عشق جانان راحت جان من بیچاره است
آتش دوزخ بهشت مرغ آتشخواره است
تا گل رویش شکفت آن سرو دل با کس نماند
ور کسی دارد دلی چون غنچه هم صد پاره است
این چنین کان سنگدل نرم از دم گرمم نشد
میشود معلوم کان دل نیست سنگ خاره است
گر بعشق آواره شد مجنون که پرسد حال او
کاندرین وادی چو مجنون صدهزار آواره است
سامری کز ساحران بیشش همی گیرند گوش
گوشه گیر از نرگس جادوی آه عیاره است
عقل و حکمت چاره کار تو اهلی کی کند
چاره کار تو ای بیچاره ترک چاره است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عمق و دشواری عشق و احساسات انسانی است. شاعر از عشق جانان و مشکلات ناشی از آن سخن میگوید و آن را به آتش دوزخ و بهشت تشبیه میکند. وی به وصف حال دلهایی میپردازد که چون گل و غنچه هستند و در عشق آسیبپذیرند. شاعر بیان میکند که حتی سنگدلترین افراد نیز نمیتوانند از گرمای عشق بیخبر باشند. همچنین به خیال مجنون و بیسر و سامری اشاره میکند که در این وادی عشق، همه در جستجوی حال یکدیگر هستند. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که عقل و حکمت نمیتوانند درمانی برای درد عشق بیابند و تنها ترک آن میتواند چاره ساز باشد.
هوش مصنوعی: عشق محبوب زندگی من را به زحمت انداخته است. گرچه عذاب دوزخ وجود دارد، اما بهشت برای روحهای عاشق همچنان وجود دارد.
هوش مصنوعی: زمانی که گل زیبایی خود را نمایش میدهد، دیگر هیچکس نمیتواند با آن سرو دلپذیر رقابت کند. حتی اگر کسی دلی شبیه غنچه داشته باشد، باز هم هزاران تکه خواهد شد.
هوش مصنوعی: اگر سنگدل اینگونه نرم و لطیف نشود و تحت تأثیر گرمای محبت من قرار نگیرد، پس مشخص میشود که دل او واقعاً سنگی است و سختی آن تنها در ظاهر نیست.
هوش مصنوعی: اگر مجنون به خاطر عشق آواره شده، چه کسی حال او را بپرسد؟ در این بیابان خیلیها مثل مجنون در جستجوی عشق آوارهاند.
هوش مصنوعی: سامری که از جادوگران بیشتر از همه تأثیر میپذیرد، گوشهنشینان را با چشمهای جادوییاش به خود جذب میکند و آهی که از دلش برمیآید، جادویی پرکشش و فریبنده دارد.
هوش مصنوعی: عقل و دانایی نمیتوانند مشکل تو را حل کنند، ای بیچاره. راه چاره تو در ترک این مشکلات است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
رفتن گلزار کار مردم بیکاره است
برگ عیش دردمندان از دل صد پاره است
با دل روشن ز اسباب تنعم فارغم
بستر و بالین من چون لعل، سنگ خاره است
از دل عاشق مجو آرام در زندان تن
[...]
کوی عشق است و سعادت را در اینجا کارهاست
سایه ی بال هما با طره ی دستارهاست
پرتو صبح جبین او شود هرجا بلند
شام همچون سایه آنجا در پس دیوارهاست
با نیازی رو به ساقی کن اگر دلخسته ای
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.