عطار
»
منطقالطیر
»
عذر آوردن مرغان
»
حکایت دیوانهای که تگرگی بر سرش خورد و گمان برد کودکان بر سر او سنگ میزنند
بود آن دیوانه خون از دل چکان
زانک سنگ انداختندش کودکان
رفت آخر تا به کنج گلخنی
بود اندر کنج گلخن روزنی
شد از آن روزن تگرگی آشکار
بر سردیوانه آمد در نثار
چون تگرگ از سنگ مینشناخت باز
کرد بیهوده زبان خود دراز
داد دیوانه بسی دشنام زشت
کز چه اندازند بر من سنگ و خشت
تیره بود آن خانه افتادش گمان
کین مگر هم کودکانند این زمان
تا که از جایی دری بگشاد باد
روشنی در خانهٔ گلخن فتاد
باز دانست او تگرگ اینجا ز سنگ
دل شدش از دادن دشنام تنگ
گفت یا رب تیره بود این گلخنم
سهو کردم، هرچ گفتم آن منم
گر زند دیوانهٔ این شیوه لاف
تو مده از سرکشی با او مصاف
آنک اینجا مست لا یعقل بود
بیقرار و بی کس و بی دل بود
میگذارد عمر در ناکامیی
هر زمانش تازه بیآرامیی
تو زفان از شیوهٔ او دور دار
عاشق و دیوانه را معذوردار
گر نظر در سر بینوران کنی
جمله آن بی شک ز معذوران کنی


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این حکایت دیوانهای به خاطر تگرگی که بر سرش میافتد، تصور میکند که کودکان به او سنگ میزنند و شروع به فحاشی میکند. او به کنجی میرود که در آنجا متوجه میشود آنچه بر سرش آمده، تگرگ بوده نه سنگ. پس از اینکه حقیقت را درمییابد، از گفتههای قبلیاش پشیمان میشود و در دلش میگوید که او در حالتی از گیجی و دیوانگی بوده است. در نهایت، پیام حکایت به شنونده این است که عاشقان و دیوانگان در رفتارهای خود معذورند و باید با آنها مدارا کرد.
هوش مصنوعی: دیوانه از دلش خون میریخت زیرا که کودکان به او سنگ پرتاب کرده بودند.
هوش مصنوعی: دیوانه در نهایت به گوشهای از گلخن (محل نگهداری آتش و کاه) رفت و در آنجا روزنهای (فرورفتگی یا شکافی) بود.
هوش مصنوعی: تگرگی که از روزنه گلخن بیرون میآمد، به سردیوانه (دیوانه) برخورد کرد و بر سر او افتاد.
هوش مصنوعی: دیوانه چون نمیتوانست تشخیص دهد که تگرگ از سنگ متفاوت است، به طور بیفایده و بیدلیل شروع به صحبت کرد و زبانش را دراز کرد.
هوش مصنوعی: دیوانه به شدت ناسزا میگوید و نگران است که چرا بر او سنگ و آجر میاندازند.
هوش مصنوعی: خانهٔ دیوانه تاریک و کثیف بود و او گمان میکرد که این تگرگ (که بر سرش میخورد) حتماً ناشی از کار بچههاست که سنگ پرتاب میکنند.
هوش مصنوعی: یک باد از جایی عبور کرد و در نتیجه درب خانهٔ گلخن (محلی که برای نگهداری گل و گیاه به کار میرود) باز شد و نور به درون آن نفوذ کرد.
هوش مصنوعی: او متوجه شد که تگرگ (باران سنگی) به سرش میخورد و این در واقع از دل سنگی و خشمگینش است که دشنام میدهد و احساس تنگی و ناراحتی میکند.
هوش مصنوعی: دیوانه در اینجا به خدا میگوید که آیا در زندگیام به خاطر خطاهایم، به این وضعیت تیره و تار دچار شدهام. او از رفتار و سخنان خود پشیمان است و به اشتباهاتش اعتراف میکند.
هوش مصنوعی: اگر دیوانهای به چنین شیوهای به تو حملهکند، از سرکشیاش با او مبارزه نکن و به او پاسخ نده.
هوش مصنوعی: در اینجا، دیوانهای وجود دارد که مست و بیعقل است و در حالتی از بیقراری به سر میبرد. او تنها و بدون همراهی و عشق است و در وضعیت عاطفی و روانی بدی قرار دارد.
هوش مصنوعی: او تمام عمرش را در حسرت و ناکامی سپری میکند و هر لحظه، بیقراری و ناراحتیاش تازه میشود.
هوش مصنوعی: فرد باید از شیوهی او که شاید خطا و افسوس باشد، دوری کند و درک کند که عاشق و دیوانه به خاطر حالت خاص خود معذور و مورد عذر هستند.
هوش مصنوعی: اگر به حال افرادی که بینور و جهالت هستند، توجه کنی، متوجه میشوی که تمام آنها به نوعی معذور و بخشودهاند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.