گنجور

 
ظهیری سمرقندی
 

بخش ۱ - بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین: حمد و ثنا مکرمی را که ازحجله شب تار، حجره خلوت ...

بخش ۲ - فصل: می گوید مقرر این کلمات و محرر این مقدمات محمد بن ...

بخش ۳ - فصل: و بباید دانست که این کتاب و لغت پهلوی بوده است و ...

بخش ۴ - فصل: بر رای خردمندان پوشیده نماند که مقصود کلی و غرض ...

بخش ۵ - آغاز کتاب سندباد: چنین گویند راویان حدیث و خداوندان تاریخ که در ...

بخش ۶ - داستان حمدونه با روباه و ماهی: سندباد گفت: آورده اند که روباهی در شارع راهی، ...

بخش ۷ - داستان گرگ و روباه و اشتر: سندباد گفت: آورده اند که در مواضی شهور و ...

بخش ۸ - داستان شاه کشمیر با پیلبان: سندباد گفت: در عهود ماضی و سنون غابر، بر بلاد ...

بخش ۹ - داستان زن و گوسفند و پیلان و حمدونگان: وزیر گفت: آورده اند که در کوههای شهر همدان، ...

بخش ۱۰ - آمدن دستور اول به حضرت شاه: پس دستور اول پیش شاه رفت و شرط خدمت و لوازم ثنا و ...

بخش ۱۱ - داستان کدخدای با زن و طوطی: دستور گفت: بقای پادشاه عدل باد در اقبال کامل و ...

بخش ۱۲ - داستان مرد لشکری با معشوقه و شاگرد: وزیر گفت: زندگانی پادشاه کامکار و صاحب قران ...

بخش ۱۳ - آمدن کنیزک روز دوم به حضرت شاه: روز دوم که مساح عالم بالا به مساحت دوران گردون به ...

بخش ۱۴ - داستان گازر با خر و پسر و گرداب: گفت: چنین آورده اند ارباب عقول و افاضل جمهور که ...

بخش ۱۵ - آمدن دستور دوم به حضرت شاه: وزیر ثانی که در علم و حکمت و هنر و کفایت ثانی ...

بخش ۱۶ - داستان کبک نر با ماده: دستور گفت: آورده اند که دو کبک از میان ابناء جنس ...

بخش ۱۷ - داستان زن دهقان با مرد بقال: دستور گفت: چنین شنیده ام از ثقات روات که در مواضی ...

بخش ۱۸ - آمدن کنیزک روز سیم به حضرت شاه: روز سیم چون رایت لشکر روز از افق مشرق طلوع کرد و ...

بخش ۱۹ - داستان شاهزاده با وزیر و غولان: کنیزک گفت: آورده‌اند که در عهود ماضی و ایام غابر، ...

بخش ۲۰ - آمدن دستور سیم به حضرت شاه: وزیر ثالث که به نور رای ثاقب، ضیا از کوکب رابع ...

بخش ۲۱ - داستان مرد لشکری و کودک و گربه و مار: وزیر ثالث که از حوادث ایام خبرها و از عجایب ...

بخش ۲۲ - داستان زن بازرگان با شوهر خویش: دستور عدل فرمای صایب رای گفت: در روزگار گذشته و ...

بخش ۲۳ - آمدن کنیزک روز چهارم به حضرت شاه: چون مدت این حادثه به روز چهارم کشید و سه روز ...

بخش ۲۴ - داستان خرس و بوزنه و درخت انجیر: کنیزک گفت: در روزگار ماضی و عهود گذشته، بوزنه ای ...

بخش ۲۵ - آمدن دستور چهارم به حضرت شاه: دستور رابع که فضل رایع و صیت شایع داشت، پیش شاه ...

بخش ۲۶ - داستان شاهزاده و گرمابه بان و زن: دستور گفت: در مواضی ایام و سوالف دهور و اعوام در ...

بخش ۲۷ - داستان عشق و گنده پیر و سگ گریان: دستور گفت: چنین آورده اند که وقتی جوانی بود با ...

بخش ۲۸ - آمدن کنیزک روز پنجم به حضرت شاه: چون نوبت دور ایام به روز پنجم رسید، مشغله استغاثت ...

بخش ۲۹ - داستان صیاد و سگ و انگبین و مرد بقال: گفت: چنین آورده اند که در ایام ماضی و سوالف دهور، ...

بخش ۳۰ - آمدن دستور پنجم به حضرت شاه: وزیر پنجم که تدبیر ثاقب او، انجم انجمن سلطنت و ...

بخش ۳۱ - داستان بازرگان لطیف طبع: گفت: آورده اند که بازرگانی بود که در تطییب اطعمه ...

بخش ۳۲ - داستان زن پسر با خسرو و معشوق: دستور روشن رای مشکل گشای گفت: زندگانی پادشاه روی ...

بخش ۳۳ - آمدن کنیزک روز ششم به حضرت شاه: چون این خبر به سمع کنیزک رسید که سیاست شاهزاده در ...

بخش ۳۴ - داستان صعلوک و شیر و بوزنه: کنیزک گفت: بقا باد پادشاه دادگر و خسرو هفت کشور ...

بخش ۳۵ - آمدن دستور ششم به حضرت شاه: وزیر صاحب تدبیر شاه نشان که صایب رای و مصلحت دان ...

بخش ۳۶ - داستان پری و زاهد و زن: دستور گفت: بقای عمر شاه همواره به کام نیکخواهان ...

بخش ۳۷ - داستان گنده پیر و مرد جوان با زن بزاز: دستور صایب رای ثاقب تدبیر که با بخت جوان و رای ...

بخش ۳۸ - آمدن کنیزک روز هفتم به حضرت شاه: چون علامات چتر منور خورشید از افق خاور سر برآورد ...

بخش ۳۹ - داستان شاهزاده با وزیران: کنیزک گفت: در ساعات ماضی و اوقات سالف و شهور غابر ...

بخش ۴۰ - آمدن دستور هفتم به حضرت شاه: دستور عالی رای که با فر همای بود، پیش تخت شاه رفت ...

بخش ۴۱ - داستان پادشاه زن دوست: دستور گفت: در مواضی ایام و سوالف اعوام، پادشاهی ...

بخش ۴۲ - داستان آن مرد که مکر زنان جمع می کرد: دستور گفت: در روزگار ماضی و ایام سالف، یکی از ...

بخش ۴۳ - زبان گشادن شاهزاده روزهشتم: چون هفت روز که مدت اخطار و مهلت آفات و ایام بوس و ...

بخش ۴۴ - داستان کدخدای با مهمان و کنیزک: گفت: جاوید باد ذات بزرگوار ملک در همیشگی تایید ...

بخش ۴۵ - داستان کودک و رسن و چاه: شاهزاده گفت: در شهور دابر و سنین غابر، زنی بوده ...

بخش ۴۶ - داستان کودک دوساله: شاهزاده گفت: در روزگار ماضی، مردی لشکری بر زنی ...

بخش ۴۷ - داستان کودک پنج ساله: شاهزاده گفت: چنین آورده اند که در شهور سالفه و ...

بخش ۴۸ - داستان پیر نابینا: شاهزاده گفت: زندگانی پادشاه کامکار و صاحب قران ...

بخش ۴۹ - داستان شاه کشمیر و دخترش و پری و چهار برادر زیرک: شاهزاده گفت: بقای عمر پادشاه روزگار و سایه فضل ...

بخش ۵۰ - داستان روباه و کفشگر و اهل شارستان: گفت: آورده اند که در روزگار گذشته، روباهی هر شب ...

بخش ۵۱ - داستان شاه کشمیر و پسر وزیرش: سندباد گفت: بقا باد شهریار روزگار و صاحبقران زمان ...

بخش ۵۲ - داستان هدهد و پارسا مرد: سندباد گفت: آورده اند که در نواحی کابل هدهدی بود، ...

بخش ۵۳ - کلمات که بر دیوار کاخ افریدون نبشته است: اول: هر که گوش به قول سخن چین و نمام دارد و بر آن ...

بخش ۵۴ - خاتمت کتاب: اگر کوردیس پادشاه و سندباد حکیم در عالم حیات ...