گنجور

شعرهای با وزن «فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)» و حروف قافیهٔ «ار» - صفحهٔ ۳

 

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۴ - در بیان اوضاع نامناسب ساوه

 

چون به عزم حضرت خورشید جمشید اقتدار

آفتاب سایه گستر، سایه پروردگار

ابر دریا، آستین خورشید گردون آستان

اردشیر شیر دل نوشین روان روزگار

زهره عشرت ماه طلعت مهر بهرام انتقام

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سلمان ساوجی
 

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۵ - در مدح سلطان اویس

 

فرخ اختر اختری دری و دری شاهوار

شد ز برج خسروی و درج شاهی آشکار

آسمان در حلقه بر خود گوهری می داشت گوش

ساخت امروزش برای آفرینش گوشوار

سالها می جست چشم آفتاب نوربخش

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سلمان ساوجی
 

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۷ - در وصف ساغر و می

 

نیست پیدا ، این محیط لاجوردی را کنار

ساقیا دریای می در کشتی ساغر بیار !

چون به زرین زرورق می مگذارن عمر عزیز

زین محیط غم که بروی نیست کشتی را گذار

اندران شبها که خیل ماه بر دارد سپهر

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سلمان ساوجی
 

سلمان ساوجی » جمشید و خورشید » بخش ۹ - قطعه

 

داور دنیا، معز الدین حق، سلطان اویس

آفتاب عدل پرور سایه پروردگار

آن شهنشاهی که رای او اگر خواهد، دهد

چون اقالیم زمین اقلیم گردون را قرار

بنامیزد چو آفریدون و هوشنگ

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سلمان ساوجی
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۶۲

 

با همه بی‌دست و پایی اندکی همت‌گمار

آسمان می‌بالد اینجا کودک دامن سوار

وضع بیکاری دلیل انفعال کس مباد

تا ز سعی ناخنت ‌کاری‌ گشاید سر مخار

پرفشانیهاست ساز اعتبار، آگاه باش

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۶۳

 

تا کنم از هر بن مو رنگ هستی آشکار

جام می‌خواهم در این میخانه یک طاووس‌دار

سوختن می‌بالد آخر از کف افسوس من

دامنی بر آتش خود می‌زند برگ چنار

تیره‌بختی چون سیاهی ناله‌ام را زیر کرد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۶۴

 

جسم غافل را به اندوه رم فرصت چه‌کار

کاروان هر سو رود بر خویش می‌بالد غبار

عیش این‌گلشن دلیل طبع‌ خرسند است و بس

ورنه ازکس بیدماغی برنمی‌داردبهار

طاقت خودداری از امواج دریا برده‌اند

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۶۵

 

چشم تعظیم ازگران‌جانان این محفل مدار

کوفتن‌ گردد عصا کز سنگ برخیزد شرار

سیر این‌گلشن مآلش انفعال خرمی‌ست

عاقبت سر در شکست رنگ می‌دزدد بهار

هرچه می‌بالد علم بر دوش‌گرد عاجزی‌ست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۳ - د‌ر نعت خاتم‌الانبیا صلی‌لله علیه و آله و ستایش پادشاه غازی محمدشاه طاب ثراه فرماید

 

آفتاب و سایه می‌رقصند با هم ذره‌وار

کافتاب دین و سایه حق شد امروز آشکار

دفتر ایجاد را امروز حق شیرازه بست

تا درآرد فرد فرد اوصاف خود را در شار

گلشن ابداع را امروز یزدان آب داد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۴ - د‌ر تعربف مصور و توصیف تصویر فرماید

 

آفرین برکلک سحرانگیز آن صورت‌نگار

کز مهارت برده معنیها درین صورت به ‌کار

راست پنداری مثالی ‌کرده زین تمثال نقش

از عروس ملک و شوی بخت و زال روزگار

کرده یکسو نوعروسی نقش‌ کاندر صورتش

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۸ - در ستایش ابولملوک فحتعلی‌شاه طاب لله ثراه و جعل الجنهٔ مثواه‌ گوید

 

افتتاح هر سخن در نزد مرد هوشیار

نیست نامی به ز نام نامی پروردگار

آنکه از ابداع صنع او به یک فرمان‌ کن

نور هستی از سواد نیستی‌گشت آشکار

آنکه بی‌سعی ستون افراخت خرگاه سپهر

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۵ - ‌در تهنیت تشریف پادشاهی و مدح علیخان والی گوید

 

باد میمون این بهین تشریف شاه‌کامگار

بر علیخان آن مهین فرزند صاحب‌اختیار

شه‌ بود خورشید و او ماهست‌ و ابن ‌تشریف ‌نور

دایم از خورشدگیرد ماه نور مستعار

پادشه‌ بحرست ‌و او درجست‌ و این ‌تشریف در

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۸ - د‌ر تهنیت تشریف قبای بیضا ضیای شهریاری د‌ر ستایش حسین‌خان نظام‌الدوله

 

بوده جای یک جهان جان این قبای شهریار

کآمد اینک زیور اندام صاحب‌اختیار

جسم یک‌برباز اندر یک‌جهان‌جان چون‌کند

جز که خواهد یک جهان جان از خدا بهر نثار

بخردان‌ گویند جای جان پاک اندر تنست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۹ - در ستایش وزیر بی نظیر صدر اعظم میرزا آقاخان گوید

 

بوی مشک آید چو بویم آن دو زلف مشکبار

من به قربان سر زلفی‌ که آرد مشک‌بار

عید قربانست و ناچارم‌ که جان قربان ‌کنم

گر ز بهر عید قربانی ز من خواهد نگار

هرکه را سیمست قربانی نماید بهر عید

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۱ - در مدح صاحب ا‌ختیار

 

تا چه معجز کرده امشب باز عدل شهریار

کاتش سوزنده با آب روان گشتست یار

آب و آتش بسکه از عدلش بهم آمیختند

کس ترشح را نیارد فرق‌کردن از شرار

از چراغان خاک پنداری سپهری دیگرست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۶ - در ستایش پادشاه رضوان آرامگاه محمدشاه طاب الله ثراه گوید

 

دوش اندر خواب می‌دیدم بهشت ‌کردگار

تازه بی‌فیض ربیع و سبز بی‌سعی بهار

دوحهٔ طوبی ز سرسبزی چو بخت پادشه

چشمهٔ‌کوثر ز شیرینی چو نطق شهریار

یک‌طرف موسی و توراتش به حرمت در بغل

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۷ - در ستایش ‌کهف‌الادانی والاقاصی جناب حاجی آقاسی‌ گوید

 

دوش بگشودم ‌زبان تا درد دل گویم به یار

گفت عشاق زبون را با زبان دانی چکار

گر به قرب ما قنوعی در محبت شو حریص

ور به وصل ما عجولی در بلا شو بردبار

خوی با آوارگی‌ کن چون نبینی جایگه

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۸ - در مدح حسین‌خان صاحب اختیار

 

راستی را کس نمی‌داند که در فصل بهار

از کجا گردد پدیدار این همه نقش و نگار

عقلها حیران شود کز خاک تاریک نژند

چون برآید این همه‌ گلهای نغز کامگار

گر ز نقش‌ آب ‌و خاکست این‌ همه ریحان و گل

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۹ - مطلع ثانی

 

باده جان بخشت و دلکش خاصه از ‌دست نگار

خاصه هنگام صبوحی خاصه در صل بهار

خاصه بر صحن‌گلستان خاصه بر اطراف باغ

خاصه زیر سایه گل خاصه در پای چنار

خاصه با یار مساعد خاصه اندر روز عید

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۶ - در ستایش امیرالامراءالعظام نظام‌الدوله حسین خان حکمران فارس فرماید

 

صبح چون خورشید رخشان رخ نمود از کوهسار

ماه من از در درآمد با رخی خورشیدوار

بربجای شانه در زلفش همه پیچ و شکن

بربجای سرمه در چشمش همه خواب و خمار

مژّهای چشم او‌ گیرنده چون چنگال شیر

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

[۱] [۲] [۳] [۴] [۵] … [صفحهٔ آخر]