گنجور

حاشیه‌ها

سیّد مبین محدثی در ‫۲ سال قبل، سه‌شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۷:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۲۷:

گر سر کَس نیستَت فتنه مَکُن دل مَبَر

چون که بِبُردی دلی، پرده‌ی او را مَدَر

همایون در ‫۲ سال قبل، سه‌شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۷:۲۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۱:

جلال‌دین در این غزل چنان غرق قافیه بازی شده و دستپختش آنقدر شور شده است که دیگر قابل چشیدن نیست، گویی غزل سرایی و شمس سرایی را بگونه ای بازی و سرگرمی درآورده است

همایون در ‫۲ سال قبل، سه‌شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۷:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۷:

از میان غزل هایی که در مقام رفیع شمس سروده است این غزل جلال‌‌دین آنقدر افراطی است که بیمارگونه به نظر می‌رسد و از یک بیماری خاص نشانی میدهد که شاید بتوان بیماری عارفانه نامید، اینکه تو با کژی و ادبار و خشم و غرور از دوستی کسی با خود بنازی و تا آخر عمر مست مقام والای خود باشی 

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۲ سال قبل، سه‌شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۷:۰۶ دربارهٔ آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۸۱۷:

ثمرِ وفا و مهر است ، به باغِ عشقِ آن گل،

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۲ سال قبل، سه‌شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۳۸ دربارهٔ الهامی کرمانشاهی » گزیدهٔ اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۸:

که به غیر درگهِ تو ،  به دری گذر ندارم

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۲ سال قبل، سه‌شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۳۶ دربارهٔ نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۱:

منم آنکه بارِ خسرو ، نکِشم که خر ندارم

همایون در ‫۲ سال قبل، سه‌شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۳۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۵:

غزل قابل تاملی است از چندین منظر!

نخست تاریخ غزل است که در پایان عمر جلال‌دین و همکاری با حسا‌م‌دین است و دیگر آنکه سخن بس تکراری و گذشته گرا و خاطره گون است و نوعی بی حاصلی و افسوس و نا امیدی در خود دارد و دیگر اینکه نوعی بازگشت به دوران شاعرگی و بازی کلمات و خودنمایی قافیه و ردیف و درازگویی را در خود دارد

و اینکه هنوز من آنم که رستم بود پهلوان 

بسیار انسان را به فکر می اندازد که عرفان ایرانی کژراهه ای از آغاز بوده است یا جلال‌دین راه خود را رفته است

همایون در ‫۲ سال قبل، سه‌شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۰۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۸:

غزل از سروده های اولیه و شاعر بودگی آغازین و کم مایه است ولی نشان میدهد که منطق کاربردی عارفانه چگونه کار میکند 

جایگاه شاهی بسیار گسترده و پیش رونده است در حالیکه در عرفان در حد مراد و‌چندین مرید کوچک میشود و‌همه بزرگی ‌گستردگی به مراد بخشیده میشود و‌مریدان با پیروی و گول و خرفتی و تحیر و شگفتی خود را به شعر و شاعری میسپارند 

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۲ سال قبل، سه‌شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۴۴ دربارهٔ یغمای جندقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۴:

کرده در آینه حسنِ رخ خُود ، شیدایت،

دکتر مهدی محمدی در ‫۲ سال قبل، سه‌شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۱۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴:

در واقع کل غزل یک جمله است و آن عبارت است از : صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را که: ادامه غزل. مصراع دوم و سایر ابیات مفعول هستند برای فعل بگو در مصراع اول . 

ای صبا به غزال رعنا بگو . چه چیزی را؟ ابیات بعدی را بگو. که در مصراع دوم که تاویل به مصدر اصلی است و تمام افعال بعد از خود را تبدیل به مصدر و مفعول برای فعل بگو در مصراع نخستین می کند.

با این نگاه مشکلات ابیات و مصراع ها حل می شود . 

سالوس پر دعوی در ‫۲ سال قبل، سه‌شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۰۸ در پاسخ به حامد دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۳:

خدا سعدی رو بیامرزه.

ج امیدوار در ‫۲ سال قبل، سه‌شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۰۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۴:

اشاره به «افسانه« و «خواب « خیلی زیباست همانطور که برای کودکان افسانه میگویند تا بخواب بروند.

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۲ سال قبل، سه‌شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۴۲ دربارهٔ یغمای جندقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۴:

نخلِ نُوخیز نه بر چوب کند تکیه ، بیا،

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۲ سال قبل، سه‌شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۴۱ دربارهٔ یغمای جندقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۴:

زآهِ شب عالمی آسوده زیَد ، خونِ دلم،

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۲ سال قبل، سه‌شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۲۶ دربارهٔ آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۱۵۸:

ای قضا و قدر اِستاده به حکم و رایَت،

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۲ سال قبل، سه‌شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۲۱ دربارهٔ آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۱۵۸:

سَر و جانی ست به کف ، بهرِ نثارِ قَدمَت،

علی براتی در ‫۲ سال قبل، سه‌شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۵۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲:

مصراع دوم اشتباه دارد. صحیح آن باغ لطافات است نه باغ لطافت

ارادت

امیر محمدی لسکوکلایه در ‫۲ سال قبل، سه‌شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۴۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۶:

شد آن زمان که گریه‌ام ابتهاجِ آن یاران
شدم من و گفتند بیامد یکی دگر انسان

بگفتند سرآمد است بر آفریدگان ، انسان
خلیفه ای به زمین است ز جانب رحمان

مرو خطا و نشو اولیای آن شیطان
مزن ز کبریایی دم و نکن قبا بر جان

به خود مگو من و مناز بر این مَنَت هر آن
که من شود حجابی در مقابل منان

تو خود حجاب خودی و حجاب این باران
گذر ز من، که کبریاییست برای آن سبحان
 «ناسی»

Mojtaba Razaq zadeh در ‫۲ سال قبل، سه‌شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۳۷ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۳ - حکایت ابراهیم علیه‌السلام:

چقدر سعدی زیبا سخن و لطیف گو هست. بر خاک پاکش درود.

Mojtaba Razaq zadeh در ‫۲ سال قبل، سه‌شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۲۲ دربارهٔ سعیدا » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۱:

نقطه چین یعنی چی؟

فحش و ناسزا گفته؟

۱
۷۱۸
۷۱۹
۷۲۰
۷۲۱
۷۲۲
۵۷۲۹