گنجور

نشاط اصفهانی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۲۱

 

آن امام و پیشوای متقین

سیدالسجاد زین‌العابدین

در مدینه بر در کاخی رسید

بانگ های و هوی میخواران شنید

بانک چنگ و بانک عود و بانک نی

[...]

نشاط اصفهانی
 

نشاط اصفهانی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۲۲

 

کوکب شه تا ابد پاینده باد

موکبش را فتح و نصرت بنده باد

گرد جیشش سرمهٔ دیدار فتح

خون خصمش غازهٔ رخسار فتح

باز رایات ظفر پرچم گشاست

[...]

نشاط اصفهانی
 

نشاط اصفهانی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۲۳

 

فتنه از ملک شهنشه دور شد

بود هر جا دشمنی مقهور شد

آخر این دل نیز زان شاه ماست

تا به کی مقهور نفس فتنه زاست

ای خدا تا کی بباید زیستن

[...]

نشاط اصفهانی
 

نشاط اصفهانی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۲۴

 

هر که از خاصیتی ممتاز شد

یا تفرد جست و بی انباز شد

فخر میجوید از آن بر دیگری

که در این معنی نباشد همسری

امتیازات است کافراد بشر

[...]

نشاط اصفهانی
 

نشاط اصفهانی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۲۵ - آدمی را بر جانوران فخری نیست ....

 

چشم و گوش و دست و پا و خورد و خفت

دوری از بیگانه نزدیکی به جفت

این نه فخری کادمی را در خور است

زانکه در حیوان ازو افزونتر است

از فضول جلد حیوان کاستن

[...]

نشاط اصفهانی
 

نشاط اصفهانی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۲۶

 

خواجه‌ای بوده‌ست از پیشینگان

با بزانش میل و با بوزینگان

با بزی در خانه یک بوزینه داشت

روزی از خانه قدم بیرون گذاشت

یک سبوی ماست بود اندر فضا

[...]

نشاط اصفهانی
 

نشاط اصفهانی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۲۷

 

این امام و رهنمای هشتمین

هم صراط حق و هم نور مبین

ای فروغ هفتم از نور دوم

انظرونا نقتبس مِن نورکم

انت قلب‌القلب قلاب‌النفوس

[...]

نشاط اصفهانی
 

نشاط اصفهانی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۲۸

 

این منم کاینسان خجل از خاک توس

میبرندم ای دریغ و ای فسوس

بیخود و درمانده و سرگشته‌ام

خشک لب از طرف جو برگشته‌ام

هر کسی کز طرف جو کامی گرفت

[...]

نشاط اصفهانی
 

نشاط اصفهانی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۲۹

 

یاد دارم من که روزی چند کس

راه بازاری گرفتند از هوس

آن نهان در جیب خود خرمهره داشت

این فلوسی چند در کیسه گذاشت

بود سیمی اندک این یک را به جیب

[...]

نشاط اصفهانی
 

نشاط اصفهانی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۳۰

 

کشور جان مرا سلطان تویی

نه همی سلطان که جان جان تویی

ساختی دل را در آن کشور امیر

عقل و فکر این یک دبیر، آن یک وزیر

امتحان را گو امیری چون کند

[...]

نشاط اصفهانی
 

نشاط اصفهانی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۳۱

 

سوی طور آمد مگر روزی کلیم

خفته در ره بود مسکینی سقیم

ضعفش افکنده ز پا در رهگذار

بسترش از خاک و بالینش ز خار

چون کلیم الله را در راه دید

[...]

نشاط اصفهانی
 

نشاط اصفهانی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۳۲

 

شب نگردد روشن از نام چراغ

نام فروردین نیارد گل به باغ

عشق را رسمی بباید اسم سوز

چشمی آب آور، دلی آتش فروز

من ز عشق اسمی همی بشنیده‌ام

[...]

نشاط اصفهانی
 

نشاط اصفهانی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۳۳

 

باز این دیوانه ی بگسسته بند

فاش میگوید بآواز بلند

در همه عالم نبینم غیر دوست

چیست عالم، نیست عالم گرنه اوست

کافر است این عاشق شوریده حال

[...]

نشاط اصفهانی
 

نشاط اصفهانی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۳۴

 

یاربت بر لب ولی دل غافل است

کز لبت تا دل هزاران منزل است

گر زبان با جان و لب با دل یکیست

از دعا تا مدعا حاصل یکیست

وانکه سازد با دعا لب را قرین

[...]

نشاط اصفهانی
 

نشاط اصفهانی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۳۵

 

درگذشتی از من ای رب رحیم

بازگشتم من به عصیان قدیم

چون ندیدی چاره‌ای در کار من

گشتی از رحمت تو خود ستار من

تا نبیند عیب من غیر از تو کس

[...]

نشاط اصفهانی
 

نشاط اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات بازمانده » نیستی نیست عین هستی است

 

نیستی نیست عین هستی است

بس بلندیها نهان در پستی است

جیش عقل و خیل خود بینی شکست

وقت عیش و بیخودی و مستی است

عقده های زلف بگسستی زهم

[...]

نشاط اصفهانی
 

نشاط اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات بازمانده » دل به دام زلف مشکین است باز

 

دل به دام زلف مشکین است باز

بستهٔ آن موی پرچین است باز

حلقه‌های زلف در روی نگار

زان دل رنجور غمگین است باز

می‌رود یار و به همراهش رقیب

[...]

نشاط اصفهانی
 
 
۱
۲
۳
sunny dark_mode