گنجور

 
عارف قزوینی قاآنی

در این بخش شعرهایی را فهرست کرده‌ایم که در آنها عارف قزوینی مصرع یا بیتی از قاآنی را عیناً نقل قول کرده است:


  1. عارف قزوینی » دیوان اشعار » غزل‌ها » شمارهٔ ۳۵ - گدای عشق :: قاآنی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳

    عارف قزوینی (بیت ۵): برای خود کلهی دوخت زین نمد هرکس - چه غم ز بی‌کلهی کآسمان کلاه من است

    قاآنی (بیت ۱): چه غم ز بی‌کلهی کآ‌سمان کلاه منست - زمین بساط و در و دشت بارگاه منست



در این بخش مجموعه شعرهایی از دو شاعر را که توأماً هموزن و همقافیه هستند در گروه‌های مجزا فهرست کرده‌ایم:


  1. عارف قزوینی » دیوان اشعار » غزل‌ها » شمارهٔ ۱۶ - مرا هجرت کشد:مرا هجرت کشد آخر نهانی - خوش است آن مرگ از این زندگانی


    قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴۶ - در ستایش جناب جلالت مآب میرزا کاظم نظام الملک دام مجده گوید:چو دولت جمع ‌گردد با جوانی - جوان لذت برد از زندگانی

    قاآنی » قطعات » شمارهٔ ۱۴۲:دلا از خویشتن چون درگذشتی - شوی اندر وجود دوست فانی


  2. عارف قزوینی » دیوان اشعار » غزل‌ها » شمارهٔ ۲۷ - ناله مرغ:نالهٔ مرغِ اسیر این همه بهرِ وطن است - مَسلَکِ مرغِ گرفتارِ قفس همچو من است


    قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۵ - در گله از حاج اکبر نواب و مدح فخرالعلماء و ذخرالفضلاء ابولحسن الفسوی الشهیر به خان داماد فرماید:ترک من آفت چینست و بلای ختن است - فتنهٔ پیر و جوان حادثهٔ مرد و زن است


  3. عارف قزوینی » دیوان اشعار » غزل‌ها » شمارهٔ ۲۹ - لباس مرگ:لباس مرگ بر اندام عالمی زیباست - چه شد که کوته و زشت این قبا به قامت ماست


    قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳۱ - د‌ر ستایش و نیایش ابولملوک ثانی جمشید جهان ثانی فتحعلی شاه قاجار طاب ثراه فرماید:اگر نظام امور جهان به دست قضاست - چرا به هرچه‌کند امر شهریار رضاست


  4. عارف قزوینی » دیوان اشعار » غزل‌ها » شمارهٔ ۳۵ - گدای عشق:گدای عشقم و سلطان حسن شاه من است - به حسن نیت عشقم خدا گواه من است


    قاآنی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳:چه غم ز بی‌کلهی کآ‌سمان کلاه من است - زمین بساط و در و دشت بارگاه من است


  5. عارف قزوینی » دیوان اشعار » غزل‌ها » شمارهٔ ۵۳ - شکایت تلخ:محیط گریه و اندوه و غصه و محنم - کسی که یک نفس آسودگی ندید منم


    قاآنی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰:ز بس که هجر تو لاغر میان بکاست تنم - قسم به جان تو کزین تهیست پیرهنم


  6. عارف قزوینی » دیوان اشعار » غزل‌ها » شمارهٔ ۷۰ - به ادوارد براون:به سال شصتم عمرت، نوید جشن رسید - بمان که بعد صد و بیست سال خواهی دید

    عارف قزوینی » دیوان اشعار » غزل‌ها » شمارهٔ ۸۷ - در موقع توقیف روزنامه ناهید که به جای آن ستاره صبح منتشر شده است:تو ای ستارهٔ صبح وصال و روز امید - طلوع کن که چو شب تیره‌بخت شد ناهید


    قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۸۵ - د‌ر ستایش پادشاه جمجاه ناصرا‌لدین شاه غازی طال‌الله بقاه و تال اللّه مناه د‌ر زمان و‌لیعهدی فرماید:تمام‌ گشت مه روزه و هلال دمید - هلال عید به ماهی تمام باید دید


  7. عارف قزوینی » دیوان اشعار » غزل‌ها » شمارهٔ ۸۸ - دیشب به یاد روی تو ای رشک آفتاب:دیشب به یاد روی تو ای رشک آفتاب - شُستم ز سیلِ اشک من از دیده نقشِ خواب


    قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹ - در منقبت علی‌بن ابیطالب صلوات‌لله علیه فرماید:دوشم مگر چه بودکه هیچم نبرد خواب - پروین به رخ فشاندم تا سر زد آفتاب


  8. عارف قزوینی » دیوان اشعار » دردریات (مطایبه‌ها) » شمارهٔ ۱ - هیئت کابینه تکیه دولت (طهران):نشسته بودم دوش از درم درآمد یار - شکن به زلف و گره بر جبین عرق به عذار


    قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۰ - در مدح جناب حاجی آقاسی گوید:بهار آمد و دی را گرفت و کرد مهار - چنین‌ کنند بزرگان چو کرد باید کار

    قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۲ - د‌ر ستایش شیراز صانه‌لله عن الاعواز و اعیان آن و تخلص به مدح معتمدالدوله منوچهرخان طاب ثراه گوید:تبارک‌الله از فارس آن خجسته دیار - که می‌نبیند چون آن دیار یک دیار

    قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۴ - د‌ر مدح ناصرالدین شاه:چو چتر زرین افراشت مهر در کهسار - چو بخت شاه شد از خواب چشم من بیدار

    قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۵ - مطلع ثانی:که باد تا ابد از فر ایزد دادار - ملک جوان و جهان را به بختش استظهار

    قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۳ - در ستایش امیر بهر‌ام صولت معتمدالدوله منوچهرخان طاب ثراه فرماید:ز شاهدی که بود رویش از نگار نگار - بخواه باده و بر یاد میگسار گسار

    قاآنی » قطعات » شمارهٔ ۷۰:مگر به خنده درآیی وگرنه هیبت تو - زبان عارف و عامی ببندد از گفتار


  9. عارف قزوینی » دیوان اشعار » دردریات (مطایبه‌ها) » شمارهٔ ۹:ازین سپس من و کنجی و دلبری چون حور - دگر بس است مرا صحبت هپور و چپور


    قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۰ - در ستایش مدح خسروخان خواجه حکمران اصفهان:سه چیز هست‌ کزو مملکت بود معمور - وز آن سه آیت رحمت ‌کند ز غیب ظهور