گنجور

حاشیه‌ها

رضا از کرمان در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۰۷:۱۵ دربارهٔ عطار » پندنامه » بخش ۵ - در بیان مخالفت نفس اماره:

اقا صادق سلام 

  مشکل از سایت نیست تنظیمات گوشی یا کامپیوتر خودت را چک کن .

رضا از کرمان در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۰۷:۱۱ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۶۶ - رفتن مادران کودکان به عیادت اوستاد:

سلام 

 مادر غران به معنی مادر قحبه بکار رفته غر به معنی زن فاحشه وبد کاره است

سیامک یوسفی در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۰۵:۲۳ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴:

سعدی افتاده و پاکباز است و نمونه های بسیاری از تواضع و بندگی در اشعار او می بینیم. همه شاعران از شعر خود تعریف و تمجید و خود ستایی کرده اند ولی سعدی همین خود ستایی را هم با افتادگی و خضوع بیان میکند. برای نمونه:


- حافظ: دوش می آمد سروشی عقل گفت - قدسیان گویی که شعر حافظ از بر میکنند (!)
- سعدی: من دگر چیز نخواهم بنویسم که مگس - زخمتم میدهد از بس که سخن شیرین است


در عشق و یاد معشوق هم سعدی افتاده و پاکباز است


- حافظ: ای گل خوش نسیم "من" "بلبل" خویش را مسوز - کز سر صدق میکند شب همه شب دعای تو
- سعدی: خویشتن بر تو نبندم که من از خود نپسندم - که تو هرگز گل من باشی و من خار تو باشم


در این غزل سعدی به مولانا گوشزد میکند که افتادگی و تواضع شرط راه است حتی در بیان آرزو و آمال قلبی.

و شاه بیت این پاسخ به غزل مولانا اینست:

چون کودکان که دامن خود اسب کرده اند - دامن سوار کرده و میدانت آرزوست


زنده باشید

کوروش در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۰۴:۱۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۶۶ - رفتن مادران کودکان به عیادت اوستاد:

گفت من هم بی‌خبر بودم ازین

 

آگهم مادر غران کردند هین

 

مادر غران یعنی چه ؟

 

 

 

کوروش در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۰۴:۱۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۶۳ - در جامهٔ خواب افتادن استاد و نالیدن او از وهم رنجوری:

 

قول پیغامبر قبوله یفرض

 

ان تمارضتم لدینا تمرضوا

 

یعنی چه ؟

 

 

کوروش در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۰۴:۱۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۶۲ - رنجور شدن اوستاد به وهم:

گفت رو مه تو رهی مه آینت

 

دایما در بغض و کینی و عنت

 

مصرع اول یعنی چه ؟

 

 

 

امیرحسین محمودی در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۰۱:۵۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷:

درود، این شعر را استاد شجریان در آلبومی به اسم دیلمان با آهنگسازی کامبیز روشن روان خوانده اند.

بنده خواستم ثبت کنم اما نشد.

سعید در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۰۱:۱۱ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۶۰:

این غزل بیدل 

از نظر حال‌وهوا و مضمون‌ها بی شباهت به این غزل صائب نیست.

آسمان در چشمِ ما دود و بخاری بیش نیست...

محسن زمانی در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۲۴ در پاسخ به حوسن عمی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۶:

مولوی چنین چیزایی نگفته 

صادق در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۲۰:۴۵ دربارهٔ عطار » پندنامه » بخش ۵ - در بیان مخالفت نفس اماره:

سلام،قبلا روی واژه کلیک میکردم،لغت نامه باز میشد،ولی الان چیزی که میاد،لغت نامه انگلیسی به فارسی و بلعکس میاد،لطفا منو راهنمایی کنی 

مسکین در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۲۰:۲۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۳۵ - انکار کردن موسی علیه السلام بر مناجات شبان:

سلام
این شعر را شهرام ناظری در آهنگ موسی و شبان خونده است وارد نکردید

صادق در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۲۰:۱۶ دربارهٔ عطار » پندنامه » بخش ۵ - در بیان مخالفت نفس اماره:

سلام،خیلی خوشحالم که چنین سایتی داریم،از بانیان این حرکت مقدس کمال تشکر را دارم،دوست دارم این شعر عطار را خودم بخوانم

احمدرضا نظری چروده در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۷:۲۹ دربارهٔ جامی » بهارستان » روضهٔ پنجم (در عشق و ذکر حال عاشقان) » بخش ۸:

وزیر وی به نخاسی درآمد یعنی وزیر رشید به بازاربرده فروشان واردشد.

Shurideh در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۰۲ در پاسخ به رضا از کرمان دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » عذر آوردن مرغان » حکایت غافلی که عود می‌سوخت:

کفر من وایمان من از عشق اوست ...

کاملاً درسته

اینطور بخوانید: کفرِ من، ویمانِ من از عشق اوست

شهرام . در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۵:۴۲ در پاسخ به شایق دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷:

جناب شایق ، همچنان سپاسگزارم

محمد تدینی در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۵:۱۱ دربارهٔ ایرج میرزا » قطعه‌ها » شمارهٔ ۷ - مرثیه:

ابوالحسن خان صبا که از دوستان نزدیک ایرج میرزا بود در این باره نوشته:
اوقاتی که ایرج در خراسان بوده اشعاری در ذم عاشورا ساخت و جهت مرحوم پدرم کمال السلطنه فرستاد. پدرم بی‌احتیاطی نمود و آن اشعار را در محضر دوستان خواند. طبعاً در مجالس اشخاصِ خوش حافظه هستند که فوراً حفظ می‌شوند. کم‌کم به گوش شاهزادهٔ متخلص به پروانه رسید، چون مرد مذهبی بود برآشفت و دو نفر سید خرافی را مأمور کشتن ایرج نمود.
«رنود خیراندیش» ایرج را از ماجرا مطلع می‌نماید. هر چند ایرج از مرگ وحشتی نداشت لیکن از بلوا و شورش و کشتن با افتضاح متوحش بود. از این رو شرح ما وقع را نزد حضرت آیت‌الله‌زاده که معروف به آقازاده، فرزند آخوند خراسانی،  بود برد. آقازاده در خراسان دارای شخصیت و اهمیت به‌سزایی بود. به ایرج دستور می‌دهد که بیانیه صادر و اشعار فوق را استنکاف نماید و ضمناً مرثیه‌ای هم بسازد. ایرج به دستور فوق عمل کرده و نتیجه خشم و غضب مردم را کاست و تیر پروانه به سنگ خورد... در عارفنامه می‌گوید:
در ایران تا بود ملا و مفتی/        به روز بدتر از این هم بیفتی
فقط یک‌وقت یک آزاده بینی/        یکی چون آیت‌الله‌زاده بینی…

محمد تدینی در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۴:۵۵ دربارهٔ ایرج میرزا » قطعه‌ها » شمارهٔ ۸۱ - انتقاد از قمه‌زنان:

ابوالحسن خان صبا که از دوستان نزدیک ایرج میرزا بود در این باره نوشته:

اوقاتی که ایرج در خراسان بوده اشعاری ساخت و جهت مرحوم پدرم کمال السلطنه فرستاد. پدرم بی‌احتیاطی نمود و آن اشعار را در محضر دوستان خواند. طبعاً در مجالس اشخاصِ خوش حافظه هستند که فوراً حفظ می‌شوند. کم‌کم به گوش شاهزادهٔ متخلص به پروانه رسید، چون مرد مذهبی بود برآشفت و دو نفر سید خرافی را مأمور کشتن ایرج نمود.

«رنود خیراندیش» ایرج را از ماجرا مطلع می‌نماید. هر چند ایرج از مرگ وحشتی نداشت لیکن از بلوا و شورش و کشتن با افتضاح متوحش بود. از این رو شرح ما وقع را نزد حضرت آیت‌الله‌زاده که معروف به آقازاده بود برد. آقازاده در خراسان دارای شخصیت و اهمیت به‌سزایی بود. به ایرج دستور می‌دهد که بیانیه صادر و اشعار فوق را استنکاف نماید و ضمناً مرثیه‌ای هم بسازد. ایرج به دستور فوق عمل کرده و نتیجه خشم و غضب مردم را کاست و تیر پروانه به سنگ خورد...

در ایران تا بود ملا و مفتی/ به روز بدتر از این هم بیفتی

فقط یک‌وقت یک آزاده بینی/ یکی چون آیت‌الله‌زاده بینی…

 

محمد مهزیار اولیائی در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۳:۵۹ در پاسخ به حسن دربارهٔ حافظ » قطعات » قطعه شمارهٔ ۱۷:

دقیقا چه تغییری؟

این دو عین همند

بهروز سعیدی در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۳:۰۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۹۵:

درود

پیشنهاد میکنم این شعر را با صدای ملکوتی خانم هایده گوش کنید.

جعفر عسکری در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۱:۲۰ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۲۴:

سلام. این رباعی هم به نام مهستی است:

 

دوشم (دستم) بگرفت آن نگار سرمست

کز دست من دلشده نتوانی جست

گفتم که: شب است! دستم از دست بدار

تا با تو نگیردم کسی دست به دست

 

منابع: نزهه المجالس و خلاصه الاشعار

۱
۷۹۴
۷۹۵
۷۹۶
۷۹۷
۷۹۸
۵۷۲۹