گنجور

غزل ۱

 
سعدی شیرازی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

اول دفتر به نام ایزد دانا

صانع پروردگار حی توانا

اکبر و اعظم خدای عالم و آدم

صورت خوب آفرید و سیرت زیبا

از در بخشندگی و بنده نوازی

مرغ هوا را نصیب و ماهی دریا

قسمت خود می‌خورند منعم و درویش

روزی خود می‌برند پشه و عنقا

حاجت موری به علم غیب بداند

در بن چاهی به زیر صخرهٔ صما

جانور از نطفه می‌کند شکر از نی

برگ تر از چوب خشک و چشمه ز خارا

شربت نوش آفرید از مگس نحل

نخل تناور کند ز دانهٔ خرما

از همگان بی‌نیاز و بر همه مشفق

از همه عالم نهان و بر همه پیدا

پرتو نور سرادقات جلالش

از عظمت ماورای فکرت دانا

خود نه زبان در دهان عارف مدهوش

حمد و ثنا می‌کند که موی بر اعضا

هر که نداند سپاس نعمت امروز

حیف خورد بر نصیب رحمت فردا

بار خدایا مهیمنی و مدبر

وز همه عیبی مقدسی و مبرا

ما نتوانیم حق حمد تو گفتن

با همه کروبیان عالم بالا

سعدی از آنجا که فهم اوست سخن گفت

ور نه کمال تو وهم کی رسد آنجا

 

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | طیبات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

منتخبی از اشعار سعدی، حافظ و جامی » تصویر 8 کلیات سعدی نسخهٔ ۱۰۳۴ هجری قمری » تصویر 454 کلیات سعدی مصور و مذهب نسخه‌برداری شده در ۹۳۴ هجری قمری شیراز » تصویر 448 کلیات سعدی مذهب و مصور نسخه‌برداری شده در ۹۲۶ هجری قمری » تصویر 499 کلیات سعدی به تصحیح محمدعلی فروغی، چاپخانهٔ بروخیم، ۱۳۲۰، تهران » تصویر 611

حاشیه‌ها

تا به حال ۷۱ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کیهان در ‫۱۰ سال و ۱۲ ماه قبل، جمعه ۲۵ تیر ۱۳۸۹، ساعت ۲۲:۱۷ نوشته:

سرادقات معنی اش تو لغتنامه نیست

 

یک دوست در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، سه شنبه ۹ شهریور ۱۳۸۹، ساعت ۰۶:۱۰ نوشته:

سرادق گویا به معنای سراپرده و خیمه گاه است
معادل انگلیسی marquee
مطابق
http://www.hawzah.net/hawzah/magazines/MagArt.aspx?MagazineNumberID=5994&id=62468
سرادق، به معنای سراپرده
یک بار در قرآن آمده: وَ قُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکُمْ فَمَنْ شاءَ فَلْیؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْیکْفُرْ إِنّا أَعْتَدْنا لِلظّالِمینَ نارًا أَحاطَ بِهِمْ سُرادِقُها وَ إِنْ یسْتَغیثُوا یغاثُوا بِماءٍ کَالْمُهْلِ یشْوِی الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرابُ وَ ساءَتْ مُرْتَفَقًا کهف/29.
در فارسی باستان سراده و به پهلوی سرای‌تن و فارسی کنونی سرای‌پرده می‌باشد. سیوطی و دیگران آن را فارسی می‌دانند و اصل آن را سردار یعنی سترالدار می‌داند.

 

مهرداد در ‫۱۰ سال و ۳ ماه قبل، پنج شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۰، ساعت ۱۳:۳۷ نوشته:

مرغ هوا را نصیب و ماهی دریا
به صورت زیر هم آمده است:
مرغ هوا را نصیب ماهی دریا
یعنی که مرغ هوا نصیب ماهی دریا میشود.

 

احمد در ‫۹ سال و ۶ ماه قبل، یک شنبه ۴ دی ۱۳۹۰، ساعت ۱۸:۰۰ نوشته:

1- بمعنی بارگاه یا حیطه و قلمرو.
2- مرغ هوا را نصیب، ماهی دریا . یاید هنگام خواندن این مصرع بعد از کلمه نصیب توقف نمود تا مفهوم کاملا آشکار شود. در اینصورت معنی این مصرع اینست که: خداوند ماهی دریا را روزی و وسیله تغذیه پرندگان قرار داده است. در فیلمهای مستند میتوانید مشاهده کنید که چگونه عقابها، و گونه های خاصی از پرندگان به شکار ماهی اقدام میکنند.

 

kazem در ‫۹ سال و ۳ ماه قبل، چهار شنبه ۲ فروردین ۱۳۹۱، ساعت ۰۶:۲۳ نوشته:

مرغ هوا را نصیب و ماهی دریا
دو معنی می تواند داشته باشد :
1. مرغی که در هوا و آسمانها جولان می دهد نصیب ماهی دریا می شود.
2. خداوند نصیب مرغ را هم هوا و هم ماهی دریا قرار داده است.

 

م.جدیدی در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، چهار شنبه ۸ شهریور ۱۳۹۱، ساعت ۲۲:۲۷ نوشته:

مرغ هوا را نصیب و ماهی دریا
مفهوم : هوا نصیب مرغ و دریا نصیب ماهی گردیده است.

 

نادیا در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۱ مهر ۱۳۹۱، ساعت ۲۰:۵۸ نوشته:

لطفا معنی سرادقات رابگویید

 

امین کیخا در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، دو شنبه ۱ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۰۲:۵۳ نوشته:

به نظر میرسد (ه)در اخر کلمات پارسی در هنگام عربی شدن ق می شوند مثال دیگر بجز سرادق میتوان واژه حق عربی را اورد که از هوده فارسی اول هودق شده سپس حق شده است و این مثال دیگری از این دگردیسی است

 

الهام در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۵ اسفند ۱۳۹۱، ساعت ۱۴:۴۸ نوشته:

ایا نمی شد اینگونه معنی کرد که خداوند برای مرغ هوا را در نظر گرفته وبرای ماهی اب ودریا فراهم کرده است؟.

 

مصطفی در ‫۸ سال و ۲ ماه قبل، سه شنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۱۸:۴۶ نوشته:

دوست خوبم جناب کیحا به نکته جالبی اشاره کردند. دلیلش هم کاملا واضح است. بسیاری از واژگانی که امروزه به "ه"(یا بهتر است بگوییم به فتحه) ختم میشوند در گذشته به "گ" ختم می شده اند.
مرده : مردگ
زنده: زندگ
عربها از آن جهت که "گ" نداشته اند آن را به "ق" تبدیل کرده اند.
پس میتوان گفت که "سرادق" در اصل "سرادگ" بوده است.

 

امین کیخا در ‫۸ سال و ۲ ماه قبل، یک شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۵۳ نوشته:

سپاس مصطفی جان از دقت شما

 

امین کیخا در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، پنج شنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۲، ساعت ۰۴:۳۸ نوشته:

غیب گو به تاجیکی می شود بینک

 

رهگذر در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، چهار شنبه ۴ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۳۷ نوشته:

برای مصراع " مرغ هوا را نصیب و ماهی دریا " دو بیان ذکر شده.
1 - اینکه بعد از کلامات مرغ و ماهی ویرگول یا مکث ایجاد شود که معنی این میشود که هوا نصیب مرغان شده و دریا نصیب ماهیان.
2- اینکه برای کلمه مرغ کسره به کار برده شود و البته "و"میان مصرع حذف گردیده که به این معنی میشود که نصیب و روزی پرنده، ماهی درون دریاست ( شاید اشاره به مرغ دریایی باشد )
ولی ظاهراً بیان اول معتبر تر و مستندتر است.

 

علیرضا پیشگو در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، چهار شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۷:۱۰ نوشته:

البته که این درست تر می نمایدمرغ هوا را نصیب و ماهی دریا.چون که سعدی یک چیز را که ماهی از دریا خوراک مرغ از آسمان است نیست. بلکه می خواهد همه چیز و همه کس را با لفظ دیگر بیان کند همچنان که در بسیاری از اشعر آمده"مرغ و مور و ماهی"مرغ در هوا،ماهی در آب،مور در روی زمین.
ضمنا سرادق هم به معنای سراپرده و پادر باشکوه و خیلی بزرگ است.
کاش آن زمان سرادق گردون نگون شدی....

 

رضا ع در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، دو شنبه ۱۶ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۱۷ نوشته:

وجود حرف ه در انتهای برخی کلمات فارسی جایگزین حرف گ گویش پهلوی همان کلمه می باشد مانند بچگ - بچه و پروانگ - پروانه و در زبان عربی حرف گاف کلمات فارسی در بیشتر موارد به ق تبدیل شده مثل چنتوگ - صندوق

 

امین کیخا در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، دو شنبه ۱۶ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۵۲ نوشته:

رضا یک کلمه نوشتی ولی سدتا می ارزید درود به جان آگاهت .من کیوت را هم شنیده بودم اما آنچه شما نوشته اید بیشتر همخوانی دارد

 

گنجور در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، دو شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۴۲ نوشته:

دل دردمند ما را اسیر توست یارا

 

behzad در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۲۸ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۵۲ نوشته:

زیبا بود

 

جواد در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۳۸ نوشته:

سرادقات یعنی نور الهی

 

هوشنگ حاج حریری در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، چهار شنبه ۵ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۲۹ نوشته:

سرادق =خیمه بزرگ=سپرده
خیمه بزرگی که بر فراز صحن خانه میکشیده اند
سرادقات=جمع سرادق

 

امیدی در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۵ دی ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۵۰ نوشته:

اعراب « ه » آخر واژه های ما را گاه ج میکنند و گاه ق مانند برنامج و بیدق که معرّب برنامه و پیاده هستند. سرادق باید سراده باشد.به معنی سراپرده و خیمه بزرگ. در آیه ای ذکر شد به معنای دود غلیظ باید باشد از باب تشبیه.

 

بابک هاشمی نژاد در ‫۶ سال و ۴ ماه قبل، چهار شنبه ۸ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۴۰ نوشته:

با سلام و احترام
منظور از مرغ هوا را نصیب و ماهی دریا ، بنظر اینجانب با توجه به مصرع اول از بیت بعدی یعنی اینکه خداوند برای همه ی بندگان خود بستری را فراهم آورده تا مدح او کنند یا بقولی با مدح و شکر او بتوانند راه تکامل و رستگاری را طی کنند و با رضایت خاطر به آرامش رسند .
با تشکر از سایت خوبتان
برایتان بهترینها را آرزومندم
<>

 

روفیا در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۴ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۵۰ نوشته:

از در بخشندگی و بنده نوازی
مرغ هوا را نصیب و ماهی دریا
مرغ و ماهی هر دو در اخر کسره دارند تا وزن شعر کامل شود و معنای نصیب روزی است :
از روی بنده نوازی روزی مرغ هوا و ماهی دریا و همه را در نظر گرفته است .

 

شایق در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۸:۴۹ نوشته:

با سلام سعدی در این غزل خط مشی خود را بطور واضح مشخص کرده تا نگویند او فردی شرابخوار وزن باره بوده است بلکه منظورش درهمه اشعار عشق بخداست نه به دختر همسایه

 

هامایاک آوانسیان در ‫۶ سال قبل، جمعه ۸ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۴:۴۶ نوشته:

دوستانی که مصراع دوم از بیت سوم ای غزل را اینطور میخوانند - مرغ هوا را نصیب و، ماهی دریا، به مصراع اول توجه نکرده اند. و اما این دو مصراع باهم به ما میگویند که خداوند از در بخشندگی و بنده نوازی مرغ هوا را نصیب ماهی دریا کرده است. مرغ را نصیب هوا کردن و یا ماهی را نصیب دریا کردن که بنده نوازی نیست چون هوا و دریا که موجودات جانداری نیستند که بتوان آنها بنده خدا نامید. پس همان درست است که این بیت را همانطور که جناب مهرداد نوشته اند بخوانیم- از در بخشندگی و بنده نوازی مرغ هوا را نصیب ماهی دریا

 

امین در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۶ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۱۹ نوشته:

درود بر دوستان. من فکر میکنم با توجه به بیت های قبل از بیت مرغ و ماهی آمده بشه اینطور هم میشه برداشت کرد، که اگر در هوا با در ته دریا باشید هم نصیبی از لطف خدا خواهید داشت.

 

محسن در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، چهار شنبه ۷ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۹:۰۰ نوشته:

به نظر من، معنی مصرع " مرغ هوا را نصیب و ماهی دریا" بایستی بدون مکث و توقف خواند تا معنی اصلی آشکار شود.روانی و وزن ظربف غزل و توانمندی سعدی در استفاده از کلمات مشهود است. اهمچنین اگر دو بیت بعدی خوانده شود مفهوم کاملاً روشن میشود."خداوند بخشنده و روزی ده است و همه موجودات روزی و نصیبی دارند، از مرغ هوا ، در بالای زمین گرفته ، تا ماهی در زیر دربا، از منعم ثروتمند گرفته تا درویش بی چیز، از پشه ضعیف گرفته تا عنقای شکارچی، روفیا و امین به درستی اشاره کرده اند.

 

ص.ت در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، پنج شنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۲۰ نوشته:

در گذشته با توجه به اینکه منظومه ها و مجموعه اشعار با حمد و ستایش آغاز میشده این شعر را سعدی برای آغاز مجموعه اش سروده است و دلیل بر عارف بودن وی نیست. در رابطه با بیت سوم هم معنی آن اینگونه است: "خدایی که از سر بخشندگی به همۀ موجودات نعمت و نصیب داده است". منظور سعدی از مرغ هوا و ماهی دریا تمام کائنات است از بالاترین آن که در هواست تا موجودی که در دریا است. سرادقاتنیز به معنی سراپرده و خیمه است. سعدی قافیه و مطلع شعر را به عمد با حرف "الف" آغاز کرده که پس از جمع آوری اشعارش این حمد و ستایش در آغاز مجموعه غزلیات وی باشد (با توجه به فهرست بندی شعرها).

 

ص.ت در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، پنج شنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۲۶ نوشته:

این شعر غزلنامه است. به نوعی نامه ای برای معشوق.

 

ص.ت در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، پنج شنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۲۷ نوشته:

این شعر به نوعی غزلنامه است. نامه ای برای معشوق.

 

ص.ت در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، پنج شنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۵۰ نوشته:

در رابطه با غزل دوم اینکه این غزل به هیچ وجه مربوط به معراج پیامبر نیست. بهتر است این مسائل مستند باشد و به چیزی استناد شود. این غزل در قالب یک نامه است. مسائل عرفانی گلستان نیز به غزلهای یک شاهر ارتباطی ندلرد چرا که نوع آن متفاوت است و کار درست این است که هر متن با متن شبیه به خود مقایسه شود. ":درد کشیدن به امید دوا" درست تر است، زیرا فعل "راحت است" در مصراع دوم حذف شده -به دلیل قرینه که در مصراع قبل آمده است" به این شکل که "درد کشیدن به امید دوا راحت است". حذف از شگردهای سعذی است.

 

ص.ت در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، پنج شنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۱۶:۱۴ نوشته:

درمورد غزل 14 این مسئله است که محتوای این غزل توصیف شب وصل است اما نه وصل عرفانی. موسیقی شعر نیز ضربی است و شاد و ریتمیک که با محتوا تناسب دارد. در ضمن بهتر است انسان به اجداد و گذشتۀ خود نبالد آن هم اجدادی که زیر خاک پوسیده اند. این شعر ارتباطی با غنیمت شمردن وقت ندارد. منظور سعدی از "صوفی و عامی" کنایه از همۀ مردم است.

 

ص.ت در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، پنج شنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۱۶:۳۴ نوشته:

غزل 15 از سعدی محتوای ملامتی و قلندرانه دارد. این مسئله واکنشی است به این مسئله که مذهب قرار بود رابطه ای بین خدا و انسان باشد نه معیاری برای سنجش انسانها در این دنیا. بیت چهارم از گلستان سعدی است چرا که این بیت علیمی است و جای آن در غزلها نیست. بیت "هر ساعت از نو قبله ای..." میپردازد به اینکه در گذشته افراد (عاشق و معشوق) به صحرا میرفتند و در مصراع بعد خطاب به معشوق میگوید که جلوه کن. خام کنایه از شخص بی تجربه است، نه نادان. مصراع "جایی که سلطان خیمه زد..." مثالی است برای مصراع قبل، سلطان درواقع غم عشق و عام در اصل دنیا و دین و صبر و عقل مصراع قبل است که در غم عشق از دست رفته اند..

 

M-B در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، چهار شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۴، ساعت ۱۲:۲۷ نوشته:

راجع به مصرع
(مرغ هوا را نصیب و ماهی دریا)
هر دو کلمه مرغ و ماهی در حروف پایانی خود کسره می گیرند
بنابراین نظرات دوستان عزیز روفیا و امین صحیح می باشد

 

محمد در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، یک شنبه ۲ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۱۱:۱۹ نوشته:

سرادقات معنیش میشه:ج سرادق سراپرده . خیمه

 

پیام بهتاش در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۲ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۰۶ نوشته:

مرغ هوا را نصیب ماهی دریا
این بیت را غالباً به دو گونه تعبیر می کنند: مرغ هوا را به عنوان غذا به ماهی اختصاص داده.
و دیگر ماهی دریا را روزی مرغ های ماهیخوار کرده است.
اما هیچ کدام از این دو برداشت صحیح نیست در حقیقت همان طور که گوینده این غرل را به درستی قرائت کرده معنای مصراع به این اشاره دارد که هوا را قلمرو پرندگان و دریا را قلمرو آبزیان قرار داده است. دلیل آن هم جهانبینی سعدی و تکنیک رایج اوست؛ شاعر در کل غزل به عدالت و نعمت های خدا می پردازد بنابراین امکان ندارد که در این ارتباط به یکی از دو موجود نفعی برسد و دیگری بی نصیب بماند.

 

سمانه ، م در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۲ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۰۵ نوشته:

مرغ هوا را نصیب و ماهی دریا
تمام نظرات دوستان را مطالعه کردم و صدای خواننده ی غزل را شنیدم
دلیل بانو روفیا و امین گرامی به نظرم به صحت نزدیکتر آمد
ولی ایشان توضیحشان را به کوتاهی بیان کردند که در تأئید اضافه می کنم : بر خلاف خواننده که ” ی “ را در ماهی ساکن خواند، ماهی ِ دریا به نظر درست می آید .
لغت نصیب هم به مرغ هوا مربوط می شود هم به ماهی دریا ، یعنی خداوند هم برای مرغ هوا نصیبی معین کرده ، و هم ماهی دریا را نصیبی ست
در رد خوانش خواننده ی غزل هم میتوان گفت : هم مرغان از دریا نصیب دارند و هم ماهیان از هوا
با پوزش

 

سید در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۲ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۳۸ نوشته:

آفرین سمانه خانم
خوب بیان کردید و گوینده غزل بهتر است مطابق نظر شما قرائت کند
مرغ ِ هوا را نصیب و ماهی ِ دریا
چون اگر منظور از هوا آسمان باشد ، تنها نصیب مرغان نیست ، پشه و مگس و سوسک هم نصیبی دارند
و دریاهم تنها نصیب ماهیان نیست و دیگر ابزیان هم سهمی می برند
همان بهتر که بخوانیم : مرغان هوا را نصیبی ست و ماهیان دریا را نیز نصیبی
جناب استاد شمس الحق ، منتظرم تا نظر شما را بدانم
ممنون

 

محسن در ‫۵ سال قبل، سه شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۵۱ نوشته:

با سلام خدمت همگی دوستان عزیز.
به نظرم گوینده غزل مصرع دوم از بیت سوم را اشتباه خوانده است. مفهوم این مصرع با توجه به بیت چهارم مشخص میشود. سعدی دو مطلب را در این دو بیت بیان کرده: اول اینکه همه موجودات از خدای عالم روزی یا نصیب یا قسمتی دارند.( سه کلمه روزی و نصیب و قسمت همگی به یک معنا به کار رفته اند. ) به عنوان مثال از چند موجود نام برده میشود: مرغ، ماهی، منعم، درویش، پشه و عنقا. دوم اینکه سعدی در بیت سوم و چهارم دامنه و وسعت روزی دهی خداوند را بیان میکند. برای مثال دو حد و مرز فیزیکی قابل درک هوا و دریا، و دو حد و مرزکیفی از ثروت فراوان تا فقر کامل، و دو حد و مرز قدرت از ضعف پشه تا قدرت عنقا را مثال میزند و زیبایی غزل در این است که انسان و حیوانات و جانوران مثال زده شده در غزل از کران تا کران هستی را شامل میشوند. معنی غزل روشن است.مرغ هوا و ماهی دریا و منعم و درویش و پشه و عنقا همگی از کرم خداوند نصیب یا قسمت یا روزی و بهره میبرند و خداوند به کیفیت زندگی و قدرت موجود و محل زندگی موجودات توجهی نمیکند و به همه روزی میدهد.

 

حمید حسنی در ‫۵ سال قبل، یک شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۳۲ نوشته:

در بیت ششم، مصراع دوم، «برگِ تر» درست است؛ یعنی بینِ «برگ» و «تر» یک فاصلهٔ کامل لازم است. با سپاس.

 

جواد شهرکی گزمه در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، سه شنبه ۸ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۲۶ نوشته:

سعدی استاد ایجاز است.در بیت
جانور از نطفه میکند شکر ازنی برگ تر از چوب خشک و چشمه زخارا
حقیقتا زیبا از ایجاز استفاده کرده.درود بر روح بزرگش
از نظرات اقای کیخا و اقا رضا بسیار استفاده کردم. از زحمت کشان گنجور سپاس دارم.

 

گمنام در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، سه شنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۳۵ نوشته:

جناب شمس،
از قضا آنرا از مانا می اندازد،
شیخ سخن از کمال خداوند می گوید و نه کمال توهم!!
یاد داستان محمود و طلحک و ماجرای بادمجان افتادم!

 

سیدمحمد در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، سه شنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۰۲:۰۶ نوشته:

جناب استاد شمس الحق
ورنه کمال تو ، وهم کی رسد آنجا
با نظر گمنام گرامی بیشتر موافقم
می فرماید : اگر سخن در باره ی کمال تو باشد ، در حیطه ی خیال نمی گنجد ، ” کزین برتر اندیشه برنگذرد“
جسارتم را ببخشائید
شاد و خوش بوید پایدار

 

گمنام در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، سه شنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۴۲ نوشته:

جناب شمس الهق،
آ سید ممد و حقیر ، امر واضحی را توضیح نفرموده ایم!
بل بد خوانی مصراعی را به یادتان آوردیم.
و بد خوانی البته تفنن ادبی محسوب نمی شود.
با عرض پوزش اگر گاه نام مستعارتان را کامل ننوشته ام، گمان میبردم دوستانه تر است.

 

گمنام در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، سه شنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۱۸:۱۰ نوشته:

جناب شمس الحق،
اگر به کتاب هم زکات تعلق میگیرد ، من و ای بسا ما مستحق باشیم، و بر صاحبان کتب واجب است پرداخت زکات آنها،
ای کاش نام و نشان برخی از این کتب را به آگاهی کتاب دوستان برسانید.
من در گوگل جست و جو کردم با وارد کردن نام مستعار شما به لاتین و چیزی نیافتم.
.

 

گمنام در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، سه شنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۰۲ نوشته:

سهو الکلید برگ !!!را ببخشایید
شمس الحق

 

گمنام در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، سه شنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۵۱ نوشته:

جناب شمس الحق
اگر از نوشته های من رنجیده اید ،پوزشم را بپذیرید بی آعتمادی حقیر به لغتنامه هایی است که بر روی اینتر اند. به از من میدانید که برخی از آنها حتا فضایی برای افزودن واژه ها و معانی تازه دارند که هر بی سوادی چون من نیز میتواند در آن دست ببرد. در باره تالیفات سرکار که امروز در دانشگاهها به عنوان کتاب درسی مورد استفاده اند ، از صمیم دل درخواست کرده ام ، چه من بر خلاف شما که گویا همه چیز آموخته و الک آویزان کرده اید، هرگز از آموختن نمی آسایم.
درباره مصراع مورد گفتگو به طور قطع نمی توان آنرا آنگونه خواند که شما تفنن فرمودید .
" فبشر عباد الذین یستمعون القول ........

 

گمنام در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، چهار شنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۳۱ نوشته:

جناب شمس الحق،
اگر از نوشیه من رنجیده اید، پوزشم را بپذیرید.
بی اعتمادی نسبی حقیر به لغتنامه هایی است که بر روی اینترنت اند، به ازمن میدانید که برخی حتا فضایی برای افزودن واژه ها و ماناهای تازه دارند.
در باره تالیفات سرکار که در دانشگاه ها تدریس میشوند، از صمیم دل در خواست کردم
چه من چون شما که گویا همه چیز آموخته و الک آویخته اید ، هرگز از آموختن نمی آسایم.
در باب مصراع مورد گفتگو، به طور قطع خوانش تفننی سرکار نادرست است.
فبشر عباد الذین.........

 

Mir Seyed Sepehr در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، سه شنبه ۲ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۰۸:۵۱ نوشته:

Ya Hagh
Salamon alaikom
مرغ هوا را نصیب و ماهی دریا
Man ba nazarate hame mokhalefam
Zira keh tebghe hadisi az Rasool Akram (sa) sotoonhayee hastand az yaghoot ke barafrashe bar aseman ha va paye in sotoon ha rooye mahi dar omghe zamin ast.
Morghe mahi khar be in dalil parvaz mikonad bar sathe ab zira keh mahi ra akse khodash dar ab mibinad mesleh ayene. hengami keh morgh dar yek lahze e zamani va makani In mahi ra did va koor shod keh aske khodash nist balke mojoodi kharejist an ra shekar mikonad. Ham morgh ham mahi fani mishavand. Ensan ha ham be in dalil hamdigar ra mikoshand dar jangha. Zira keh Payambar e Akram dar hadisi digar farmoodand keh momen ayene momen ast.
Men Allah tofigh,
Mir Seyed Sepehr

 

Mir Seyed Sepehr در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، سه شنبه ۲ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۵۳ نوشته:

Ya Hagh
Salamon alaikom
مرغ هوا را نصیب و ماهی دریا
حدیثی در منابع کهن شیعی نقل شده است که رسول خدا(ص) فرمود: «براستی که خداوند عزّ و جلّ را ستونی است از یاقوت سرخ که سر آن ستون زیر عرش و پایه‌اش در پشت ماهی در زیر زمین هفتم است، و هرگاه بنده‌اش‏ "لا اله الّا الله" گوید، عرش بلرزد و آن ستون به حرکت آید و ماهی بجنبد و خداوند عزّ و جلّ خطاب به عرش گوید: ای عرش من! آرام گیر، در جواب گوید: پروردگارا! چگونه آرام گیرم در حالی‌که تو گوینده این ذکر را نبخشیده‌ای، خداوند تبارک و تعالی در پاسخ فرماید: ای ساکنان آسمان‌هایم شاهد باشید که من گوینده این کلمات را بخشیدم».
Mir Seyed Sepehr

 

Mir Seyed Sepehr در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، سه شنبه ۲ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۳۰ نوشته:

Ya Hagh
Allah Allah Hay Hay
https://www.youtube.com/watch?v=jAbrfo3jQrg
Mir Seyed Sepehr

 

مهران برقبانی در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، پنج شنبه ۴ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۵۱ نوشته:

عالی بود فقط متنش خوندنش سخته

 

۷ در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، پنج شنبه ۴ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۲۸ نوشته:

از در بخشندگی و بنده نوازی
مرغ هوا را نصیب و ماهی دریا
مصرع دوم در واقع اینگونه است:
مرغ هوا را نصیب و ماهی دریا را نصیب
که نصیب به قرینه حذف شده و نیز را(برای)
و نیز پیداست که وقتی از بخشندگی میگوید به مرغ هوا (آسمان)نسبت میدهد و وقتی به یک درجه پایین تر (دریا)میرود نسبت به ماهی و ...بنده نوازی میکند
در بیت بعد هم اینگونه باشد یعنی به منعم بخشیده که او نیز نسبت به درویش،باید نوازندگی داشته باشد همچنان که خدا او را نوازیده است.

 

محمدرضا خان پور در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، سه شنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۱۱ نوشته:

با سلام ، لطفا شرح کامل ابیات شامل معانی را بنویسید .

 

ایرج حق پناه در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۶، ساعت ۰۲:۰۲ نوشته:

سلام دوستان !
"مرغ هوا را نصیب و ماهی دریا"
در این بیت بیشتر اشاره است به قسمت و نصیب این 18 هزار عالم که الله ضامن است بر آن و مرغ در هوا روزی میخورد و ماهی در دریا و مورچه زیر صخره سما. چنانچه در بیتی که بعد از این میآید وضوح آن بیشتر میشود.
"قسمت خود میخورند منعم و درویش
روزی خود میخورند پشه و عنقا"

 

مسعود کاظمی در ‫۳ سال و ۶ ماه قبل، سه شنبه ۷ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۰۸ نوشته:

بسمه تعالی,بیت اوّل؛ اوّل بر وزن افعل یعنی: آن چه قبل از آن چیز نمی باشد./ دفتر: اسم, مفرد می باشد. با « دفاتر» جمع می باشد؛ گفتند: اصل فارسی دارد یعنی دپتر./ نام: اسم./ ایزد: خدا. / دانا: عالم. / صانع: آن که بنا (را) خوب درست می نماید. / پروردگار: ربّ. / حَیّ: زنده. / توانا: قادر. والسَّلام.

 

ناشناخته در ‫۳ سال و ۶ ماه قبل، سه شنبه ۷ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۳۴ نوشته:

1-
نخست درود می فرستم به مسعود گرامی که دفتر را از تملک یونایان بدر آوردید
2-
به عرض جناب شایق میرسانم ، عاشق شدن به دختر همسایه در زمان شیخ نیز همانند امروز مرسوم بوده است.
3-
ماهیان بی گمان در آب می زیند و مرغان بیش و کم در هوا، می فرماید دریارا نصیب ماهیان کرده است و هوا را به مرغان ارزانی داشته است.

 

ناشناخته در ‫۳ سال و ۶ ماه قبل، سه شنبه ۷ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۳۶ نوشته:

یونانیان ،

 

کمال داودوند در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، چهار شنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۰۷:۰۸ نوشته:

با تشکر از زحمات دوستان عزیز گنجور و آقای حمید رضا محمدی.

 

سید محمد طاهر حسینی در ‫۲ سال و ۸ ماه قبل، یک شنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۰۷ نوشته:

سلام اینکه در لفظ قدیم کلمات منتهی به ه به گاف ختم میشده است جالب بود. در زبان کردی این کلمات هنوز به این شکل کاربرد دارد مثلا مرده را مردگ، زنده را زندگ ، برده اند بردگیه و .....

 

عطا در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، چهار شنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۲۳ نوشته:

سلام علیکم
مرغ هوا را نصیب و ماهی دریا
1. مرغ دو نوع خوانده می شود: با کسره و با سکون
2. ماهی دو نوع خوانده می شود: با کسره و با سکون
3. نصیب سه نوع خوانده می شود: با کسره، با سکون، با واو
بنابراین 2×2×3=12 حالت امکان خواندن دارد
از این 12 حالت، 5 حالت با معنا است، یک حالت هم با توجه به بیت قبل دو معنی می دهد.
بنابراین این مصرع به 6 معنای مختلف قابل تفسیر است.
که هر 6 معنی هم کامل و درست است. اگرچه شاید خود سعدی همه این معانی را در نظر نگرفته باشد، ولی کوتاه نگری است که خود را از این معآنی محروم کنیم. اعجاز سخن.
Serat.iej@gmail.com

 

علی در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، پنج شنبه ۱۳ دی ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۲۵ نوشته:

مرغ هوا را نصیب و ماهی دریا باتوجه به مصراع قبل می توان گفت به آیه قران اشاره دارد که خداوند گوشت پرندگان و ماهی را برای انسان حلال کرده و به انسان نعمت داده است ان هم از سر بنده نوازی و بنده پروری

 

کوروش روحانی در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، دو شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۲۴ نوشته:

سلام دوستان گرامی
در مصرع
مرغ هوا را نصیب و ماهی دریا
به نظر من این "را"ئه زائدی که بعد از کلمه مرغ هوا اومده رائه مالکیته
را مالکیت؛رائیه که فعل "است" رو به افعالی از مصدر"داشتن" تبدیل میکنه و قدما از اون استفاده میکردند
مانند: مرا با او کار "است"**
که رائه لعد از من مالکیته و جمله امروزیش میشه:
من با او کار "دارم"**
که در اینجا نیز جمله ی اصلی به این صورت است:
مرغ هوا را نصیب "است"**(فعل است به صورت قرینه معنوی حذف شده)
و اما جمله امروزی میشه:
مرغ هوا نصیب "دارد"**
یا اگر بهنر بگیم
برای مرغ هوا نصیب وجود"دارد"**(چون فعل "است" در این مصرع به صورت فعل خاص( غیر اسنادی) به معنای وجود داشتن به کار رفته)

و بعد مرغ هوا هم که همین قضیه برای ماهی دریا تکرار میشه
در کل امروزی بیت میشه:
"از در بخشندگی و بنده نوازی
برای مرغ هوا نصیب وجود دارد(خداوند آفریده) و همچنین برای ماهی دریا"

دیگر سخن رو کوتاه میکنم و تنها یک نکته رو میگم:
* کلمات هوا و دریا که بعد از مرغ و ماهی اومده فکر میکنم صفت نسبیه به معنای"مرغ هوایی" و "ماهی دریایی"

شما هم نظراتتون رو بگین
با احترام فراوان
کوروش روحانی

 

مرتضی در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، یک شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۲۲ نوشته:

سلام
در این بیت
از در بخشندگی و بنده نوازی
مرغ ِ هوا را نصیب و ، ماهی ِ دریا
منظور این است که هم پرندگان در آسمان بهره مند از روزی اند هم ماهیان دریا .
نه اینکه حتما یکی آن دیگری را میخورد .
در همین شعر میگوید
قسمت خود میخورند پشه و عنقا
در بوستان دارد
چنان پهن ، خوان کرم گسترد
که سیمرغ ، در قاف روزی خورد
اشاره هم نمیکند که مثلا روزی چه و چه میخورد .
همچنین در بیت اول به نظر من خوانش به این صورت است:
صانع ِ پروردگار ، حی توانا
یعنی آفریننده ی پرورش دهنده ، همیشه زنده توانا
پیروز باشید

 

پوریا در ‫۲ سال و ۱ ماه قبل، سه شنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۵۳ نوشته:

با سلام خدمت همه عزیزان دل .
این گنجور کار بی نظیری ه که دوست دارم بابتش از همه کسانی که این کارو کردن تشکر کنم که امثال این عزیزان نگهدارندان دانش بشری هستند . ممنون .
دو مورد هم جسارتا عرض کنم اگر بنظرتون این صحیح بود اصلاح بفرمایید : {از نسخه مهدی معیینیان }
بار خدایا مهیمنی و مدبر وز همه عیبی منزهی و مبرا
.
دوم این بیت :
سعدی از انجا که فهم اوست سخن گفت
ورنه کمالات و وهم، کی رسد آنجا
باز هم از همهی شما صمیمانه سپاسگذارم

 

رضا دهقان حسامپور در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، یک شنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۲۳ نوشته:

از در بخشندگی و بنده نوازی مرغ هوا را نصیب و ماهی دریا.در این بیت خیلی ساده سراینده طبق آیه قرآنی که فرموده ما به بندها روزی دادیم ماهیان دریا و مرغان هوا را.منظور این بوده که خداوند ماهیان دریا و مرغان هوا را نصیب بندها کرده.به همین سادگی.

 

احمد طحانی در پاسخ به مهرداد در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، یک شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۲۵ نوشته:

جناب مهرداد؛ با سلام.
اینکه معنی «مرغ هوا را نصیب ماهی دریا» بشود «مرغ هوا نصیب ماهی دریا می شود» به نظر نادرست می آید! (شما اینگونه نوشته اید)
اجازه بدهید با یک کاما مصرع را بررسی کنیم:
مرغ هوا را نصیب، ماهی دریا!
حتی اگر به وزن هم توجه کنید معنا کاملا برعکس می شود:
ماهی نصیب مرغ هوا می شود...

 

مسعودهوشمندی حاجی آبادغوری در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، پنج شنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۲۱ نوشته:

بنام حی توانا
دوستان و مهربان یاران عرصه فهم ودقت وادب
باز هم عرض ادب دارم این شما هستید که سبب میشوید ما هم دقیق تر به ابیات سعدی شویم و از شما بیاموزیم
عزیزان در تفسیر عرفانی خواجه عبدالله انصاری که بسم الله الرحمن الرحیم را تفسیر میکند راجع به اصل موضوع میفرمایند سه قبیله بت پرست ویهودی و مسیحی در شبه جزیره عرب یا جزیره العرب زندگی میکردند و محند ص آمد و گفت بنام خدای بت پرستان و یهودیان و مسیحیان به همین دلیل الله را ویژه بت پرستان و الرحمن خدای یهودیان و الرحیم خدای مسیحیان است.
در این باره توضیح میدهند که یهودیان به این دلیل خداوند را بخشنده میدانند که روزی ده از نوع مادی است و نعمت خدارا از نوع مادی دوست دارند به همین دلیل رحمانیت وبخشندگی خدارا قبول دارند و مسیحیان رحم و عطوفت خدا را درنظر دارند لذا بخشندگی خدا در مصرع قبلی بیانگر یک حقیقت است که مارا با بیان عرفانی سعدی و بانگاه به اینکه بخشنده گناه تا بخشنده روزی دو معنای متفاوت دارد و خداوند گناهی ندارد که به کسی ببخشد خدا روزی رسان و بخشنده روزی است و آنچه از بخشش در گناه در نظر است عفو است و ما اگر بگوییم خدا گناه به ما بخشیده تا اینکه خدا گناه مارا بخشیده است هردو غلط است زیرآنچه در رحمانیت خدا معنی میشود بخشندگی روزیست و سعدی برهمین اساس میفرماید
از در بخشندگی و بنده نوازی دقیقا همان معنی تحت الفظی الرحمن الرحیم است
که مرغ هوارا نصیب،ماهی دریاست
دیگر تعابیر و تفاسیر دوستان را نمیتوان با منطق و شان نزول سخن سعدی منطبق دانست چرا که مرغ هوارا نصیب به این معنی که مرِغ سهمیه اش هواست اینگونه برداشتی غلط است وبسیاری از مرغ ها مطلقا در هوا نیستند وزمیتی اند و این بیان ناقص را به سعدی نمیشود نسبت داد کما اینکه زیستگاه ماهی تنها دریا نیست و رودخانه ها هم هستند و انگهی در دریا بسیاری از موجودات دیگر بجز ماهی زندگی میکنند و دریا خاص ماهی نیست بنابراین آنچه ما گفتیم براساس مستندات عرفانی واینکه بخشندگی خدا در نظر اهل یهود و این نام برای خدا توسط یهودیان از اینحهت نامیده شدا است که روزی رسان است ورزق و نصیب وبهره یا خوراک مرغ هوا ماهی دریا میشود هرچند ایرادی بر این سخن وارد است که همه مرغان ماهی خوار نیستند و نصیب های دیگری دارند ولی این بیت دقیقا برهمین معنا استوار است
مسعود هوشمندی حقوق دان

 

yekta در ‫۷ ماه قبل، سه شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۰۲ نوشته:

با سلام و وقت بخیر خدمت شما.
لطفا یکی از ویژگی های مهم شعر اول دفتر که می تواند یک شاخصه سبکی باشد را بیان کنید
و در حد امکان ارایه های مهم این شعر را بازگو کنبد
با تشکر از شما

 

امیر در ‫۵ ماه قبل، چهار شنبه ۱۷ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۰۰ نوشته:

درود بر دوستاران فرهنگ وادب پارسی
بنده با نظر سمانه خانم وسید موافق هستم

 

هادی در ‫۲ ماه قبل، شنبه ۲۱ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۳۰ نوشته:

باسلام خدمت همه عزیزان
در مورد مصرع دوم بیت اول آیا صانع به کسره ختم می شود یا به ضمه؟؟؟
در تمام مواردی که در سایت هست صانع با کسره ختم شده ولی چون کلمه صانع معنی جداگانه و پروردگار نیز مفهوم مستقل دارد. به نظر می رسد باید صانع به ضمه ختم شود.
ممنون میشم راهنمایی بفرمایید

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.