گنجور

شعرهای امیرخسرو دهلوی با وزن «مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)» - صفحهٔ ۳

 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۳۰۹

 

جماعتی که ز هم صحبتان جدا باشند

چگونه با خرد دو صبر آشنا باشند

هلاکت من بیچاره از کسانی پرس

که چند گه زعزیزان خود جدا باشند

دلا ز کردهٔ خود سوختی نمی‌گفتم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۳۱۷

 

خوش است دولت آنم که جان به جان پیوست

کجاست بخت که تن هم به تن شود پیوند


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۳۲۷

 

نگار من عمل زلف خود مرا فرمای

اگر چه روز و شب اندر شکست خواهم بود


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۳۲۸

 

ازاشتیاق تو ار رنج نیست خواهم شد

در آرزوی تو عمر هست خواهم بود


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۳۳۳

 

نرگست مست رسید و به هوش خویش نبود

دلم زصبر بسی لاف زود ولیش نبود


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۳۴۴

 

گل و شکوفه همه هست و یار نیست چه سود

بت شکر لب من در کنار نیست چه سود

بهار آمد و هر گل که باید آن همه هست

گلی که می طلبم در بهار نیست چه سود


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۳۵۷

 

بهار بی رخ گلرنگ و چه کار آید

مرا یک آمدند به که ده بهار آید

به این صفت که همی خوریم بردر تو

ترا چگونه می‌اندر گلو فرود آید ؟


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۳۶۷

 

ز بهر دیدن هندستان زلف تو هر شب

بیا ببین که زسیلاب چشمم آب درآید


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۳۹۲

 

بهانه می طلبند اهل دل که جان بدهند

بپوش روی و گرنه در انجمن مگذر


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۴۰۴

 

به راه کعبه که از هر طرف کمین گاهی است

اگر ز خویش گذشتی قدم منه بهراس


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۴۰۵

 

رو ای صبا و ز بهر مسافران فراق

ازان دو لب سخنی چند یادگاری پرس


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۴۰۷

 

کرشمه‌های سر زلف در بنا گوشش

حدیث درد دلم ره نداد در گوشش

اگر زخامه کج افتاد نقش ما چه کنیم

چگونه عیب توانیم کرد بر نقاش؟


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۴۱۶

 

ستمگری که دلم شاد نیست جز به غمش

به خامه راست نیاید شکایت ستمش

اگر ز دست اجل چند که امان یابم

به خاک پاش که سر بر ندارم از قدمش

هزار نامه نوشتم به خون دیده ولی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۴۱۸

 

قبا و پیرهن او که می‌رسد به تنش

من از قباش به رشکم قبا ز پیرهنش

عجب اگر نتوان نقش خاطرش دریافت

ز نازکی بتوان دید روح در بدنش


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۴۳۵

 

کتاب فقه ندانند در مدارس ما

دریغ عمر که شد صرف در اصول و فروع

فقیه شرع که ما را همی کند تکفیر

به عمر خویش نکردست سجده‌ای به خضوع


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۴۳۷

 

رسید دوش ندایی از ین بلند رواق

کو ای مقیم زوایای شهر بند فراق

درین حضیض چرا گشته‌ای چنین محبوس

گذر چو طایر قدسی زاوج این نه طاق

منافقند و ریایی جمیع اهل بشر

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۴۴۹

 

پگه بیامد و همسایه گفت خوابم نیست

که ناله‌های تو در سینه کار می‌کندم

دوش گفتی که وفای بکنم ترسم از آنک

ناگهان در دلت آیت که کنم یا نکنم ؟


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۴۵۱

 

بگه بیامد و همسایه گفت خوابم نیست

که ناله‌های تو در سینه کار می کندم

براه بی سرو و پا می‌روم که آب دو چشم

رها نمی‌کندم تا به پای خود بروم


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۴۵۲

 

مرا اگر چه که بردست غم فروخته‌ای

هنوز داغ غلامیت بر جبین دارم

چنان اسیر بتم که زقبله نیست خبر

زمن حکایت بطحی مپرس کز چینم


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۴۶۳

 

روا مدار که از دیدنت شوم محروم

چنین که من به جمال تو آرزومندم


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

[۱] [۲] [۳] [۴] [۵] … [صفحهٔ آخر]