گنجور

حاشیه‌گذاری‌های Khishtan Kh

Khishtan Kh


Khishtan Kh در ‫۴ روز قبل، یکشنبه ۶ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۵۸ دربارهٔ فضولی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۹۶:

 

برد دل ارزان ز من خود دل به ارزانی نبست

زان که آسانش بکف آورد به آسانی شکست

نه شناسم آشنایی نه شناسد آشنایم

گرد راهش بس مرا بر چشم و پیشانی نشست

 

Khishtan Kh در ‫۴ روز قبل، یکشنبه ۶ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۳۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:

 

یکی بیهوده کوهی سُفت یکی رفت راه صحرا را

نه این یک وصل شیرین دید نه آن یک وصل لیلا را 

تو قسمت را مشو منکر،نشد را شد نخواهی کرد 

بهم ریزی و بافی گر زمین و آسمان و قعر دریا را

 

Khishtan Kh در ‫۵ روز قبل، شنبه ۵ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۱۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:

راستای صحبت سعید آقای عزیز

درود🌹🖐

در اینکه هر انسانی باید از قدرت عقلانی خود نهایت بهره را ببرد و از دایره منطق پا بیرون نگذارد هیچ شکی نیست.

بیایید تصور کنیم از روزنی به بیرون نگاه میکنیم،شعاع دید ما برابر با شعاع روزنی دید ماست.حال قابل  قیاس است با شعاع دید دیگر کسی که از حفره ای به بیرون نظر دارد! (حکایت همان مو و پیچش مو است)

فرموده جناب حافظ بار عرفانی دارد در عرفان تقبل بر مبنای باور و عقل و منطق نوعی نیست

به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید 

که سالک بی خبر نبود ز راه و رسم منزل ها

 در عقل و منطق و باور شما ریختن می بر سجاده کاستن از پاکیزگی سجاده است و اشاره جناب حافظ دقیقا همینجاست درک واقعیت به ازای فاصله از باور  ...........

 

 

 

 

Khishtan Kh در ‫۵ روز قبل، شنبه ۵ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۳۹ دربارهٔ فضولی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۲۷:

گیری اگر از خاک به هزار ریشه قفا را 

نوشی اگر از سخره و سنگ آب بقا را 

آخر شکند شاخه و ریزد بر و برگت

طوفان حریف است قوی ریشه گیا را 

 

Khishtan Kh در ‫۱۳ روز قبل، شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۷:۵۹ دربارهٔ فضولی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۲۷:

گشتم مسلمان همه از جور تو یارا 

زان رو نپسندم به تو آیین جفا را 

روزی که مرا غمزده بگذاشتی و رفتی

یافتم به تمنای وصال تو خدا را 

 

 

 

 

 

 

Khishtan Kh در ‫۱۷ روز قبل، سه‌شنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۱۴ دربارهٔ فضولی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۱۳:

کنون که کرده پر سیماب،ره بشنود سُنبُل را

چه حاصل آید از افغان بکف بیچاره بلبل را 

گهی زنبور کامجوید،گهی پروانه می بوید

مجال افتاده تا ناکس برد فیض تغافل را

 

 

 

 

 

Khishtan Kh در ‫۲۲ روز قبل، چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۵۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۶:

آخر ز شکوه یارا چون وا کنم دهان را 

ترسم تو ناپسندی از عاشقت فغان را 

عانی تو رخ نمودی از سینه دل ربودی 

وآنگه ز پی کشیدی از ناظرت عنان را

از عالمی بریدم من تا رخ تو دیدم 

دیگر نشایدم هیچ آگه شوم میان را

چون آرمت قباله ز امکان و هم ز موجود

خواهند به شیربهایت اقلیم آسمان را 

حالی که دارمت دوست،زین پس همی برآنم

باشد که پیر سازم بر پای تو جوان را

از مشفق رفیقان پرهیز ز تو شنیدم 

گفتم:مگر برآنی دشمن شوی تو جان را؟

پرهیز ز عشق نشاید همچون من عاشقی را

کز عشق حذر نباشد یکجمله عاشقان را

چون از غمت بنالم؟به آن بر آن ببالم

تا دارم از فراقت این نطق و این بیان را

خویشتن،ز ساده گویی بی مثل و بی مثالی

شعر ترت بر آورد فریاد کودکان را

 

Khishtan Kh در ‫۲۳ روز قبل، چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۳۶ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » ترکیب‌بندها » شمارهٔ ۱ : باز این چه شورش است که در خلق عالم است:

سهم همگان است، کلهم ز عرب نیست

چشمش بِکسان است،تنها،بِنَسَب نیست

نه میر و نه ارباب و نه سالار و نه آقا

جز نام مخطابش، در قید لقب نیست 

 

 

Khishtan Kh در ‫۲۳ روز قبل، چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۱۱ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » ترکیب‌بندها » شمارهٔ ۱ : باز این چه شورش است که در خلق عالم است:

از دل به تو اشتیاق دارد 

جانی به لب از فراق دارد 

سید بطلب پور عجم را

در سر هوس عراق دارد 

 

 

 

Khishtan Kh در ‫۲۳ روز قبل، سه‌شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۲۳ دربارهٔ طبیب اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۶۲:

مصرع آخر 

جان بر کف دست است طبیب از پی مژده

آن کیست که سو آوردش از تو پیامی 

 

 

Khishtan Kh در ‫۲۵ روز قبل، یکشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۳۹ دربارهٔ وحشی بافقی » گزیدهٔ اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۷۱:

بجای دبیر دیکته شدن و کشمکش سد و صد برید تو عمق قضیه اصن ثد .۳د 

 

Khishtan Kh در ‫۲۷ روز قبل، شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۳۵ دربارهٔ وحشی بافقی » فرهاد و شیرین » بخش ۴۴ - امتحان کردن شیرین فرهاد را در عشق:

فراقت چون کشیدم کوه نسفتم

چو مجنون صد بنالم گو نگفتم 

بهایت داده ام،ای عشق سر و سامان

به آرامی شبی در قو نخفتم

 

Khishtan Kh در ‫۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۱ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۲۳:۳۷ دربارهٔ ایرج میرزا » مثنوی‌ها » شمارهٔ ۷ - خرس و صیّادان:

الهام 

 

Khishtan Kh در ‫۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۰۲:۳۲ دربارهٔ ایرج میرزا » مثنوی‌ها » عارف نامه » بخش ۶:

ظاهر به تماشا،عیانساز درون نیست

سیاهی رگ را اثر از سرخی خون نیست

قدری که تو سمعن،ز چشمت بحسابی

ولله کم از کاهلی و جهل و جنون نیست

 

 

Khishtan Kh در ‫۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۱۷:۵۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۶:

تو حذر گر نکنی از آنچه بر حق حذر است 

پی آن هر نظری سو به تو گاه خطر است 

محنت از پیاله یاد کن و محبت از قمر 

ظلمت از شب میآموز ز بلایی بَتَر است 

دل مرنجان از خود و هم مرنج از این و آن

این یکی را تاکه مُرد،آن یکی خشک و تر است

طاقتت را ره شناست،معرفت را همگذر 

گر میان با این دو بد داری زیان و ضرر است 

روز خوش از روز غم غافل مشو 

همسایه را ندا بده شاید دلش منتظر است

آدمی را گاه پیری چه سود از معرفت

کان درخت خرم و شاد کز جوانی ثمر است

قصه کوته کن و زین بیش رخنه بر صفحه مبر 

خویشتن، پیش نظر فعل بِه از صد هنر است

تاکه هست ملک زمین،فرش پای بشر است 

تاکه هست مرگ به کمین بشری رهگذر است

 

Khishtan Kh در ‫۳ ماه قبل، دوشنبه ۲۳ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۱۴:۳۹ دربارهٔ ایرج میرزا » مثنوی‌ها » عارف نامه » بخش ۴:

ایا تند باد رستاخیز بهمن 

ببر پیغام خویشتن، سوی سمعن

بپرس از حال امروزش خبر نیست 

که غیر از باور دوشش بسر نیست

تو بر آنی که چادر بی نفوز است

همی گویی نهاندار رموز است

بگو آخر ترا قربان گردم 

کجا شرت مانع افشای گوز است؟

گر از مایی و مردت راس کار است

ترا با چین و چون زن چه کار است 

زنی کو رای مردی را دچار است

یکی گوید،بصد بی بند و بار است

نه حدسش زن ز عریانی مویش

نبشناسش ز حفظ آبرویش

بحرف آرش که سِرِ خلقوخویش

شود افشا چو آید گفتوگویش

یکی گویم کزان صد نکته چینی 

و بر حضمش به ساعتها نشینی

ز ساقی، خوب بشناس خلقوخو را

چو سربسته دهند دستت سبو را

مخور سمعن، فریب رنگ و رو را 

شرابت می فروشند آب لَبو را

 

Khishtan Kh در ‫۷ ماه قبل، دوشنبه ۸ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۰۲:۲۷ دربارهٔ صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳۷:

زآن خواهم که لبت ریخت به جام دوش مرا 

که رسد قهقهه تا حد بناگوش مرا 

ز من ای بانی جان تا تو سوا افتادی 

رفت از کف رمق و تاب و توان هوش مرا 

نو نهال املی کآن به امیدت کِشتم

سرو بالا شد و بین گشته سیه پوش مرا

خواب آن زلف نگارین چو شبی من بینم

که میسر نشود خواب چو خرگوش مرا 

تا رسد گوش تو این مرحله حالی که مراست

وقت به تنگ آمد و تاثیر نکند نوش مرا 

قدر آن فاصله نیشت به لبت دلتنگم 

هر سرآی خوش بکامت،کن فراموش مرا 

 

Khishtan Kh در ‫۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۱۶ دربارهٔ صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۰:

تاکه تحسین میکنند صاحبدلان دیوانه را 

عیب بی عقلی مکن چون عاقلان دیوانه را 

می تواند دیو نفس خود دراندازد به خاک

زور بسیاری بود در بازوان دیوانه را 

سنگ سخت بادیه گردد به خوابش متکا 

بس نباشد مهلت خواب گران دیوانه را 

چشمه حیوان به چشمش جوش باطل میزند

بس نباشد حسرت جان و جهان دیوانه را 

همجوار عاقلان، دیوانه دل آسوده نیست 

نخوت ایشان رماند از میان دیوانه را 

بر کف سودا زده گوهر گزافی چون کند

نیست از دیوانگی بیم زیان دیوانه را 

چیست تاثیر صائبا از گفتمان دیوانه را

سنگ طفلان تا کند خاطرنشان دیوانه را

 

 

 

 

Khishtan Kh در ‫۷ ماه قبل، دوشنبه ۱۷ مهر ۱۴۰۲، ساعت ۱۳:۲۱ دربارهٔ صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۹۲:

بیت یازده مصرع دوم

باتو گر از یک گریبان "سر" برون اورده ام

 

Khishtan Kh در ‫۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ مهر ۱۴۰۲، ساعت ۱۸:۵۵ دربارهٔ ایرج میرزا » غزل‌ها » شمارهٔ ۲:

زیرکان آسان توانند خام کردن ساده را 

نیست مانع پیش پا دروازه بگشاده را

عمرها باید گذشت بر ساده لوح در انزوا

جوش چندین ساله از خامی درآرد باده را

همگذار دل نشد بس عقل ناقص پای ما 

سنگ پیش پا شدیم نوعابران جاده را

کار هرکس کوش او و بار هرکس دوش او

پستی زاهد نزیبد دامن سجاده را 

باده نوشی غیره را واصل به شیدای نشد

عیب بدمستان نگیرد گریبان باده را 

عاقلان یک جمله گویی زین حقیقت نآگهند

بیدلان لایق نباشند منصب دلداده را 

گرچه امروز قهقه بی نسبتان بالا شده ست

وحدتی هست در نهان جمعیت آزاده را  

گرد نااهلان منه پارا وزین غافل مباش

خورده گیران مفت خریدارند چُو افتاده را 

 محرمی نیست کو بِگردانم ز لب بی اختیار 

زان نهان دارم میرزا،راز در دل ناده را 

 

 

 

 

۱
۲
sunny dark_mode