گنجور

 
۱
۷۴۵
۷۴۶
۷۴۷
۷۴۸
۷۴۹
۷۸۳
 

ترکی شیرازی » دیوان اشعار » فصل سوم - سوگواری‌ها » شمارهٔ ۸۲ - خاکستر تنور

 

فلک خراب شوی انقدر غرور چرا

به اهل بیت نبی گشته ای جسور چرا؟

عزیز ساقی کوثر، به دشت کرب و بلا

سرش ز تن لب خشکیده گشت دور چرا؟

شهی که خوابگهش دامن پیمبر بود

[...]

۸ بیت
ترکی شیرازی
 

ترکی شیرازی » دیوان اشعار » فصل سوم - سوگواری‌ها » شمارهٔ ۸۳ - نیستان بر افروخته

 

ای فلک! این همه آزار و جفا یعنی چه

دشمنی با خلف شیر خدا یعنی چه

میهمان را به لب آب روان، جا دادن

سر او تشنه بریدن، ز قفا یعنی چه

بدن سبط نبی را به زمین جای چرا؟

[...]

۱۰ بیت
ترکی شیرازی
 

ترکی شیرازی » دیوان اشعار » فصل سوم - سوگواری‌ها » شمارهٔ ۸۴ - صد هزار افسوس

 

زجور چرخ ستمکار، صد هزار افسوس

که کرده روز مرا تار، صد هزار افسوس

عزیز فاطمه شد از جفای چرخ، دریغ

به دشت کرب و بلا خوار، صد هزار افسوس

لوای شاهی سلطان یثرب و بطحا

[...]

۱۰ بیت
ترکی شیرازی
 

ترکی شیرازی » دیوان اشعار » فصل سوم - سوگواری‌ها » شمارهٔ ۸۵ - چشمهٔ خنجر

 

از جفا جورت ای چرخ ستمگستر، دریغ!

کینه و ظلم تو زد آتش به خشک و تر، دریغ

سبز و خرم شد نهال آرزوهای یزید

شد خزان آخر نهال آل پیغمبر، دریغ

میر یثرب را چو منزل شد به دشت کربلا

[...]

۱۳ بیت
ترکی شیرازی
 

ترکی شیرازی » دیوان اشعار » فصل سوم - سوگواری‌ها » شمارهٔ ۸۶ - آهوان رمیده

 

فلک زجور تو خونم چکد زمردم دیده

ببین به دامن من خون که قطره قطره چکیده

ز ظلم های تو نسبت به اهل بیت رسالت

دلم زکف شده و، طاقتم به طاق رسیده

شهی که لحمک لحمی رسول کرد خطابش

[...]

۱۴ بیت
ترکی شیرازی
 

ترکی شیرازی » دیوان اشعار » فصل سوم - سوگواری‌ها » شمارهٔ ۸۷ - سلیمان کربلا

 

فغان ز کج روی روزگار و مکر و فنش

که پور فاطمه را دور کرد از وطنش

دریغ و درد سلیمان کربلا را کرد

زمانه سخت لگدکوب ظلم اهرمنش

ز کینه گشت تنش پایمال سم ستور

[...]

۱۲ بیت
ترکی شیرازی
 

ترکی شیرازی » دیوان اشعار » فصل سوم - سوگواری‌ها » شمارهٔ ۸۸ - مرغان چمن

 

«چگونه بنگرم صحن چمن را

که افسردند یاس ویاسمن را»

ز من باد صبا از راه یاری

رسان پیغام مرغان چمن را

بگو در کربلا در خون کشیدند

[...]

۱۰ بیت
ترکی شیرازی
 

ترکی شیرازی » دیوان اشعار » فصل سوم - سوگواری‌ها » شمارهٔ ۸۹ - وادی عشق

 

داغت ای تشنه جگر! بر جگری نیست که نیست

سر سودای تو در هیچ سری نیست که نیست

پای مردانه نهادی به ره وادی عشق

گرچه دیدی که در آن ره خطری نیست که نیست

تشنه لب، جان به سپردی به لب آب روان

[...]

۱۲ بیت
ترکی شیرازی
 

ترکی شیرازی » دیوان اشعار » فصل سوم - سوگواری‌ها » شمارهٔ ۹۰ - گل نسترنی چند

 

زینب به زمین دید چو صد پاره تنی چند

پژمرده ز کین دید گل یاسمنی چند

تنها به زمین دید فتاده همه بی سر

بر نوک سنان، رفته سر بی بدنی چند

یکجا به سنان رفته، سر بی تن چندی

[...]

۱۳ بیت
ترکی شیرازی
 

ترکی شیرازی » دیوان اشعار » فصل سوم - سوگواری‌ها » شمارهٔ ۹۱ - دانهٔ اشک

 

ای سر به سنان رفته، تن افتاده به میدان!

گویا خبرت نیست زما جمع اسیران

تو رفته به خوابی و نداری خبر ای شاه!

کز هجر تو ما را نرود خواب به چشمان

کشتند لب تشنه تو را بر لب دریا

[...]

۱۴ بیت
ترکی شیرازی
 

ترکی شیرازی » دیوان اشعار » فصل سوم - سوگواری‌ها » شمارهٔ ۹۳ - داغ لاله ها

 

« چو لاله بین، دل پر درد و داغ، زینب را

دمی بگیر تو مادر، سراغ، زینب را»

به باغ کرب و بلا یافت تا که ره گلچین

اثر نماند زگل ها به باغ، زینب را

از آن زمان که لب خشک کشته شد پسرت

[...]

۸ بیت
ترکی شیرازی
 

ترکی شیرازی » دیوان اشعار » فصل سوم - سوگواری‌ها » شمارهٔ ۹۴ - شمع محفل

 

به شام گشت چو اندر خرابه، منزل زینب

فزون شد از الم کربلا، غم دل زینب

چو گشت قافلهٔ کربلا، روانه سوی شام

کسی نبود که بندد به ناقه، محمل زینب

چو آفتاب درخشنده تا به شام، زکوفه

[...]

۷ بیت
ترکی شیرازی
 

ترکی شیرازی » دیوان اشعار » فصل سوم - سوگواری‌ها » شمارهٔ ۹۵ - مشعل افروخته

 

دختر شیر خدا کرد چو در شام مقام

صبح شد در نظرش تیره تر از ظلمت شام

آه و افسوس از آن دم که یزید از ره کین

خواند آن مشعل افروخته در مجلس عام

سر شرمندگی از فرط حیا داشت بزیر

[...]

۱۳ بیت
ترکی شیرازی
 

ترکی شیرازی » دیوان اشعار » فصل سوم - سوگواری‌ها » شمارهٔ ۹۶ - تاب آفتاب

 

گفت سکینه غمم حساب ندارد

چشم من امشب،خیال خواب ندارد

درد یتیمی ز کف ربوده توانم

وای برآن کودکی که باب ندارد

اصغرم ای عمه جان! چو سایر شبها

[...]

۹ بیت
ترکی شیرازی
 

ترکی شیرازی » دیوان اشعار » فصل سوم - سوگواری‌ها » شمارهٔ ۹۷ - نظم جگر سوز

 

تا سایهٔ تو بود پدر جان به سر من

روشن شب تاریک بدی در نظرم من

دامان تو آرامگهم بود شب و روز

تو رفتی و از هجر تو خون شد جگر من

اکنون به رخم شمر زند سیلی بیداد

[...]

۱۱ بیت
ترکی شیرازی
 

ترکی شیرازی » دیوان اشعار » فصل سوم - سوگواری‌ها » شمارهٔ ۹۸ - شعلهٔ سخن

 

پدر زهجر تو کاهیده چون هلال تنم

خوشا دمی که به ماه رخت نظاره کنم

زکربلای تو بویی گرم رسد به مشام

هزار بار بود به زنافهٔ ختنم

از آن زمان که ز آغوش تو جدا گشتم

[...]

۱۱ بیت
ترکی شیرازی
 

ترکی شیرازی » دیوان اشعار » فصل سوم - سوگواری‌ها » شمارهٔ ۹۹ - درد اشتیاق

 

بابا کجایی از چه نیایی به دیدنم

کز درد اشتیاق تو کاهیده شد تنم

از کربلا به شام، بیا و نظاره کن

کنج خرابه، منزلم و خاک مسکنم

بذر محبت تو به دل کاشتم دریغ

[...]

۱۰ بیت
ترکی شیرازی
 

ترکی شیرازی » دیوان اشعار » فصل سوم - سوگواری‌ها » شمارهٔ ۱۰۰ - بوی مشک و عنبر

 

صدایی عمه زین طشت زر آید

که جانم از بدن خواهد بر آید

بگو ای عمه! در طشت این سر کیست؟

که از وی بوی مشک و عنبر آید

به لبهایش یزید دون زند چوب

[...]

۱۵ بیت
ترکی شیرازی
 

ترکی شیرازی » دیوان اشعار » فصل سوم - سوگواری‌ها » شمارهٔ ۱۰۱ - آتش فراق

 

تا سایهٔ مبارک تو بود بر سرم

فرخنده بود طالع و، رخشنده اخترم

تا آفتاب روی توام رفت از نظر

روزم چو شام تار شد و تیره معجرم

من روز و شب دلم به تو خوش بود حالیا

[...]

۱۲ بیت
ترکی شیرازی
 

ترکی شیرازی » دیوان اشعار » فصل سوم - سوگواری‌ها » شمارهٔ ۱۰۲ - ستاره می شمرم

 

پدر ز درد فراقت خون شده جگرم

ز هجر روی تو چون طایر شکسته پرم

پدر بیا و ز بحر غمم رهایی بخش

که سیل اشک، ز هجرت رسیده تا کمرم

مرا ز دیده بود از غم تو خون جاری

[...]

۱۳ بیت
ترکی شیرازی
 
 
۱
۷۴۵
۷۴۶
۷۴۷
۷۴۸
۷۴۹
۷۸۳
 
تعداد کل نتایج: ۱۵۶۵۲