گنجور

رباعی شمارهٔ ۱۲۶

 
خیام نیشابوری
خیام » رباعیات
 

تا چند اسیر عقل هر روزه شویم

در دهر چه صد ساله چه یکروزه شویم

در ده تو بکاسه می از آن پیش که ما

در کارگه کوزه‌گران کوزه شویم

 

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

نسخهٔ چاپی و مصور رباعیات خیام - تصحیح فروغی، تصاویر محمد تجویدی، خط جواد شریفی - امیرکبیر - ۱۳۵۴ » تصویر 62

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ف-ش در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، سه شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۸۹، ساعت ۱۹:۴۱ نوشته:

تا چند اسیر عقل هرروزه شویم....
این عقل هرروزه که در این رباعی به آن اشاره شده با آن عقل کلی که انسان را از آسیب حفظ میکند ویا اورا براه درست میبرد تفاوتی دارد که تو جه به آن سوءتفاهم بین اهل معرفت و دیگران را برطرف میکند مولوی درین باره گفنه:
عقل دو عقل است اول مکسبی
که درآموزی به مکتب چون صبی
عقل دیگر بخشش یزدان بود
چشمه آن درمیان جان بود
عقل مکسبی یا عقل روزمره یاعقل معاش گاه حیله گرانه است وراه ارضای تمایلات خود خواهانه وسوء استفاده را نشان میدهد ودر بعضی دراثر آموختگی وتجربه قویست این عقل است که اهل معرفت به آن بها نمیدهند وگرنه عقل عالی که به قول مولوی بخشش یزدانست و راه وچاه را نشان میدهد اسارت بار یا مذموم شناخته نمیشود

 

فرهاد در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، دو شنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۹، ساعت ۰۶:۵۰ نوشته:

به گفته خیام در این رباعی (که البته مستقل از گفته های مولوی است) یا بایستی اسیر عقل هر روزه شد، یا انکه کاسه می را چسبید پیش از آنکه کوزه شد! همین.

 

فرهاد در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، یک شنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۰۹ نوشته:

منظور از "عقل هر روزه" گرفتاری روزمره است. عقل در اینجا به معنی نیروی درک و فهم نیست. عقل = بستن دست و پا، بندی که با آن زانوی شتر میبندند.

 

مارشال در ‫۳ سال قبل، سه شنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۱۷ نوشته:

درود فراوان به ادیبان بزرگ منش.تنها اندکی خواندن و نوشتن میدانم ،با این مهم به راحتی پند و اندرزهای حکیمانه را درک میکنم ،خیام مرد بزرگ اندیشه پاک ایرانی چه به رایگان و چه به اسانی پند و اندرز میکند ! زمانه ای که رقص و آواز برای فرد درامد میسازد ،این بارگاه نیشابور خیام و عطار حقیرانه هست ،اگه کسی پیدا بشود و آستین بالا بزند و برای این دو دانشمند و حکیم بی همتای روزگار بارگاهی در خور بسازد ،چه کم کاری کرده است در برابر این دو ابر مرد بشریت ،،ما کوتاهی کرده ایم و میکنیم . گنجور محترم دستی بالا کن و جهانیان را شریک کن که همه ادیبان و روشنفکران به میدان خواهند امد.

 

حسین ش در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، یک شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۴۹ نوشته:

دوستان عزیز به جان هر کسی که دوست دارید دست از سر خیام بر دارید و او را با محمد بلخی ملقب به رومی یا عطار مقایسه نکنید. خیام یک نابغه دانشمند بوده و در زمان حال زندگی میکرده و اعتقادی هم به مذهب و عرفان و زندگی بعد از مرگ نداشته است. بلخی و عطار اعتقاد به مرگ و زندگی بعد از مرگ داشته اند که از نظر نابغه ای مثل خیام بطور کلی غلط و بچه گانه است.

 

احمد نیکو در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، سه شنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۵۳ نوشته:

این رباعی منتسب به خیام می باشد و مصراع سوم آن چنین است:
می ده تو پیاله ای از آن پیش که ما
این عقل که در ره سعادت پوید
روزی صدبار خود ترا می گوید

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.