آیینه در ۲ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۲۳ در پاسخ به آینۀ صفا دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۳ - دعوت باز بطان را از آب به صحرا:
نکته بینی زیبایی بود
راه نجات ، گریختن "به" قضاست نه گریختن "از" قضا
علیرضا زرین آرا در ۲ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۰۹:۵۵ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۰۷:
این شعر در تک ترانه ای با نام "شاید شنیده باشی" که آقای سینا سرلک با صدای خانم قاضیانی در دستگاه نوا خوانده و آهنگ آن را حمیدرضا گلشن ساخته در تابستان 1402 منتشر شده و در فضای مجازی در دسترس عموم است.
محمد حسین شعفی در ۲ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۰۹:۱۴ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایتِ شمارهٔ ۲۷:
دشخوار (došxār): سخت؛ مشکل
مصارعت(mosāre'at): با هم کشتی گرفتن
متسع(mottase'): گشاد؛ باوسعت
صدمت(صَ مَ) صدمة، کوفتگی ، آسیب
محمد حسین شعفی در ۲ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۰۸:۴۵ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۲۵:
متهاون: کسی که در کاری سستی و تهاون کند؛ آنکه امری را حقیر و سبک انگارد
یوسف شیردلپور در ۲ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۰۸:۱۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۰:
این غزل را استاد شجریان مانند همیشه دلنشین وگوش نواز اجرا کرده اند ❣️
محمد حسین شعفی در ۲ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۰۸:۱۵ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۲۴:
خواجه: بزرگ، سرور، مهتر، رئیس
مُلک زوزن را خواجهای بود: رئیسی برای سرزمین زوزن بود
کریم النفس: از کرم و به معنای: از جهات ویژگیهای شخصیتی انسان بخشندهای بود و اکرم از کرامت است.
همگِنان: مخفف گون و گین، همسطح، هم شکل، هم نوعان، هم ردیفان
مواجهه: از وجه و باب آن مفاعله به معنای روبرو است.
مصادره: مصدر باب مفاعله، اجازه تصرف اموال را از فرد بگیرند.
سوابق: سابقه
مرتهِن: از رهن به معنای گرو، رهین منت او،
رفق: همراه، مهربانی
توکیل: از ( وکل ) به معنای کار را به کسی واگذار کردن، امر وامانده، بازداشت موقت،
آخِر: پایان و آخرَ به معنای دیگر است در بیت (سخن آخر به دهان . . . ) مراد آخِر است
موذی را: رای فک اضافه، این "را" برای تفکیک کردن مضاف از مضاف الیه استفاده میشود
معاقبت: عقوبت
روا نداشتند: نمیتوان از مرزها عبور کرد
خطاب: توبیخ
آنچه مضمون خِطاب ملک بود از عهده بعضی به درآمد: آنچه منظور ملک بود را برخی توانستند اجرا کنند.
خُفیه: یواشکی
خیفه: ترس
رَای: نظر
احسن الله خلاصه: خدا خلاصش را نیکو کند
خِلاف: مخالفت و خَلاف به معنای پشت، رویگردان است در این بیت منظور خِلاف است
محسن حسینی پور در ۲ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۰۸:۰۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۹۲:
با سلام
عبر مخفف عبیر است و عبیر مترادف عنبر، مشک و عطر می باشد ضمن اینکه استفاده از کلمه عنبر وزن شعر را هم به هم می ریزد همچنین حضرت مولانا در غزل دیگری نیز این ترکیب را استفاده کرده است.
هندوی شب سر زلفین ببرد ز طمع
زلف او گر بفشانید عبربیز کنید
عبدالرضا ناظمی در ۲ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۰۷:۴۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۱:
درود - در مورد بیت زیر میخواستم مطالبی بعرض برسانم
من دست نخواهم برد الا به سر زلفت
گر دسترسی باشد یک روز به یغمایی
شاعر می فرمایند در دستبرد به خوان یغما اگر روزی میسرم شود جز سر زلفت به چیز دیگری دست نخواهم زد اما منظور از خوان یغما که چند بار در اشعار حضرت سعدی آمده نه از باب چپاول است بلکه رسمی بوده در قدیم که سفره پهن می نمودند و مردم مجاز بودند بخورند و ببرند
دکتر علی اصغر حریری می فرمایند : خوان یغما نام یکی از جشنهای مجلل و باشکوه تورانیان ماوراء النهر بوده است که آداب و رسوم آن را از جشن سگه اقتباس کرده اند. توضیح آنکه در این جشن سفره های وسیعی می گسترانیدند. انواع و اقسام خوراکهای لذیذ و نوشیدنیهای خوشگوار در آن می نهادند. از عموم طبقات دعوت می کردند که در این ضیافت عمومی حاضر شوند و ضمن انجام سایر مراسم معموله بخورند و بنوشند. اگر به این سفره و ضیافت عام نام خوان یغما داده شده است شاید از این جهت بوده که شرکت کنندگان در جشن مجاز بودند ضمن اکل و شرب هر چه می خواهند با خود ببرند
"در عهد اسلامی پس از آنکه طوایف تورانی ماوراءالنهر جای سگان قدیم را گرفتند دین و آیین قدیم و حتی عادات سگان را اخذ کرده بودند و از آن جمله جشنی که به طرز جشن سگه می گرفتند خوان یغما می نامیدند و چنان که می دانیم یغما نام گروهی از تورانیان است که چندی بعد به شهری داده شده است که در نزدیکی خجند کنونی واقع بوده است. در عهد مغولی و تیموری به این گونه جشنهای همراه با ضیافت نام طوی بر وزن خوی داده می شد که امروز در آذربایجان به جشن عروسی اطلاق می شود.
در اوستا چندین بار از رسم طویهای عظیم و خوان یغما که از ملوک کیان و ملوک قدیم و خراسانی، اشکانیان اباورد- ابیورد- داده می شده است سخن رفته است. و آخرین ملک ایرانی اسلامی که جشن سده را به طرز سگان گرفت و خوان یغما نهاده مرداویج دیلمی بود. در باب خوان یغما حضرت سعدی می گوید:
ادیم زمین سفرۀ عام اوست برین خوان یغما چه دشمن چه دوست
فَغان کاین لولیانِ شوخِ شیرینکارِ شهرآشوب چنان بردند صبر از دل، که تُرکان خوان یغما را حضرت حافظ
جهن یزداد در ۲ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۰۲:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۶:
کبک دری سخن به لری گفت و پهلوی
ای سوی تییلم گپ مه سیچه نشنوی
استاد چینیان رخ یارم بخواب دید
از هم درید دفتر ارژنگ مانوی
دهقان سالخورده چه خوش گفت با پسر
ای سوی دیدگان بجز از کشته ندروی
نیما واحدیان در ۲ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۰۱:۱۸ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع » بخش ۲ - حکایت در این معنی:
silence your ego and your power will raise
Mahmood Shams در ۲ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۴۷ در پاسخ به سید رضا نوعی ( حکیم ) دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۸۰ - زن در ایران:
با سلام
درود بر شما تحلیل خوبی بود استفاده کردم
بنده ام موافقم
مجتبی احمدی زاده در ۲ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۲۳:۱۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۰:
درود بر تو حکیم که لذت ها بردیم از این رباعی
غبار .. در ۲ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۴۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۶:
اگر چراغ بمیرد صبا چه غم دارد
و گر بریزد کتان چه غم خورد مهتاب
haro در ۲ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۴۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۶:
عزیزان اگر میتوانید تفسیر را در اختیار بنده قرار دهید. با تشکر
پرگل غفاری در ۲ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۴۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۸۹:
سلام میشه یکی از دوستان این شعر رو تفسیر کند ؟
م شریعتی در ۲ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۱۹:۲۱ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » عذر آوردن مرغان » حکایت صوفی و انگبین فروش:
درباره این حکایت تو شماره چهاردهم پادکست «عشق داند» مفصل صحبت شده
میتونید از اپلیکیشنهای پادکست یا از لینک مستقیم بشنوید😊
شهریار همتی در ۲ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۱۸:۰۵ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب سوم در عشق و مستی و شور » بخش ۱۸ - گفتار در معنی فنای موجودات در معرض وجود باری:
ره عقل جز پیچ در پیچ نیست
بر عارفان جز خدا هیچ نیستتوان گفت این با حقیقت شناس
ولی خرده گیرند اهل قیاسکه پس آسمان و زمین چیستند؟
بنی آدم و دام و دد کیستند؟پسندیده پرسیدی ای هوشمند
بگویم جوابت گر آید پسندکه هامون و دریا و کوه و فلک
پری ، آدمیزاده و دیو و ملکهمه هرچه هستند از آن کمترند
که با هستی اش نام هستی برندعظیم است پیش تو دریا به موج
بلند است خورشید تابان به اوجولی اهل صورت کجا پی برند
که ارباب معنی به مُلکی درندکه گر آفتاب است یک ذره نیست
وگر هفت دریاست یک قطره نیستچو سلطان عزت علم بر کشد
جهان سر به جیب عدم در کشد
محمد حسین شعفی در ۲ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۱۴:۴۹ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۱۷:
روندگان: سالکان
در صحبت من بودند: هم نشین من بودند.
یکی از بزرگان در حق این طایفه حسن ظنی بلیغ: یکی از بزرگان به آنها خوش گمان بود و اعتماد داشت.
ادراری معین کرده : ادرار به معنای مقرری و باب آن افعال، از (درر ) و به معنای منتشر کردن و پراکندن است و چون به باب افعال رفته یعنی کاری کنند که جاری شود. معنای جمله: قانونی گذاشته بود که در نوبت خاص به آنها یک مقرری برسد.
کفاف یاران مستخلص کنم: استخلاص و اخلاص در دوستی به کار میروند و خلوص به چیزی که اضافههای آن گرفته شده و پاک شده باشد میگویند. اخلاص به معنای خالص کردن است و مستخلص یعنی کارهای شما را انجام میدهم کاری کنم شما آسوده باشید. معنای جمله یعنی راهی پیدا کنم که مشکلات دوستانم حل شود
آهنگ خدمتش کردم: احتمالاً از آهنگی که در گفتار است لحن قصد استخراج شده است. آهنجی به معنای مجد، کوشا و ساعی است.
بر حال وقوف من وقوف یافتند: بر کیفیت ایستادن من آگاه شدند.
اَلله اَلله: استغفار
از هر دری سخن گفتن: ترجمه عربی "تکلمت فی باب . . . " "سخن گفتن در . . ." است. باب در عربی هم به معنای در خانه و هم به معنای موضوع است. معنای جمله: از هر موضوعی سخن گفتن
زَلت: لغزش
جرم: خطا، تعدی
مؤنت: خرج
برقرار میدارد: طبق وضعیت ثابت سابق
جسارت: از جِسر به معنای پل است آدم جسور کسی است که از پل میگذرد و جسارت جنبه مثبت و منفی دارد.
زمین خدمت بوسیدم: خدمت به زمین تشبیه شده است.
قبله: روبرو
دیار بعید: سرزمین دور
حسین در ۲ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۱۴:۲۸ در پاسخ به کورش ایرانی اصل دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۶:
با توجه به مصرع دوم این بیت به نظر میرسد مصرع اول به این شکل مرتبط تر باشد:
هر درس که دادند از آن درس گرفتند
هر نکته که گفتند همان نکته شنیدند
یعنی مردان خدا کسانی هستند که خودشان اولین نفر هستند که به گفته خودشان عمل می کنند و هر درس یا نکته ای که به دیگران یاد می دهند خودشان قبل از همه گوش شنوای گفته خویش هستند.
غزاله در ۲ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۱۱:۰۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۸: