گنجور

 
سنایی غزنوی
 

بخش ۱ - فی صفة العقل واحواله وافعاله و غایة عنایته و سبب وجوده: ذکر العقل اوجب لان نتائجه اعجب، من لا عقل له ...

بخش ۲ - اندر ستایش عقل و عاقل و معقول: هرچه در زیر چرخ نیک و بدند

بخش ۳ - فی اَنّ العقل سلطان الخلق و حجّة الحق: عقل سلطان قادر خوش خوست

بخش ۴ - در شرف نفس و عقل: پدر و مادر جهان لطیف

بخش ۵ - حکایت در داد و ستد خردمند: معن دادی خمی درم به دمی

بخش ۶ - در نفس کلّی و پیوستن به عقل و معرفت گوید: در عبارت کتاب مسطورست

بخش ۷ - در روح حیوانی گوید: بعد ازان سالکان چو بشتابند

بخش ۸ - اندر کمال عقل: چار طبعش مرید و او پیرست

بخش ۹ - اندر عزّت عقل: عزّتِ عقل هست سوی روان

بخش ۱۰ - اندر جمال عقل: سبب امت و رسولی او

بخش ۱۱ - در آفرینش جهان: از برای تناهی اندر کرد

بخش ۱۲ - اندر مراتب عقل: هست اعضا چو شهر و پیشه‌وران

بخش ۱۳ - در ذکر قوای حاسّه و حافظه: نفس کو مر ترا چو جان دارست

بخش ۱۴ - اندر جمع بین عقل و شرع: عقل چشم و پیمبری نورست