گنجور

 
۱
۲۹۴
۲۹۵
۲۹۶
۲۹۷
۲۹۸
۷۱۱
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۶۴ - باقی قصهٔ فقیر روزی‌طلب بی‌واسطهٔ کسب

 

آن یکی بیچارهٔ مفلس ز درد

که ز بی‌چیزی هزاران زهر خورد

لابه کردی در نماز و در دعا

کای خداوند و نگهبان رعا

بی ز جهدی آفریدی مر مرا

[...]

۷۴ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۶۵ - قصهٔ آن گنج‌نامه کی پهلوی قبه‌ای روی به قبله کن و تیر در کمان نه بینداز آنجا کی افتد گنجست

 

دید در خواب او شبی و خواب کو

واقعهٔ بی‌خواب صوفی‌راست خو

هاتفی گفتش کای دیده تعب

رقعه‌ای در مشق وراقان طلب

خفیه زان وراق کت همسایه است

[...]

۳۱ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۶۶ - تمامی قصهٔ آن فقیر و نشان جای آن گنج

 

اندر آن رقعه نبشته بود این

که برون شهر گنجی دان دفین

آن فلان قبه که در وی مشهدست

پشت او در شهر و در در فدفدست

پشت با وی کن تو رو در قبله آر

[...]

۹ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۶۷ - فاش شدن خبر این گنج و رسیدن به گوش پادشاه

 

پس خبر کردند سلطان را ازین

آن گروهی که بدند اندر کمین

عرضه کردند آن سخن را زیردست

که فلانی گنج‌نامه یافتست

چون شنید این شخص کین با شه رسید

[...]

۱۱ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۶۸ - نومید شدن آن پادشاه از یافتن آن گنج و ملول شدن او از طلب آن

 

چونک تعویق آمد اندر عرض و طول

شاه شد زان گنج دل سیر و ملول

دشتها را گز گز آن شه چاه کند

رقعه را از خشم پیش او فکند

گفت گیر این رقعه کش آثار نیست

[...]

۱۶ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۶۹ - باز دادن شاه گنج‌نامه را به آن فقیر کی بگیر ما از سر این برخاستیم

 

چونک رقعهٔ گنج پر آشوب را

شه مسلم داشت آن مکروب را

گشت آمن او ز خصمان و ز نیش

رفت و می‌پیچید در سودای خویش

یار کرد او عشق درداندیش را

[...]

۶۹ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۷۰ - حکایت مرید شیخ حسن خرقانی قدس الله سره

 

رفت درویشی ز شهر طالقان

بهر صیت بوالحسین خارقان

کوه‌ها ببرید و وادی دراز

بهر دید شیخ با صدق و نیاز

آنچ در ره دید از رنج و ستم

[...]

۱۲ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۷۱ - پرسیدن آن وارد از حرم شیخ کی شیخ کجاست کجا جوییم و جواب نافرجام گفتن حرم

 

اشکش از دیده بجست و گفت او

با همه آن شاه شیرین‌نام کو

گفت آن سالوس زراق تهی

دام گولان و کمند گمرهی

صد هزاران خام ریشان هم‌چو تو

[...]

۱۲ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۷۲ - جواب گفتن مرید و زجر کردن مرید آن طعانه را از کفر و بیهوده گفتن

 

بانگ زد بر وی جوان و گفت بس

روز روشن از کجا آمد عسس

نور مردان مشرق و مغرب گرفت

آسمان‌ها سجده کردند از شگفت

آفتاب حق بر آمد از حمل

[...]

۴۷ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۷۳ - واگشتن مرید از وثاق شیخ و پرسیدن از مردم و نشان دادن ایشان کی شیخ به فلان بیشه رفته است

 

بعد از آن پرسان شد او از هر کسی

شیخ را می‌جست از هر سو بسی

پس کسی گفتش که آن قطب دیار

رفت تا هیزم کشد از کوهسار

آن مرید ذوالفقاراندیش تفت

[...]

۱۱ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۷۴ - یافتن مرید مراد را و ملاقات او با شیخ نزدیک آن بیشه

 

اندرین بود او که شیخ نامدار

زود پیش افتاد بر شیری سوار

شیر غران هیزمش را می‌کشید

بر سر هیزم نشسته آن سعید

تازیانه‌ش مار نر بود از شرف

[...]

۲۷ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۷۵ - حکمت در انی جاعل فی الارض خلیفة

 

پس خلیفه ساخت صاحب‌سینه‌ای

تا بود شاهیش را آیینه‌ای

بس صفای بی‌حدودش داد او

وانگه از ظلمت ضدش بنهاد او

دو علم بر ساخت اسپید و سیاه

[...]

۳۸ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۷۶ - معجزهٔ هود علیه‌السلام در تخلص مؤمنان امت به وقت نزول باد

 

مؤمنان از دست باد ضایره

جمله بنشستند اندر دایره

باد طوفان بود و کشتی لطف هو

بس چنین کشتی و طوفان دارد او

پادشاهی را خدا کشتی کند

[...]

۶۶ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۷۷ - رجوع کردن به قصهٔ قبه و گنج

 

نک خیال آن فقیرم بی‌ریا

عاجز آورد از بیا و از بیا

بانگ او تو نشنوی من بشنوم

زانک در اسرار همراز ویم

طالب گنجش مبین خود گنج اوست

[...]

۳۱ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۷۸ - انابت آن طالب گنج به حق تعالی بعد از طلب بسیار و عجز و اضطرار کی ای ولی الاظهار تو کن این پنهان را آشکار

 

گفت آن درویش ای دانای راز

از پی این گنج کردم یاوه‌تاز

دیو حرص و آز و مستعجل تگی

نی تانی جست و نی آهستگی

من ز دیگی لقمه‌ای نندوختم

[...]

۵۹ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۷۹ - آواز دادن هاتف مر طالب گنج را و اعلام کردن از حقیقت اسرار آن

 

اندرین بود او که الهام آمدش

کشف شد این مشکلات از ایزدش

کو بگفتت در کمان تیری بنه

کی بگفتندت که اندر کش تو زه

او نگفتت که کمان را سخت‌کش

[...]

۲۹ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۸۰ - حکایت آن سه مسافر مسلمان و ترسا و جهود و آن کی به منزل قوتی یافتند و ترسا و جهود سیر بودند گفتند این قوت را فردا خوریم مسلمان صایم بود گرسنه ماند از آنک مغلوب بود

 

یک حکایت بشنو اینجا ای پسر

تا نگردی ممتحن اندر هنر

آن جهود و مؤمن و ترسا مگر

همرهی کردند با هم در سفر

با دو گمره همره آمد مؤمنی

[...]

۸۱ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۸۱ - حکایت اشتر و گاو و قج که در راه بند گیاه یافتند هر یکی می‌گفت من خورم

 

اشتر و گاو و قجی در پیش راه

یافتند اندر روش بندی گیاه

گفت قج بخش ار کنیم این را یقین

هیچ کس از ما نگردد سیر ازین

لیک عمر هرکه باشد بیشتر

[...]

۸ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۸۲ - مثل

 

سوی جامع می‌شد آن یک شهریار

خلق را می‌زد نقیب و چوبدار

آن یکی را سر شکستی چوب‌زن

و آن دگر را بر دریدی پیرهن

در میانه بی‌دلی ده چوب خورد

[...]

۲۱ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۸۳ - جواب گفتن مسلمان آنچ دید به یارانش جهود و ترسا و حسرت خوردن ایشان

 

پس مسلمان گفت ای یاران من

پیشم آمد مصطفی سلطان من

پس مرا گفت آن یکی بر طور تاخت

با کلیم حق و نرد عشق باخت

وان دگر را عیسی صاحب‌قران

[...]

۲۴ بیت
مولانا
 
 
۱
۲۹۴
۲۹۵
۲۹۶
۲۹۷
۲۹۸
۷۱۱
 
تعداد کل نتایج: ۱۴۲۱۵