آن یکی بیچارهٔ مفلس ز درد
که ز بیچیزی هزاران زهر خورد
لابه کردی در نماز و در دعا
کای خداوند و نگهبان رعا
بی ز جهدی آفریدی مر مرا
بی فن من روزیم ده زین سرا
پنج گوهر دادیم در درج سر
پنج حس دیگری هم مستتر
لا یعد این داد و لا یحصی ز تو
من کلیلم از بیانش شرمرو
چونک در خلاقیم تنها توی
کار رزاقیم تو کن مستوی
سالها زو این دعا بسیار شد
عاقبت زاری او بر کار شد
همچو آن شخصی که روزی حلال
از خدا میخواست بیکسب و کلال
گاو آوردش سعادت عاقبت
عهد داود لدنی معدلت
این متیم نیز زاریها نمود
هم ز میدان اجابت گو ربود
گاه بدظن میشدی اندر دعا
از پی تاخیر پاداش و جزا
باز ارجاء خداوند کریم
در دلش بشار گشتی و زعیم
چون شدی نومید در جهد از کلال
از جناب حق شنیدی که تعال
خافضست و رافعست این کردگار
بی ازین دو بر نیاید هیچ کار
خفض ارضی بین و رفع آسمان
بی ازین دو نیست دورانش ای فلان
خفض و رفع این زمین نوعی دگر
نیم سالی شوره نیمی سبز و تر
خفض و رفع روزگار با کرب
نوع دیگر نیم روز و نیم شب
خفض و رفع این مزاج ممترج
گاه صحت گاه رنجوری مضج
همچنین دان جمله احوال جهان
قحط و جدب و صلح و جنگ از افتتان
این جهان با این دو پر اندر هواست
زین دو جانها موطن خوف و رجاست
تا جهان لرزان بود مانند برگ
در شمال و در سموم بعث و مرگ
تا خم یکرنگی عیسی ما
بشکند نرخ خم صدرنگ را
کان جهان همچون نمکسار آمدست
هر چه آنجا رفت بیتلوین شدست
خاک را بین خلق رنگارنگ را
میکند یک رنگ اندر گورها
این نمکسار جسوم ظاهرست
خود نمکسار معانی دیگرست
آن نمکسار معانی معنویست
از ازل آن تا ابد اندر نویست
این نوی را کهنگی ضدش بود
آن نوی بی ضد و بی ند و عدد
آنچنان که از صقل نور مصطفی
صد هزاران نوع ظلمت شد ضیا
از جهود و مشرک و ترسا و مغ
جملگی یکرنگ شد زان الپ الغ
صد هزاران سایه کوتاه و دراز
شد یکی در نور آن خورشید راز
نه درازی ماند نه کوته نه پهن
گونه گونه سایه در خورشید رهن
لیک یکرنگی که اندر محشرست
بر بد و بر نیک کشف و ظاهرست
که معانی آن جهان صورت شود
نقشهامان در خور خصلت شود
گردد آنگه فکر نقش نامهها
این بطانه روی کار جامهها
این زمان سرها مثال گاو پیس
دوک نطق اندر ملل صد رنگ ریس
نوبت صدرنگیست و صددلی
عالم یک رنگ کی گردد جلی
نوبت زنگست رومی شد نهان
این شبست و آفتاب اندر رهان
نوبت گرگست و یوسف زیر چاه
نوبت قبطست و فرعونست شاه
تا ز رزق بیدریغ خیرهخند
این سگان را حصه باشد روز چند
در درون بیشه شیران منتظر
تا شود امر تعالوا منتشر
پس برون آیند آن شیران ز مرج
بیحجابی حق نماید دخل و خرج
جوهر انسان بگیرد بر و بحر
پیسه گاوان بسملان آن روز نحر
روز نحر رستخیز سهمناک
مؤمنان را عید و گاوان را هلاک
جملهٔ مرغان آب آن روز نحر
همچو کشتیها روان بر روی بحر
تا که یهلک من هلک عن بینه
تا که ینجو من نجا واستیقنه
تا که بازان جانب سلطان روند
تا که زاغان سوی گورستان روند
که استخوان و اجزاء سرگین همچو نان
نقل زاغان آمدست اندر جهان
قند حکمت از کجا زاغ از کجا
کرم سرگین از کجا باغ از کجا
نیست لایق غزو نفس و مرد غر
نیست لایق عود و مشک و کون خر
چون غزا ندهد زنان را هیچ دست
کی دهد آنک جهاد اکبرست
جز بنادر در تن زن رستمی
گشته باشد خفیه همچون مریمی
آنچنان که در تن مردان زنان
خفیهاند و ماده از ضعف جنان
آن جهان صورت شود آن مادگی
هر که در مردی ندید آمادگی
روز عدل و عدل داد در خورست
کفش آن پا کلاه آن سرست
تا به مطلب در رسد هر طالبی
تا به غرب خود رود هر غاربی
نیست هر مطلوب از طالب دریغ
جفت تابش شمس و جفت آب میغ
هست دنیا قهرخانهٔ کردگار
قهر بین چون قهر کردی اختیار
استخوان و موی مقهوران نگر
تیغ قهر افکنده اندر بحر و بر
پر و پای مرغ بین بر گرد دام
شرح قهر حق کننده بیکلام
مرد او بر جای خرپشته نشاند
وآنک کهنه گشت هم پشته نماند
هر کسی را جفت کرده عدل حق
پیل را با پیل و بق را جنس بق
مونس احمد به مجلس چار یار
مونس بوجهل عتبه و ذوالخمار
کعبهٔ جبریل و جانها سدرهای
قبلهٔ عبدالبطون شد سفرهای
قبلهٔ عارف بود نور وصال
قبلهٔ عقل مفلسف شد خیال
قبلهٔ زاهد بود یزدان بر
قبلهٔ مطمع بود همیان زر
قبلهٔ معنیوران صبر و درنگ
قبلهٔ صورتپرستان نقش سنگ
قبلهٔ باطننشینان ذوالمنن
قبلهٔ ظاهرپرستان روی زن
همچنین برمیشمر تازه و کهن
ور ملولی رو تو کار خویش کن
رزق ما در کاس زرین شد عقار
وآن سگان را آب تتماج و تغار
لایق آنک بدو خو دادهایم
در خور آن رزق بفرستادهایم
خوی آن را عاشق نان کردهایم
خوی این را مست جانان کردهایم
چون به خوی خود خوشی و خرمی
پس چه از درخورد خویت میرمی
مادگی خوش آمدت چادر بگیر
رستمی خوش آمدت خنجر بگیر
این سخن پایان ندارد وآن فقیر
گشته است از زخم درویشی عقیر


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر دربارهٔ فقیر و بیچارهای است که در دعاها و نمازش از خداوند روزی میطلبد، بیآنکه خود تلاشی کند. او با زاری و ناله از خدا میخواهد که بیواسطه او را روزی دهد، اما در عین حال نمیداند که هر چیزی در عالم نیاز به جهد و تلاش دارد. سپس اشاره میشود که دنیا و لحظات آن به نوسان میگذرد و حالات مختلفی نظیر قحطی و فراوانی را تجربه میکند. در نهایت، روز حساب و قضاوت الهی فرامیرسد که در آن، هر کسی بر حسب کارهای خود پاداش میگیرد و هر کس به آنچه خود را لایق آن دانسته، میرسد. شاعر به ما میآموزد که رزق و نعمت الهی برخاسته از رفتار و تلاش انسان است و هر کسی باید بر اساس خویش، منتظر روزی خاص خود باشد.
هوش مصنوعی: این فرد بیچاره و نیازمند به خاطر نداشتن هیچ چیزی، هزاران درد و رنج را تحمل کرده است.
هوش مصنوعی: او در نماز و دعا به شدت التجا میکند و از خداوند، که نگهبان بندگانش است، کمک میخواهد.
هوش مصنوعی: ای خداوند، بدون هیچ تلاشی و زحمتی مرا آفریدی، حالا به من روزی بده از این خانه (دنیا).
هوش مصنوعی: ما پنج گوهر را در جایگاه سر (معنای باطنی و ارزشمند) قرار دادیم، و همچنین پنج حس دیگر هم در درون آن نهفته و پنهان است.
هوش مصنوعی: من نمیتوانم نعمتهایی که از تو دریافت کردهام را بشمارم و توصیف کنم، زیرا در این مورد شرمندهام و گفتن آنها برایم دشوار است.
هوش مصنوعی: ما در آفرینش و زندگی بهتنهایی تو هستی که در کار روزیرسانی ما فعال هستی، پس تو را مستحق توجه و شناخت میدانیم.
هوش مصنوعی: سالها این شخص دعا کرد و درخواست کمک داشت، تا اینکه بالاخره به خاطر زاری کردنش در برابر خداوند، به نتیجه مطلوب رسید و کار او سامان گرفت.
هوش مصنوعی: مولانا به شخصی اشاره میکند که مانند آن مردی است که برای به دست آوردن روزی حلال از خداوند دعا میکرد و به هیچ شغلی و کار دنیوی وابسته نبود.
هوش مصنوعی: گاو به او خوشبختی و سعادت میآورد که در نهایت و در زمان داود (نبی) به او اعطا شده و مورد توازن و اعتدال قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: این شخص زاریهای زیادی کرد و با وجود دعاهایش، نتیجهای از خداوند نگرفت و جواب دعایش را از میدان اجابت دریافت نکرد.
هوش مصنوعی: گاهی بدگمان میشدی به دعا کردن، به خاطر تأخیر در دریافت پاداش و جزا.
هوش مصنوعی: اگر انسان دچار توهم و بدگمانی به دعاهایش شود، دوباره به لطف و رحمت خداوند نیکو باخبر میشود و امیدش به خدا تجدید میگردد.
هوش مصنوعی: وقتی از تلاش و زحمت خود ناامید شدی و احساس یأس کردید، از جانب خداوند شنیدی که «شأن» به وضوح بالاتر از تلاش توست.
هوش مصنوعی: این خداوند، هم زمین را پایین میآورد و هم آسمان را بالا میبرد؛ و هیچ کاری بدون این دو خفص و رفع انجام نمیشود.
هوش مصنوعی: زندگی با پایین و بالا آمدن زمین و آسمان جلوهگری میکند، و اگر این دو نباشد، دورانی وجود نخواهد داشت. ای فلان، به این نکته توجه کن که همه چیز در دنیا به این تغییرات وابسته است.
هوش مصنوعی: زمین دارای حالاتی مختلف است؛ به گونهای که در یک سال، نیمهای از آن خشک و شورهزار و نیمه دیگر سبز و پربار میشود.
هوش مصنوعی: تغییرات زندگی و وقایع آن، همانطور که در روز و شب متفاوت است، گاهی به دنبال سختی و مشکلات و گاهی به دنبال راحتی و آسایش پیش میرود.
هوش مصنوعی: تغییرات حال و حیات انسانها به گونهای است که گاهی در شرایط خوب و سالم قرار دارند و گاهی در وضعیت ناخوش و بیماری.
هوش مصنوعی: همچنین باید بدانی که همه چیزهای دنیا شامل قحطی و کمبود، و همچنین وفور و جنگ و صلح، از نشانههای تغییر و افت و خیز هستند.
هوش مصنوعی: این جهان مانند پرندگانی است که در هوا پرواز میکنند و از دو حالت احساس ترس و امید در آن وجود دارد. با این دو روحیه، زندگی آدمی پر از نگرانی و امید است.
هوش مصنوعی: تا زمانی که دنیا به شدت ناپایدار و بیثبات باشد، مانند برگ درختانی که در باد شمال و طوفانهای مرگ و بینظمی میلرزند، زندگی نیز دچار اضطراب و بیثباتی خواهد بود.
هوش مصنوعی: اگر عیسی (پیامبر) بتواند خم یکرنگی (همان خم شراب) را بشکند، این باعث میشود که ارزش و قیمت خم رنگین افزایش یابد. در واقع، با شکستن این یکدستی، به نوعی میتوان انتظار داشت که زیبایی و تنوع (نرخ خم صدرنگ) بیشتر از قبل خود را نشان دهد.
هوش مصنوعی: این جهان مانند نمکسار (محلی که نمک برداشته میشود) است، چرا که هر چیزی که به آنجا وارد میشود، دیگر رنگ و شکل خود را از دست میدهد و به صورت یکدست و بیتفاوت درمیآید.
هوش مصنوعی: خاک، در برابر افراد با رنگها و ویژگیهای متفاوت، همه را در گورها یکسان میکند و تفاوتها به فراموشی سپرده میشود.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که آن نمکسار (نمکزار) جسد و جسم ظاهری است، اما در واقع نمکسار معانی و مفاهیم باطنی و معنوی دیگری نیز در خود دارد.
هوش مصنوعی: این نمکسار (نمکسار یا نمکفروش) نشاندهنده معانی معنوی است که از آغاز خلقت تا ابد در او وجود دارد و به نوعی به تحولات و ارتباطات معنوی اشاره دارد.
هوش مصنوعی: نوی (نوی معنوی) کهنگی ضد و ضدش به حساب میآید، اما آن نوی که از هیچ چیز متاثر نیست، نه ضد دارد و نه بینهایت یا عدد.
هوش مصنوعی: نور پیامبر اسلام، محمد (مصطفی)، به قدری درخشان است که از تابش آن هزاران نوع ظلمت برطرف و روشنایی ایجاد شده است.
هوش مصنوعی: به خاطر نور و روشنایی که از وجود پیامبر (مصطفی) ساطع شده، تمام انسانها با هر دین و مذهبی، یکسان و همزمان به وحدت رسیدند و از اختلافها دور شدند.
هوش مصنوعی: سایههای بسیار زیادی که بعضیها کوتاه و بعضیها بلند بودند، در نور آن خورشید واحد شده و یکی شدند.
هوش مصنوعی: در نور خورشید، هیچ سایهای نه بلند و نه کوتاه و نه عریض باقی نمیماند؛ همگی سایهها به یک شکل میشوند و در پرتو آن نور نابود میشوند.
هوش مصنوعی: در روز قیامت، یک رنگی وجود دارد که همه چیز را نشان میدهد و بدون پردهپوشی، حقیقت نیکان و فاسدان را آشکار میکند.
هوش مصنوعی: در آن جهان، معانی و ویژگیهای ما به صورت ظاهر میشود و هر یک از ما طبق خصایص خود نقشهای به دست میآوریم.
هوش مصنوعی: آنگاه فکر انسان به شکل و ظاهر نامهها و پیامها میپردازد، و این حالت، مانند پردهای است که روی کار و اطوار زندگی او را میپوشاند.
هوش مصنوعی: این زمان، سرها مانند گاو پیس (گاو سیاه و سفید) است که در میان مردم مختلف، نطق (گفتار) را بهصورت رنگارنگ و متنوعی میآورد. این به این معناست که گفتار انسانها از اقوام و ملل گوناگون با یکدیگر متفاوت و متنوع است.
هوش مصنوعی: زمانی است که در دنیا، افراد زیادی با دلهای مختلف وجود دارند، اما وقتی به حقیقت نزدیک میشویم، همه آنها به یک رنگ و شکل واحد تبدیل میشوند.
هوش مصنوعی: اکنون نوبت زنگ است که رومی در پنهان شده است، در این شب تاریک است و خورشید هنوز در افق نیست.
هوش مصنوعی: در این بیت اشاره به نابسامانی و تضاد میان خیر و شر است. در یک سو، گرگ که نماد خطر و بدی است، و در سوی دیگر، یوسف که نشاندهنده نیکی و فضیلت میباشد، در وضعیت نامناسبی قرار دارند. همچنین به فرعون بهعنوان نماینده قدرت و ظلم در برابر قبطیها (مردم مصر) اشاره میشود که نشاندهنده تضادهای اجتماعی و سیاسی است.
هوش مصنوعی: بعضی از سگها مدتی از روز را به خاطر در دسترس بودن نعمت و غذا با خوشحالی و شگفتی میگذرانند.
هوش مصنوعی: در دل جنگل، شیران منتظرند تا فرمان «بیایید» انتشار یابد و همهجا را پر کند.
هوش مصنوعی: سپس آن شیران از جنگل خارج میشوند و در شفافیتی بیپرده، نمایان میشود که چگونه حق بر اساس دادهها و ورودیها، توازن را به وجود میآورد.
هوش مصنوعی: در روز نحر که روز قیامت و حسابرسی اعمال است، جوهر واقعی و درونی انسانها از آنها گرفته میشود، در حالی که گاوان کشته شده به حساب همگان میآید و مورد بررسی قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: در روز نحر (عید قربانی)، روز قیامت و برانگیخته شدن مردگان، برای مؤمنان روزی خوش و عیدی خواهد بود، اما برای گاوان، هلاکت و نابودی خواهد بود.
هوش مصنوعی: در روز قیامت، پرندگان به مانند کشتیهایی بر روی دریا در حال حرکت هستند.
هوش مصنوعی: تا زمانی که کسی که به یقین شناخته نشده است، هلاک شود، کسی که نجات یافت، به یقین نجات یافته است.
هوش مصنوعی: تا وقتی که بازها به سمت سلطان (خدایگان) میروند، زاغها به سوی گورستان (مرگ) میروند. این بیت به دو نوع رفتار موجودات اشاره دارد؛ بازها که نماد بزرگی و قدرت هستند، به سوی مقام و عظمت میشتابند، در حالی که زاغها نماد کوچکی و ضعف، به سمت نابودی و مرگ میروند.
هوش مصنوعی: مجموعهای از استخوان و اجزای فضولات کرمها در دنیا همچون نان برای زاغان (پرندگان) به وجود آمده است.
هوش مصنوعی: سؤال این است که حکمت، قند (شیرینی) از کجا به دست آمده و از کجا آمده که زاغ (پرندهای که نماد چیزهای پست است)، کرم، سرگین (فضولات حیوانی)، و باغ (جایی سرسبز و زیبا) نیز به وجود آمدهاند. به عبارت دیگر، تفاوت میان چیزهای ارزشمند و بیارزش در چیست و منشأ آنها کجاست؟
هوش مصنوعی: غزو (جهاد) نفس و خودخواهی برای آدمی که شجاعت ندارد مناسب نیست، همانطور که عود و مشک (عطرها) و نشانههای ثروت نیز برای او که مانند خر (بیفایده) است، شایسته نیست.
هوش مصنوعی: وقتی که زنان را برای جهاد واقعی کمک نمیدهند، پس چه کسی میتواند آن جهاد بزرگتر را انجام دهد؟
هوش مصنوعی: در وجود زنان، به جز ویژگیها و صفات جسمانی، چیزهای پنهانی وجود دارد که همچون مریم، پاک و مقدس است. این ویژگیها و حقیقتهای نهفته در آنها به «زن رستم» (قهرمان افسانهای) اشاره دارد که نشان میدهد زنان نیز قدرت و عمق خاصی دارند.
هوش مصنوعی: در بدن مردان، همچنان که زنان بهطرز پنهانی وجود دارند، ماده هم به دلیل ضعف عقل و خرد قرار دارد.
هوش مصنوعی: اگر کسی در شخصیت مردانه، آمادگی و قابلیت را نبیند، در جهان دیگر به شکل مادگی و صورت تبدیل خواهد شد.
هوش مصنوعی: در روز داد و روز عدالت، هر چیز در جای خود قرار میگیرد؛ کفش نشاندهندهٔ پا و کلاه نمایانگر سر است. بدین معنا که در آن روز، هر فرد طبق اعمال خود و این که چه نقشی در زندگی داشته، به جایگاه واقعیاش میرسد.
هوش مصنوعی: هر کسی که در پی چیزی باشد، بالاخره به آن دست خواهد یافت. همچنین، هر کسی که به غرب برود، به جایی خواهد رسید که خواستهاش را بیابد.
هوش مصنوعی: هر چیزی که طلبکنندهای بخواهد، از او دریغ نمیشود، همانطور که تابش آفتاب و بارش باران نیز با همدیگر هستند و یکی بدون دیگری نخواهد بود.
هوش مصنوعی: دنیا مانند خانهای است که خداوند در آن قهر و خشم را قرار داده است. وقتی خداوند بخواهد، اختیار و قدرت قهر را در دست میگیرد.
هوش مصنوعی: به استخوان و موی افرادی که مغلوب قهر الهی شدهاند توجه کن؛ تیغ خشم خداوند آنها را در دریا و خشکی پراکنده کرده است.
هوش مصنوعی: پر و پای مرغی را ببین که در دور دام گرفتار است؛ این تصویر نشاندهندهٔ قهر خداوند است که بدون هیچ سخنی جلوهگر میشود.
هوش مصنوعی: مردی را بر روی سکویی نشاندند، ولی وقتی فرسوده و کهنه شد، دیگر آن سکو هم باقی نماند.
هوش مصنوعی: هر کسی به حسب انصاف و عدالت الهی، همتایی برای خود دارد؛ مانند اینکه فیل را با فیل و موجودات دیگر را با موجودات مشابه خود مقایسه میکنند.
هوش مصنوعی: احمد، که به احتمال زیاد به پیامبر اسلام اشاره دارد، در مجلس چهار یار خود مونس است. همچنین بوجهل، عتبه و ذوالخمار هم به نوعی در این مجلس با او هستند و اشاره به دوستان یا یاران در کنار هم دارد.
هوش مصنوعی: کعبهٔ جبریل (مکانی مقدس در آسمان که محل ارتباط با خداست) و سدره (درختی در آسمان که نشاندهندهٔ نزدیکی به خداوند است) برای روحها، بسان قبله است، و درعینحال، سفرهای برای نیازهای جسمانی بندگان (عبدالبطون) به شمار میآید.
هوش مصنوعی: عشق و وصال خداوند، مقصد و قبلهٔ عارفان است، در حالی که عقل و تفکر تنها به خیالات و تصورات محدود میشوند.
هوش مصنوعی: کسی مانند زاهد (زاهد به معنای کسی است که از دنیا و زرق و برق آن دوری میکند و به خداوند توجه دارد) به خداوند (یزدان) به عنوان قبله و معشوق خود مینگرد، در حالی که او (زاهد) به مال و ثروت (همیان زر، یعنی کیسهی پر از طلا) به عنوان هدف و قلهی خواستههای خود نظر دارد.
هوش مصنوعی: مرکز توجه و هدف معنوی کسانی که به درک عمیقتر میپردازند، صبر و تامل است، در حالی که برای ظاهربینان و صورتپرستان، آنچه مهم است، صرفاً نقش و تصویر بر روی سنگهاست.
هوش مصنوعی: کسانی که در باطن و درونیات خود به خداوند رو کردهاند، به او توجه دارند، در حالی که کسانی که تنها به ظواهر میپردازند، به جلوههای ظاهری دنیا دل بستهاند.
هوش مصنوعی: تازه و کهنه را حساب کن و به بررسی اوضاع بپرداز. اگر دلت ناامید است، خود را به کار و تلاش مشغول کن.
هوش مصنوعی: رزق ما به شکل گنجی ارزشمند درآمد و آن سگها که در حال نوشیدن آب هستند، به خاطر شرایط نامناسب و گاه دشوار، در وضعیت بدی قرار دارند.
هوش مصنوعی: ما به آن چیزی که به آن عادت کردهایم و خود را برای آن آماده کردهایم، لایق هستیم. به همین دلیل، خداوند هم رزق و روزی متناسب با آن را برای ما فرستاده است.
هوش مصنوعی: ما خود را به عشق نان و روزی وابسته کردهایم و در عوض، دیگری را به عشق محبوبش؛ به همین دلیل، احساسات و خواستههای هر یک از ما متفاوت شده است.
هوش مصنوعی: چون به ذات خود خوشی و خوشحالی میرسی، پس برای چه از درخت خوشی میریزید؟
هوش مصنوعی: به تو میگوید که خوش آمدی، اگر ضعیف و لاغر هستی، چادری بر سر بگذار و اگر قوی هستی مثل رستم، سلاحی مثل خنجر بگیر.
هوش مصنوعی: این حرفها پایانی ندارد و آن فقیر به خاطر زخمهایی که از زندگی درویشی خورده، رنجیده و خسته شده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.