گنجور

حاشیه‌ها

آرش در ‫۱۶ سال قبل، پنجشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۰۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۰:

کنار هم آمدن لیل و نهار و مردمک چشم نگار بسیار جالبه!

آرش در ‫۱۶ سال قبل، پنجشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۱۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸:

همین‌طور... یک دو سه و آب و باد برای گذر عمر... به نظرم با محیط یکی شده یا در حیات حل شده! گذر عمرش رو با باد و آب روان یکی دونسته.بسیار جالبه.

آرش در ‫۱۶ سال قبل، پنجشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۱۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸:

"مرا" به نظرم در این رباعی مهمه. خیام ابتدا نظرش رو درباره‌ی عمر و دنیا می‌گه و بعد تاکید می‌کنه که غصه‌ی گذشته و آینده رو نمی‌خوره.خودش رو محور قرار می‌ده و نظرش رو می‌گه.

آرش در ‫۱۶ سال قبل، پنجشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۴۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵:

به نظرم در اون لحظه ان‌قدر "خراب" و" در بند سر زلف نگار" بوده و پی همراه، که کوزه رو هم همسان حال خودش پنداشته. بسیار زیباست این تشبیه.

منصور محمدزاده در ‫۱۶ سال قبل، چهارشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۰۵:۵۸ دربارهٔ اوحدی مراغه‌ای » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴ - وله فی‌بیان الحقایق:

بیت "گرگ اجل یکایک 000 " از ضرب المثل های مشهور پارسی است0

ناشناس در ‫۱۶ سال قبل، چهارشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۱۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۲:

گویند که دوزخی بود عاشق و مست
قولی است خلاف دل در آن نتوان بست
گر عاشق و میخواره به دوزخ باشند
فردا بینی بهشت همچون کف دست

امین در ‫۱۶ سال قبل، سه‌شنبه ۲۰ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۰۸:۳۵ دربارهٔ حافظ » قطعات » قطعه شمارهٔ ۷:

در مصرع اول بیت آخر بنگذاشتند چه معنی دارد؟ البته من نسخه اصلی آن را در اختیار ندارم ولی به نظر بگذاشتند درست باشد.
---
پاسخ:
در حاشیهٔ نسخهٔ قزوینی ذیل این بیت آمده:

«بنگذاشتند» به تقدیم باء موحده بر نون نفی، رجوع شود برای شواهد این استعمال یعنی اذخال باء زائده بر افعال منفیه به حواشی آخر کتاب.

حاشیهٔ مورد اشاره را در آخر کتاب پیدا نکردم ولی همین گویای آن است که این نوع کاربرد افعال منفی صحیح است و رواج داشته.

آرمان در ‫۱۶ سال قبل، دوشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۲۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۲:

نقل قول ظریف :
من بی می ناب زیستن نتوانم
بی باده کشید بارتن نتوانم
من مرده ام آن دم که ساقی گوید
یک جام دگر بگیر و من نتوانم

ره نشین در ‫۱۶ سال قبل، دوشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۰۹ دربارهٔ حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۱۸:

حافظ دوستان عزیز برای آگاهی بیشتر از اثر پذیری حافظ از خواجو به مقاله ی "حق خواجو بر گردن حافظ"نوشته ی دکتر اصغر دادبه مراجعه کنند.

ره نشین در ‫۱۶ سال قبل، دوشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۵۰ دربارهٔ حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۱۸:

بعضی گفته اند :خواجو بدشانس ترین شاعر جهان است .زیرا از نظر زمان پس از سعدی وقبل از حافظ است وبه قولی :
چو روشن بود روی خورشید و ماه
ستاره چرا برفرازد کلاه
اما اگر این بیت از حافظ باشد هم تجلیل از خواجوست هم گواه بر معرفت حافظ.

ره نشین در ‫۱۶ سال قبل، دوشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۳۳ دربارهٔ حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۱۷:

چقدر این غزل حافظانه است اگر اندکی دقیق شویم رهایی از زهد ریایی و رفتن به سوی مکتب عشق کاملا در غزل جلوه گر است .اگر غزل از حافظ هم نباشد و آن را بشنود آرزو می کند ای کاش سراینده من بودم .

علی بی ستاره در ‫۱۶ سال قبل، دوشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۰۵:۱۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴:

حافظ هم می گوید:
ترسم که صرفهء نبرد روز باز خواست
نان حلال شیخ ز آب حرام ما

علی بی ستاره در ‫۱۶ سال قبل، دوشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۰۵:۱۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴:

در پاسخ به ف-ش باید بگویم که از نظر خیام در جهان هیچ چیزی عالیتر از خود می نیست:
تا زهره و مه در آسمان گشت پدید
بهتر ز می ناب کسی هیچ ندید
من در عجبم ز می فروشان کا یشان
به زان چه فروشند چه خواهند خرید

علی بی ستاره در ‫۱۶ سال قبل، دوشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۰۵:۰۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳:

عشقت رسد به فریاد...
منظور حافظ این است که مسلمانان که میگویند قرآن تنها کتاب آسمانی است که هیچ در آن دست برده نشده؛حافظ چهارده رقم قرآن را از حفظ می دانسته است و چقدر بیش از آن هم وجود داشته است معلوم نیست.و اما خیام از آن تیپ شاعرانی است که هیچ نمی توان به او تهمت زد که منظورش از می قرآن و این چیزها بوده.وقتی خیام می گوید می دقیقاً منظورش می است و نه هیچ چیز دیگر!

عباس مشرف رضوی در ‫۱۶ سال قبل، یکشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۲۰:۰۳ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۵:

گفتم که بسی خط و خطا بر تو کشیدند
به
گفتم که بسی خط خطا بر تو کشیدند
درضمن یک بیت بسیار مهم جا افتاده است. لطفا اضافه کنید:
گفتم که قرین بدت افکند بدین روز
گفتا که مرا بخت بد خویش قرین بود
درضمن من این شعر را در یک نسخه چاپی قدیمی حافظ و منسوب به حافظ دیده بودم.
---
پاسخ: با تشکر، طبق پیشنهاد شما «خط و خطا» را با «خط خطا» جایگزین کردیم. جایگاه بیت جا افتاده را مشخص نکرده‌اید، فعلاً به آخر غزل اضافه‌اش کردیم.

عباس مشرف رضوی در ‫۱۶ سال قبل، یکشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۹:۵۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۸:

* بعد بمحض اینکه چنین شد، در سینه ام یادآوری می شود.... و الخ

عباس مشرف رضوی در ‫۱۶ سال قبل، یکشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۹:۵۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۸:

یادآوری برخی دگرگونیها در ضبط:
ای ساربان آهسته رو کآرام جانم می‌رود
به
ای ساربان آهسته ران کآرام جانم می‌رود
من مانده‌ام مهجور از او بیچاره و رنجور از او
به
من مانده‌ام مهجور از او درمانده و رنجور از او
برگشت یار سرکشم بگذاشت عیش ناخوشم
به
برگشت یار سرکشم بگذاشت عیش سرخوشم
(توضیح پیشنهادی: بگذاشتن به معنی از سرگذاشتن - از سر بیرون کردن؛ چنانکه فرموده: بنده سرخواهد نهاد وانگه ز سر سودای تو - نه به معنی باقی گذاشتن؛ که مستلزم معنی مثبت "سرخوش" است و نه منفی "ناخوش"؛ بعلاوه "عیش ناخوش" متناقض می نماید)
در سینه دارم یاد او یا بر زبانم می‌رود
به
در سینه دارم یاد او تا بر زبانم می‌رود
(هرچندصورت اول درستتر می نماید؛ مگر آنکه "تا" بمعنی تکرار و نهایت باشد؛ یعنی "تاجاییکه" و نه به معنی "هنگامیکه" یا "بمحض اینکه"؛ چون درصورت اخیر یعنی، اول برزبانم می رود، و بعد بمحض آن چنین شد، در سینه ام یادآوری می شود؛ که به این معنی درست نمی نماید)
بازآی و بر چشم نشین ای دلستان نازنین
به
بازآی و بر چشمم نشین ای دلفریب نازنین

عباس مشرف رضوی در ‫۱۶ سال قبل، یکشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۹:۲۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۵:

صورت دیگر:
"نه قتلم خوش همی‌آید که دست و پنجه قاتل"
به اینصورت:
"که قتلم خوش همی آید ز دست و پنجه قاتل"

محمد مهدی ظاهرنسب در ‫۱۶ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۴۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۲:

سلام...
به نظر من این شعرو چند شعر مشابه در این سایت که با سر تیتر غزل اورده شده از قصاید جناب خواجه ی راز ه ...
چون هم موضوع با غزل متفاوته و هم تعداد ابیات...ممنون میشم اگه درسته مرحمت بفرماینن اصلاح کنید یا اگه اشتباه می کنم منو از لغو خارج کنید!
---
پاسخ: ممکن است فرمایش شما درست باشد مطابق تعریفی که از قصیده در دست دارید، اما در تصحیح قزوینی/غنی آن را جزء غزلیات آورده و ما همان طبقه‌بندی را حفظ می‌کنیم.

منصور محمدزاده در ‫۱۶ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۵۸ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴۳۹:

غزل شمارهَ 123 جا افتاده
---
پاسخ: جا نیفتاده، در مرتب‌سازیها و ورود اشعار اشکالی وجود داشته که باعث شده این شماره استفاده نشود. تا زمانی که تغییرات مهمی اتفاق نیفتاده همین حالت را (بدون این شماره) حفظ می‌کنیم تا لینکهای سایتها به شعرها به هم نخورد.

۱
۵۶۲۵
۵۶۲۶
۵۶۲۷
۵۶۲۸
۵۶۲۹
۵۷۲۳