیعات » شمارهٔ ۶ - در مدح جلال الدین شروان شاه اخستان:

بیتِ «بس خراب است لهوخانهٔ دهر/بُنگهِ عمر ز آسمان برگیر» به شکل کنونی، بسیار گویا است و معنی آن می‌شود:

«از آنجا که عشرتکدۀ روزگار ویرانه‌ای بیش نیست، خانۀ عمر را از آن جمع کن»

 

*نیازی به تغییر «آسمان» به «آستان» نیست؛ چون هم بیت به شکل کنونی دارای معنی می‌باشد و هم در اسناد خطی موجود، از نظر آماری برتری با واژۀ نخست است (با نسبت 3 به 1).

 

نکته درخور توجه این است در متن‌های به ثبت رسیده در گنجور، خاقانی تنها کسی است که «بنگاهِ عُمْر» را به معنی «خانۀ عمر» به کار برده است. از سوی دیگر، اصطلاح «خانۀ عمر» بیش از 25 بار توسط سخنوران به کار برده شده است.

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۲۰ در پاسخ به سید محسن دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۳:

سلام

متن صحیح است 

ابوالفضل رعیت پیشه در ‫۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۱۱ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۷۷۳:

چه قدر زیباست این غزل

امیرحسین صدری در ‫۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۲:۰۶ دربارهٔ یغمای جندقی » دیوان اشعار » مثنویات » صکوک الدلیل » بخش ۱۹ - تلبیس دوم:

کجا تشنه سیراب بُوَد از سراب ؟

امیرحسین صدری در ‫۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۲۵ در پاسخ به محمدصادق دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱:

سلام

منم با شما موافقم

منتها اشعار زیبایی هم برای خداوند نوشته مثل همون شعر معروف که میگه در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم

افشار سعدی‌خوانی در ‫۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۰۹:۲۲ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۲۶:

به هم بر مَکُن تا توانی دلی

برمکُن با ضمه به معنی پریشان مکن

منبع: گلستان دکتر یوسفی

من هستم در ‫۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۰۸:۰۱ در پاسخ به فرید سیف دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷۵:

یه بیت از مولانا رو درک نکردی و میای چرت و پرت مینویسی؟

من هستم در ‫۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۰۷:۵۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷۵:

وقتی نمیدونید از چی داره صحبت میکنه چرا  اصرار دارید درک ناقص خودتونو به خورد ملت بدید؟ زبون به دهن بگیرید. تا حالا این همه چرت و پرت یه جا ندیده بودم.

جعفر عسکری در ‫۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۰۲:۲۵ در پاسخ به نیما دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۶:

سلام دوباره!

واقعا مشکلی نداره؟ من اشاره کردم "که از" وزن رو به‌هم ریخته، شما میگی "آنست" غلطه، "آن است" درسته؟

کوروش در ‫۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۰۲:۲۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۷۵ - حکمت در انی جاعل فی الارض خلیفة:

دو لقب را او برین هر دو نهاد

بهر فرق ای آفرین بر جانش باد

 

منظور از هردو چیست ؟

 

کوروش در ‫۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۰۲:۱۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۷۵ - حکمت در انی جاعل فی الارض خلیفة:

در خیال از بس که گشتی مکتسی

نک بسوفسطایی بدظن رسی

 

یعنی چه ؟

 

کوروش در ‫۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۰۲:۰۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۷۵ - حکمت در انی جاعل فی الارض خلیفة:

تو دو قله نیستی یک قله‌ای

غافل از قصهٔ عذاب ظله‌ای

 

مصرع اول یعنی چه ؟

 

کوروش در ‫۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۰۲:۰۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۷۵ - حکمت در انی جاعل فی الارض خلیفة:

تا گریزی از وشق هم از حریر

زو پناه آری به سوی زمهریر

 

وشق چیست ؟

 

امیرحسین صدری در ‫۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۰۱:۱۹ در پاسخ به حیدر شمسعلی دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۳:

از سیاق و کلام شعر این طور استنباط میشه که مخاطب ، خداوند عز و جل است اما از نوع نیایش نیست.

نگار عبدی در ‫۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۰۰:۵۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۶۵:

سلام و احترام 

عذرخواهم ببخشید دو بیتی هست که من معنی خود بیت رو میفهمم ولی متوجه منظور شاعر از این مثال نمیشم لطف میکنین برام توضیح بدین؟؟ ابیات 

نه که قصّاب به خنجر چو سر میش ببُرّد

نهلد کشتهٔ خود را، کُشد آن گاه کشاند

چو دم میش نمانَد ز دم خود کُنَدش پُر

تو ببینی دم یزدان به کجاهات رساند

قصاب میش رو میکشه اینکه بعد مرگ رهاش نکنه و وزن کشیش بکنه چه چیزی رو میش اضافه میکنه چه امیدی رو واسه میش میبینه؟ یا دمیدن قصاب تو پوست میش برای پوست کندنشه چه فضیلتی برای میش میاره؟

 

شَـــهــباز در ‫۶ ماه قبل، چهارشنبه ۹ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۲۰ در پاسخ به امیرمحمد دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۲:

سختی کار آنجاست که معارف عظیمه ملأ أعلی هرگز در الفاظ محسوسه این دنیای أسفل سفلی نمی‌گنجد..

و بار این امانت را حضرت حافظ با الهام از عبارات قرآنی به دوش می‌کشد 

لذا باید در فهم بطن و جان کلام‌ او کوشید..

شَـــهــباز در ‫۶ ماه قبل، چهارشنبه ۹ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۱۷ در پاسخ به دکتر محمد ادیب نیا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۲:

به جان خواجه و حق قدیم و عهد درست

که مونس دم صبحم دعای دولت توست 🌱✨

 

سرشک من که ز طوفان نوح دست برد

ز لوح سینه نیارست نقش مهر تو شست

 

بکن معامله‌ای دین دل‌شکسته بخر

که با شکستگی ارزد به صد هزار درست.......

.....

شدم ز دست تو شیدای کوه و دشت و هنوز

نمی‌کنی به ترحم نطاق سلسله سست

( إلی متی إحار فیک یا مولای؟! و إلی متی و أی خطاب أصف فیک و أی نجوی؟!)

 

دکتر حافظ رهنورد در ‫۶ ماه قبل، چهارشنبه ۹ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۱۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۱:

ایهام از شاخصه‌های شعر خواجه حافظ است. جملاتی که معنایی دوپهلو دارند. از  بیت اول دو برداشت می‌توان داشت؛ نخست آن‌که معشوق چهره‌ای برافروخته دارد و دل عاشقان را می‌سوزاند؛ و دومی کاملن برعکس است؛ یعنی عاشقان دلسوخته از گرمای دل سوخته‌ی خود چهره‌ی معشوق را برافروخته و گرم کرده‌اند.

محمد هادی حسینی در ‫۶ ماه قبل، چهارشنبه ۹ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۰۹ دربارهٔ سعدی » گلستان » دیباچه:

با سلام

در مصرع 

بیدل از بی نشان چه گوید باز

معنای «باز» چیست؟

پیشاپیش  از راهنمایی شما ممنونم

شَـــهــباز در ‫۶ ماه قبل، چهارشنبه ۹ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۰۵ در پاسخ به سارگل دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۲:

یقینا چهره نورانی امام (عج) در بسیاری از غزل‌های حضرت حافظ عیان است...

چه یحیی، چه منصور، چه شاه شجاع و چه قوام الدین حسن، همگی می‌تواند به معنای «لغوی» آن، مقصود شاعر آزاده ما باشد..

غلام همت آنم که زیر چرخ کبود

ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است..

۱
۱۷۴
۱۷۵
۱۷۶
۱۷۷
۱۷۸
۵۷۲۵