گنجور

حاشیه‌گذاری‌های احمد خرم‌آبادی‌زاد

احمد خرم‌آبادی‌زاد

تاریخ پیوستن: ۲م دی ۱۴۰۰

دارای دکترای شیمی، علاقه‌مند به ادبیات، زبان و زبانشناسی و ....

آمار مشارکت‌ها:

حاشیه‌ها:

۴۵۵

ویرایش‌های تأیید شده:

۱۰٬۳۲۲

ویرایش‌های بخش‌های تأیید شده:

۱


احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۱۰ روز قبل، چهارشنبه ۸ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۴:۰۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۴:

در بارۀ واژه سلیمان

به استناد شعرهای زیر، واژۀ «سلیمان» در ادبیات ایران به معنی «بسیار زیبا» و «سرآمد» به کار رفته است.

1- «سلیمانِ گل»

در بن بید اَر فگند مسند جمشید میْ/بر سر باد آورند تخت سلیمانِ گل (اوحدی مراغه‌ای)

جام جم از دست منه زانکه زود/باد بَرَد تخت سلیمانِ گل (جلال عضد)

گر از بالِ پری بود سلیمان را چتر/شهپر بلبل ما چتر سلیمانِ گل است (صائب تبریزی)

زند تا به کهسار، دی را شبیخون/سلیمانِ گل، عرض لشکر نماید (حزین لاهیجی)

 

2-«سلیمانِ سخن» (سرآمد سخنوران)

خاتم حجت در انگشت سلیمان سخن/افترا کردن بدو درگیرد از دیو و پری (انوری)

سلیمان سخن در منطق الطّیر/که آنکس بوسعید است و ابوالخیر (عطار نیشابوری)

من همان مور ضعیفم سخنم پای ملخ/که برم تحفه به نزدیک سلیمانِ سخن (خواجوی کرمانی)

دیو سانم کرد در شیشه سپهر شیشه رنگ/نطقِ من دست سلیمان سخن را خاتمی (فصیحی هروی)

مورم اما ز شکر ریزی گفتار بلند/مسند از دست سلیمانِ سخن یافته‌ام (صائب تبریزی)

بود اگر تخت سلیمان را روان بر باد حکم/بر نفس فرمانروا باشد سلیمان سخن (صائب تبریزی)

ز معنی، لفظ می سازد مُسَخَر مُلک دلها را/سلیمانِ سخن را خاتم فرمان بود معنی (حزین لاهیجی)

 

یادآوری:–این معنی‌ها برای نخستین بار به ثبت می‌رسند.

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۱۷ روز قبل، چهارشنبه ۱ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۰۹:۰۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۳:

در بارۀ «عروس هنر» و موارد مشابه

بررسی دقیق متون نشان می‌دهد که «عروس هنر» و دیگر ترکیب‌های زیر به معنی «شعر» می‌باشند. هرجا نیز که در کنار آنها، واژۀ «داماد» به کار رفته، منظور «خریدار شعر» است.

عروس هنر

ای که بی دُرّ لفظ خامه تو/نو عروس هنر بود عاطل (سید حسن غزنوی، مقطعات 25)

تا دود شمع، همت ارباب دولتست/بر چهرهٔ عروس هنر زلف تابدار (فصیحی هروی، قطعات 25)

که‌ گر خدیو جهان التفات ننماید/برین قصیده‌ که پیرایه بر عروس هنر (قاآنی، قصیدۀ 111)

 

عروس بیان

مشاطه عروس بیان گشت وصف شاه/تا جان بوحنیفه ازو جلوه‌گر شود (جمال‌الدین عیدالرزاق، مقطعات 46)

 

عروس سخن

این عبارت، 9 بار در متون آمده است که تنها به یکی از آنها اشاره می‌شود.

عروس سخن را نداده‌است کس/بجز حجت این زیب و این بال و یال (ناصر خسرو، قصیدۀ 144)

 

عروس طبع

این عبارت، 31 بار در متون آمده است که تنها به یکی از آنها اشاره می‌شود (آخرین بار توسط شهریار)

عروس طبع من بپذیر ازیرا شاه احراری/هر آزاده تو را بنده‌ست و هر خواجه تو را چاکر (مسعود سعد سلمان، قصیدۀ 96)

 

عروس معنی

عروس معنی، 14 بار به طور مستقیم به کار رفته است که تنها به یکی از آنها اشاره خواهد شد (دوتای دیگر، نمونه‌های کاربرد آن هستند).

نیستم غمگین اگر امروز صراف سخن/بهتر از من در عروس معنی داماد آورد (طغرل احراری، غزل 110)

همچو من دیگر نباشد هیچ داماد سخن/تا عروس بکر معنی در کنارم کرده‌اند (طغرل احراری، غزل 130)

گر نمی‌خواهی که گردد شهره نامت بلند/بکر معنی را به داماد سخن تنقیح کن (طغرل احراری، غزل 271)

 

عروس معانی

این ترکیب دوبار در متون آمده است که  تنها به یک بیت بسیار زیبا از خاقانی بسنده می‌شود.

بر چهرهٔ عروس معانی مشاطه‌وار/زلف سخن بتاب و ز حسرت بتابشان (خاقانی، قصیدۀ 170)

 

عروس نطق

این ترکیب 4 بار در متون آمده است که تنها به یک رباعی از ابوالفرج رونی بسنده می‌شود.

ای رایت شه گرفته از نام تو نام/طبع تو به نظم داده انصاف کلام

هر شه بیتی ز نظم تو دیده تمام/در جلوه عروس نطق را هفت اندام  (ابوالفرج رونی، رباعی 35)

 

عروس نظم

این ترکیب در متون ثبت شدۀ کنونی 7 بار آمده است که به یک بیت از مولانا بسنده می‌شود.

طبعم چو حیات یافت از جلوهٔ فکر/آورد عروس نظم در حجرهٔ ذکر (مولانا، دیوان شمس، رباعی 905)

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۱۹ روز قبل، دوشنبه ۳۰ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۵:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۳:

به استناد لغتنامه دهخدا (ستون دوم، صفحه ۸۵۷۱، چاپ انتشارات دانشگاه تهران، سال ۱۳۷۷، تهران، ایران)، «حالت» یک اصطلاح نزد صوفیان است به معنی «ذوق»، «وجد» و «شور»

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۲۱ روز قبل، شنبه ۲۸ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۲:۱۰ دربارهٔ سیدای نسفی » شهر آشوب » شمارهٔ ۳۵۴ - صابونفروش:

معنی بیت:

دلبر صابون فروش من دل غم زده را ربود. به خانه‌ام آمد و صابون خود را تماما برد (کاملا نا امیدم کرد).

توجه داشته باشیم که

1-«صابون به دل زدن» یعنی «امیدوار بودن»

2-«پاک» در اینجا یعنی «کاملاً، تماماً»

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۲:۲۳ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۱۳:

به نظر می‌رسد که یکی از دو بیت شماره 5 یا 14 اضافی باشد؛ چرا که بسیار دور از ذهن است شاعر توانایی همچون صائب، یک مصراع را دو بار به کار ببرد.

یادآوری مهم

بیت زیر در نسخه آقای جهانگیر منصور (صفحۀ 947-946، انتشارات نگاه، سال 1374، تهران، ایران) دیده نمی‌شود:

دورتر شد راه ما از سعی بی هنجار ما/کودکان را مانده سازد نی سواری بیشتر

(در عوض، بیت شماره 14 کنونی جای آنرا گرفته است).

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۱ ماه قبل، یکشنبه ۸ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۰۰:۳۶ دربارهٔ سوزنی سمرقندی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۸ - در مدح سعدالملک وزیر:

واژۀ «ناروان»، مصراع دوم بیت 12

واژۀ «ناروان» (با تلفظ nârvân) در لغتنامه دهخدا (ستون سوم صفحه 22123، مؤسسۀ چاپ و انتشارات دانشگاه تهران، 1377، تهران، ایران)، با علامت پرسش، به معنی انار نیز آمده است. وجود بیت‌های زیر، تاییدی است بر چنین معنایی:

1- سوزنی سمرقندی، قصیدۀ 91: وَر اشک من ز جور تو چون ناروان شود/در عشق آن دو لعل چو یکدانه نار باش

3- سوزنی سمرقندی، قصیدۀ 156:

نارون بالا بتی بر نارون خورشید و ماه/ناروان لب لعبتی در ناروان شهد و لبن

در کنار من بُوَد تا در کنار من بُوَد/شهد و شیر و ناروان و ماه و مهر و نارون

4- خواجوی کرمانی، سام نامه، بخش 149: نهاده به رخسار خود ناودان/از آن ناودان ریخته ناروان

5- خواجوی کرمانی، سام نامه، بخش 207: رخ و ابرویش مشتری در کمان/قدح بر لبش، نار بر ناروان

 

با توجه به پنج مورد بالا–و نیز بیتی که در لغتنامه دهخدا آمده–واژۀ «نارْوان» یعنی «انار» و «دانۀ انار» (مجازاً «لعل»).

به این ترتیب، معنی مصرع یاد شده، کاملا روشن می‌شود. 

   

 

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۱ ماه قبل، جمعه ۶ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۲۲:۴۰ دربارهٔ سوزنی سمرقندی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۸ - در مدح سعدالملک وزیر:

به استناد فرهنگ فارسیِ تاجیکی (محمدجان شکوری و همکاران، فرهنگ معاصر، سال 1385، تهران، ایران)، واژۀ «زَجّاج» دارای معنی‌های زیر است:

1-آیینه‌گر، شیشه‌گر و 2-آیینه فروش، شیشه فروش

بنابراین، «زَجّ» در مصرع دوم بیت شماره 12 باید به معنی «شیشه» باشد.

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۱ ماه قبل، دوشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۰۵ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۱۹ - در مرثیهٔ وحید الدین شروانی:

مصراع دوم بیت شماره 14، به احتمال زیاد باید شکل زیر باشد:

دست و کلکش را به لفظ بادَکان بستودمی

1-در متن نسخه شادروان عبدالرسولی، به جای «مادحان» نوشته شده است «بادوکان».

2-بررسی نسخه‌های خطی نشان می‌دهد که واژه مورد نظر، دارای حرف «د» می‌باشد.

3-در نسخه خطی مجلس به شماره دفتر 13312، واژۀ «بادکان» دیده می‌شود.

4-به استناد لغتنامه دهخدا (ستون سوم، صفحه 3983، چاپ دانشگاه تهران، سال 1377)، «بادَک»، «رودک» و «ریدک» عبارت است از پسر زیر ده سال که به عنوان ساقیِ زنان درباری خدمت می‌کرده است.

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۵:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۱:

«انگشتر زنهار» یا «انگشتری زنهار»

به استناد لغتنامه دهخدا (ستون اول، صفحه 3595، موسسه چاپ و انتشارات دانشگاه تهران، سال 1377)، معنی «انگشتر زنهار» به شرح زیر است:

انگشتری که شاهان برای کسی می‌فرستادند تا از گزند مردم در امان باشد.

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۱:

شعرِ تر

1-به استناد لغتنامه دهخدا (ستون اول، صفحه 6571، موسسه چاپ و انتشارات دانشگاه تهران، سال 1377): در فن بلاغت، «تَر» شعر سَلیس را گویند که بدون تعقید باشد و مقابل اوست خشک....

 

بیت زیر از غزل شماره 2789 صائب تبریزی تاییدی است بر آنچه که گفته شد:

 

به شعر خشکِ صائب رام نتوان کرد خوبان را

کـه گوهـر راه در گـوش بتـان بـی زر نمـی‌یابد

 

2-این اصطلاع بیش از 60 بار دیگر در سروده‌های سخنوران (از سده پنجم هجری قمری تا سدۀ چهاردهم خورشیدی) آمده است.

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۳:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۲:

این غزل،

 

1- در کهن‌ترین نسخه خطی دیوان حافظ، با دیباچه محمد گل اندام (سال 801 قمری، چاپ میراث مکتوب، سال 1374، تهران ایران) دارای 10 بیت است؛ یعنی، بدون بیت شماره 10 در نسخه قزوینی.

2- در ترجمه انگلیسی کلارک (1891میلادی) و نیز ترجمه آلمانی (جلد اول، 1858 میلادی) 13 بیت دارد.

3-در نسخه شادروان هوشنگ ابتهاج نیز دارای 13 بیت می‌باشد.

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۲ ماه قبل، جمعه ۲۶ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۱۵:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۹:

بیت شماره ۴ و «نقش بر آب زدن»

«نقش بر آب زدن» در لغتنامۀ دهخدا به معنی انجام کار بیهوده آمده است. اما با توجه به این بیت، به معنی «افتادن تصویر در آب» نیز می‌تواند باشد.

بیت زیر (از نورس دماوندی) شاهد دگری است بر این سخن:

 

نقشِ بر آبِ حسنش، موج سراب باشد

گنجِ روانِ جاهش، سیلاب نوبهار است

«تصویر زیبایی‌اش در آب، موجی‌ از سراب (آرزو) می‌آفریند و ....»

 

در بیت زیر (از کمال خجندی)، «نقش بر آب زدن» دقیقا به معنی «کشیدن تصویر بر روی آب» است:

نقش بر آب زدن گرچه نبندد صورت

من بجز نقش تو بر دیدۀ تر ننگارم

 

و اما بیت زیر از سلمان ساوجی (در داستان بازرگان و جمشید):

چنان در نقش‌بندی بود استاد

که می‌زد نقشِ چین بر آب چون باد

 

نه تنها گواه دیگری است بر معنی گفته شده، بلکه از توانانی فراوان بازرگان نیز حکایت دارد.

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۱۳:۲۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۸:

مصراع دوم بیت 5، به شکل زیر است

«ناگهان سر به ره آرَم چه حکایت باشد!»

به استناد:

1-ترجمه آلمانی دیوان حافظ (صفحه 496، جلد 1، سال 1858 میلادی، وین)

2-ترجمه انگلیسی دیوان حافظ  سال 1891 میلادی (کلارک، صفحه 360، تجدید چاپ 2007 میلادی، مریلند آمریکا)

3-کهن‌ترین نسخه خطی حافظ سال 801 هجری (چاپ میراث مکتوب، سال 1374، تهران، ایران)

 

یادآوری:- همین سندها نشان می دهند که در بیت پایانی، باید به جای «رفیقی»، واژه «حکیمی» باشد.

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۲ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۱۲:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۷:

سرّ سویدا (sovaydâ)

کلارک(Clarke) در ترجمه خود، «سویدا» را به گونه‌ای ترجمه کرده که «لکۀ سیاه» معنی می‌دهد. اما «لکۀ سیاه» چیست؟ بنا بر حدیث گناه، «لکۀ سیاه» عبارت است از لکه‌ای که خداوند در دل شخص گناهکار به وجود می‌آورد.

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۳ ماه قبل، دوشنبه ۸ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۱۲:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۴:

در باره مصراع دوم بیت شماره 8

1-به استنداد معنی «گوی زدن» و «معانی» در لغتنامۀ دهخدا، معنی این مصرع چنین است:

همه شرایط که فراهم باشد، می‌توان ابراز خوشنودی کرد.

2-از سوی دیگر، با توجه به اینکه حافظ دو واژۀ «معانی» و «بیان» را در کنار هم به کار برده است، می‌توان این مصرع را (به استناد توضیح «معانی و بیان» در لغتنامۀ دهخدا) به شکل زیر نیز معنی کرد:

دانش واژگان‌شناسی که باشد، می‌توان به سخنوری پرداخت

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۳ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۲:۰۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۵:

توجه!

از آنجا که نوشتن توضیح برای افزودن بیت پایانی، همراه است با خطای سیستم در گنجور، لطفا این بیت را (در انطباق با همه نسخه‌های موجود دیوان حافظ)، اضافه بفرمایید:
فلک غلامی حافظ کنون به طوع کُنَد
که اِلتِجا به دَرِ دولت شما آورد

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۳:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۶:

بررسی نسخه آلمانی (صفحه 655، جلد اول سال 1858 میلادی) و نیز ترجمه کلارک (سال 1891 میلادی) از مصراع نخست بیت دوم نشان می‌دهد که «احتمالا» این مصرع باید چنین باشد:

من آن شاخِ صِنوبر را ز باغِ سینه بَرکندَم

یعنی باید به جای «شکل» واژۀ «شاخ» باشد. اما نسخه خطی نور عثمانیه (کتابت 801 هجری، میراث مکتوب، سال 1394 خورشیدی)، چنین چیزی را تأیید نمی‌کند.

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۱:۴۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۶:

به استناد کهن‌ترین نسخه خطی دیوان حافظ (کتابت سال 801 هجری، با دیباچۀ محمد گل اندام، میراث مکتوب 1394)، مصراع دوم بیت نخست چنین است:

«دل شوریدهٔ ما را به نو در کار می‌آورد» 

در صفحه 640 از نسخه آلمانی (چاپ 1858 میلادی، وین) نیز «به نو» (به جای «به بو») ثبت شده است.

نکته درخور توجه این است که ترجمه همین مصرع در نسخه انگلیسی (کلارک، سال ۱۸۹۱ میلادی) به گونه‌ای است که نشان می‌دهد مترجم دو واژۀ «به ...» را «به تو» دیده است. یعنی جایگاه نقطه در بالای واژۀ دوم است.

اما در مصراع نخست بیت دوم در هر سه سند یاد شده بالا به جای «دیده»، واژه «سینه» ثب شده است.

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۹:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۵:

به استناد کهن‌ترین نسخه خطی دیوان حافظ (کتابت سال 801 هجری، با دیباچۀ محمد گل اندام، میراث مکتوب 1394)، بیت زیر پس از نخستین بیت باید باشد:

«چه راه می‌زند این مطربِ مقام شناس/که در میان غزل قول آشنا آورد»

1-وجود ترجمه چنین بیتی در ترجمۀ انگلیسی دیوان حافظ توسط کلارک (چاپ 1891 میلادی، یعنی بیش از 140 سال پیش)، تایید دیگری است بر درستی این بیت.

2-در نسخه آلمانی دیوان حافظ (جلد اول، سال 1858 میلادی، صفحه 368 و 369، چاپ وین) نیز چنین بیتی وجود دارد (هم به فارسی و هم به آلمانی).

3-وجود «تو نیز باده به چنگ آر و راه صحرا گیر» در همین غزل، نشان از آن دارد که پیش از آن، بیت دیگری هم هست.

4-حافظ، بارها واژۀ «راه» را به مفهوم گوشه موسیقی به کار گرفته است. بنابراین، بیت یاد شده رنگ و بوی سخن حافظ را دارد.

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۴ ماه قبل، جمعه ۸ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۳:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳:

در بارۀ بیت مشکوک «آنکه چون غنچه دلش راز حقیقت بنهفت/ورق خاطر از این نسخه مُحشّا می‌کرد»:

چرا نوشتم "مشکوک"؟

1-در زیرنویس صفحه 96 دیوان حافظ، نسخه غنی و قزوینی، اشاره شده است که این بیت تنها در نسخه‌های جدید وجود دارد.

2-این بیت در کهن‌ترین نسخه دیوان حافظ (با دیباچۀ محمد گل اندام) نیز دیده نمی‌شود.

3-در ترجمه انگلیسی دیوان حافظ توسط کلارک، که در سال 1891 میلادی (یعنی بیش از 140 سال پیش) به چاپ رسیده، نشانی از چنین بیتی نیست. درخور یادآوری است که بررسی این ترجمه نشان می‌دهد کلارک نسخه‌های ارزشمندی برای کار ترجمه در اختیار داشته است.

4-در صفحه 318 و 319 جلد اول ترجمه آلمانی نیز چنین بیتی به چشم نمی‌خورد. گفتنی است که دیوان حافظ به زبان آلمانی در 3 جلد (جلد اول سال 1858، جلد دوم 1863و جلد سوم 1864 میلادی) در وین به چاپ رسیده است. جالب اینکه زینت بخش صفحه نخست هر سه جلد، این بیت زیبای حافظ است: «قدر مجموعهٔ گل، مرغِ سَحَر داند و بس/که نه هر کو ورقی خواند، معانی دانست»

5-نکته شایان توجه دیگر این است که تا اینجا، بررسی نشان می‌دهد که واژۀ "مُحَشّا" توسط هیچکدام از شاعران و سخنوران به کار برده نشده است.

 

۱
۲
۳
…
۲۳