گنجور

 
عارف قزوینی

ازین سپس من و کنجی و دلبری چون حور

دگر بس است مرا صحبت هپور و چپور

تو باشی و من و من باشم و تو شیشه می

کمانچه باشد و نی تار و تنبک و تنبور

به می مصالحه کردیم چشمه کوثر

برو به کار خود ای واعظ تفنن جور!

 
نسک‌بان: جستجو در متن سی‌هزار کتاب فارسی
sunny dark_mode