گنجور

غزل شمارهٔ ۲۶۴

 
حافظ شیرازی
حافظ » غزلیات
 

خیز و در کاسه زر آب طربناک انداز

پیشتر زان که شود کاسه سر خاک انداز

عاقبت منزل ما وادی خاموشان است

حالیا غلغله در گنبد افلاک انداز

چشم آلوده نظر از رخ جانان دور است

بر رخ او نظر از آینه پاک انداز

به سر سبز تو ای سرو که گر خاک شوم

ناز از سر بنه و سایه بر این خاک انداز

دل ما را که ز مار سر زلف تو بخست

از لب خود به شفاخانه تریاک انداز

ملک این مزرعه دانی که ثباتی ندهد

آتشی از جگر جام در املاک انداز

غسل در اشک زدم کاهل طریقت گویند

پاک شو اول و پس دیده بر آن پاک انداز

یا رب آن زاهد خودبین که به جز عیب ندید

دود آهیش در آیینه ادراک انداز

چون گل از نکهت او جامه قبا کن حافظ

وین قبا در ره آن قامت چالاک انداز

 

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

سالار عقیلی » عاشقی » تصنیف ابوعطا

🎜 معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

دیوان حافظ به خط سلطانعلی مشهدی با تصاویر حاشیهٔ افزوده در دورهٔ گورکانی هند » تصویر 119 دیوان حافظ دانشگاه پرینستون نوشته شده به تاریخ جمادی الثانی ۹۲۶ هجری قمری » تصویر 133 دیوان حافظ نسخه‌برداری شده در رمضان ۸۵۵ ه.ق توسط سلیمان الفوشنجی » تصویر 141 کتاب خواجه حافظ شیرازی به خط محمد ساوجی مورخ ۱۲۸۰ هجری قمری » تصویر 219 دیوان لسان الغیب سنهٔ ۹۲۰ هجری قمری دارای مقدمهٔ منثور » تصویر 194 دیوان حافظ به اهتمام محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی، به خط حسن زرین خط، مرداد ۱۳۲۰ شمسی ، زوار، چاپ سینا، تهران » تصویر 309

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

Kamali Farhad در ‫۹ سال و ۶ ماه قبل، پنج شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۰، ساعت ۲۳:۵۷ نوشته:

کاسه سر نه کاسه زر من فکر کنم

 

عباس بروجردی در ‫۹ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۰، ساعت ۲۱:۵۱ نوشته:

غسل در اشگ زدن به نظر من درست نیست در اشگ غوطه میرنند پس غوطه در اشگ زدم کاهل طریقت گویند
چون غسل میکنند نه اینکه غسل میزنند

 

اسکالر در ‫۸ سال قبل، جمعه ۴ مرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۷:۴۰ نوشته:

برادران لطف کنید بعضی از ابهامات در شعر بر طرف کنید بعضی ها میان بیت پنجم رو که نگاه میکنن سریع متمرکز میشن رو تریاک...
آقا تریاق یا همون تریاک یه ماده خنثی کننده ی سم بوده که امروزه متاسفانه ازش استفاده ی سوء میشه.ولی منظور حضرت حافظ ماده ی شفا بخش و خنثی کننده ی سم بوده نه تریاک کشیدن

 

شهرزاد در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۳ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۳۳ نوشته:

تریاک به معنی پادزهر

 

احد محمودی در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۶:۳۳ نوشته:

دربیت 5شِفا علاوه بر معنی« تندرستی » به معنی« کناره و لب »هم آمده است. گویا حافظ در بیت بالا ایهام تناسب بین« شفا »و« لب» را مدنظر داشته است. تداعی معانی مجاورت نیز به کار رفته است.

 

مهدی در ‫۵ سال قبل، دو شنبه ۴ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۲۷ نوشته:

«کاسه‌ی زر» در مصرع اول کاملن درست است. منظور جام زرین برای نوشیدن شراب (آب طربناک) است، که با «کاسه ی سر» در مصرع دوم تناسب دارد.

 

مهدی در ‫۵ سال قبل، دو شنبه ۴ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۳۱ نوشته:

«غسل زدن» اصطلاحی قدیمی است و «غسل کردن» کاربرد امروزی این ترکیب است. این توضیح از دهخدا را بخوانید. دقیقن همین بیت از حافظ را مثال آورده::
غسل زدن
لغت نامه دهخدا
غسل زدن . [ غ ُ زَ دَ ] (مص مرکب ) غسل کردن . غسل آوردن . اغتسال . رجوع به غسل شود :
غسل در اشک زدم کاهل طریقت گویند
پاک شو اول و پس دیده بر آن پاک انداز.
حافظ.

 

رضا ساقی در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، دو شنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۷:۱۰ نوشته:

خیزودرکاسه ی زَرآب طَربناک انداز
پیشترزان که شود کاسه ی سر خاک انداز
کاسه ی زر: کاسه یاجام زرّین
طَربناک: طرب آفرین، شادی بخش
خاک انداز: وسیله‌ای بیلچه‌مانند از جنس فلز یا پلاستیک برای برداشتن خاک‌روبه، خاکستر و مانندِ آن.
اما درقدیم به مکانی یاچاله ای را که درداخل آن خاکروبه وآشغال می ریختند "خاک انداز" می گفتند چنانکه محل تخلیه بار را"بارانداز" گویند. دراینجامنظورشاعراین است که کاسه ی سرما که اینقدربرایمان عزیز وبااهمیت است سرانجام تبدیل به مکانی برای تخلیه ی خاکروبه خواهدشد وبه درد دیگری نخواهد خورد.
معنی بیت: برخیز ودرجام زریّن باده ی خوشگوارو شادی بخش بریز برخیزباده بیاور قبل ازآنی که درخاک فرو رویم وکاسه ی سرمارا مشتی خاکروبه پرکند.
حافظ دلسوزانه بایادآواری حقایق تلخ زندگانی،دراغلب غزلیّات بی وقفه مارا به شادیخواری وعیش وعشرت دعوت می کند وناپایداری وبی وفایی دنیا،فنا پذیربودن جسم وجان ما وغنیمت شمردن وقت را به بیان وزبانی شیرین وتاثیرگذارگوشزدمی نماید تاغفلت نورزیم وعمرعزیز بیهوده تلف نکنیم.
به می عمارت دل کن که این جهان خراب
برآن سراست که ازخاک مابسازد خشت
عاقبت منزل ما وادیِ خاموشان است
حالیا غلغله در گنبدِ افلاک انداز
وادی خاموشان: سرزمین مردگان، گورستان
غلغله: بانگ شادی، شورونوا
قرارگرفتن "غلغله ی شادی" و"گنبدِ افلاک" درکناریکدیگر،تصویری روشن ازپژواک شادی درزیرقُبّه ای ازخشت وگِل است که به سرانگشت طبع شاعرخَلق شده وبازتاب غریوشادمانی رادر گوش مخاطبین شعرطنین اندازکرده است.
معنی بیت: سرانجام همه ی ما درسرزمین مردگان منزل خواهیم کرد وبرای همیشه خاموش خواهیم شد بنابراین، لحظات گرانقدر زندگی راغنیمت بشمارید بانگ شادی برآرید ودرزیرگنبدِ نیلی رنگ آسمان هلهله به پا کنید تاازبازتاب ارتعاش غلغله ی شادی، همه جاغرق نشاط وسرور گردد.
عشرت کنیم وگرنه به حسرت کشندمان
روزی که رَختِ جان به جهان دگرکنیم
چشم آلوده نظرازرخ جانان دوراست
بر رُخ او نظر از آینه ی پاک انداز
آلوده نظر: ناپاک
آینه ی پاک: کنایه از چشم پاک
معنی بیت: چشمانِ بدبین وآلوده به حرص وطمع وشهوت نمی تواند زیبائیهای رخسارجانان رامشاهده کند. ای عاشقی که شیفته ی دیدارهستی سعی کن با چشمانی بی آلایش به جمال یاربنگری تابتوانی لطایف جمال وظرایف زیبائیهای اورا درک کنی.
اورابه چشم پاک توان دید چون هلال
هردیده جای جلوه ی آن ماهپاره نیست.
به سرسبزتوای سروکه گرخاک شوم
نازازسربنه وسایه بر این خاک انداز
"سرو" کنایه ازمعشوق خوش قد وبالاست.
"ناز" : کِبر وغرور
معنی بیت: به صفا وطراوت سر ِ سبزتو ای محبوبِ خوش قامت سوگند می دهم که حداقل پس ازمرگ من، ناز وافاده وخودپسندی را کناربگذاری ورخصت دهی تالحظه ای سایه ی پربرکت قامت والای توبرمزارمن بیافتد.
به خاک پای توای سرونازپرور من
که روزواقعه پا وا مگیرم ازسرخاک
دل ما را که ز مارسر زلف تو بخست
ازلب خودبه شفاخانه ی تریاک انداز
مارسرزلف: بخش بافته شده ی زلف به مار تشبیه شده است.
بِخَست: مجروح شد ، زخمی شد
تریاک: پادزهریا ضدّ زهری که به منظورتسکین درد بر محل گزش می گذارندتااثرات زهر خنثی گردد. درقدیم که انواع پادزهروجودنداشته اغلب باتریاک ویابادرآمیختن مواد مختلف باموادمخدّر درد را تسکین می بخشیدند. حافظ دراینجا نوش داروی درد خودرا (پادزهردردخودرا) درلب یارمی بیند ورندانه بوسه طلب می کند.
معنی بیت: ای محبوب، مارسر زلف تو،دل مرا زخمی وخونین نموده وآزرده است تونیک می دانی که علاج زخم دل ما درلبان نوشین تونهفته است لطفی کن با بوسه ای مداوا کن.
علاج ضعف دل ما به لب حوالت کن
که این مفرّح یاقوت درخزانه ی توست
مِلک این مزرعه دانی که ثباتی ندهد
آتشی از جگر ِ جام در املاک انداز
ملک: آب وخاک وملکیت هر آنچه در تصرّف کسی باشد که مالک گویند.، دراینجاهرآنچه که دنیویست، اسباب دنیایی
مزرعه: کِشتزار، دراینجا کنایه ازدنیا
ثبات: دوام، ماندگاری
جگر جام: شراب درون جام که مثل خون دل وجگر سرخرنگ است.
معنی بیت: این مزرعه ای که ما درآن رشد ونمو می کنیم و به زندگانی مشغول هستیم هیچ ضمانت واعتباری ندارد همه چیزعاریتی وموقّتیست بنابراین بهترآن است که شراره ی آتشی ازشراب آتشناک رابراملاک ودارائی های خود بیاندازی وبسوزانی که هیچ ارزشی ندارند وهمه وهمه فناپذیرهستند.
نه عمرخضربمانَد نه ملک اسکندر
نزاع برسردنیای دون مکن درویش
غسل دراشک زدم کاهل طریقت گویند
پاک شواوّل وپس دیده برآن پاک انداز
غُسل زدم: غسل کردم
غسل: شستن کلّ بدن باترتیب خاصی که درشریعت آمده است. امّا حافظ دراینجا به ترتیبی غسل کرده که درطریقت آمده است. طریقتیان درجویای حقیقت، براین باورند که برای کشف حقیقت لزومی ندارد که حتمن مقیّد به دستورات شرعی باشند آنهابه روشهای خاص خویش، حقیقت رامی جویند وبیشتردرخارج ازگود شریعت به بندگی وستایش خداوند می پردازند. اغلب متشرّعین اعمال آنهارانمی پسندند وآبهایشان به یک جوی نمی رود.
حافظ به دنبال کشف حقیقت ،شایدمدّتی به صوفیگری ومسلکِ طریقت وغیره گرایش پیداکرده بوده لیکن اوهمچون عاشقی بیقرار وبیتاب، هرگزدرچارچوبِ هیچ مذهب ومسلکی (نه شریعت ونه طریقت ) متوقّف ومنتظرنماند اوهمواره درپی یافتن حقیقت تاپایان عمرتلاش کرد و اندیشه های ناب خودرادرعرصه ی انسانیت ومهرورزی به کمال رساند.
"طریقت" دوّمین منزل ازمنازل سه گانه ی سیروسلوک است. (شریعت، طریقت،حقیقت)
معنی بیت: به رسم طریقتیان که عقیده دارند باید ابتدا چشمان خودراازآلودگی ها پاک کردتا آن محبوب پاک نهاد را مشاهده نمود من نیزبه منظورانجام همین توصیه، بااشک چشمانم آلودگیهارا شستشونمودم. (گریه ی صادقانه بهترین زداینده ی ناپاکیها وآلودگیهای درونیست)
خیره آن دیده که آبش نَبَردگریه ی عشق
تیره آن دل که دراوشمع محبت نبُوَد
یارب آن زاهدخودبین که به جزعیب ندید
دود آهیش در آیینه ی ادراک انداز
ادراک: قوّه ی شعورو فهم
آیینه ادراک: ادراک به آیینه تشبیه شده است
دود آهیش درآیینه ادراک انداز: دود آهی درآئینه ی ادراکش بیانداز. ضمیر"ش" مربوط به ادارک است.
معنی بیت: خداوندا آن زاهدِ خودپسندرا که جزعیبِ دیگران چیزی نمی بیند مجازاتش کن آنسان که آتش آه درنهاد اوشعله ورگردد به این امید که ازدودحاصل از آتش آه، آیینه ی ادراکش تیره وتارشود ودیگرنتواند بیش ازاین عیبجویی کند.
کمال سرّمحبّت ببین نه نقص گناه
که هرکه بی هنرافتد نظربه عیب کند
چون گل از نَکهتِ او جامه قبا کن حافظ
وین قبا در رهِ آن قامتِ چالاک انداز
نَکهت یا نُکهت: بوی خوش،رایحه وعطر
جامه قبا کن: ازشوق جامه را پاره کردن، چنانکه دراویش وقتی به سماع درمی آمدند به درجه ای ازوجد وشادمانی می رسیدند که لباس وخرقه ی خودرا ازشوق وهیجان پاره پاره کرده وبه سمت همراهان خود می کردند.
چالاک:زرنگ، خوش رفتار وخوش حرکات
معنی بیت:
ای حافظ ، همانند گل جامه را ازاشتیاق بوی معطّراوپاره کن وآن جامه ازروی شوروشعف، به زیرپاهای آن محبوب خوش حرکات بیانداز.
سروبالای من آنگه که درآید به سماع
چه محل جامه ی جان را که قبانتوان کرد؟

 

تنها خراسانی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۵ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۳۶ نوشته:

که باشم من، مرا از من خبر کن؟
چه معنی دارد اندر خود سفر کن
حقیقت وجودی انسان سیر انفس است.
آدمی کاری مهمتر از خودسازی ندارد و ان مبتنی بر خود شناسی است.
علامه حسن زاده املی

 

تنها خراسانی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۵ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۳۷ نوشته:

که باشم من مرا از من خبر کن
چه معنی دارد اندر خود سفر کن
مسافر چون بود رهرو کدام است
که را گویم که او مرد تمام است
شیخ محمود شبستری
گلشن راز

 

افسانه در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۹ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۵۲ نوشته:

درودبرحقیقت جویان وحقیقت دوستان عزیز این غزل خیلی زیباست باخواندن ان گویی برایم پنجره ای بازشدبه دنیایی دیگربانگرشی تازه ممنون ازاساتید به ویژه استاد محترم رضاساقی سپاس

 

عبدالرضا در ‫۱۱ ماه قبل، سه شنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۴۷ نوشته:

فقط رضا ساقی، واقعا عالی استاد...

 

برگ بی برگی در ‫۱۰ ماه قبل، چهار شنبه ۹ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۵۵ نوشته:

خیز و در کاسه زر آب طربناک انداز
پیشتر زان که شود کاسه سر خاک انداز
خیز به معنای بلندشدن اما با جهش و خیز برداشتن است و حافظ میفرماید ای انسان به یکباره خیزش کن و از جای برجه ، زیرا که فرصت بسیار کم است و تو پادشاه ملک وجودی خود هستی پس در جام زرین آن آب طربناک و شادی بخش یا می ایزدی را برای خود (و شاید دیگران ) بریز . در اینصورت تو شادی و آرامش بزای خود و دیگران به ارمغان خواهی آورد ، ولی وقت تنگ است و انسان که برای همین امر به این جهان آمده باید در قالب همین جسم به این کار بپردازد و پس از رخت بستن از جهان ماده این امکان از او گرفته میشود . اختیار این شراب معرفت به دست خود انسان است و با این شراب خرد ایزدی او میتواند پای در وادی عشق گذاشته و پس از طی طریق به مقصد اعلای خردورزی رسیده و جهان را از دید و نگاه حضرت معشوق بنگرد . در مصرع دوم حافظ علاوه بر توضیح علت این تعجیل میفرماید اگر چنین کنی بجای درد و تراوشات ذهنی که از سر تو به پیرامونت انداخته میشوند و مانند خاک بی ارزش هستند پس از سر تو تشعشعات نور و خرد ایزدی به جهان ساتع خواهد شد و این همان عهد انسان با خدا ست که موسوم به پیمان الست میباشد .
عاقبت منزل ما وادی خاموشان است
حالیا غلغله در گنبد افلاک انداز
وادی خاموشان به ظاهر قبرستان است اما منزل واقعی انسان نیست زیرا انسان نیز از جنس خدا بوده و نامیرا میباشد ، عرفا خاموش کردن ذهن را شرط یکی شدن با حضرت معشوق و وصل او میدانند . همه تعلقات دنیوی از هر گونه آن برآمده از ذهن بوده و تنها با رها کردن واقعی آنها ست که ذهن خاموش و انسان به منزل اصلی خود بازخواهد گشت .در این حال از گنبد افلاک که همه باشندگان عالم در آن حاضر هستند غریو و بانگ شادی بلند شده و غلغله ای بر پا میگردد . فرشتگان و ملایک و کل کاینات فریاد برمیدارند که ببینید انسانی در حالیکه در فرم و ماده بسر میبرد به خدا زنده شد و یا در واقع خدا به چنین باشنده ای در روی زمین زنده شده و به ظهور رسیده است و همگان بر این امر مبارک صحه میگذارند که آن گنج پنهان بواسطه باشنده ای از جنس خود در زمین فرم آشکار گردید . حافظ میفرماید ای انسان تو برای همین امر به جهان آمده ای پس به عهد خود وفا کن .
چشم آلوده نظر از رخ جانان دور است
بر رخ او نظر از آینه پاک انداز
در این بیت حافظ میفرماید به منظور اجرای این تعهد نگاه و جهان بینی آلوده خود را تغییر ده و با چشم پاک خدا به این جهان بنگر که تنها در اینصورت به دیدار رخ جانان یا حضرت معشوق نایل خواهی شد . نگاه پاک خدا عاری از هرگونه تعلق و دلبستگی دنیوی بوده و علاوه بر آن کینه ، حسد ، دشمنی ، حرص ، حس برتری و جاه طلبی ، حس انتقام جویی و خشم ، نیاز به تایید و توجه و هر آنچه برآمده از ذهن انسان است جایی در نگاه و دید خداوند به جهان نداشته و بجای آن باید مهربانی و سایر صفات خداوندی جایگزین این نگاه آلوده انسان گردد . پس از این تغییر نگاه است که دل انسان صیقلی و آیینه میشود و انسان با نظر در این آیینه خداوند را در آن خواهد دید ، یعنی با او یکی شده و از یکدیگر تمییز داده نمیشوند .
به سر سبز تو ای سرو که گر خاک شوم
ناز از سر بنه و سایه بر این خاک انداز
پس از آنکه آیینه دل انسان صیقل خورد اوبه سر سبز زندگی یا خدا سوگند میخورد حال که او تبدیل به زر شده است هرگز حاضر به بازگشت به خاک نمی باشد و به ذهن و ماده نخواهد رفت .پس از حضرت معشوق میخواهد که ناز از سر باز نهاده و سایه لطف خود را بر سر این خاک کوی حضرتش مستدام بدارد ، یعنی تنها با لطف او انسان قادر به حفظ این مرتبه از جهان بینی خواهد بود وگر نه هیچ تضمینی برای حفظ این آینه پاک وجود نداشته و به راحتی توسط ذهن امکان آلودگی دوباره وجود دارد .
دل ما را که ز مار سر زلف تو بخست
از لب خود به شفاخانه تریاک انداز
زلف حضرت معشوق همه وجود در جهان فرم را شامل شده و تمامی باشندگان عالم را در بر میگیرد علاوه برآنکه این سر زلف میتواند انسان را به سوی خالق اینهمه زیبایی رهنمون گردد ، در عین حال بسته به نگاه انسان به این جهان میتواند همچون ماری سمی عمل کرده و انسان را زخمی کند . پس حافظ از خدا میخواهد که اگر بار دیگر هنگام بهره بردن از مواهب این جهان نسبت به آنها تعلق خاطر و دلبستگی پیداکرد که در اینصورت حتماً توسط مار این زلف زخمی خواهد شد ، پس خدا با نظر عنایت و کام دهی دوباره به او (انسان) گذار او را به شفاخانه ای بیندازد که پادزهر را به او ارزانی میکنند . حافظ از این شفاخانه بارها با عنوان میکده یاد کرده است .
ملک این مزرعه دانی که ثباتی ندهد
آتشی از جگر جام در املاک انداز
دنیا مزرعه آخرت است و بر اساس این حدیث انسان هرچه در این جهان بکارد در آخرت برداشت میکند .حافظ میفرماید این ملک یا جهان هیچ ثبات و آرامشی به انسان نخواهد داد و به هر چیز این جهان که دل بستیم سرانجام آفل و همچون باد هوا بود پس کشت در این مزرعه به امید برداشت در ملک دیگر یا آخرت با نیت رسیدن به خوشبختی و ثبات در جهان دیگر نیز بیهوده است
پس خداوندا با آن شراب به رنگ جگر ، آتشی بر هر دو ملک یا جهان بزن . یعنی ترک دنیا و ترک عقبی و بریدن طمع از بهشت و نعمتهای ذکر شده آن . در عوض حافظ (انسان ) درخواست آن می آتشین را برای زنده شدن به حضرتش دارد . یعنی به قول مولانا : "از خدا غیر خدا را خواستن / ظن افزونی ست و کلی کاستن "
غسل در اشک زدم کاهل طریقت گویند
پاک شو اول و پس دیده بر آن پاک انداز
این اشک چشم علاوه بر درد فراق انسان از اصل خدایی خود نشانه و کنایه ای از رها کردن دلبستگی ها و آزاد شدن از دردهای ناشی از آن میباشد . دردهایی مانند رنجش ، خشم ، کینه ، دشمنی و قس علیهذا ، یعنی با نگاه داشتن این دردها در دل و مرکز خود ، انسان پاک نخواهد شد و با حفظ این دردها دیدگان او به جمال آن پاک یگانه روشن نمیشود . در غزلی دیگر میفرماید "دل بسی خون به کف آورد ولی دیده بریخت"
یا رب آن زاهد خودبین که به جز عیب ندید
دود آهیش در آیینه ادراک انداز
دود یا غبار آه که معمولاً با بازدم نفس بر روی آیینه شکل میگیرد بسیار زودگذر و ناپایدار است و به همین دلیل حافظ برای زاهد خود بین یا من کاذب انسان دعا میکند تا این مقاومت و لجاجت او برای پذیرش این مطالب معنوی مانند آه بر روی آیینه ناپایدار باشد و انسان دارای خود ذهنی کاذب خیلی زود آیینه ادراکش شفاف شده و نگاه خود به خویشتن و خدا را تغییر داده و بجای خدای ساخته و پرداخته ذهن ، خدای واقعی را پرستش کند .
چون گل از نکهت او جامه قبا کن حافظ
وین قبا در ره آن قامت چالاک انداز
حافظ دقیقاً چنین کرده است و قبایی بی نظیر از بوی خوش خدا یا زندگی برای خود ساخته و این قبا را نیز در راه خدا و زندگی گسترده است تا همگان را از فیض این نکهت الهی بهره مند کند .

 

درویش در ‫۵ ماه قبل، سه شنبه ۵ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۵۶ نوشته:

جناب ساقی
سپاس از تفسیرهای شما.
بجاست از همت وسعی شما جهت بهتر فهمیدن غزلیات حافظ سپاسگزار باشیم
دانش شما و تفسیرهای پر معنای شما با کمال درایت ودانایی نوشته می‌شود وخالی از هر گونه خرافات و اعتقادات مذهبی می‌باشد
باشد که افرادی که سواد و دانش کافی ندارند از ابراز اعتقادات مذهبی وخرافاتی خود در این سایت ممانت نمایند واین سایت را به افرادی دانا واگزارند که از ارزش والای آن حفظ شود

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.