سیدمحمد جهانشاهی در ۲ سال قبل، چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۰۴ دربارهٔ بلند اقبال » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۲۵:
چشمِ تو هست مگر بر سرِ پیکارِ دلم
رضا از کرمان در ۲ سال قبل، چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۱:
سلام
در این بیت ردیف اشتباه درج شده به" انفاق را " اصلاح بفرمایید.
مجید کاظم زاده در ۲ سال قبل، چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۰۱ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۷۴ - پاسخ دادن خسرو شیرین را:
نکو گفت این سخن دهقان به نمرود
که کُشتن دیر باید، کاشتن زود
چه خواهی؟ عذر یا جان؟ هر دو اینک
توانی عید و قربان هر دو اینک
خسرو در اینجا با تمام هیبت پادشاهی کوتاه آمده ولی باز شیرین زخم خورده ومیگه تنها راه بدست آوردن من ازدواج رسمی و با تشریفات ولا غیر
بسم الله عزیزی در ۲ سال قبل، چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۳۹ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۶۸:
هنرمندان افغان زیادی این غزل را خواندند
Khishtan Kh در ۲ سال قبل، چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۳۶ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » ترکیببندها » شمارهٔ ۱ : باز این چه شورش است که در خلق عالم است:
سهم همگان است، کلهم ز عرب نیست
چشمش بِکسان است،تنها،بِنَسَب نیست
نه میر و نه ارباب و نه سالار و نه آقا
جز نام مخطابش، در قید لقب نیست
Khishtan Kh در ۲ سال قبل، چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۱۱ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » ترکیببندها » شمارهٔ ۱ : باز این چه شورش است که در خلق عالم است:
از دل به تو اشتیاق دارد
جانی به لب از فراق دارد
سید بطلب پور عجم را
در سر هوس عراق دارد
رهرو در ۲ سال قبل، سهشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۴۳ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۶:
ز دو دیده خون فشانم زغمت شب جدایی
... عاشق این شعرم
سیدمحمد جهانشاهی در ۲ سال قبل، سهشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۴۳ دربارهٔ نشاط اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۴۱:
ندانم این چه غرور است ، در دیارِ نکویی،
سیدمحمد جهانشاهی در ۲ سال قبل، سهشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۴۱ دربارهٔ نشاط اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۴۱:
تو کز جفا بخروشی ، خموش باش که خامی
سیدمحمد جهانشاهی در ۲ سال قبل، سهشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۴۰ دربارهٔ نشاط اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۴۱:
بیا به بزم و قیامت به پا نگر ز قیامی،
امین در ۲ سال قبل، سهشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۸۷:
درود بر همگی عزیزان
این شعر را در فیلم سینمایی مست عشق شنیدم و همانطور که دوستان فرمودند در اون فیلم این شعر در فراق حضرت شمس سروده شده و بسیار سکانس زیبا و تاثیرگذاری بود...
الف رسته در ۲ سال قبل، سهشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۰۹ در پاسخ به محمد خراسانی دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۲ - عاشق شدن پادشاه بر کنیزک رنجور و تدبیر کردن در صحت او:
نفت همان نفت است، چربی دیگری نیست. پیش از سعدی در شعر و نثر فارسی فراوان از آن یاد شده است. چند نمونه از آن را در اینجا ببینید و بیشتر را خود بجوئید:
واژه نفت در شاهنامه و دیگر شاعران نخستین
«بیاگند چرمش به زهر و به نفت /// سوی اژدها روی بنهاد تفت»
«بسی نفت و روغن برآمیختند /// همی بر سر گوهران ریختند
به خروار انگِشت بر سر زدند /// بفرمود تا آتش اندر زدند»
فرخی سیستانی
«نفت افروخته شود ز نهیب /// مغز بدخواه اومیان عظام»
اسدی توسی
«به گِردش بسی چشمهٔ نفت و قیر /// فرازش چو دریا یکی آبگیر»
«سپهبد ز فرازنگان باز جست /// طلسمش که چون بود شاید درست
یکی گفت هست آتش تیز تفت /// درین سنگ کش زیر چاهست و نفت
ز چشمه همی زاید آن نفت زیر /// وز او گیرد آتش همی کام شیر
همان جنبش مرد و تیر و کمان /// ازین آتش و نفت بد بی گمان»
ابوسعید
«ای کاش مرا به نفت آلایندی /// آتش بزدندی و نبخشایندی
در چشم عزیز من نمک سایندی /// وز دوست جدا شدن نفرمایندی»
ایرانشان
«میانش به گوگرد و نفت سیاه /// بیاگند چون سنگ داننده شاه»
غزالی کیمیای سعادت
« ودیعتهای عزیز و نفیس است که در زیر کوهها پنهان کرده است که آن را معادن گویند آنچه از وی آرایش را شاید چون زر و سیم و لعل و پیروزه و بلخش و شبه ویشم و بلور و آنچه از وی اوانی را شاید چون آهن و مس و برنج و روی و آرزیز و آنچه از وی کارهای دیگر آید از معادن چون نمک و گوگرد و نفت و قیر و کمترین آن نمک است که طعام بدان گواریده شود»
مقامات حمیدی
«گل سرخ چون گوهر درخشان از کان بدخشان سر برون کرده که آتش در نفت زنید که دولت دولت ماست و نوبت هفت زنید که نوبت نوبت ماست»
حاج مهدی در ۲ سال قبل، سهشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۴۶ دربارهٔ اهلی شیرازی » سحر حلال » بخش ۹ - در موعظه و نصیحت گوید:
در بین شعرای معاصر جز مرحوم آغاسی کسی را ندیدم ذوبحرین سروده باشه :
گریه ی ما هق هق ما حق حق است.
ناله ز هجر ولی مطلق است.
الف رسته در ۲ سال قبل، سهشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۱۵ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۵۴ - مناجات:
ضرّه = هوو
این زنان که از همه مهربانتر هستند /// دو هوو از روی حسد خود را میخورند
ر.غ در ۲ سال قبل، سهشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۰۸ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۲:
ژاله = تگرگ
ر.غ در ۲ سال قبل، سهشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۴۴ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » عذر آوردن مرغان » حکایت دیوانهای که تگرگی بر سرش خورد و گمان برد کودکان بر سر او سنگ میزنند:
سلام. معذوردار را معذور دار بنویسید و لا یعقل را لایعقل.
Khishtan Kh در ۲ سال قبل، سهشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۲۳ دربارهٔ طبیب اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۶۲:
مصرع آخر
جان بر کف دست است طبیب از پی مژده
آن کیست که سو آوردش از تو پیامی
سیدمحمد جهانشاهی در ۲ سال قبل، سهشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۰۱ دربارهٔ آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۷۱۱:
زین گلِ تازه ، که بشکفت به گلزارِ دلم
سیّد مبین محدثی در ۲ سال قبل، سهشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۷:۲۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۲۷:
عشق خوش(خَش، تلفظ قدیمی لغت) تازه رو عاشق او تازه تر
همچو جهان کهنهای عاشق او کهنه تر
سیدمحمد جهانشاهی در ۲ سال قبل، چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۱۶ دربارهٔ حکیم سبزواری » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۷۴: