منصور محمدزاده در ۱۵ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۱۰:۵۰ دربارهٔ اقبال لاهوری » جاویدنامه » بخش ۵۷ - نمودار میشود روح ناصر خسرو علوی و غزلی مستانه سرائیده غائب میشود:
خواهشمند است موارد زیر را اصلاح فرمایید:
نادرست:
آنچه بر تقدیر مشرق قادر است
حزم و حزم پهلوی و نادر است
درست:
آنچه بر تقدیر مشرق قادر است
حزم و جزم پهلوی و نادر است
منصور محمدزاده در ۱۵ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۰۹:۵۶ دربارهٔ اقبال لاهوری » جاویدنامه » بخش ۳۳ - فلک مریخ اهل مریخ:
خواهشمند است موارد زیر را اصلاح فرمایید:
نادرست:
چون کسی را میرسد روز فراق
چسصت تر می گردد از سوز فراق
درست:
چون کسی را میرسد روز فراق
چست تر می گردد از سوز فراق
خلعتبری در ۱۵ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۰۸:۴۹ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » شوقیات » شمارهٔ ۱۷۸:
درود
وزن این غزل اشتباه است،فکر کنم مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن صحیح تر باشد.
حمید در ۱۵ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۰۷:۵۳ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۰:
گمان دارم «در مژده گذر کن» باید به این شکل باشد «بر مرده گذر کن»
با تشکر
منصور محمدزاده در ۱۵ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۰۷:۲۵ دربارهٔ اقبال لاهوری » زبور عجم » بخش ۱۰ - بصدای درمندی بنوای دلپذیری:
خواهشمند است موارد زیر را اصلاح فرمایید:
نادرست:
بصدای درمندی بنوای دلپذیری
خم زندگی گشادم بجهان تشنه میری
درست:
به صدای دردمندی به نوای دلپذیری
خم زندگی گشادم به جهان تشنه میری
عنوان شعر را نیز تصحیح فرمایید
افشین در ۱۵ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۰۳:۳۰ دربارهٔ کسایی » ابیات پراکنده از فرهنگهای لغت » شمارهٔ ۲:
مصراع دوم:
میخ آن خیمه ستاک سمن و نسرینا
درستش:
میخ آن خیمه ستاک سمن و نسترنا
(براساس کتاب برگزیده اشعار رودکی و منوچهری تالیف دکتر اسماعیل حاکمی در قسمت منوچهری در قصیده نوبهار)
ناشناس در ۱۵ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۰۳:۱۰ دربارهٔ کسایی » ابیات پراکنده از فرهنگهای لغت » شمارهٔ ۲:
این بیت در کتاب برگزیده اشعار رودکی و منوچهری تالیف دکتر اسماعیل حاکمی (انتشارات اساطیر) ذیل اشعار منوچهری آمده است.
جعفر سرخی در ۱۵ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۰۰:۴۲ دربارهٔ عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲:
lمتاسفانه در بیت اول غزل دوم شما اشتباه فاحشی صورت گرفته است که امیدوارم متوجه شده و تصحیح نمایید .
به جای ( مردم آسوده ) نوشته شده است ( مردم آزاده ) :
کوی عشق است و همه دانه و دام است اینجا .......جلوه ی مردم آسوده حرام است اینجا
=======================
با تشکر - جعفر سرخی
کامران در ۱۵ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۲۳:۱۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۷:
ای باد ای باد ای باد دیوانه گذشتی
سروش موسوی در ۱۵ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۱۷:۳۷ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱۳ - در صفت عشق مجنون:
در بیت
لیلی چه سخن؟ پری فشی بود
مجنون چه حکایت؟ آتشی بود
به نظرم مصرع اول باید به شکل زیر تغییر کند:
لیلی چه سخن؟ پریوشی بود
در یکی از نسخ به این شکل دیدم. حتما نام مصحح را به زودی اطلاع میدهم.
ملیحه رجائی در ۱۵ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۱۶:۰۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۳:
یار آشنا = پیک عاشق ( باد صبا )
سزا = شایسته
حق گزار = بجای آورنده حق ، حق شناس
یک زمان = یک لحظه
چه ها = چه چیزها
شاه حُسن = شهریار سرزمین زیبایی
خوش می کنم = عطر آگین می کنم
دلق پوش = صوفی ، زاهد
دور = گردش
گنبد چرخ = روزگار، گردش فلک
ندا کردن = صدا زدن
محض خیر = خالص برای خوبی
عین صواب = کاملاً درست و خوب
دربند آن مباش = درفکر آن نباش
سمع = شنیدن
معنی بیت 1: هرکس بوی دلپذیر تو را از باد بهاری شنید از نسیم صبا که قاصد عشاق است، پیام دوست و محبوب را دریافت کرده است.
معنی بتی 3 : جان را با شراب مشکبوی، معطر می کنم زیرا از خرقه پوش زهد فروش جز بوی ناخوش ریا کاری و فریب به مشام نمی رسد.
ملیحه رجائی در ۱۵ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۱۵:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۶:
عید = عید فطر
د رانتظار = چشم به راه
ساقی = ای ساقی!( منادا)
برگرفتن = برکندن
منت پاکان = دعای روزه داران
فیض = بهره مندی ، بخشش
ترسم = یقین دارم
کریم = بخشنده
پرده پوشی = چشم پوشی
قلب ما = سکه ناخالص دل ما
نقد کم عیار = عیار اندکی دارد
حشر = روز قیامت
ازدست رفت = فرصت تمام شد
معنی بیت 1: عید فطر است و پایان فصل گل و دوستان منتظر باده اند. حال ای ساقی ماه عید را به روی شاه رویت کن و باده بیار.
معنی بی 3: تعلق خاطر به دنیا نداشته باش و درحال مستی از فیض بخشی جام، داستان جمشید کامروا را سوال کن که سرانجام چگونه نا کام ازجهان رفت؟!
ملیحه رجائی در ۱۵ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۱۵:۵۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳:
صَبوح = شراب بامدادی
مسنَد = تخت
خانقاه = تکیه و مکان صوفیان
پیر مغان = مرشد
وِرد = به زبان همیشگی
گَرَم = اگرمن
نوا = فریا د ، صدا
فارغ = آسوده
وصال = رسیدن به معشوق
آستان = درگاه
اجل = مرگ
ورنه = وگر نه
معنی بیت 1: من گوشه و زاویه میکده عرفان و عشق راخانقاه خود کرده ام و دعای دولت پیر و مرشد میخانه را که رهبر روحانی من است، هر بامداد برزبان می آورم.
معنی بیت 3: بحمدلله از پادشاه و گدا آسوده خاطرم چون پادشاه من، آن گدایی است که چاکر خاک درگاه محبوب است.
معنی بیت 4: مقصود از مسجد و میخانه وصل شماست و خداوند شاهد و گواه من است که من خیال و فکری جز این ندارم.
ملیحه رجائی در ۱۵ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۱۵:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۳:
شُهره = مشهور عالَم
منم = این من می باشم ، من هستم
بد دیدن = نگاه حرام
نیالوده ام = آغشته نکرده ام
می پرستی = باده نوشی
نقش بر آب = کار بیهوده، کار بی ثبات
خود پرستیدن = غرور
ملامت = سرزنش
خوش باشیم = خرسندیم
طریقت = مسلَک، روش
کافری = کفر و ناسپاسی
پیر میکده = مرشد
راز پوشیدن = اسرار مردم را فاش نکردن
خط یار = سبزه چهره محبوب
مهر = عاشق شدن
گرد عارض = اطراف چهره و صورت
مراد = مقصود
به دست مردم چشم = بوسیله مردمک دیده
از رخ تو گل چیدن = از گلزار چهره محبوب بهره بردن
معنی بیت 6: من به لطف و مرحمت سرزلف تو اعتماد دارم و امیدوار هستم زیرا اگر جازه ای از جانب معشوق نباشد کوشش عاشق بیچاره برای وصال بیهوده است.
معنی بیت 7: می خواهم از این مجلس روی بر تابم و به میخانه بروم زیرا نصیحت این واعظان بی عمل را بهتر است که نشنوم.
ملیحه رجائی در ۱۵ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۱۵:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۹:
دلا = ای دل
رفیق سفر بخت نیکخواهت بس = طالع نیک خواه، رفیق سفر تو باشد ، کافیست
پیک = قاصد
روضه شیراز = باغ شیراز
پیرمغان = مرشد
مَصطَبه = تختگاه، سکو
زَمام مراد = سررشته آرزو
مَالوف =جای انس و الفت
وِرد = دعا ، ذکر
سیر معنوی = سیر جانان
رهروان سفر کرده = سیاحان
ساغر = قَدَح می
صراحی = قدح می
جاه = مقام، منصب
معنی بیت 1: ای دل! همسفر تو یعنی طالع سازگارت بسنده است و باد ملایم باغ شیراز قاصد و رانمای تو برای بازگشت به وطن کافی است.
معنی بیت 4: بر پیشگاه سکو و صُفِه میخانه تکیه بزن جام می برگیر که همین اندازه خواسته و مقام از دنیا کسب کردن، برای تو کافی است.
معنی بیت 8 : عادت به منت دیگران نداشته باش زیرا در دو دنیا رضای خداوند و انعام پادشاه برایت کافی است.
ملیحه رجائی در ۱۵ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۱۵:۴۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸:
خسروا = ای پادشاه
گوهر فلک = کنایه از قدرت و عظمت گوی گردون
در خم چوگان تو باد = دست خوش و سرگردان تو باشد.
طُغراکش = فرمان پادشاهی
طیره = خِفَت ، سبکی
طوبی = درختی در بهشت
خُلد = بهشت
ساحت = میدان
معنی بیت 1: پادشاها! حق تعالی به تو قدرت و عظمتی دهد که مافوق تصور باشد!
معنی بیت 2: گیسوی ملکه پیروزی عاشق پرچم و درفش توست و چشم پیروزی و گشایش جاودانی ، دلباخته تاخت و تازتو باد!
معنی بیت 3: ای که دبیری تیر و عطارد، نشانه توصیف عظمت تو می باشد پس عقل کل که مجمع خردهاست ، بنده و فرمان نویس تو باد!
ملیحه رجائی در ۱۵ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۱۵:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۴:
اصلاح حاشیه :
کارگه کون و مکان = جهان هستی و عالم ماده
سِدرِه و طوبی = سِدرِه المنتهی و درخت بهشتی طوبی
جِنان = جَنت ، بهشت
پنج روز = کنایه از مدت کوتاه عمر
رقم = نشان کردن و نوشتن
این همه نیست = هیچ مهم نیست
صحبت = مصاحبت
خوش = خوب
لب = ساحل
نزار = لاغر و ضعیف
معنی بیت 3 : آسایش درسایه سدره المنتهی و درخت بهشتی طوبی را به بهای منت کشیدن قبول مکن ای سرو خوش خرام که اگر نیک فکر کنی خواهی دید ارزش ندارد.
معنی بیت 4: آسایش آن باشد که بی خون دل خوردن به دست آید و اگر چنین نباشد باغ بهشت را با کوشش سخت و طاقت فرسا بدست آوردن ارزش ندارد.
معنی بیت 7 : ای پارسا از نقش غیرت و بازی خداوندی ایمن مباش و مغرور عبادتت مباش بلکه بدان که از صومعه تا دیر مغان ر اهی نمی باشد ( تلمیح داستان شیخ صنعان )
دلیرپور در ۱۵ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۱۳:۱۹ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۷:
مصرع آخر مشکل دارد به احتمال زیاد قافیه می بازی می باشد
حسین در ۱۵ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۱۰:۴۳ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۵۵۵:
عرض شود معنایی که رباعی به ذهن متبادر می کند به خیام نزدیک تراست تا ابوسعید . در نگاه ابوسعید به عنوان یک عارف ، سالک طریقت آگاه به اسرار مگو است اما مجاز به گفتن نیست ، سالکی که تا کوه قاف رفته است وآن چه نادیدنی است دیده است و خبردان خبرغیب شده است ، به اسرار اشرف دارد اگرچه یا نمی تواند زبان به سخن بگشاید به این معنا که زبان قاصر است و عاجز از انتقال یا آن که گفتن سر عاقبت سالک را منصور حلاج می کند . بهرتقدیر سالک واقف به پس پرده هست او خود چراغ راه ست برای دیگران ، اما درنگاه شکاک و نیست انگار خیامی پس پرده وجود ندارد و یا اگر هست از آن بسیار پرسش هست . مثلا در رباعی جامی است که عقل آفرین می زندش ، خیام نمی داند که این کوزه گر دهر چرا این جام لطیف را می شکند ، خیام پرسش گر است وچون برای پرسش ها جوابی نمی یابد ساحت دیگر را برای پس پرده قایل نیست . به گمان رباعی به جهان خیام نزدیک تراست .
منصور محمدزاده در ۱۵ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۱۱:۵۷ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲: