در خانه تا قرابهٔ ما پر شراب نیست
ما را قرار و راحت و آرام و خواب نیست
در خلوتی که باده و ساقی و شاهد است
حاجت به چنگ و بربط و نای و رباب نیست
خوش کن به باده وقت حریفان که پیش ما
عمری که خوش نمیگذرد در حساب نیست
اینک شراب اگر هوست میکند وضو
در آفتابه کن که در این خانه آب نیست
ما را که ملک فقر و قناعت مسلم است
حاجت به جود خسرو مالک رقاب نیست
همچون عبید خانهٔ هستی خراب کن
زیرا که جای گنج به جز در خراب نیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان حالتی از بیقراری و عدم آرامش در زندگی میپردازد. او میگوید که در خانهی او شراب و شادی نیست و به همین دلیل آرامش و خواب هم وجود ندارد. در فضایی که باده و ساقی و شاهد حضور دارند، نیازی به ساز و سازندگان نیست. شاعر دعوت میکند که در زمان خوشی با دوستان از شراب استفاده کنند، زیرا عمر کوتاه است و نباید هدر رود. همچنین اشاره میکند که در این خانه آبی برای وضو گرفتن نیست و زندگی فقیرانهای دارد که نیازی به بخشش و قدرتمندان ندارد. در پایان، شاعر بر این نکته تأکید میکند که باید برای رسیدن به گنج و حقیقت، زندگی را تغییر داد و ساختار کنونی را خراب کرد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که قرابهٔ ما پر از شراب نیست، در خانهمان نه آرامش و راحتی وجود دارد و نه خواب و آسایش.
هوش مصنوعی: در فضایی که شراب و معشوق و دلدار حضور دارند، نیازی به آلات موسیقی مانند چنگ، بربط، نی و رباب نیست.
هوش مصنوعی: در جمع دوستان و همنشینان، با خوشی و جشن بگذرانید؛ زیرا زمانی که با هم هستید، اهمیت بیشتری دارد و لحظات تلخ و ناخوشایند زندگی دیگر به حساب نمیآید.
هوش مصنوعی: الان که شراب تو را به یاد خود مشغول کرده، اگر میخواهی خودت را تطهیر کنی، برو وضوی خود را در آفتابه بگیر، چون در این خانه آب وجود ندارد.
هوش مصنوعی: ما که در فقر و قناعت زندگی میکنیم، نیازی به بخشش و generosity پادشاه نداریم.
هوش مصنوعی: مثل عبید، باید ویرانی خانهٔ وجود را تجربه کنی، زیرا گنجینه نمیتواند در جایی جز ویرانهها یافت شود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای سروری که چون تو به رادی سحاب نیست
چون رای روشن تو بلند آفتاب نیست
مهمان رسیدهاند تنی چندم این زمان
قومی که شان برفتن از اینجا شتاب نیست
داریم کودکی که چو روی و چو موی او
[...]
با نور و تاب فکرت تو آفتاب نیست
آن را نظیر رای تو خواندن صواب نیست
تو آفتاب دینی و در آفتاب چرخ
صد یک ز رای و فکرت تو نور و تاب نیست
از آفتاب جود تو ای آفتاب دین
[...]
احوال ناتوانی ایام خویشتن
در مجلس رفیع تو گفتن ثواب نیست
داریم دلبری که چو روی و چو موی او
گلبرگ نوشکفته و مشک بتاب نیست
در بند خواب او همه حیران بمانده ایم
[...]
بیدار شو، دلا، که جهان جای خواب نیست
ایمن درین خرابه نشستن صواب نیست
از خفتگان خواب چه پرسی که حال چیست؟
زان خواب خوش که هیچ کسی را جواب نیست
چون هیچ دوست نیست وفادار زیر خاک
[...]
در شهر یار پختهٔ ما جز کباب نیست
وز همدمان کهنه کسی جز شراب نیست
همصحبتی که با همهکس خوش سخن بود
بسیار جُستهایم و به غیر از رباب نیست
روی از بساط دهر به شطرنج کردهایم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.