گنجور

حاشیه‌ها

ژوبین دقوقی در ‫۱۰ روز قبل، شنبه ۳ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۴:۲۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶:

قاعدتا دنانیر به معنی دینارها است. شاید بهتر باشد به جای نوشتن دنانی را، به صورت دنانیرا نوشته شود. البته در نسخه الکترونیکی که من در اختیار دارم نیز به همین شکل نوشته شده بود.

علی میراحمدی در ‫۱۰ روز قبل، شنبه ۳ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۳:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۰:

بِضَربِ سَیْفِکَ قَتْلی ...

 این بیت عربی میان این غزل چون لکه مرکبی است بر یک تابلو نقاشی زیبا 

دریغ!

علی میراحمدی در ‫۱۰ روز قبل، شنبه ۳ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۳:۰۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۸:

صَلاح و توبه و تقوی ز ما مجو ...

توبه و تقوی در عرفان و در دیدگاه عارفان وشاعران عارف با معانی فقهی یا شرعی آن متفاوت است
توبه در دین و شرع یعنی پشیمانی بنده از گناه و عزم بر عدم بازگشت دوباره به آن گناه و تقوی یعنی دوری از گناهان که هر دو مقامی عظیم باشند و طبق آیات قرآن خداوند توبه کاران و متقیان را دوست دارد
اما توبه در عرفان و سنت شعر عرفانی یعنی دوری از عشق در تمام مظاهر آن یا عدم زیست عاشقانه 
در عرفان به کسی که زیبایی را پاس نمی‌دارد یا عشق را( در همه مظاهر آن) فروگذاشته و زیستی بدون عشق یا جنون دارد توبه کار میگویند.

اگر حافظ میگوید توبه را شکستم یا توبه را باید شکست یعنی باید بازگشت به همان زیست عاشقانه ،به همان جنون مبارک و این توبه شکستن به هیچ وجه به معنای بازگشتن به گناه نیست!
شارح شعر حافظ باید این معانی دیگر گون کلمات را در سنت شعر عرفانی بداند تا در برداشت یا تفسیر شعر و همچنین شناخت شخصیت شاعر دچار اشتباه نشود

شمس (ساقی) در ‫۱۰ روز قبل، شنبه ۳ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۲:۵۱ دربارهٔ جیحون یزدی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۳۲ - وله:

سلام.

«مداد ابحار و کلک اشجار و هفتم آسمان دفتر»

مداد صحیح است در لغت یعنی مرکب، سیاهی 

[مِداد] سیاهی دوات. (منتهی الارب) (غیاث اللغات) (ترجمان علامهء جرجانی ص 87). مرکب. (تحفهء حکیم مؤمن). حبر که بدان نویسند. (از متن اللغه). نقس. (اقرب الموارد). هر ماده ای که با آن چیز نویسند. (فرهنگ فارسی معین). دودهء مرکب. خض. حبر. زگالاب. دوده. برنگ. آنچه بدان نویسند.

این قلم را دویت نمی‌باید که خود چندانکه بنویسی مداد دارد. (تاریخ سیستان). شبی مست در حجره رفت، شیشه‌ی مداد از دیوار آویخته بود. (لطایف عبید زاکانی).

 

نقطه‌ی خال تو بر لوح بصر نتوان زد
مگر از مردمک دیده، مدادی طلبیم.

حافظ

علی توانائی جبارزاده در ‫۱۰ روز قبل، شنبه ۳ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۰:۴۶ در پاسخ به محمد دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۳۶:

آهن وقتی که به دمای بسیار بالا (دمای ذوب آهن 1535 درجه است حدودا) تفته می شه خمیر می شه دیگه! به دست آهن تفته گردن خمیر، نشان دهنده انجام عمل بسیار دشوار هست. آهک تفته خمیر کردن که از هر کودکی هم بر میاد.

شمس (ساقی) در ‫۱۰ روز قبل، شنبه ۳ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۰:۴۵ دربارهٔ فصیحی هروی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۱:

سلام

مصراع پنجم خوشی تایپ شده خموشی صحیح است.

 

آنجا که خموشی لب شیون بگشاید

 

علی میراحمدی در ‫۱۱ روز قبل، جمعه ۲ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۸:۳۸ در پاسخ به عرفان موسایی دربارهٔ شمس مغربی » غزلیات » شمارهٔ ۲۰:

به نظر می‌رسد صورت صحیح مصراع اول چنین باشد:

گرچه بسیاری درین معنی کتب مرقوم گشت....

سناتور سنتور در ‫۱۱ روز قبل، جمعه ۲ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۸:۲۸ دربارهٔ محمد بن منور » اسرار التوحید » باب دوم - در وسط حالت شیخ » فصل سوم » منقولات » شمارهٔ ۱۵۰:

عاشقی گر زین سر و گر زان سرست

عاقبت ما را بدان سَر رهبرست

مولانا

عشق باشد گر حقیقت گر مجاز

از غرضها هست پاک و بی نیاز

عشق خود آلودهٔ اقذار نیست

با حقیقت یا مجازش کار نیست

گر هوایی هم بود اندر سری

چونکه عشق آید کند سر را بری

عشق باشد آتش و هرجا فتاد

پاک سازد هر پلیدی و فساد

گر بود در جان تو سیصد مرض

یا به دل باشد تو را هفتصد غرض

چونکه عشق آید بسوزد سر به سر

از غرض نی از مرض ماند اثر

عشق پیشآهنگ راه جنت است

کاروانسالار ملک و دولت است

ملا احمد نراقی

عشق شیرین کار شد او را دلیل

بردش از آتش به گلشن چون خلیل

عشق شیرین کار بنمودش مجاز

پس ببردش تا حقیقت ترکتاز

بل بود عشق مجازی ای عمو

تا حقیقت می‌روی بی گفتگو

عشق باشد لیک اگر سودای تو

نی هواهای هوس پیمای تو

ملا احمد نراقی

به غیر از رنگ و بویی نیست این عشق مجازی را

عطا کن لذت طعم حقیقت عشق‌ بازی را

نظیری نیشابوری 

شیخ را سؤال کردند از عشق شیخ ما گفت: 

العشق شبکة الحقّ.

محمد ابن منور

حدیث؛ المجاز قنطره الحقیقه

اصطلاح عرفا

پیامبر می‌ فرماید: 

«اطلبوا حوائجکم عند حسان الوجوه»

از زیبارویان حوائج خود را طلب کنید.

المجاز قنطره الحقیقه و عشق به نوجوانان 

زیبارو از دیدگاه ابن سینا و ملاصدرا

https://ebnearabi.com

سناتور سنتور در ‫۱۱ روز قبل، جمعه ۲ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۸:۱۹ دربارهٔ ملا احمد نراقی » مثنوی طاقدیس » بخش ۲۳۰ - حدیث:المجاز قنطرة الحقیقه:

عاشقی گر زین سر و گر زان سرست

عاقبت ما را بدان سَر رهبرست

مولانا

عشق باشد گر حقیقت گر مجاز

از غرضها هست پاک و بی نیاز

عشق خود آلودهٔ اقذار نیست

با حقیقت یا مجازش کار نیست

گر هوایی هم بود اندر سری

چونکه عشق آید کند سر را بری

عشق باشد آتش و هرجا فتاد

پاک سازد هر پلیدی و فساد

گر بود در جان تو سیصد مرض

یا به دل باشد تو را هفتصد غرض

چونکه عشق آید بسوزد سر به سر

از غرض نی از مرض ماند اثر

عشق پیشآهنگ راه جنت است

کاروانسالار ملک و دولت است

ملا احمد نراقی

عشق شیرین کار شد او را دلیل

بردش از آتش به گلشن چون خلیل

عشق شیرین کار بنمودش مجاز

پس ببردش تا حقیقت ترکتاز

بل بود عشق مجازی ای عمو

تا حقیقت می‌روی بی گفتگو

عشق باشد لیک اگر سودای تو

نی هواهای هوس پیمای تو

ملا احمد نراقی

به غیر از رنگ و بویی نیست این عشق مجازی را

عطا کن لذت طعم حقیقت عشق‌ بازی را

نظیری نیشابوری 

شیخ را سؤال کردند از عشق شیخ ما گفت: 

العشق شبکة الحقّ.

محمد ابن منور

حدیث؛ المجاز قنطره الحقیقه

اصطلاح عرفا

پیامبر می‌ فرماید: 

«اطلبوا حوائجکم عند حسان الوجوه»

از زیبارویان حوائج خود را طلب کنید.

 

المجاز قنطره الحقیقه و عشق به نوجوانان 

زیبارو از دیدگاه ابن سینا و ملاصدرا

پیوند به وبگاه بیرونی

سناتور سنتور در ‫۱۱ روز قبل، جمعه ۲ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۸:۱۶ دربارهٔ نظیری نیشابوری » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۷:

عاشقی گر زین سر و گر زان سرست

عاقبت ما را بدان سَر رهبرست

مولانا

عشق باشد گر حقیقت گر مجاز

از غرضها هست پاک و بی نیاز

عشق خود آلودهٔ اقذار نیست

با حقیقت یا مجازش کار نیست

گر هوایی هم بود اندر سری

چونکه عشق آید کند سر را بری

عشق باشد آتش و هرجا فتاد

پاک سازد هر پلیدی و فساد

گر بود در جان تو سیصد مرض

یا به دل باشد تو را هفتصد غرض

چونکه عشق آید بسوزد سر به سر

از غرض نی از مرض ماند اثر

عشق پیشآهنگ راه جنت است

کاروانسالار ملک و دولت است

ملا احمد نراقی

به غیر از رنگ و بویی نیست این عشق مجازی را

عطا کن لذت طعم حقیقت عشق‌ بازی را

نظیری نیشابوری 

شیخ را سؤال کردند از عشق شیخ ما گفت: 

العشق شبکة الحقّ.

محمد ابن منور

المجاز قنطره الحقیقه

اصطلاح عرفا

پیامبر می‌ فرماید: 

«اطلبوا حوائجکم عند حسان الوجوه»

از زیبارویان حوائج خود را طلب کنید.

 

المجاز قنطره الحقیقه و عشق به نوجوانان 

زیبارو از دیدگاه ابن سینا و ملاصدرا

https://ebnearabi.com/6095/%D8%A7%D9%8

سناتور سنتور در ‫۱۱ روز قبل، جمعه ۲ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۸:۱۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۶ - بردن پادشاه آن طبیب را بر بیمار تا حال او را ببیند:

عاشقی گر زین سر و گر زان سرست

عاقبت ما را بدان سَر رهبرست

مولانا

عشق باشد گر حقیقت گر مجاز

از غرضها هست پاک و بی نیاز

عشق خود آلودهٔ اقذار نیست

با حقیقت یا مجازش کار نیست

گر هوایی هم بود اندر سری

چونکه عشق آید کند سر را بری

عشق باشد آتش و هرجا فتاد

پاک سازد هر پلیدی و فساد

گر بود در جان تو سیصد مرض

یا به دل باشد تو را هفتصد غرض

چونکه عشق آید بسوزد سر به سر

از غرض نی از مرض ماند اثر

عشق پیشآهنگ راه جنت است

کاروانسالار ملک و دولت است

ملا احمد نراقی

شیخ را سؤال کردند از عشق شیخ ما گفت: 

العشق شبکة الحقّ.

محمد ابن منور

المجاز قنطره الحقیقه

اصطلاح عرفا

پیامبر می‌ فرماید: 

«اطلبوا حوائجکم عند حسان الوجوه»

از زیبارویان حوائج خود را طلب کنید.

 

المجاز قنطره الحقیقه و عشق به نوجوانان 

زیبارو از دیدگاه ابن سینا و ملاصدرا

https://ebnearabi.com/6095/%D8%A7%D9%

سناتور سنتور در ‫۱۱ روز قبل، جمعه ۲ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۸:۰۲ دربارهٔ محمد بن منور » اسرار التوحید » باب دوم - در وسط حالت شیخ » فصل سوم » منقولات » شمارهٔ ۱۵۰:

عاشقی گر زین سر و گر زان سرست

عاقبت ما را بدان سَر رهبرست

مولانا

عشق باشد گر حقیقت گر مجاز

از غرضها هست پاک و بی نیاز

عشق خود آلودهٔ اقذار نیست

با حقیقت یا مجازش کار نیست

گر هوایی هم بود اندر سری

چونکه عشق آید کند سر را بری

عشق باشد آتش و هرجا فتاد

پاک سازد هر پلیدی و فساد

گر بود در جان تو سیصد مرض

یا به دل باشد تو را هفتصد غرض

چونکه عشق آید بسوزد سر به سر

از غرض نی از مرض ماند اثر

عشق پیشآهنگ راه جنت است

کاروانسالار ملک و دولت است

ملا احمد نراقی

شیخ را سؤال کردند از عشق شیخ ما گفت: 

العشق شبکة الحقّ.

محمد ابن منور

المجاز قنطره الحقیقه

اصطلاح عرفا

پیامبر می‌ فرماید: 

«اطلبوا حوائجکم عند حسان الوجوه»

از زیبارویان حوائج خود را طلب کنید.

 

المجاز قنطره الحقیقه و عشق به نوجوانان 

زیبارو از دیدگاه ابن سینا و ملاصدرا

https://ebnearabi.com/

سناتور سنتور در ‫۱۱ روز قبل، جمعه ۲ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۱۲ دربارهٔ محمد بن منور » اسرار التوحید » باب دوم - در وسط حالت شیخ » فصل سوم » منقولات » شمارهٔ ۱۵۰:

شیخ را سؤال کردند از عشق شیخ ما گفت

: العشق شبکة الحقّ.

محمد ابن منور

سناتور سنتور در ‫۱۱ روز قبل، جمعه ۲ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۵:۳۷ دربارهٔ بلند اقبال » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۲:

کس نپردازد به عقل از عشق دوست

آب تا باشد تیمم باطل است

بلند اقبال

با بودنت برای چه باید غزل شنید

آنجا که آب هست تیمم مجاز نیست

محمد سعید شاد

جایی که آب هست تیمم باطل است

وقتی که آب هست تیمم باطل ست

تیمم باطل است آنجا که آب است

ضرب المثل 

جایی که آب هست تیمم روا نیست

جایی که آب هست تیمم روا نیست

اصطلاح و ضرب المثل 

علی میراحمدی در ‫۱۱ روز قبل، جمعه ۲ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۴:۵۴ در پاسخ به مرتضی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲:

معنا یا تفسیر درستی برین بیت نیست دوست گرامی

 

نکته اول:

شاعر درین بیت به زبان هنری و شاعرانه  خویش اشاره دارد به سیر و سلوک عارفانه ای که در طول عمر خویش داشته و این سیر وسلوک را چنین بیان کرده است

نکته دوم:

بنده یکبار حاشیه ای نوشتم و بیان کردم که در جوامع اسلامی همواره بین دو جریان دینی زهدگرایانه یا متعصبانه که مخالف عشق خدا و بنده بودند با جریان دین  عاشقانه یا عارفانه که معتقد به رابطه عاشقانه بین خدا و بنده بودند اختلاف وجود داشته و این اختلاف در عصر معاصر هم وجود دارد!

حافظ یکی از نمایندگان جریان دین عاشقانه است که در شعر خود این نوع نگاه را به دین ،هستی و جهان دارد  و این گونه ابیات در واقع پاسخی است در مقابل جریان زهد گرایانه و متعصبانه که میگویند رمز عشق مگویید ومشنوید!

وقتی شاعر میگوید سودای بتان دین من است دقیقا پاسخی است محکم  به آن جریان خشک مقدس و منظور این نیست که مکتب‌های مخالف و متفاوت را آزموده  یا سرچشمه حقیقت را گم کرده یا آنطور که عده ای خیال می‌کنند هر بار با بتی یا معشوقه ای سر و کار داشته است!

میگوید دین من این نوع دین عاشقانه و مشرب من چنین مشربی است و عمری هم هست که درین سودا هستم

منتها این مطلب را با زبان هنری و شاعرانه میگوید 

ببینید ما برای معنای شعر حافظ بایست هم بیان هنری و سبک کار شاعر را دریابیم و هم این جریانات مختلف و متفاوت دینی یا اجتماعی را بشناسیم  و بدانیم که حافظ در کدام سمت ایستاده است 

 

بزرگمهر در ‫۱۱ روز قبل، جمعه ۲ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۲:۰۸ در پاسخ به دکتر محمد ادیب نیا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷:

کاش استاد برای آنچه ابراز داشته‌اند، وفقط به شارحانی( بدون نام) اشارت کرده‌اند، نام و نشانی از آنها بدهند و یا بیانات ایشان را منعکس نمایند تا باعث اطمینان قلب مخاطبین گردد.

آیا حافظ اشاره صریحی در این موارد داشته‌اند، همانطور که میدانید غزلیات حافظ چند بعدی است در همین حاشیه‌ها اساتیدی هستند که هر کدام تفسیری بکلی متفاوت ارائه میدهند و همه تا حدودی حق دارند. 

غلام همت آنم که زیر چرخ کبود

زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزادست

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱۱ روز قبل، جمعه ۲ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۴۴ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۸۶:

خویشتن را در میان قبض و بسط و صحو و سکر

بزرگمهر در ‫۱۱ روز قبل، جمعه ۲ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۰:۵۰ در پاسخ به مهرداد واردی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷:

توجه داشته باشید، تعلق نداشتن غیر از نداشتن است.شما میتوانید هر چیزی را که برای زندگی کردن لازم است داشته باشید و حتی خوبش را هم داشته باشید، ولی به آن تعلق خاطر نداشته باشید.....

عرفان موسایی در ‫۱۱ روز قبل، جمعه ۲ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۰:۲۰ دربارهٔ شمس مغربی » غزلیات » شمارهٔ ۲۰:

بیت پنجم چرا هر طور تلاش میکنم بر وزن خوانده نمیشود؟

اشتباه نیست؟

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۱۱ روز قبل، جمعه ۲ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۰:۰۸ در پاسخ به مبین دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۱:

عاشق و بیدل بُدیم

در واقع حال برای عاشق است

یاد تو در دل و جان ما می‌رفت در حالی که ما عاشق و بیدل بودیم.

با یاد دوست عاشق نشده‌اند بلکه عاشق بوده‌اند

و یک باره پرده برانداخته شده و کار تمام

۱
۱۰
۱۱
۱۲
۱۳
۱۴
۵۷۸۶