گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

وحی آمد سوی موسی از خدا

بندهٔ ما را ز ما کردی جدا

تو برای وصل کردن آمدی

یا برای فصل کردن آمدی

تا توانی پا منه اندر فراق

ابغض الاشیاء عندی الطلاق

هر کسی را سیرتی بنهاده‌ام

هر کسی را اصطلاحی داده‌ام

در حق او مدح و در حق تو ذم

در حق او شهد و در حق تو سم

ما بری از پاک و ناپاکی همه

از گرانجانی و چالاکی همه

من نکردم امر تا سودی کنم

بلک تا بر بندگان جودی کنم

هندوان را اصطلاح هند مدح

سندیان را اصطلاح سند مدح

من نگردم پاک از تسبیحشان

پاک هم ایشان شوند و درفشان

ما زبان را ننگریم و قال را

ما روان را بنگریم و حال را

ناظر قلبیم اگر خاشع بود

گرچه گفت لفظ ناخاضع رود

زانک دل جوهر بود گفتن عرض

پس طفیل آمد عرض جوهر غرض

چند ازین الفاظ و اضمار و مجاز

سوز خواهم سوز با آن سوز ساز

آتشی از عشق در جان بر فروز

سر بسر فکر و عبارت را بسوز

موسیا آداب‌دانان دیگرند

سوخته جان و روانان دیگرند

عاشقان را هر نفس سوزیدنیست

بر ده ویران خراج و عشر نیست

گر خطا گوید ورا خاطی مگو

گر بود پر خون شهید او را مشو

خون شهیدان را ز آب اولیترست

این خطا را صد صواب اولیترست

در درون کعبه رسم قبله نیست

چه غم از غواص را پاچیله نیست

تو ز سرمستان قلاوزی مجو

جامه‌چاکان را چه فرمایی رفو

ملت عشق از همه دینها جداست

عاشقان را ملت و مذهب خداست

لعل را گر مهر نبود باک نیست

عشق در دریای غم غمناک نیست

حاشیه‌ها

تا به حال ۳۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

حامد در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یک شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۸۹، ساعت ۲۲:۲۸ نوشته:

یا برای فصل کردن آمدی
یا -> نی
---
پاسخ: در کتابهای درسی گویا با این روایت آمده (نی)، (یا) هم می‌تواند درست باشد، دوستان با منبع تطبیق دهند.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
آشه نا در ‫۹ سال و ۹ ماه قبل، یک شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۰، ساعت ۱۹:۴۲ نوشته:

بیت 18 مصراع 2 "این خطا از صد صواب اولیترست" صحیح می باشد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
پژمان در ‫۸ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۵ دی ۱۳۹۱، ساعت ۱۷:۰۱ نوشته:

مصراع دوم بیت نوزدهم بدین صورت صحیح می باشد :
چه غم ار غواص را پاچیله نیست(به جای "ار" ،"از" نوشته شده است که اشتباه می باشد)

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
کوروش در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۴ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۱۹:۰۷ نوشته:

یا برای فصل کردن در بیت 2 تصحیح شود به نی برای فصل کردن آمدی . که نهی کننده هست
اولا در جواب میلاد باید بگم عذر میخوام میشه بگید کجای اشعار مولوی دست برده شده.؟؟ اگرم میبینید بعضی از کلمات فرق داره به خاطر ناشر و چاپ قدیم و جدید و مسائلی از همین باب هست و قسمت دوم صحبتتون چه ربطی داشت به این شعر.؟؟؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امین کیخا در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۳۹ نوشته:

گرانجان یعنی خسیس معنی سخت جان و فرتوت هم میدهد .

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امین کیخا در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۴۱ نوشته:

میلاد از میل به معنی گرز است و با میلاد یعنی تاریخ تولد و زاد روز پیوندی ندارد ، فردوسی ر شاهنامه از ان سود جسته است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امین کیخا در ‫۸ سال و ۱ ماه قبل، سه شنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۴۱ نوشته:

طلاق دادن هلیدن است و هلش می شود طلاق

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امین کیخا در ‫۸ سال و ۱ ماه قبل، سه شنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۴۲ نوشته:

عرض که وارون گوهر است می شود تاور

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
نادر در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، دو شنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۲۰ نوشته:

یکی از حکمتهای الهی اینستکه هر کسی را که مقرب تر است بیشتر به غم و رنجش میافزاید تا عاشق حقیقی از عاشق مجازی تمیز داده شود. مانند طلای ناب که در آتش نورانی تر میشود ولی مس میسوزد.
بهمچنین نزد خودشناس حقیقی مدح وذم دیگران را جائی نیست. اگر لعل بدخشان را نادانی بدل بداند از مقام و رتبه او کاسته نمیشود.
لعل را گر مهر نبود باک نیست
عشق در دریای غم غمناک نیست

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
علی علیمردانی در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، چهار شنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۵۴ نوشته:

زمانی که همه تو را دیوانه بپندارند بدان که ایمانت کامل شده (امام علی علیه السلام).
-----
بر خلاف بعضی منتقدین به این داستان شگفت مولانا که به ترازوی عقل تکیه کرده اند و نادانی ظاهری شبان را ملامت کرده و خلاف دین می پندارند، جنون الهی است که معادل ایمان است .
درک این ایمان یا جنون الهی با عقل، ممکن نیست. به قول مولانا در دفتر اول مثنوی : «عقل در شرحش چو خر در گل بخفت».
مگر نه این است که در سوره کهف موسی( علیه السلام) این پیامبر اولوالعزم که 118 بار نامش در قرآن آمده در مقابل بنده ای از بندگان خدا که مفسران خضر(علیه السلام) می نامند، کم آورد و با عقل شریعت محورش آن سه کار خضر را منکر دانست؟
پس این حکایت، که خود مولانا همواره حکایت را ظرف معنی میداند، نیز صرف نظر از درستی یا نادرستی ، پند آموز است که :
ملت عشق از همه دین ها جداست
عاشقان را ملت و مذهب، خداست
سخن به درازا کشید . خلاصه این که :
سوز خواهم سوز با آن سوز ساز

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
elly در ‫۷ سال و ۱ ماه قبل، پنج شنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۱۵ نوشته:

ملت عشق یا مذهب عشق؟؟؟
در نسخه اصلی کدام ست؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
بی باک در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۸ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۰۴ نوشته:

چه خدای ناز و مهربونی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سید امیر در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۴۵ نوشته:

به نام خدا
جناب اقای علیمردانی سلام. انچه از ابیات مولوی بر می آید این است که خداوند ادبیات و تلقیات شبان را نابجا می داند، اما شور و حال و ارتباطی که با خداوند دارد را می ستاید. در طرق مقابل موسی ع را به خاطر صرف ایراد وارد کردن و تلاش برای اصلاح شبان تخطئه نمی نماید، بلکه به این سبب تخطئه می کند که روش و عملکرد ایشان، نه تنها بر آن شور و حال و ارتباط (اتصال) نیفزوده، که علی القاعده باید چنین می بود، بلکه آن را بالکل از بین برده است (انفصال). قاعدتا خداوند از پیامبری که خودش به او شریعت داده انتظار ندارد که شریعت مدار نباشد، و اصلا عقل شریعت مدار به خودی خودی خود چیز بدی نیست؛ حرف مولوی این است که اصلاح فال و حال هر دو با هم لازم است، و البته اصل حال است، و اگر اصلاح قال به تخریب حال می انجامد، باید دست نگه داشت.
داستان خضر و موسی ع هم اساسا بحثی دیگر می طلبد و با اینجا چندان قابل قیاس نیست.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
علی در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، چهار شنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۱۳ نوشته:

آقای سید امیر
من که هرچه این شعر را می خوانم جایی نمی بینم که به تعبیر مولوی، خداوند ایراد وارد کردن موسی را تخطئه نکرده باشد. بلکه دقیقا به همین دلیل ایراد موسی وی را عتاب کرده است.
فکر می کنم در تعبیر مولوی خداوند کوچکترین خشمی از تعابیر شبان به خود نگرفته است مگر اینکه شما چنین خشمی را از سمت خدا احساس فرموده باشید!!

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سید حبیب در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۹ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۰۵:۰۰ نوشته:

درود بر عزیزان ...
و هزاران درود بر روان پاک مولانا.
براستی که تمامی فریاد این شعر این است که برای رسیدن بخدا این همه قیل و قال لازم نیست.
بلی وضو و طهارت داشتن و نماز اول وقت خواندن و روزه و باقی قوانین اسلام و دیگر مذاهب قابل احترامند .... ولکن مهم نیت خالص است.

بسیارند هموطنان مؤمن ما که سالهاست , جایشان در صف اول نماز جماعت است و جماعتی حاجی صدایشان میزنند ,
ولکن هنوز معنای لم یلد و لم یولد را نمیدانند.
حقیر خود تحقیق نمودم و از هر صد نفر تقریبا هشتاد نفر اینچنیند.
آن هم در شهر قم که صدها مجتهد بر منابر علم فقه و شریعت بر مردم عامه می آموزند.
اگر نه روی دل اندر برابرت دارم
من این نماز را حساب نماز نشمارم..
وگرنه این چه نمازی بود که من بی تو
نشسته روی به محراب و دل به بازارم....
ببخشید اگر با کم و کاست نوشتم .
حضور ذهن نداشتم . فکر کنم از خود جناب مولانا باشد.
آخر میگویند اگر والضالین را نکشید و یا ح را درست تلفظ نکنید و یا چه و چه و چه ....
نمازتان باطل است .
اگر فلان و هزاران اگر دیگر..
بخدا اینان خدا را نمیشناسند .
این چه بساطیست که من زبانم ایرانی است ,,
باید به زبان عربی با خالق خودم سخن بگویم آقا.....
ای فریاد از جاهلیت....
مگر خدا عرب است و زبان ما را نمیفهمد.
ای داد از نادانی.
خدا فطرت انسان را میبیند , نه طرز عبادتش را.
اصلا بقول مولانا میگوید..
من بندگان را خلق کردم تا بر آنان جودی کنم.
مگر خدا محتاج نماز و روزه ماست؟؟؟؟!!!
که اگر قضا شود ما را عذاب کند,,
و یا اگر سر وقت بخوانیم به ما جایزه دهد؟؟؟؟!!!
خدا مهربانی و انسانیت میخواهد.
اگر قرار باشد به نماز و روزه و قران کسی را به بهشت ببرند که شمر باید الان بالای بهشت نشسته باشد.
یا ابن ملجم یا فلان ......
به خدا سوگند که خدا فقط انسانیت و مهربانی میخواهد و بس.
درود بر مولانا که فصیح و بلیغ این مهم را در این چند بیت فریاد زده....
ولکن اکثر مردم نمیدانند.
حق جو و برقرار باشید.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
رسول ظهیر در ‫۵ سال قبل، شنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۲۹ نوشته:

در نسخه های کهنه و قدیمی بیت دوم مصراع دوم چنین آمده است:
نی برای فصل کردن آمدی
همچنان بیت دهم مصراع اول و دوم چنین آمده است:
ما بیرون را ننگریم و قال را
ما درون را بنکریم و حال را

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
بی سواد در ‫۵ سال قبل، شنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۸:۰۱ نوشته:

بی باک گرامی،

خدا هم همان خداهای قدیم !
چنانکه آینده ، که همان آینده های قدیم،
یادشان به خیر!!

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
روفیا در ‫۵ سال قبل، شنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۱۱ نوشته:

عاشقان را هر نفس سوزیدنیست
بر ده ویران خراج و عشر نیست
مصدر غیر متعارف "سوزیدن" به یادم آورد که روزی یک گزارشگر افغان برای فعل ماضی از مصدر سوختن واژه "سوختاندند" را به کار برد!
مگر دستور زبان یا گرامر افغان ها با ما فرق دارد؟!

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
روفیا در ‫۵ سال قبل، شنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۳۱ نوشته:

من نگردم پاک از تسبیحشان
پاک هم ایشان شوند و در فشان
کمتر کسی است که خاطره تعظیم و تکریم تایلندی ها در سرزمین هزار معبد را فراموش کند.
معنا و مفهوم حقیقی این تعظیم چیست؟
ابراز کوچکی؟؟
البته که نه!
این گونه بزرگ می شوند!
از تسبیح خدا، خدا پاک نمی شود، ما پاک می شویم، چرا که بدینوسیله ما نشان می دهیم که ما پاکی را می فهمیم و می ستاییم.
از تعظیم ما به آدم ها ، آنها عظیم نمی شوند، ما بزرگ می شویم، چرا که بدینوسیله نشان می دهیم که ما بزرگی و کرامت انسان ها را می فهمیم و به آن احترام می گذاریم.
و اگر ما بزرگی را می فهمیم ما بزرگ هستیم!!
هر حرکتی که از ما سر بزند (سکون و سکوت هم جزء حرکات هستند) نخستین و قدرتمند ترین اثرش بر خود ما اعمال می شود، عجب نظام عادلانه ای دارد این جهان!
تحسین بر انگیز است!

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
روفیا در ‫۵ سال قبل، شنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۵۸ نوشته:

موسیا آداب دانان دیگرند
سوخته جان و روانان دیگرند
Wow...
اگر این وحی نیست پس چیست؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
بی سواد در ‫۵ سال قبل، یک شنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۲۵ نوشته:

عاشقان را هر نفس سوزید، نیست
برده ویران خراج ( خراگ) و عشر نیست
به گمانم سوزید دوم کس امر از فعل سوختن است
میفرماید نیازی نیست به عاشقان هردم بگوییم بسوزید ،آنان خود در سوز وگداز پیوسته اند.
دو دیگر هم میهنان ، هم زبانان ما در کابلستان و بلخ و بامیان ......گاه فعلهارا به شیوه کهن به کار میبرند.
با پوزش

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
بی سواد در ‫۵ سال قبل، یک شنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۳۱ نوشته:

ما برون را ننگریم و قال را
ما درون را بنگریم و حال را
میشود برون و درون را دید ، نگریست
زبان و روان را گمان نمی برم.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
بی سواد در ‫۵ سال قبل، یک شنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۰۲:۵۰ نوشته:

و گر سوزیدن را بپسندیم؛
عاشقان را هر نفس سوزیدنی است
هر دم گونه ای از سوختن، سوزیدن
سوخته دلی، سوخته جانی ....
بیا سوته دلان گرد هم آییم.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
روفیا در ‫۵ سال قبل، دو شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۲۶ نوشته:

بلی
دومی منطقی تر است جانم.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
ایلیا بهرامی در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، چهار شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۱۴ نوشته:

با سلام. در مصراع دوم بیت دوم به جای یا باید از نی استفاده کنیم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
عذرا در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، پنج شنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۶، ساعت ۰۴:۴۱ نوشته:

استاد شهرام ناظری در آلبوم موسی و شبان این ابیات رو به زیبایی اجرا کردن

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
کورش در ‫۴ سال قبل، جمعه ۵ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۵۲ نوشته:

عاشق این بخش غامض اشم :
من نکردم امر تا سودی کنم
بلک تا بر بندگان جودی کنم
هندوان را اصطلاح هند مدح
سندیان را اصطلاح سند مدح

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
حمید در ‫۳ سال قبل، دو شنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۴۷ نوشته:

با سلام و عرض ادب، بخش 35 و 36 و 37 به داستان اخلاص اشاره دارد که مولانا به زیبایی هر چه تمامتر بیان میدارد و گمان نمیرود در مورد اخلاص بتوان داستانی بهتر ازین در جایی پیدا کرد
قصیده شماره 7 سعدی بیت 7
طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی
صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست
منبع قصیده خود گنجور میباشد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
جلال غلامی در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، سه شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۰۴ نوشته:

چه غم ار غواص را پاچیله نیست، درست تر بنظر میرسه
شما نوشته آید: چه غم از غواص را پاچیله نیست
لطفاً اصلاح کنید

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
Polestar در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، یک شنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۳۱ نوشته:

مولوی خیلی از داستان‌ها را از خودش اختراع کرده و واقعیت خارجی ندارند
علامه جعفری هم در شرح مثنوی به این نکته تصریح نموده.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سید محمد مهدی شریفی در ‫۱۰ ماه قبل، شنبه ۴ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۵۰ نوشته:

هوالجَواد
از جمله اسم های خداوند ( الجواد) است . یعنی بسیار انعام و احسان کننده و حق تعالی فیاض مطلق و متصف به صفت جود واحسان ورحمت غیر متناهی است ودائم الفضل وقدیم الاحسان است وبخل در ساحت کبریایی او راهی ندارد.
من نکردم امر تا سودی کنم
بلک تا بر بندگان جودی کنم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
عباس در ‫۱۰ ماه قبل، دو شنبه ۶ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۲۵ نوشته:

با تشکر از دست اندر کاران محترم سایت ارزشمند ganioor.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سینا در ‫۷ ماه قبل، سه شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۰۶ نوشته:

این شعر حقیقتا بدین علت بسیار مشهور است که اصل جهان بینی مولانا را به ساده ترین و واضح ترین شکل بیان میکند. مولانا وظیفه اولیای اللهی را نه ترویج دیانت و شریعت، نه بنیان نهادن حکومت ها براساس دین و برقرار کردن یک روش خدا پرستی خاص و واحد بلکه یرعکس آن اساسا آزاد کردن انسان از قید و بند های دینی و غیر دینی که به فساد و ریا و ظاهرسازی میانجامد و آشنا کردن انسان به مفهوم عشق و وارستگی میداند. در این شعر که موسی در دام ظاهر افتاده و حقیقت عشق را نه تنها نمیبیند که از آن خشمگین نیز میشود مورد سرزنش خدا قرار میگیرد. موسی پس از پشیمانی توبه میکند. مولانا در سطر به سطر اشعار این معنا را پی میگیرد که عشق با هر شکلی مسیر مطلوب به خدا برای آدمیست و تظاهر و تدین و شریعت هر جا نافی این عشق شد آن را نکوهش میکند مانند همین شعر.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.