نیستی نیست عین هستی است
بس بلندیها نهان در پستی است
جیش عقل و خیل خود بینی شکست
وقت عیش و بیخودی و مستی است
عقده های زلف بگسستی زهم
یا که این عهدی که با مابستی است
در ره او پی سپر بی پایی است
دامن او در کف بی دستی است
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
نیستی نیست عین هستی است
بس بلندیها نهان در پستی است
جیش عقل و خیل خود بینی شکست
وقت عیش و بیخودی و مستی است
عقده های زلف بگسستی زهم
یا که این عهدی که با مابستی است
در ره او پی سپر بی پایی است
دامن او در کف بی دستی است


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ارتباط میان هستی و نیستی اشاره میکند و بر این باور است که وجود و عدم در واقع در هم آمیختهاند. او به عمق معانی نهفته در ظواهر اشاره میکند و میگوید که در لایههای پنهان حقیقت، بزرگی و عظمتی نهفته است. همچنین، شاعر بر اهمیت عیش و مستی در زندگی تأکید میکند و به گسست عهدها و روابط انسانی میپردازد. او در نهایت به سراب بودن تلاشهای مادی و محدودیتهای انسانی اشاره میکند و بر یگانگی با حقیقت هستی تأکید دارد.
هوش مصنوعی: نیستی در واقع همان هستی است؛ به این معنی که در عمق وجود، چیزهای بزرگ و والا در چیزهای کوچک و پست نهفتهاند.
هوش مصنوعی: زمانی که در حالت شادی و سرخوشی هستی و از خود بیخود شدهای، دیگر نیازی به عقل و فکر کردن نیست و تمام تکیهگاههای خود را رها کردهای.
هوش مصنوعی: آیا گرههای موهایت را از هم باز کردی یا این که هنوز به قول و قرارهایی که با ما داشتی پایبند هستی؟
هوش مصنوعی: در مسیر او، کسی که بدون توانی است، از سپر محافظت میکند و در دامن او، کسی که دست ندارد، زندگی را در آغوش میگیرد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
زانک آلت دعوی است و هستی است
کار در بیآلتی و پستی است
نیستی از خلق عین هستی است
خویشتن بینی خمار و مستی است
ور تو گویی این دو را دو هستی است
این سخن از ضعف عقل و مستی است
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.