گنجور

شعرهای امیرخسرو دهلوی با وزن «فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)» - صفحهٔ ۳

 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۴۰۲

 

مست من چون باده نوشی جرعه برمن بریز

درد جام خود برین رسوای تر دامن بریز

تیرگی عیش مشتاقان ترا چون رو شنست

بردل تاریک خسرو و بادهٔ روشن بریز


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۴۰۸

 

گر مرا با بخت کاری نیست گو هرگز مباش

ور به سامان روزگاری نیست گو هرگز مباش

هر خسی را از گلستان جهان گلها شگفت

گر مرا بوی بهاری نیست گو هرگز مباش

چهرهٔ زرین و سیمین سینهٔ ترکان بستم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۴۰۹

 

خوانمش در جان و گوید خانهٔ من نیست این

با چنین بیگانگی دل آشنا می‌خواندش


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۴۱۰

 

باغ روجانا که نرگس در هوای روی تست

روی گل می‌بیند اما دل نمی‌آسایدش


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۴۲۸

 

با رقیبت نیست کار و خوانیش می‌دانم انی

تا مرا سوزی زحسرت بی سبب می‌خوانیش


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۴۲۹

 

سالها خون خورده‌ام ازبخت بی سامان خویش

تا زمانی دیده‌ام روی خوش جانان خویش

از خیال او چه نالم رفت کارم زدست

من به خون خویش پروردم بلای جان خویش

ای جفا آموخته از غمزهٔ بدخوی خویش

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۴۳۱

 

سخت دشوار ست تنها ماندن از دلدار خویش

با که گویم حال تنها ماندن دشوار خویش

مرده را حسرت زمردن نیست هست از بهر آنکه

باز می‌گیرند زوهم صحبتان دیدار خویش

هر که روزی ناوکی خوردست او داند که چیست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۴۳۸

 

من بدان نذرم که گر میرم به سویم بنگری

بین که چون من چند کس مرد است در بازار عشق

تیغ خود بگذار تا وام تو بگذارم از انک

وام معشوق است سر برگردن عیار عشق


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۴۴۰

 

در حریم کعبه روحانیون یعنی که دل

جز خیال دوست کس را نیست امکان زوال


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۴۴۴

 

تا بخواند آیت عشق از خط مشکین یار

رفت از یادم روایات فروع بی‌اصول


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۵۱۵

 

باده نوشیدن به خلوت لذتی دارد مدام

خاصه آن به ساعت که باشد نازک اندامی ندیم


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۵۱۹

 

گر صبا آرد نسیمی از تو بر خاک رهش

جانم بر افشانم روان و منتی دارم عظیم


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۵۳۱

 

گر لب چون انگبینت را به دندان بر کنم

خون ازو بیرون نیاید انگبین آید برون

گرخیالت برد جانم برزبان نارم از انک

منت کم همتان بر میهمان آید گران


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۵۳۹

 

مردمی جستن زهر نامردمی نامردمی است

چون ز مردم در همه عالم نمی‌یابم نشان


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۵۵۴

 

جان من از بی‌دلان آخر گهی یادی بکن

ور به انصافی نمی‌ارزیم بیدادی بکن

شادمانیهاست از حسن و جوانی درسرت

شکر آنرا یک نظر در حال نا شادی بکن

هر شبی ماییم و تنهایی و زندان فراق

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۵۶۴

 

هر که دید آن صفحه رخسار خواند الحمد و گفت

الله الله آیتی از رحمت یزدانست این

با چنین شبها که من دارم چه باشد وه که گر

یادت آید روزی ازشبهای تنها ماندگان


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۶۰۰

 

سینه ام را از غم عالم تو بی غم کرده‌ای

از غم خود تا مرا رسوای عالم کرده‌ای


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۶۱۰

 

خواستم جورت بگویم خون دل بربست لب

لیک رخ را چون کنم دارد زبان زرگری


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۶۱۸

 

جای آن باشد که دل چون گل ز شادی بشکفد

کز صبا امروز بوی آن جوان آید همی

می‌رود آن نازنین گیسو کشان از هر طرف

صد هزاران دل به دنبالش کشان آید همی

جان من گر زنده ماند جاودان نبود عجب

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳ - قصیدهٔ دریای ابرار «این تلخ می که هست دل مرده را حیات زهر است در دهان حریفان بد فعال»

 

کوس شه خالی و بانک غلغلش درد سر است

هر که قانع شد به خشک و ترشهٔ بحر وبر است

تا ز هر بادی به جنبی ، پا به دامن کش چو کوه

کادمی مشتی غبار و عمر باد صرصر است

شکرگو ، ار فقر نفست را کشد ، زیرا خلیل

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

[۱] [۲] [۳] [۴] [۵] … [صفحهٔ آخر]