بخش ۱۹ - اندر صفت شب گوید
چون نهان شد ز بهر سود زمین
آتشِ آسمان ز دود زمین
دهر چون در سرای قیر اندود
تودهٔ دوده با تلاطم دود
ظلمهای سپهر در یادم
گشته در طبع دهر مستحکم
پیش دیوان درون دمگه زشت
زنگیان پایکوب بر انگِشت
گشته پر دوده تودهٔ هامون
کرده عالم غُلامه غالیهگون
شب بسان سیاهگون دریا
من چو گوهر صدف نهاد سرا
خفته اندر کنار اهریمن
زنگیی کش ز مُشک پیراهن
زنگیانی به قیر بسرشته
شبه با ساج کرده در رشته
دیو از دوده کرده خود را دلق
شش جهت را یکی نموده به خلق
میدمید از دهان دوده سرشت
دیو در روی نوبیان انگِشت
گشته انقاس گوهرِ مردم
کرده انفاس راه منفذ گم
یا تو گفتی که از جوال سیاه
زنگیی کور سرمه ریخت به چاه
نور بسیار اندکی کرده
تیرگی شش جهت یکی کرده
سایهٔ آفتاب رفته چو تیر
قیروان را گرفته اندر قیر
شد چو شد زیر خاک چشمهٔ خور
نسترن را ز حوض نیلوفر
چشم نرگس به باغها در باز
لیک بیگانه از نشیب و فراز
زحل از اوج خویش رخ بنمود
همچو گویی ز نقره زر اندود
مشتری گشته از فلک پنهان
هیچ ننمود روی خویش عیان
شکل مریخ برفراخته تیغ
گاه پیدا و گه نهان در میغ
شمس رخ در حجاب پوشیده
وز سیاهی نقاب پوشیده
زهره اندر حضیض ناپیدا
گشته از نور خویش جمله جدا
با عطارد نمانده هیچ رمق
هم بسان دویت خود مطلق
خسرو شرق در شبستان خوش
خفته بر روی نیلگون مَفرش
چرخ پیروزه و ستاره بر آن
چون زر سرخ و دست نیلگران
شهب اندر اثیر میدان تاز
دُم عقرب ز زهره چوگان باز
بوده پیش بنات نعش مهین
ماه چون نیم حلقهای زرّین
در ثریّا بمانده چشم سهیل
خیره چون مرد مانده اندر سیل
قطب در قطر چرخ پیوسته
متمکّن چو پیر آهسته
نالهٔ بیوه و خروش یتیم
دل برجیس را نهاده دو نیم
بهر تعویذ عقد حورالعین
فرقدان چون هلیلهای زرین
انجم اندر مجرّه راست چنان
که صدف ریزهها بر آب روان
شده شکل مجرّه زو پیدا
همچو موسی و بحر و زخم عصا
شکل پروین چو هفت مهرهٔ یشم
بر یکی جام مینموده به چشم
همچو شخصم ضعیف شکل سُها
گاه پیدا و گاه ناپیدا
گردش انجم از ورای اثیر
خیل رومی به گرد زنگی پیر
کوکب از راه کهکشان پیدا
راست چون اشک و چشم نابینا
چرخ را کرده چون شکوفه به باغ
گاو گردون ز شش پلیته چراغ
مانده ساکن چو گوهر اندر دُرج
هفت سیّاره و دوازده برج
اختر و آسمان ز کینهٔ من
گشته مانند اشک و سینهٔ من
چون ز سرمای صبح زنگی زشت
دم دمید اندر آتش و انگِشت
صبحدم دم برون همی زد خیل
گفتئی جان همی کند بواللیل
تا برون کرد همچو زرین درق
شاه گردون سر از دریچهٔ شرق
همچو من زرد روی شد عالم
چون برون تاخت سرخ علم
شد جهان تازه چون دل دانا
شب شد از بیم صبح روز ناپیدا
انجم از بیم صبح ریزان شد
زنگی از رومیان گریزان شد
صبح چون شد ز نور شاد روان
گسترید او ز نور شادروان
بامدادان پگاه از درِ من
ناگه آمد پدید دلبر من
دلبری کو دل و روان بربود
چون به کافور مُشک میاندود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف طبیعت و تأثیرات آن بر زندگی انسانها میپردازد. با استفاده از تصویرهای زیبا و پیچیده، شاعر از آتش آسمان و دود زمین سخن میگوید و به توصیف وضعیت تاریک و ظلمانی دهر میپردازد. در ادامه، او به تضاد نور و تاریکی، ظاهر و باطن، و فراز و نشیبهای زندگی اشاره میکند. شخصیتهای مختلف آسمانی از جمله سیارات و ستارهها به تصویر کشیده میشوند که هر یک نمایندهای از احساسات و وضعیتهای انسانی هستند.
شاعر همچنین به حال و روز انسانها، به ویژه یتیمان و بیوهها، اشاره میکند و نالهها و دردهای آنان را در کنار زیباییهای آسمان نشان میدهد. در نهایت، به صبحی زیبا و نورانی اشاره میشود که به سرزمین میآید و زندگی دوباره را به ارمغان میآورد. این صبح به عنوان نمادی از امید و نوید به بهتر شدن اوضاع معرفی میشود.
هوش مصنوعی: وقتی که زمین به خاطر منفعت خود، پنهان میشود، آتش آسمان به خاطر دود زمین خاموش میشود.
هوش مصنوعی: زندگی همچون خانهای است که دیوارهایش سیاه از دوده و غبار است و دائماً در حال تغییر و آشفتگی به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: رنجها و ظلمهایی که در زندگی دیدهام، در ذهنم باقیمانده و در سرنوشت زمان استوار و محکم شدهاند.
هوش مصنوعی: در حضور دیوان درونی، در زمان زشت و ناپسند زنگیان، بر روی انگشت خود ضربه میزنم.
هوش مصنوعی: هامون به گرد و غبار و دود آغشته شده و دنیا به حالتی در آمده که مانند یک غلام اسیر و وابسته به چیزی درخشنده و زیباست.
هوش مصنوعی: در شب که مانند دریا تاریک و سیاه است، من همچون گوهری درون صدف آرام گرفتهام.
هوش مصنوعی: در کناری از اهریمن، کسی خوابیده که بوی خوش مشکی از پیراهنش به مشام میرسد.
هوش مصنوعی: در این بیت، اشاره به رنگ سیاه زنگیها یا زنگیانی دارد که با قیر، یعنی مادهای تیره و سیاه، رنگآمیزی شدهاند. این به نوعی به وجود رنگهای تیره و ظاهری خاص اشاره میکند که ممکن است با ابزار و هنر خاصی به دست آمده باشد. در واقع، تصویر سازی از کار هنری یا خلق یک اثر با استفاده از مواد تیره و خاص است.
هوش مصنوعی: شیطان از نژاد و ویژگیهای بد خود، ظاهر فریبندهای ساخته که در همه جهات چهارتا را به صورت یکسان به نمایش میگذارد و خود را به مردم نشان میدهد.
هوش مصنوعی: از دهان دیو دودی به بیرون میآمد و بر روی پوست نوبیها اثر میگذاشت.
هوش مصنوعی: انسانیت و ارزشهای درونی افراد با نفسهایشان فراموش شده و در وسط مسیر زندگی، راهی برای یافتن خود و حقیقت گم شده است.
هوش مصنوعی: شاید تو گفتی که از کیسهای سیاه، خاکستر یا گردی به چاه ریخته شده است.
هوش مصنوعی: نور در مقیاس بسیار کمی وجود دارد که باعث شده تاریکی در تمامی جهات به یک شکل ظهور کند.
هوش مصنوعی: زمانی که سایهٔ آفتاب ناپدید میشود، در تاریکی و بینوری مانند تیر قیروان (یک نوع تیرک) در قیر (مادهای چسبنده و سیاه) گرفتار میشود. این تصویر نشاندهندهٔ حس تنهایی و افسردگی در زمان فقدان نور و روشنی است.
هوش مصنوعی: وقتی که خورشید در زیر خاک پنهان شد، نسترن نیز از حوض نیلوفر محبوس گشت.
هوش مصنوعی: چشم نرگس به باغها باز است و به تماشای زیباییها مینگرد، اما او از دنیای اطراف و تغییرات آن بیخبر و جداست.
هوش مصنوعی: سیاره زحل در اوج خود نمایان شد، گویی که روکش نقرهای دارد.
هوش مصنوعی: ستارهها از آسمان پنهان شدهاند و روی خود را به هیچکس نشان نمیدهند.
هوش مصنوعی: شکل سیاره مریخ مانند تیغی است که گاهی در آسمان پیدا و گاهی در ابرها پنهان میشود.
هوش مصنوعی: خورشید چهرهاش را در پردهای پنهان کرده و از تیرگی نقابی به چهره زده است.
هوش مصنوعی: زهره (سیاره) در حالتی نامشخص و پایین قرار گرفته و از نور خود جدا شده است.
هوش مصنوعی: با عطارد دیگر هیچ نیرویی نمانده است، مانند دویدن خالص خود.
هوش مصنوعی: شاهزاده شرقی در اتاق خواب زیبایی به خواب رفته است و زیر پایش فرشی به رنگ آبی دیده میشود.
هوش مصنوعی: چرخ آسمان مانند دایرهای زیباست و ستارهها بر آن میدرخشند مثل طلا و دستهای نیلگون artisan.
هوش مصنوعی: در آسمان، تصویری زیبا از پرندهای در حال پرواز و حرکت شتابان در میدان دیده میشود، درست مانند دم عقرب که به طور هشیار و تند در اطراف میچرخد و به سوی هدف حمله میکند.
هوش مصنوعی: هالهای از زیبایی و درخشندگی در اطراف ماه دیده میشود که شبیه به یک حلقه طلایی است.
هوش مصنوعی: چشم ستاره سهیل در آسمان مانند مردی است که در میان سیل و آشوب مانده و به ثریا (ستارهای در آسمان) خیره شده است.
هوش مصنوعی: محور در وسط چرخ همیشه ثابت و محکم است، مانند پیرمردی که به آرامی و با وقار حرکت میکند.
هوش مصنوعی: صدای نالهٔ زن بیوه و فریاد یتیم، دل طبیعت را به شدت تقسیم کرده و تحت تأثیر قرار داده است.
هوش مصنوعی: به خاطر بخشی کردن و گره زدن نتیجه زیبا و دلپذیر، مانند هلیلهای زرد و درخشان به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: ستارهها در کهکشان به گونهای هستند مانند دانههای ریز صدف که بر روی آب جاری دیده میشوند.
هوش مصنوعی: شکل مجرای آب نمایان شده است، مانند داستان موسی که دریای سرخ را شکافت و عصایش را بر زمین زد.
هوش مصنوعی: شکل پروین مانند هفت دانه یشم است که درون یک جام شراب به چشم میخورد.
هوش مصنوعی: شخصی مانند من که ظاهری ضعیف دارم، گاهی در برابر چشمها قرار میگیرد و گاهی هم ناپیداست.
هوش مصنوعی: حرکت ستارهها از پشت آسمان، گروهی از رومیان را به دور مردی سیاه پوست میچرخاند.
هوش مصنوعی: ستارهای که از لابهلای کهکشانها میدرخشد، همانند اشک و چشم کسی که نمیبیند، نمایان است.
هوش مصنوعی: چرخ را مانند شکوفهای در باغ ساختهاند و جهان را به طور گردان و درخشان از شش سطح روشن کردهاند.
هوش مصنوعی: مانند گوهری درون جعبهای ایستا و ساکن، به حالتی مشابه با سیارات و دوازده برج آسمان، باقی ماندهام.
هوش مصنوعی: ستارهها و آسمان به خاطر کینهای که در دل دارم، به حالتی شبیه به اشک و سینهٔ من در آمدهاند.
هوش مصنوعی: صبح سرد و زشت زنگی، با دمیدن آتش و انگشتان خود، دنیای اطراف را تغییر میدهد.
هوش مصنوعی: صبح هنگام، گروهی در حال آواز خواندن بودند و با هر دم و بازدمی، جان خود را از دل برمیآوردند و میگفتند که «ای شب، چقدر زود پایان یافتی».
هوش مصنوعی: هنگامی که خورشید مانند نقابی طلایی از سمت شرق درآید و آسمان را روشن کند، به نظر میرسد که زیبایی و درخشش خاصی در آسمان شکل میگیرد.
هوش مصنوعی: چون من رنگ پریده شدم، جهان هم به سرخی علم درخشید و بیرون رفت.
هوش مصنوعی: جهان به خاطر دل آگاه و دانا تازه و شاداب شده است، مثل اینکه شب به خاطر ترس از طلوع صبحی که معلوم نیست کی فرا میرسد، تغییر کرده است.
هوش مصنوعی: ستارهها از ترس صبح ناپدید شدند و زنگی از رومیان دوری گزید.
هوش مصنوعی: صبح که فرا میرسد، نور خوشایندی پخش میشود و این نور، روح را شاداب میکند و زندگی تازهای به وجود میآورد.
هوش مصنوعی: در صبح زود، ناگهان معشوق من از در خانهام ظاهر شد.
هوش مصنوعی: دلبری که دلم را تسخیر کرده است، وقتی به کافور عطر میزند، جذابتر و دلرباتر میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.