گنجور

 
سنایی غزنوی
 

بخش ۱ - فی فضیلة العلم، ذکر العلم اربح لانّ فضله ارجح: فی‌العلم و درجة العلم و المتعلّم والسائل ...

بخش ۲ - التمثیل فی وضع الشی بغیر موضعه: آن شنیدی که ابلهی برخاست

بخش ۳ - فی الجاهل و یظن العالم: رافضی را عوام در تف کین

بخش ۴ - التمثیل فی‌العالم والمتعلّم: از عمل مرد علم باشد دور

بخش ۵ - التّمثیل فی‌المحبّة والشّکر: آن یکی خیره ز اشتری پرسید

بخش ۶ - حکایت شبلی رحمة‌اللّٰه در اخلاص و ریا: شبلی آنگه که کرد از خود صید

بخش ۷ - حکایة فی‌العجز والسکوت: شبلی از پیر روزگار جُنید

بخش ۸ - فصل فی ذکرالعشق و فضیلته و صفة‌العشق والعاشق والمعشوق ذکرُالعشق یُریح القلوب و یُزیل الکروب: دلبر جان‌ربای عشق آمد

بخش ۹ - حکایت در کمال عشق و عاشقی: عاشقی را یکی فسرده بدید

بخش ۱۰ - التمثیل بقصّة آدم علیه‌السلام و سبب عشقه: دل خریدار نیست جز غم را

بخش ۱۱ - فی صفة‌العشق: صورت عشق و عقل گفتار است

بخش ۱۲ - فی اشراق العشق: این چنین خوانده‌ام که در بغداد

بخش ۱۳ - التمثّل فی احتراق العشق واظهاره: رفت وقتی زنی نکو در راه

بخش ۱۴ - ذکر معنی و برهان عشق: دعوی عشق و عقل گفتارست

بخش ۱۵ - در عشق مجازی: در بهشت از نه اکل و شُربستی

بخش ۱۶ - اندر معنی دل و جان و درجات آن ذکرالقلب انفع لان شأنه رافع: جد زند بوسه بر ستانهٔ دل

بخش ۱۷ - اندر جان و دل و تن گوید: از دَرِ تن که صاحب کُلهست

بخش ۱۸ - اندر صفت پرورش دل گوید: دل قوی کند ز زحمت و بیم

بخش ۱۹ - اندر صفت شب گوید: چون نهان شد ز بهر سود زمین