بخش ۸۰ - حکایت آن سه مسافر مسلمان و ترسا و جهود و آن کی به منزل قوتی یافتند و ترسا و جهود سیر بودند گفتند این قوت را فردا خوریم مسلمان صایم بود گرسنه ماند از آنک مغلوب بود
یک حکایت بشنو اینجا ای پسر
تا نگردی ممتحن اندر هنر
آن جهود و مؤمن و ترسا مگر
همرهی کردند با هم در سفر
با دو گمره همره آمد مؤمنی
چون خرد با نفس و با آهرمنی
مرغزی و رازی افتند از سفر
همره و همسفره پیش همدگر
در قفس افتند زاغ و جغد و باز
جفت شد در حبس پاک و بینماز
کرده منزل شب به یک کاروانسرا
اهل شرق و اهل غرب و ما ورا
مانده در کاروانسرا خرد و شگرف
روزها با هم ز سرما و ز برف
چون گشاده شد ره و بگشاد بند
بسکلند و هر یکی جایی روند
چون قفس را بشکند شاه خرد
جمع مرغان هر یکی سویی پرد
پر گشاید پیش ازین بر شوق و یاد
در هوای جنس خود سوی معاد
پر گشاید هر دمی با اشک و آه
لیک پریدن ندارد روی و راه
راه شد هر یک پرد مانند باد
سوی آن کز یاد آن پر میگشاد
آن طرف که بود اشک و آه او
چونک فرصت یافت باشد راه او
در تن خود بنگر این اجزای تن
از کجاها گرد آمد در بدن
آبی و خاکی و بادی و آتشی
عرشی و فرشی و رومی و گشی
از امید عود هر یک بسته طرف
اندرین کاروانسرا از بیم برف
برف گوناگون جمود هر جماد
در شتای بعد آن خورشید داد
چون بتابد تف آن خورشید خشم
کوه گردد گاه ریگ و گاه پشم
در گداز آید جمادات گران
چون گداز تن به وقت نقل جان
چون رسیدند این سه همره منزلی
هدیهشان آورد حلوا مقبلی
برد حلوا پیش آن هر سه غریب
محسنی از مطبخ انی قریب
نان گرم و صحن حلوای عسل
برد آنک در ثوابش بود امل
الکیاسه والادب لاهل المدر
الضیافه والقری لاهل الوبر
الضیافة للغریب والقری
اودع الرحمن فی اهل القری
کل یوم فی القری ضیف حدیث
ما له غیر الاله من مغیث
کل لیل فی القری وفد جدید
ما لهم ثم سوی الله محید
تخمه بودند آن دو بیگانه ز خور
بود صایم روز آن مؤمن مگر
چون نماز شام آن حلوا رسید
بود مؤمن مانده در جوع شدید
آن دو کس گفتند ما از خور پریم
امشبش بنهیم و فردایش خوریم
صبر گیریم امشب از خور تن زنیم
بهر فردا لوت را پنهان کنیم
گفت مؤمن امشب این خورده شود
صبر را بنهیم تا فردا بود
پس بدو گفتند زین حکمتگری
قصد تو آن است تا تنها خوری
گفت ای یاران نه که ما سه تنیم
چون خلاف افتاد تا قسمت کنیم
هرکه خواهد قسم خود بر جان زند
هرکه خواهد قسم خود پنهان کند
آن دو گفتندش ز قسمت در گذر
گوش کن قسام فیالنار از خبر
گفت قسام آن بود کو خویش را
کرد قسمت بر هوا و بر خدا
ملک حق و جمله قسم اوستی
قسم دیگر را دهی دوگوستی
این اسد غالب شدی هم بر سگان
گر نبودی نوبت آن بدرگان
قصدشان آن کان مسلمان غم خورد
شب برو در بینوایی بگذرد
بود مغلوب او به تسلیم و رضا
گفت سمعا طاعة اصحابنا
پس بخفتند آن شب و برخاستند
بامدادان خویش را آراستند
روی شستند و دهان و هر یکی
داشت اندر ورد راه و مسلکی
یک زمانی هر کسی آورد رو
سوی ورد خویش از حق فضلجو
مؤمن و ترسا جهود و گبر و مغ
جمله را رو سوی آن سلطان الغ
بلک سنگ و خاک و کوه و آب را
هست واگشت نهانی با خدا
این سخن پایان ندارد هر سه یار
رو به هم کردند آن دم یاروار
آن یکی گفتا که هر یک خواب خویش
آنچ دید او دوش گو آور به پیش
هرکه خوابش بهتر این را او خورد
قسم هر مفضول را افضل برد
آنک اندر عقل بالاتر رود
خوردن او خوردن جمله بود
فوق آمد جان پر انوار او
باقیان را بس بود تیمار او
عاقلان را چون بقا آمد ابد
پس به معنی این جهان باقی بود
پس جهود آورد آنچ دیده بود
تا کجا شب روح او گردیده بود
گفت در ره موسیام آمد به پیش
گربه بیند دنبه اندر خواب خویش
در پی موسی شدم تا کوه طور
هر سهمان گشتیم ناپیدا ز نور
هر سه سایه محو شد زان آفتاب
بعد از آن زان نور شد یک فتح باب
نور دیگر از دل آن نور رست
پس ترقی جست آن ثانیش چست
هم من و هم موسی و هم کوه طور
هر سه گم گشتیم زان اشراق نور
بعد از آن دیدم که که سه شاخ شد
چونک نور حق درو نفاخ شد
وصف هیبت چون تجلی زد برو
میسکست از هم همیشد سو به سو
آن یکی شاخ که آمد سوی یم
گشت شیرین آب تلخ همچو سم
آن یکی شاخش فرو شد در زمین
چشمهٔ دارو برون آمد معین
که شفای جمله رنجوران شد آب
از همایونی وحی مستطاب
آن یکی شاخ دگر پرید زود
تا جوار کعبه که عرفات بود
باز از آن صعقه چو با خود آمدم
طور بر جا بد نه افزون و نه کم
لیک زیر پای موسی همچو یخ
میگدازید او نماندش شاخ و شخ
با زمین هموار شد که از نهیب
گشت بالایش از آن هیبت نشیب
باز با خود آمدم زان انتشار
باز دیدم طور و موسی برقرار
وآن بیابان سر به سر در ذیل کوه
پر خلایق شکل موسی در وجوه
چون عصا و خرقهٔ او خرقهشان
جمله سوی طور خوش دامن کشان
جمله کفها در دعا افراخته
نغمهٔ ارنی به هم در ساخته
باز آن غشیان چو از من رفت زود
صورت هر یک دگرگونم نمود
انبیا بودند ایشان اهل ود
اتحاد انبیاام فهم شد
باز املاکی همی دیدم شگرف
صورت ایشان بد از اجرام برف
حلقهٔ دیگر ملایک مستعین
صورت ایشان به جمله آتشین
زین نسق میگفت آن شخص جهود
بس جهودی که آخرش محمود بود
هیچ کافر را به خواری منگرید
که مسلمان مردنش باشد امید
چه خبر داری ز ختم عمر او
تا بگردانی ازو یکباره رو
بعد از ان ترسا در آمد در کلام
که مسیحم رو نمود اندر منام
من شدم با او به چارم آسمان
مرکز و مثوای خورشید جهان
خود عجبهای قلاع آسمان
نسبتش نبود به آیات جهان
هر کسی دانند ای فخر البنین
که فزون باشد فن چرخ از زمین


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این حکایت مولانا، سه مسافر با نژادهای مختلف، شامل مسلمان، ترسا و جهود، در یک کاروانسرا گرد هم میآیند و با وجود گرسنگی مسلمان، دو نفر دیگر تصمیم میگیرند که غذایی که به آنها داده شده را برای روز بعد نگه دارند. مسلمان این ایده را ناپسند دانسته و اصرار دارد که باید غذا را همین حالا بخورند تا همه بتوانند از آن بهرهمند شوند. در نهایت، بعد از خواب و رویاهایی که هر یک از مسافران میبینند، تصمیم میگیرند هر کس بر اساس خواب خود غذایی بخورد. این حکایت به مفهوم توجه به همدلی و همکاری در جمع اشاره دارد و حکمتهای مختلفی را در بروزرسانی روابط انسانی و ارزشهای اخلاقی مطرح میکند.
هوش مصنوعی: داستانی را بشنو، پسرم، تا در استعداد و توانایی خود به امتحان و سنجش درآیی.
هوش مصنوعی: جهود (یهودی) و مؤمن (مسلمان) و ترسا (مسیحی) در سفر با هم همراه شدند و همسفر یکدیگر شدند.
هوش مصنوعی: مؤمنی که در سفر با دو همراه بیخصلت و مکار همسفر شده، مانند کسی است که با نفس خود و وسوسههای شیطانی (آهرمن) در حال جدال است.
هوش مصنوعی: مرغزی و رازی (دو نوع پرنده) در سفر به یکدیگر برخورد کردند و همراه یکدیگر شدند و همسفر شدند.
هوش مصنوعی: زاغ، جغد و باز که در قفس گرفتار شدهاند، به نوعی به زندگی در محدودیتها و نبود آزادی اشاره دارند. هیچ یک از آنها نمیتوانند عبادت خود را انجام دهند و در وضعیت مناسبی قرار ندارند. این بیت به تضاد میان موجودات مختلف و وضعیت ناگوار آنها در اسارت اشاره دارد.
هوش مصنوعی: شب را در یک کاروانسرا گذرانیدند که اهل شرق و غرب و ما در آنجا جمع بودند.
هوش مصنوعی: در کاروانسرا به خاطر سرما و برف، گروهی از مسافران درگیر و حیران ماندهاند و به فکر چاره هستند.
هوش مصنوعی: زمانی که راه باز شد و موانع برداشته شد، مسافران از یکدیگر جدا شدند و هر کدام به سمتی رفتند.
هوش مصنوعی: وقتی که پادشاه خرد (خداوند) قفس را بشکند، پرندگان (انسانها) هر کدام به سمت دلخواه خود پرواز میکنند.
هوش مصنوعی: پرواز و شوق پرندگان قبل از این به خاطر یاد و عشقشان به دنیای خود، آنها را به سوی بهشتی که در انتظارشان است میکشاند.
هوش مصنوعی: هر لحظه دل انسان با اشک و ناله سرشار میشود، اما او قدرت پرواز یا یافتن راهی برای پریدن ندارد.
هوش مصنوعی: هر یک از مسافران به سرعت و مانند باد به سوی آن مکان که در خاطرشان یاد آن قوت را زنده کرده بودند، حرکت کردند.
هوش مصنوعی: در آنجا که او (مسلمان) پر از اشک و آه بود، وقتی فرصتی پیدا کرد، به سمت مقصد خود حرکت کرد.
هوش مصنوعی: به اجزای بدنت نگاه کن و ببین که این قسمتها از کجا به هم پیوسته و شکل گرفتهاند.
هوش مصنوعی: انسانها و همهٔ موجودات از چهار عنصر اصلی آب، خاک، باد و آتش تشکیل شدهاند. این عناصر میتوانند به درجات مختلفی با ویژگیهای انسانی و وجودی مرتبط شوند، از جمله ویژگیهای الهی (عرشی) و دنیوی (فرشی) و همچنین از نظر قومی یا ملی (رومی و گشی).
هوش مصنوعی: هر یک از مسافران در این کاروانسرا به امید برگشتن و بهبود وضع خود در دل دارند و از ترس سرما و برف، خود را به خواب نمیزنند.
هوش مصنوعی: برف به اشکال و رنگهای مختلف موجب سستی و بیحرکتی هر موجودی در زمستان میشود، و بعد از تابش خورشید، حیات و نشاط به آنها بازمیگردد.
هوش مصنوعی: وقتی شعلهٔ خشم آن خورشید بر افروخته میشود، کوه گاهی به شکل ریگ درمیآید و گاهی به شکل پشم.
هوش مصنوعی: جمادات، که به اشیا و موجودات بیجان اشاره دارد، در گرما یا تغییرات شدید تحت تأثیر قرار میگیرند و مانند بدن انسان در زمان مرگ یا انتقال روح، دستخوش تغییه میشوند. یعنی هر چیزی که سنگین و سخت به نظر میرسد، در برابر شرایط خاص نرم و تغییرپذیر میشود.
هوش مصنوعی: وقتی این سه نفر به منزلی رسیدند، برای آنها هدیهای آوردند که حلوا بود.
هوش مصنوعی: حلوا را که چیزی شیرین و خوشمزه است، به سوی آن سه نفر غریب (مسلمان و ترسا و جهود) آوردند، و این حلوا از آشپزخانهای نزدیک تهیه شده بود.
هوش مصنوعی: نان گرم و ظرف حلوای عسلی را برداشتند، زیرا آن مسلمان امید داشت که از این کار ثواب ببرد.
هوش مصنوعی: هوش و ادب مخصوص اهل شهرها و مهمانی و پذیرایی مختص ساکنان بیابانها و مناطق روستایی است.
هوش مصنوعی: مهماننوازی مختص غریبان است و خداوند نعمتها را در دل روستائیان قرار داده است.
هوش مصنوعی: هر روز در روستاها مهمانانی جدید میآیند و هیچکس جز خداوند یاریکنندهای برای آنها نیست.
هوش مصنوعی: هر شب در این دیار میهمانان تازهای میآیند و به جز خدا هیچکس نمیتواند به آنها پناهی دهد.
هوش مصنوعی: دو بیگانه (ترسا و جهود) از خوراک لذت میبرند، اما آن مؤمن مسلمان که روزهدار است، درست ناامید و گرسنه باقی میماند.
هوش مصنوعی: هنگامی که وقت نماز شام فرا رسید و آن حلوا (که غذایی لذیذ است) حاضر شد، مؤمن (مسلمان) همچنان در گرسنگی شدید ماند.
هوش مصنوعی: آن دو نفر گفتند که ما امشب از این غذا نمیخوریم و آن را برای فردا کنار میگذاریم تا فردا مصرف کنیم.
هوش مصنوعی: در این بیت، افراد تصمیم میگیرند که امشب از خوردن غذا پرهیز کنند و به امید فردا، غذا را برای زمانی دیگر نگه دارند. آنها میخواهند راز لذت غذا خوردن را تا فردا پنهان نگه دارند و بزودی به آن دست پیدا کنند.
هوش مصنوعی: مؤمن گفت که امشب این غذا خورده شود و صبر را کنار بگذاریم تا فردا نخوریم.
هوش مصنوعی: آنها به مسلمان گفتند که هدف تو از این حکمت و روشنی که داری، این است که تنها از این غذا بخوری و دیگران را از سهم و بهره خود بینصیب کنی.
هوش مصنوعی: مسلمان به دو مسافر دیگرش میگوید که ما سه نفر هستیم و وقتی که میان ما اختلاف پیش آمد، بهتر است که آن را حل کنیم و تقسیم کنیم.
هوش مصنوعی: هر کس که بخواهد، میتواند به نام خودش قسم بخورد و جانش را به آن قسم بسپارد، و هر کس دیگر میتواند قسم خود را مخفی کند و آن را پنهان سازد.
هوش مصنوعی: آن دو نفر به مسلمان گفتند که از قسمت و تقدیر بگذر و توجه کن که قسام (تقسیمکننده) در آتش (درد و عذاب) خبری ندارد.
هوش مصنوعی: قسام کسی است که قسمت و تقسیم را انجام میدهد. در اینجا اشاره میشود به اینکه او کسی است که بر اساس میل و خواسته خود، قسمت را تعیین میکند، نه بر اساس قوانین و اصول الهی.
هوش مصنوعی: ملک حق (خدا) و تمامی قسمها از آن اوست. اگر قسم دیگری بدهی، یعنی دروغی بگویی، دوگویی کردهای و خود را به تفرقه دچار کردهای.
هوش مصنوعی: چنین به نظر میرسد که اگر آن مسلمان در آن موقعیت قرار نمیگرفت و غم نمیخورد، ممکن بود او نیز مانند دیگران از نعمت غذایی که برای فردا آماده شده بود استفاده کند. این بیت به پیروزی مسلمان بر رنج و مشکل اشاره میکند و میگوید او با قدرت ایمانش بر مشکلات پیروز شده است، در حالی که اگر در شرایط متفاوتی قرار میگرفت، ممکن بود از دیگران عقب بماند.
هوش مصنوعی: آنها قصدشان این بود که مسلمان به خاطر گرسنگی و فقر شب را بدون غذا بگذراند و غمگین شود.
هوش مصنوعی: مسلمان که تسلیم و راضی بود، گفت: «ما حرف گوش میکنیم و اطاعت میکنیم.» این نشاندهندهٔ وفاداری و اطاعت او از دوستانش است.
هوش مصنوعی: آنها شب را خوابیدند و صبح به پا خواستند و خود را آماده کردند.
هوش مصنوعی: آنها صورت و دهانهایشان را شستند و هر یک مشغول ذکر و دعا و مناسبتی مذهبی خود بودند.
هوش مصنوعی: روزگاری هر فردی به سمت دعا و ذکر خود میرفت و از خداوند طلب بهره و رحمت میکرد.
هوش مصنوعی: مؤمن، ترسا (مسیحی)، جهود (یهودی) و گبر (زرتشتی) همه به سوی آن خداوند بزرگ و سلطانی که بر همه چیز حکمرانی میکند، توجه دارند و به او روی آوردهاند.
هوش مصنوعی: همهٔ چیزهای مادی مانند سنگ، خاک، کوه و آب از نظر ظاهری ساده و بیخبر از حقایق عمیق هستند، اما در واقع در دل آنها یک رمز و راز نهانی وجود دارد که به خداوند مرتبط میشود.
هوش مصنوعی: این صحبتها هیچگاه تمام نمیشود و در آن لحظه، هر سه دوست به یکدیگر نگاه کردند.
هوش مصنوعی: یکی از آن سه نفر گفت که هر یک از ما در خواب خود چیزی دیده است، حالا آنچه را که دیشب دیدهایم، بیاوریم و برای دیگران بازگو کنیم.
هوش مصنوعی: هر کس خواب بهتری ببیند، او از آن قوت بهرهمند میشود؛ سوگند به این که هر کسی که در مرتبهی پایینتری قرار دارد، شخص برتر را همراهی و پیروی میکند.
هوش مصنوعی: هر کسی که در فهم و عقلش از دیگران برتر باشد، خوردن او، مثل خوردن همه، به حساب میآید و مهم نیست که چه غذایی میخورد.
هوش مصنوعی: جان پرنور مسلمان به مقام بالایی رسیده و برای افراد ماندگار، نگرانی و درد او کافی است.
هوش مصنوعی: عاقلان زمانی که بقا و جاودانگی را درک کردند، فهمیدند که این دنیا تنها فانی و ناپایدار است.
هوش مصنوعی: جهود (یهودی) چیزی را که دیده بود به آنجا آورد تا ببیند روح او (مسلمان) در شب تا کجا پیش رفته است.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که شخصی در مسیر موسی (پیامبر) حرکت میکند و به جلو میرود، اما با خواب خود را گم کرده و سرگرم دنبه (چربی یا چربی دمی) شدن است، که نشاندهنده غفلت و عدم تمرکز او بر هدف اصلیاش میباشد.
هوش مصنوعی: من در پی موسی (پیامبر) به طرف کوه طور رفتم و هر سه ما تحت تأثیر نور او، ناپیدا شدیم.
هوش مصنوعی: هر سه مسافر در نور آن آفتاب ناپدید شدند و پس از آن، از آن نور یک شروع تازه و مهم به وجود آمد.
هوش مصنوعی: نور دیگری از دل آن نور برآمد و به همین دلیل، آن نور دوم نیز با سرعت رشد کرد و پیشرفت کرد.
هوش مصنوعی: من و موسی و کوه طور هر سه از روشنایی نور الهی گم شدهایم.
هوش مصنوعی: پس از آن دیدم که نور حق مانند شاخهایی سهگانه در آنجا پدیدار شد و به شکلی خیرهکننده بر زمین تابید.
هوش مصنوعی: زمانی که جلوهٔ عظمت و شکوه خداوند بر او ظاهر میشود، هیبت و خوفی از آن تجلی به او دست میدهد و همه چیز بههم میریزد و دچار آشفتگی میشود.
هوش مصنوعی: یکی از شاخها که به سمت دریا آمد، تبدیل به آبی شیرین شد، در حالی که دیگران مانند زهر به تلخی بودند.
هوش مصنوعی: یکی از شاخههای درخت به زمین فرو رفت و از آن، چشمهای بیرون آمد که دارو و درمانکننده است.
هوش مصنوعی: آب، که از منبعی آسمانی و نیکو جاری شده، باعث بهبودی تمام بیماران و رنجوران گردید.
هوش مصنوعی: یکی از مسافران به سرعت از آنجا دور شد تا به مکان کعبه برسد که در نزدیکی عرفات قرار دارد.
هوش مصنوعی: پس از اینکه از آن حالت صعقه و خطری که به من وارد شد، به هوش آمدم، در کوه طور متوجه شدم که حالتی از من روی داده است که نه به اندازهای زیادتر است و نه به اندازهای کمتر.
هوش مصنوعی: زیر پای موسی، معجزهگر، مانند یخ نرم میشود و ذوب میگردد، بهطوری که هیچ نشانهای از قوت و استحکام باقی نمیماند.
هوش مصنوعی: زمین هموار شد، زیرا از هیبت و قدرت موسی (که به آسمان بالا میرفت) ترس بر او چیره شد و در نتیجه او به پایین آمد.
هوش مصنوعی: پس از تفکر و تامل، دوباره به یاد کوه طور و حضرت موسی (پیامبری که بر آن کوه با خداوند راز و نیاز کرد) افتادم که در آن جا حالتی از ارتباط برقرار است.
هوش مصنوعی: این بیابان که در پای کوه قرار دارد، پر از مردم است و چهرهها همه شبیه به موسی (پیامبر) است.
هوش مصنوعی: چون عصای موسی و لباس او، که همگی به کوه طور (جایی مقدس) اشاره دارند، به زیبایی و احترام به سمت کوه میروند.
هوش مصنوعی: همه دستها را به دعا بالا برده و نغمهای میخوانند که به معنی «خدایا، به ما خودت را نشان بده» است و روح جمعی آنها را به هم متصل کرده است.
هوش مصنوعی: زمانی که آن سه مسافر بیهوش شدند و به هوش آمدند، چهرهی هر یک از آنها به گونهای تغییر کرد.
هوش مصنوعی: این افراد، پیامبران بودند و به همبستگی و اتحاد بین پیامبران پی بردند.
هوش مصنوعی: من شاهد فرشتگانی بودم با شکلی شگفتانگیز که از جسم و ماده دور بودند.
هوش مصنوعی: حلقهای دیگر از فرشتگان که به کمک میآیند، تمام ظاهرشان شبیه به آتش است.
هوش مصنوعی: این فرد جهود (یهودی) میگفت که با این نیت در حال گفتگو است، اما در نهایت به گونهای رفتار میکند که شایستهٔ ستایش و تحسین (محمود) است.
هوش مصنوعی: به کسی که کافر است، به خاطر دینش نباید با تحقیر نگاه کرد، زیرا مرگ مسلمانان، امیدی برای رحمت و غفران الهی است.
هوش مصنوعی: تو چه میدانی که عمر او چگونه به پایان میرسد که میخواهی به سرعت از او روی برگردانی و دور شوی؟
هوش مصنوعی: پس از آن، ترسا (مسیحی) در کلامش گفت که عیسی (مسیح) در خواب به او نشان داده شده است.
هوش مصنوعی: من با او به چهارمین آسمان رسیدم که در آنجا مرکز و محل قرار خورشید جهان است.
هوش مصنوعی: عجایب و شگفتیهای آسمان خود به تنهایی قابل مقایسه با نشانهها و آیات این جهان نیستند.
هوش مصنوعی: هر کسی باید بداند که ای بهترین پسران، مهارت و علم در حرکت ستارهها و افلاک از علم و فنون زمین بیشتر و بالاتر است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۱۸ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.