باز این دیوانه ی بگسسته بند
فاش میگوید بآواز بلند
در همه عالم نبینم غیر دوست
چیست عالم، نیست عالم گرنه اوست
کافر است این عاشق شوریده حال
ای مسلمانان کافر کش تعال
اقتلونی کیف ماشاء الحبیب
والطرحونی اینما جاء الحبیب
عشق اگر کفر است بیشک کافرم
گر کشی کافر بکش من حاضرم
طایری را از قفس آزاد کن
خاطر غمدیده ای را شاد کن
مرغ دامی را سوی بستان فرست
تشنه کامی را بر عمان فرست
من نمیگویم که عاشق کافراست
عاشقی از کافری آنسوتر است
کافرم ترسم اگر از کشتنم
بنده ی شاهم نه در بند تنم
این تن خاکی قرین خاک به
دور ازین ناپاک جان پاک به
این سرادر خورد ویران کردن است
این قفس شایسته ی بشکستن است
مرغ را خوشتر چه باشد از چمن
زندگی تن بود زندان من
جان سلیمان است و این دل خاتم است
که بر او نفشی ز اسم اعظم است
وین تن مشؤومم آن دیو لعین
کز سلیمان در ربودستی نگین
آن حواس باطن و ظاهر همه
امر وی را گشته فرمانبر همه
مرگ کو تاداد جان گیرد ز تن
خاتم جم را ستاند ز اهرمن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و دیوانگی عاشقانه است. شاعر با صدای بلند عشق خود را اعلام میکند و بیان میکند که در عالم چیزی جز دوستش نمیبیند. او خود را کافر مینامد و میگوید که اگر عشق کفر است، او کافر است و آماده است که برای عشق کشته شود. شاعر خواهان رهایی از قید و بندهای دنیوی است و تن را زندان خود میداند، در حالی که جان او پاک و آزاد است. او به آزادی روح و عشق واقعی اشاره میکند و میخواهد از قفس تن رهایی یابد تا به چمن روح برود. در نهایت، با استعارههای زیبا، به ذات و کیفیت عشق و ارتباط آن با عالم بالا میپردازد.
هوش مصنوعی: این فرد دیوانه که به شدت ناآرام است، پیامش را با صدای بلند و به وضوح بیان میکند.
هوش مصنوعی: در تمام دنیا جز دوست را نمیبینم، اگر او نباشد، دنیا اصلاً وجود ندارد.
هوش مصنوعی: این عاشق دیوانه در حقیقت کافر است، ای مسلمانان که عادت دارید کافران را بکشید، به او بیندیشید.
هوش مصنوعی: هرطور که دوست دارد، مرا بکشید و هر جا که دوست دارد بیاورد، به آنجا پرتابم کنید.
هوش مصنوعی: اگر عشق به حقیقت کفر باشد، من با کمال میل کافر هستم. اگر باید من را به خاطر کفرم بکشی، من آمادهام.
هوش مصنوعی: پرندهای را که در قفس حبس شده است، آزاد کن و با این کار دل کسی را که غمگین است شاد کن.
هوش مصنوعی: پرندهای که در قفس است را به باغ بفرست و آن کسی را که تشنه است به عمان بفرست.
هوش مصنوعی: من نمیگویم که عاشق از کافرهاست، بلکه عشق واقعی فراتر از این تعصبات است.
هوش مصنوعی: من کافر هستم و میترسم اگر مرا بکشند، نمیتوانند مرا مانند بندهای از شاه در بند تنم نگهدارند.
هوش مصنوعی: این جسم خاکی به خاک وابسته است و از جان پاکی که در آن وجود دارد، دور است.
هوش مصنوعی: این سرایند گیج کننده و پر از مشکل است و این محدودیتها و بندها ارزش شکستن را دارند.
هوش مصنوعی: پرنده را چه چیزی از زندگی در چمن بهتر خواهد بود، چرا که تن من برای او مانند یک زندان است.
هوش مصنوعی: این دل مانند سلیمان است و در آن نشان نام بزرگ وجود دارد.
هوش مصنوعی: این جسم بدشگون من، آن روح پلید است که انگشتری از سلیمان را ربوده است.
هوش مصنوعی: تمامی حواس درونی و بیرونی او به نوعی تحت فرمان و کنترل او درآمدهاند.
هوش مصنوعی: مرگ چه زمانی میتواند جان را از بدن جدا کند، زمانی که خاتم جم از دستان اهریمن گرفته شود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.