خود کوه لنگری و، دلت سنگ خاره است
لعل تو آتش است و، تکلم شراره است
خود قندی و، دو لعل تو قند مکرر است
خود عمری و، دو زلف تو عمر دوباره است
سرو قد تو، ساعد دست ستمگریست
گرد سر تو گشتنم، آن را چو یاره است
هرجا ز پا نشست، گلستان چه پیشه است
هرجا ز جای خاست، قیامت چه کاره است؟
یک مسلخ است عالمی از دست و خنجرش
هر نیش خار، لخت دلی را قناره است
آنجا که حرف اوست، سخنها خموشی است
جایی که یاد اوست، سویدا کناره است
آخر کجا رسید، ببین کار عاشقان
پروانه هم ز سوختنی در شماره است
آنجا که صبر ماست، بلاها چه پیشه اند؟
جایی که درد اوست، صبوری چه کاره است؟
واعظ چو یافت عمر ابد از خیال دوست
از دوریش، بغیر نمردن، چه چاره است؟
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره احساس عشق و درد ناشی از آن است. شاعر به بیان تضادهای عاشقانه میپردازد، جایی که زیبایی و آتش عشق در کنار رنج و فقدان قرار دارد. او از سنگینی دل و زیباییهای معشوق سخن میگوید و به قیامت و مسلخ عشق اشاره میکند. در این عالم عشق، صبر و تحمل جای خود را به درد و بلا میدهند و در نهایت، سؤال میکند که چگونه میتوان با دوری از محبوب زندگی کرد. شاعر تأکید میکند که عشق واقعی به معنای تحمل رنج و غم است و در غیاب محبوب، زندگی معنایی ندارد.
هوش مصنوعی: تو خود مانند کوهی استوار و محکم هستی، اما دلت مثل سنگ خارا سخت و بیرحم است. گوهر وجودت، آتشین و پرشور است و کلامت مانند شعلهای درخشان و ویرانگر است.
هوش مصنوعی: تو خود مانند قند هستی و لبهایت همچون شهد شیرین و دلپذیر هستند. تو نمایانگر عمر و زندگی واقعی هستی و تارهای مویت به نوعی دوبارهسازی زندگی و جوانی را نشان میدهند.
هوش مصنوعی: قد بلند تو مانند ساعد یک ظالم است، و من دور تو میچرخم، مانند یاری که به دور دوستش میگردد.
هوش مصنوعی: هر جایی که انسان از آسیبپذیری خود برمیخیزد و در برابر مشکلات مقاوم میشود، آنجا مانند گلستان میشود و فضایی شاداب و پر بار خواهد داشت. اما هر جا که بیعملی و تنبلی وجود داشته باشد، فضایی خراب و ناگوار به وجود میآید که شبیه قیامت است. در واقع، این به معنای اهمیت تلاش و کوشش در زندگی است و اینکه چگونه اعمال ما میتواند بر روی محیط و حال و هوای اطرافمان تأثیرگذار باشد.
هوش مصنوعی: دنیا مانند یک میدان قتلگاه است، جایی که با هر درد و رنج، دلها زخم میخورند و از هر خاری، عواطف و احساسات زندگی انسانها لطمه میبیند.
هوش مصنوعی: در جایی که توجه به او وجود دارد، دیگر سخنی به میان نمیآید و در مکانی که یاد او در دل است، تنها سکوت و آرامش حاکم است.
هوش مصنوعی: در نهایت، ببین که عشق و دلدادگی در میان عاشقان به چه سرنوشتی میانجامد؛ زیرا این عشق و سوختن برای معشوقه همچون یک رقم در یک حساب است.
هوش مصنوعی: در جایی که طاقت و صبر ما وجود دارد، مصیبتها چه اهمیتی دارند؟ و وقتی که درد و رنج او در میان است، صبر و شکیبایی چه ارزشی دارد؟
هوش مصنوعی: واعظ وقتی فهمید که عمر جاویدش از خیال دوست به دست میآید، از دوری او میسوزد و جز مردن چارهای نمیبیند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
روی زمین ز سبزه و گل پر نگارهاست
وز چشم ابر بر سر هر دو نثارهاست
ناخورده هیچ باده و نابوده هیچ مست
در چشم های نرگس مسکین خمارهاست
گویی که صد هزار چراغ است و مشعله
[...]
چشم ترم که مشرق چندین ستاره است
بر آفتاب روی که گرم نظاره است؟
از داغ تازه ای که به دست تو دیده ام
چون لاله در کفم جگر پاره پاره است
ما می رویم در دهن شعله چون نسیم
[...]
پیری رسید و، از همه وقت کناره است
جز جا بنام خویش سپردن چه چاره است؟
بر لوح بی بقائی خود، گر نظر کنی
برگشتن نگاه تو عمر دوباره است
تا چشم میزنی بهم، از هم گسسته است
[...]
بی سبزه نوبهار ندانم چکاره است
معشوق ریش دار بهشت نظاره است!
روشن سواد دیده کند فهم مصرعم
عالم تمام یک جگر پاره پاره است
چشم دلم همیشه به سوی تو می جهد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.