گنجور

حاشیه‌ها

رضا صدر در ‫۱۱ روز قبل، چهارشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۵۰ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۲ - حکایت در تدبیر و تأخیر در سیاست:

 کاربرد شیخ اجل از کلمه‌ی «هیبت» در بیت ۴۴ جالب و غیرمعموله. به نظر میاد  هیبت در اینجا معنی «نمود ظاهری» میده مثلاً معادل کلمه‌ی انگلیسی appearance. من این کاربرد رو هنوز جای دیگه پیدا نکردم، به طور مثال در لغت‌نامه دهخدا نیست.

HRezaa در ‫۱۱ روز قبل، چهارشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۴۶ دربارهٔ نظامی » خمسه » هفت پیکر » بخش ۳۷ - فرجام کار بهرام و ناپدید شدن او در غار:

ببنهاااایت زیبا و غیرقابل وصف

Hasib Nazari در ‫۱۱ روز قبل، چهارشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۴۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۹۱:

گفت گل، راز من اندرخور طفلان نبود

رضا از کرمان در ‫۱۱ روز قبل، چهارشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۳۷ در پاسخ به HRezaa دربارهٔ نظامی » خمسه » هفت پیکر » بخش ۳۵ - شکایت کردن هفت مظلوم:

روزی از راه آتشین داغی سوی باغ من آمد آن باغی

درود 

با رجوع به لغت نامه سایت گنجور  برای باغی معنی ظالم،سرکش ونافرمان آمده که با تظلم خواهی باغبان  کاملا منطبق میباشد .

شاد باشی عزیز

علی احمدی در ‫۱۱ روز قبل، چهارشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۲۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹:

ما را زِ خیالِ تو چه پروایِ شراب است؟

خُم گو سر خود گیر، که خُمخانه خراب است

با وجود خیال تو ای معشوق شراب جای ملاحظه ندارد.به خمره شراب بگویید سرش را ببندد که میخانه خراب و  بی استفاده شده است. 

می در باور حافظ عاملی برای امید به  مستی بود چه شده که از اعتنا افتاده .گویا حافظ  حالتی از نا امیدی را تجربه می کند اما چرا؟

گر خَمر بهشت است بریزید که بی دوست

هر شَربَتِ عَذبَم که دهی، عینِ عذاب است

می گوید حتی اگر این شراب بهشتی هم باشد نمی خواهم چون دوست (معشوق) نیست پس هر شربت گوارایی هم به من بدهید عذاب است . 

افسوس که شُد دلبر و در دیدهٔ گریان

تحریرِ خیالِ خطِ او نقشِ بر آب است

و این ناامیدی ادامه دارد .حیف که معشوق رفته و اشک فراوان حافظ هرگونه تصویر خیال معشوق را می شوید و نقش بر آب می کند 

بیدار شو ای دیده که ایمن نتوان بود

زین سیلِ دمادم که در این منزلِ خواب است

مثل همیشه بر خود نهیب می زند و در نا امیدی نمی ماند چون ناامیدی شرایطی نا ایمن و نا مطمئن است و ناامید و خواب ماندن باعث غرق شدن در سیل پی در پی اشکهای ناامیدی خواهد شد .اشک در پی هجران معشوق خوب است ولی وقتی زیاد شد تو را غرق می کند پس باید به خود آیی و بیدار شوی.این موضوع در تمام از دست دادن ها هم کاربرد دارد وقتی عزیزی از دست می رود باید پس از مدتی اشک ریختن به خود آمد و دوباره به زندگی و امید بازگشت.

معشوق عیان می‌گذرد بر تو، ولیکن

اغیار همی‌بیند از آن بسته نقاب است

ای حافظ ،معشوق دیگر نیست و دلبر رفت یعنی چه؟ معشوق از دست نرفته است و همیشه بر تو آشکار است و جلوه گری می کند ولی چون در اطراف خود آشنایی نمی بیند خود را در نقاب پنهان می کند.اصلا لازم نیست تصویر خیالی اش را در ذهن مجسم کنی او عیان است.

این چه معشوقی است که همیشه حضور دارد و برای برخی عیان و برای برخی دیگر نهان است .این معشوق باید تمام حقیقت باشد.اصل وجود ،اصل اطمینان که ما را می طلبد .چرا برخی نمی بینند چون فکر میکنند آنها خود با میل به دنبال حقیقت هستند ولی افرادی چون حافظ می پندارند که حقیقت کل ، موجودی هشیار است که او را می طلبد و می گوید بیا پس عیان است و حافظ  می تواند او را درک کند.

گل بر رخِ رنگین تو تا لطفِ عرق دید

در آتشِ شوق از غمِ دل، غرقِ گلاب است

می گوید بیا مثل گل باشیم .آنقدر رخ رنگین گرم و عرق کرده  معشوق را دید که از شوق  تبدیل به گلاب شد. ما هم باید تاثیر عاشقی و درک معشوق را حس کنیم و مثل گلاب شویم و بوی خوش خود را هدیه دیگران کنیم نه اینکه ناامید در کناری بنشینیم.

سبز است در و دشت بیا تا نگذاریم

دست از سرِ آبی که جهان جمله سراب است

ببین که در و دشت هم سبز شده و این سبزی به خاطر آب حیاتیست که معشوق می بخشد و نباید از این معشوق گذشت چون او سرچشمه آب است و باقی موجودات سرابند چون حیات را از او وام می گیرند.

در کُنجِ دِماغم مطلب جای نصیحت

کـ‌این گوشه پر از زمزمهٔ چنگ و رَباب است

اینجا دیگر حافظ نا امید نیست او چالش ناامیدی را به فرصت حضور تبدیل کرده و در گوشه های ذهنش آنقدر گوشه های زیبای موسیقی  معشوق جای گرفته که دیگر نصیحتی را نمی تواند بشنود واین یکی دیگر از ویژگی های مکتب عاشقان و رندانی چون حافظ است.

حافظ چه شد ار عاشق و رند است و نظرباز

بس طُورِ عجب لازمِ ایامِ شباب است

 

او به خود می گوید عاشقی و رندی و نظر بازی را ادامه بده و ناامید نشو هنوز در این راه جوانی و  طبیعیست که در جوانی به گونه ای رفتار  کنی که دیگران تعجب کنند.

HRezaa در ‫۱۱ روز قبل، چهارشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۱۴ دربارهٔ نظامی » خمسه » هفت پیکر » بخش ۳۵ - شکایت کردن هفت مظلوم:

روزی از راه آتشین داغی سوی باغ من آمد آن باغی

درود

 

در انتهای مصرع دوم، باغی به چه معناست؟!

 

یا اشتباه تایپی بوده؟!؟!؟

سوره صادقی در ‫۱۱ روز قبل، چهارشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۴۳ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۲۵ - دیدن خسرو شیرین را در چشمه‌سار:

بزرگ امٌید ازین معنی خبر یافت ...

در داستان خسرو و شیرین نظامی، «بزرگ امید» شخصیتی فرعی اما نمادین است که در بخش‌هایی از منظومه نقش مشاور، حکیم و آموزگار را برای خسرو ایفا می‌کند. او نمایندهٔ خرد، تجربه و نوعی دانایی اخلاقی است که خسرو در مسیر پادشاهی و عشق به شیرین به آن نیاز دارد.

سوره صادقی در ‫۱۱ روز قبل، چهارشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۳۶ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۲۵ - دیدن خسرو شیرین را در چشمه‌سار:

حکایت کرد کاختر در وبال است ...

اختر در وبال (نجوم احکامی):

«وبال» زمانی رخ می‌دهد که یک سیاره در خانه‌ای قرار گیرد که دقیقاً مقابل خانهٔ «شرف» آن سیاره است. خانهٔ شرف جایی است که سیاره بیشترین قدرت و هماهنگی را دارد، و وبال نقطهٔ مقابل آن است ـــ جایی که سیاره در تضاد با طبیعت خود قرار دارد.

مثلا خانه شرف خورشید اسد و خانه‌ی وبالش دلو است.

در احکام نجوم، موقعیت سیارات در وبال نشان‌دهنده ضعف، ناهماهنگی یا اختلال در انرژی‌های مربوط به آن سیاره است.

 

سوره صادقی در ‫۱۱ روز قبل، چهارشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۲۱ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۲۵ - دیدن خسرو شیرین را در چشمه‌سار:

که نتوان راه خسرو را گرفتن نه ...

عقده نقطه تلاقی مدار ماه و مدار زمین است. ماه نو در عقده قرار ندارد. ماه وقتی نو می‌شود که بین زمین و خورشید باشد و روی آن به سوی زمین و تاریک باشد. در این حالت درست بین دو عقده‌ (گره)ی است که مدار ماه با مدار زمین می‌سازد.

عارف سماعی در ‫۱۱ روز قبل، چهارشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۳۴ در پاسخ به علی دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۴:

لُغُز

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۱۱ روز قبل، چهارشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۰۷ در پاسخ به صابر دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷:

در این مانده ام که چرا عددی را به دست می آورید و تقسیم می کنید تا مراد حاصل گردد یا اسمی را بدون الف باید حساب کنید تا جور شود؟

 

یعنی به زور و ضرب چکش و پتک باید میخ مراد را در تخته ذهن دیگران فرو کرد

 

حافظ بیچاره 

اسماعیل شوشتری در ‫۱۱ روز قبل، چهارشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۰۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۴۱:

مصرع اول بیت اول در نسخهٔ فروزانفر به این صورت آمده:

 

پنج در چه فایده چون حجر را شش تو کند

 

کسی، توضیحی دارد؟!

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۱۱ روز قبل، چهارشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۲:۵۵ در پاسخ به شهروز دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷:

دوست عزیز

تیمور در سال 795 شیراز را فتح کرد و حافظ در سال 792 یعنی سه سال قبل از آن درگذشته است. چگونه حافظ از ترس او مخفی‌کاری کرده باشد؟ حافظ اگر قرار بود بترسد حتما از حاکم زورگویی مثل مبارزالدین محمد حساب می‌برد که نمی‌برد.

(آن داستان دیدار تیمور با حافظ و بخشیدن سمرقند و بخارا بیشتر به افسانه شبیه است که در اطراف شخصیت‌های بزرگ بسیار دیده می‌شود.)

ضمنا تیمور شیعیان را تکریم می‌کرد و به امام علی (ع) احترام خاضی داشت تا جایی که برخی وی را شیعه می‌دانستند؛ هرچند شیعیانی که به خلفا هتاکی می‌کردند را مجازات می‌نمود.

 

لطفا با تحریف تاریخ، تاریخ‌سازی نفرمایید. حافظ فراتر از بازی‌های ماست.

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۱۲ روز قبل، چهارشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۱۹ در پاسخ به عیسی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷:

دوست عزیز سلام

همان گونه که اصرار بر سنی بودن حافظ صحیح نیست؛ اصرار بر شیعه بودن آن جناب هم صحیح نیست.

شما خواسته‌اید دیگران را نصیحت کنید که تعصب نورزند ولی خود وارد همان وادی شده‌اید.

بزرگی حافظ و دیگران نه به مذهبشان بلکه به هنر و شخصیت آنها برمی‌گردد.

مگر اگر امروز بگویند حافظ سنی بوده شیعیان دیوان حافظ را دور می‌اندازند؟ مگر اکنون مثنوی شریف را دور می‌اندازند؟ (جمع اندک متعصبین را کنار بگذارید که با هرچه جز خودشان دشمن هستند.)

نکتۀ دیگر این که در آن زمان اکثریت قریب به اتفاق جامعه ایران (فعلا بحث ما در شیراز است) اهل سنت بوده‌اند و خط کشی خاصی بین شیعه و سنی به شکل امروزی نبوده است و از این نظر نه حافظ قابل سرزنش است نه ایرادی بر ایشان است.

بنده ندانستم که شما از کدام ابیات حافظ (که می‌فرمایید بسیار هم زیاد است) موفق به کشف مذهب ایشان شده اید. 

حافظ جان را وارد مباحث مذهبی که راه به جایی ندارد نفرمایید. 

نگارنده در ‫۱۲ روز قبل، چهارشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۰۷ در پاسخ به علی رضا صادقی دربارهٔ سعدی » بوستان » باب پنجم در رضا » بخش ۱۳ - گفتار اندر اخلاص و برکت آن و ریا و آفت آن:

سلام آقای علی رضا صادقی

«نُحاس» به معنی مس است و «نحّاس» به معنی مسگر (مشابه هم نوشته میشوند ولی تلفظ این دو متفاوت است)

وگر نقره اندوده باشد نحاس

توان خرج کردن بر ناشناس

یعنی اگر مس ارزان قیمت را با نقره، اندود کنی می توانی آن را به کسی که شناخت کافی ندارد و اهل فن نیست بفروشی ولی صراف دانا را نمی توان با ظاهرسازی فریفت

غلامحسین مرادی در ‫۱۲ روز قبل، چهارشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۰:۰۷ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » درد زندگی [۲۵-۱۶] » رباعی ۲۲:

مرحوم استاد محمدرضا شجریان در آلبوم شب نیشابور این چهارپاره را با زیبایی تمام اجرا کرده 

اگر حافظ و سعدی و خیام و بابا طاهر و باربد و نکیسا و محمدرضا شجریان، همه در یک زمانه با هم بودند ، چه آثار موسیقایی یی خلق می شد؟

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۱۲ روز قبل، چهارشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۰۷:۵۵ دربارهٔ جهان ملک خاتون » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۹۳۴:

بررسی غزل‌های جهان ملک خاتون نشان می‌دهد که این شاعر واژه «رهبر» را 11 بار دیگر به مفهوم «راهنما» به کار برده است. بنابراین، مصرع دوم بیت 5 به جای «به بوی زلف تو ره برگرفتم» باید به شکل زیر خوانده شود:

«به بوی زلف تو رهبر گرفتم»

به این ترتیب، معنی بیت یاد شده نیز روشن‌تر می‌شود.

 

*بهره‌گیری از نگرش سیستمی، از احتمال بروز خطا در کار پژوهشی می‌کاهد.

جعفر عسکری در ‫۱۲ روز قبل، چهارشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۰۶:۰۱ دربارهٔ کلیم » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۲:

سلام

بیت جا افتاده رو اضافه می‌کنم:

 

تمام کیست به عالم؟ ببین که با آن فیض

سحر به شمع، مبارک اثر نیامده است

جعفر عسکری در ‫۱۲ روز قبل، چهارشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۰۵:۴۸ دربارهٔ کلیم » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۴:

سلام.

بیت قبل از بیت آخر جا افتاده، اضافه می‌کنم:

 

بس که از چشم ترم، دیوار کویش نم کشید

گل، به شادابی، چو خار آن سرِ دیوار نیست

۱
۱۱
۱۲
۱۳
۱۴
۱۵
۵۵۳۲