گنجور

 
۱
۲
 

عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۷۱ - رفتن شهریار در قلعه مضراب دیو و آزاد کردن دلارام گوید

 

که مضراب دیو ستمکاره است

که در چنگ او شیر بیچاره است

۱ بیت
عثمان مختاری
 

عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۹۰ - نامه فرستادن زال زر به نزد ارده شیر و به مدد طلبیدن گوید

 

که ارهنگ دیو ستمکاره است

به چنگال او دیو بیچاره است

۱ بیت
عثمان مختاری
 

مهستی گنجوی » دیوان اشعار » رباعیات «نسخهٔ دوم» » شمارهٔ ۶

 

گفتی که مرا بیتو بسی غمخواره است

بی رشوت و پاره از توأم صد چاره است

گر رشوه طلب کنی مرا . . . رشوه است

ور پاره طلب کنی مرا . . . پاره است

۲ بیت
مهستی گنجوی
 

ادیب صابر » دیوان اشعار » ترکیبات » شمارهٔ ۳

 

روی زمین ز سبزه و گل پر نگارهاست

وز چشم ابر بر سر هر دو نثارهاست

ناخورده هیچ باده و نابوده هیچ مست

در چشم های نرگس مسکین خمارهاست

گویی که صد هزار چراغ است و مشعله

[...]

۷ بیت
ادیب صابر
 

نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۳۸ - مقالت دهم در نمودار آخرالزمان

 

تعبیه‌ای را که درو کارهاست

جنبش افلاک نمودار‌هاست

۱ بیت
نظامی
 

عطار » هیلاج نامه » بخش ۴۰ - جواب گفتن منصور سلطان بایزید را قدس سره

 

بگویم آنچه ما را آشکاره است

صفات ما بما اکنون نظاره است

۱ بیت
عطار
 

حکیم نزاری » ادب‌نامه » باب سوم - در احترام فرمان پادشاه داشتن و به رضای او تسلیم بودن » بخش ۱

 

ز هر نوع در مملکت کارهاست

که شه را در آن هر یک اسرارهاست

۱ بیت
حکیم نزاری
 

اهلی شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۸

 

عشق جانان راحت جان من بیچاره است

آتش دوزخ بهشت مرغ آتشخواره است

تا گل رویش شکفت آن سرو دل با کس نماند

ور کسی دارد دلی چون غنچه هم صد پاره است

این چنین کان سنگدل نرم از دم گرمم نشد

[...]

۶ بیت
اهلی شیرازی
 

اسیری لاهیجی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۴

 

با غم معشوق ما را کارهاست

از جفای عشق بردل بارهاست

سربلندیهاست از دلبر مرا

گرچه از عشق من او را عارهاست

دایم از شوق گلستان رخش

[...]

۷ بیت
اسیری لاهیجی
 

سلیم تهرانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۱۴

 

کوی عشق است و سعادت را در اینجا کارهاست

سایه ی بال هما با طره ی دستارهاست

پرتو صبح جبین او شود هرجا بلند

شام همچون سایه آنجا در پس دیوارهاست

با نیازی رو به ساقی کن اگر دلخسته ای

[...]

۵ بیت
سلیم تهرانی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۷۶

 

رفتن گلزار کار مردم بیکاره است

برگ عیش دردمندان از دل صد پاره است

با دل روشن ز اسباب تنعم فارغم

بستر و بالین من چون لعل، سنگ خاره است

از دل عاشق مجو آرام در زندان تن

[...]

۷ بیت
صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۹۱

 

چشم ترم که مشرق چندین ستاره است

بر آفتاب روی که گرم نظاره است؟

از داغ تازه ای که به دست تو دیده ام

چون لاله در کفم جگر پاره پاره است

ما می رویم در دهن شعله چون نسیم

[...]

۸ بیت
صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۹۲

 

خون در دلم ز غیرت آن گوشواره است

عالم سیاه در نظرم زان ستاره است

چون کودک یتیم درین تیره خاکدان

پهلوی خشک خویش مرا گاهواره است

بر من چنین که سخت گرفته است روزگار

[...]

۵ بیت
صائب تبریزی
 

واعظ قزوینی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۷۶

 

خود کوه لنگری و، دلت سنگ خاره است

لعل تو آتش است و، تکلم شراره است

خود قندی و، دو لعل تو قند مکرر است

خود عمری و، دو زلف تو عمر دوباره است

سرو قد تو، ساعد دست ستمگریست

[...]

۹ بیت
واعظ قزوینی
 

واعظ قزوینی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۷۷

 

پیری رسید و، از همه وقت کناره است

جز جا بنام خویش سپردن چه چاره است؟

بر لوح بی بقائی خود، گر نظر کنی

برگشتن نگاه تو عمر دوباره است

تا چشم میزنی بهم، از هم گسسته است

[...]

۸ بیت
واعظ قزوینی
 

اسیر شهرستانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۸۷

 

بی سبزه نوبهار ندانم چکاره است

معشوق ریش دار بهشت نظاره است!

روشن سواد دیده کند فهم مصرعم

عالم تمام یک جگر پاره پاره است

چشم دلم همیشه به سوی تو می جهد

[...]

۵ بیت
اسیر شهرستانی
 

صفی علیشاه » بحرالحقایق » بخش ۴۹۹ - الوصل

 

بآن «احببت ان اعرف» اشاره است

ظهورش را بعلت استعاره است

۱ بیت
صفی علیشاه
 
 
۱
۲
 
تعداد کل نتایج: ۲۹