گنجور

حاشیه‌ها

رضا عباسی در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۰۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۳:

غزل خوانی شماره 423 حافظ را از اینجا گوش دهید

رضا عباسی در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۰۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۹:

غزل حافظ 169 را از اینجا بشنوید

رضا عباسی در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۰۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷:

غزل خوانی شماره 137 حافظ را از اینجا گوش دهید

رضا عباسی در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۵۸ دربارهٔ حافظ » ساقی‌نامه:

ترانه فال حافظ رو از اینجا گوش کنید و لذت ببرید

ملیکا رضایی در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۱۱ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۷:

حبیب رنجور 

به مصراع قبلی توجه کنید ؛

نظر بنده این است که دوست این واژه در این مصراع خب جمع بسته شده و دوستان شده ؛یعنی یک الف و نونی به آن اضافه شده در واقع اگر دقت کنید دوست‌ها هم جمع دوست هست ولی اگر الف نباشد دوسته یا دوستن معنی ندارد پس این الف به گونه ای باعث جمع بسته شدن میشود حتی اگر نون نباشد و ه و فقط الف باشد که میشود دوستا که در زبان عامیانه دیده ام افرادی که اینگونه میگویند و کاری نداریم با درستی یا نادرستی پس در کل این الف باعث جمع بسته شدن میشود و صائب به زیبایی تمام میگوید که با هر دوستی یا کسی و هر چه که بپیوندم باز تنها هستم یعنی مهم نیست که مثل الف تنها عامل اصلی جمع بسته شدن واژگان هست من با دوستان خودم که پیوند میخورم باز هم تنها هستم ...مهم این نیست که در جمع باشم چون باز تنها هستم ... و این یک حقیقت هست که گاه افراد در جمع نه تنها احساس تنهایی کرده بلکه تنها هستند ... .

درود بر شما و درود بر روان پاک و قلم درخشان صائب ...

غبار ره در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۰۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۶:

لطفاً اصلاح شود

در بیت سوم ترکیب شکربوس مانند شکرخند نیست بلکه مضاف و مضاف الیه است و باید جدا نوشته شود

شکرِ بوسِ مسیحا

غبار ره در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۰۸ در پاسخ به حسین دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۶:

بله قهوه یکی از هفتاد نام شراب است که از جمله در کتاب اصلاح المنطق ابن سکیت بر شمرده شده است

غبار ره در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۰۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۳۴:

لطفاً اصلاح شود:

بیت ۹ ره زندم (باید جدا نوشته شود)

بیت ۱۱ که داند

Alireza ‌ در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۵۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۶:

ای آمده از عالم روحانی تفت

حیران شده از پنج و چهار و شش و هفت

می‌ نوش ندانی  ز کجا آمده ای

خوش باش ندانی به کجا خواهی رفت

 

 

غبار ره در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۵۷ دربارهٔ قصاب کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۹۱:

بیت ششم، باد فنا صحیح است.

Y Fh در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۲۹ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴] » رباعی ۷۵:

مونتالچینو معروف ترین کارخانه مشروب سازی ایتالیا شیشه های مشروب را با این شعر از خیام عرضه میکند !

Alireza ‌ در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۲۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۲:

به نظر بنده خیام بنده عقل بوده

امیرالملک در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۳۹ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱:

مدیحه‌ای به این عمق و عظمت ندیده بودم. 

گویند مه شکافت تو دانی که آن چه بود؟

گردون ترنج و دست ببرید از آن لقا

MissSari در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۴:

وااااای

کو پس حاشیه‌ی آقای "رضا"؟؟؟؟؟؟

من از اول تا این‌جا رو با ایشون اومدم☹

ای مرشد راه پس کجایی؟

حبیب رنجور در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۴۹ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۷:

چون الف با هرچه پیوندیم تنهاییم ما. سوال من اینه که چرا الف؟ الف کنار حروف دیگه میتونه بهشون بچسبه. کسی ایده ای داره دلیل این واژه گزینی رو؟

 

MissSari در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۵۶ در پاسخ به رضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۲:

 درود بر همه  و هزاران سپاس از آقای رضای گرامی

هرکس می‌تواند نظر خود را داشته باشد، لطفا شما پرچمداران عرفان و اسلام، بی‌توهین و کنایه علمتان را برافراشته نگه دارید.

 این خشم و تعصب شما نه تنها مبلغ نیست و به دل نمی‌نشیند بلکه بسیار تمسخرآمیز و تصنعی‌ست...

برای درک حافظ باید اول فهم داشت

چطور می‌توان بدون ادب و با زورگویی ادعا کرد که از اشارات ابن سینا و غزلیات خواجه و ... به جا و درکی رسیده‌اید که دیگران را از ثبت شرحشان بازمی‌دارید

به امید همدیگرپذیری هر چه بیشتر در سرزمینم که در آن عده‌ای مجالی برای تنفس انسان‌ها نمی‌دهند...

کوروش در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۰۸ در پاسخ به khayatikamal@ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۵۷۲:

باور کنی یا نه برای کسی مهم نیست که تو این رباعی رو با دوستات به اشتراک گذاشتی زیر تک تک رباعیا ورداشتی اینارو نوشتی که چی

هیوا در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۲۴ در پاسخ به روفیا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸:

روفیا،

حاشیه ها ت رو خیلی دوست دارم، ممنون

همیرضا در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۱۰ دربارهٔ قائم مقام فراهانی » جلایرنامه » بخش ۱:

به نقل از وبگاه آبادیس:

«جلایر نامه مثنویی است هزلی که ابوالقاسم قائم مقام آن را به نظم در آورده و آن از زبان «جلایر» نام -یکی از نوکران مؤلف- نوشته شده و کنایات و تعریضاتی به یکی از شاهزادگان دارد. این مثنوی موجب الهام ایرج میرزا در عارفنامه و بعضی مثنویات دیگر شده.»

نکتهٔ قابل توجه به نظر من در مرور مقدمهٔ این مثنوی، آسان‌گیری قائم مقام در قافیه و وزن است به طوری که از همان ابتدا عمداً به قواعد نوشتاری قافیه بی توجه است (مثلاً «اخذ» را با «عرض»  و «اسب» را با «برف» قافیه کرده) و در بحث وزن نیز فقط خود را به رعایت وزن شنیداری و روایت شفاهی ملزم دانسته (مثلاً در مصرع «شب و روز در حضور شاهزاده» حرف «ز» در انتهای «روز» می‌بایست مطابق طرز ادای آن در صحبت به سرعت و به گونه‌ای ادا شود که انگار وجود ندارد یعنی شبیه «شب و رو در حضور شاهزاده»).

حتی کاربرد صورت کاملاً غیر رسمی کلمهٔ «جان» به شکل «جون» در مصرع «به جوی افتاده و از جون گذشته» نشان می‌دهد که از به کار بردن صورت محاوره‌ای کلمات هم (در اینجا به ضرورت قافیه) ابایی نداشته.

با این اوصاف متن شعر به زبان محاوره‌ای امروز بسیار نزدیک است.

داهی در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۷:۴۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۱:

ریخت صحیح این رباعی در تحقیقات آقای میرافضلی که براساس منابع تازه مکشوف و کهن است این گونه می‌باشد:

از جمله‌ی رفتگان این راه دراز

بازآمده‌ای کو که به ما گوید راز

پس بر سر این دوراهه‌ی آز و نیاز

تا هیچ نمانی که نمی‌آیی باز

معنای بیت اول:از میان تمام کسانی از این دنیا رفته‌اند، چه کسی برگشته‌است که راز جهان پس از مرگ را بگوید؟

معنای بیت دوم:چون چنین کسی تا به حال نیامده، پس ما هم به این دنیا برنخواهیم گشت.

نکته:دوراهه‌ی آز و نیاز کنایه از این جهان است و خیام انسان‌ها را ناچار می‌بیند که یا آزمند باشند و یا نیازمند.

۱
۱۶۱۴
۱۶۱۵
۱۶۱۶
۱۶۱۷
۱۶۱۸
۵۷۲۹